نقد و بررسی
نقد Something in the Dirt | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی از دل روزمرگی «Something in the Dirt» از رویدادی کوچک و نامنتظر آغاز میشود: دو همسایه در آپارتمانی فرسوده با پدیدهای روبهرو میشوند که با منطق معمول جور درنمیآید. اما فیلم بهجای آنکه این رخداد را فوراً به معمایی بزرگ و پرشتاب بدل کند، آن را به نقطهٔ آغاز یک وسواس بدل میسازد.
جان و لوی تصمیم میگیرند آنچه دیدهاند ثبت کنند؛ شاید بتوانند از دل آن مستندی بسازند و به شهرت یا ثروتی برسند که زندگی روزمره از آنها دریغ کرده است. همین انگیزهٔ زمینی، در کنار امر فراطبیعی، به فیلم هویتی خاص میبخشد: اینجا کنجکاوی فقط برای کشف حقیقت نیست، بلکه راهی برای مهمشدن نیز هست.
جذابیت ایده در آن است که هر نشانهٔ تازه، هم احتمال وجود نیرویی ناشناخته را تقویت میکند و هم پرسش تازهای دربارهٔ کسانی پدید میآورد که آن نشانه را روایت میکنند. فیلم از ابتدا وعدهٔ پاسخ ساده نمیدهد؛ در عوض، تماشاگر را با همان دشواری شخصیتها روبهرو میکند: چگونه میتوان میان مشاهده، تفسیر و میل به باورکردن تمایز گذاشت؟
مستندی درون داستان ساختار فیلم بر ثبت و تدوین مواد تصویری بنا شده است؛ گفتوگوها، مستندنگاری و بازسازی رویدادها در هم میآمیزند و حس تماشای فیلمی را ایجاد میکنند که شخصیتها خودشان در حال ساختنش هستند. این قالب تنها پوششی برای قصه نیست؛ یکی از موضوعهای اصلی آن است. دوربین قرار است شاهدی بیطرف باشد، اما انتخاب قاب، حذف بخشهایی از واقعیت و چگونگی کنار هم نشاندن تصاویر، هرکدام میتوانند معنای رخدادها را تغییر دهند.
« این قالب تنها پوششی برای قصه نیست؛ یکی از موضوعهای اصلی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همینجا فیلم به شکلی خودآگاه دربارهٔ قدرت تصویر و وسوسهٔ ساختن روایت حرف میزند. جان و لوی بهدنبال مدرکیاند که دیگران را قانع کند، اما هرچه بیشتر به سراغ شواهد میروند، روشنتر میشود که «مدرک» بهتنهایی حقیقت را تضمین نمیکند. دوربین هم میتواند ثبتکننده باشد و هم وسیلهای برای تأیید فرضیهای که از پیش دوست داریم درست باشد.
این بازی با قالب مستند، به اثر تازگی میدهد؛ هرچند گاهی تکرار توضیحها و مرور فرضیهها، از اثرگذاری این ترفند میکاهد. جان و لوی؛ دوستی زیر فشار جاهطلبی رابطهٔ دو شخصیت در آغاز ساده و همسایهوار به نظر میرسد، اما پروژهٔ مشترک بهتدریج آن را پیچیده میکند. جان و لوی فقط دو شریک در کشف یک راز نیستند؛ هرکدام با نیازها و حساسیتهای متفاوت وارد این ماجرا میشوند.
آنها باید دربارهٔ معنای نشانهها، مسیر مستند و حتی ارزش ادامهدادن کار به توافق برسند. همین همکاری، زمینهای فراهم میکند تا تفاوت میان کنجکاوی صادقانه و میل به اثبات عقیده آشکار شود. فیلم بهخوبی نشان میدهد که دوستی همیشه از صمیمیت محض ساخته نمیشود؛ گاهی پای نیاز به همراه، اعتبار یا سود شخصی نیز در میان است.
هنگامی که شهرت و ثروت به افق احتمالی پروژه بدل میشوند، پرسش مهمتر از ماهیت پدیده این است که هر یک از این دو مرد چه چیزی از آن میخواهد. با این حال، شخصیتپردازی در همهٔ لحظهها به یک اندازه پیش نمیرود. گاهی بحث نظری چنان فضای گفتوگو را میگیرد که عواطف و آسیبپذیریهای شخصیتها در پسزمینه میماند.
« از همینجا فیلم به شکلی خودآگاه دربارهٔ قدرت تصویر و وسوسهٔ ساختن روایت حرف میزند. »
شخصیتها و اجرا
ساختمان بهمثابه جهان بسته فضای فرسوده و محدود آپارتمان، از بهترین ابزارهای فیلم برای ساختن حس تنهایی و رازآلودگی است. دیوارها و اتاقها فقط پسزمینهٔ رخدادها نیستند؛ جهان کوچک و محصور شخصیتها را مجسم میکنند. در چنین محیطی، هر صدای نامعمول، هر تغییر جزئی و هر شیء جابهجاشده اهمیت پیدا میکند.
محدودیت مکانی همچنین اجازه میدهد فیلم با امکاناتی کم، تعلیقی مبتنی بر انتظار و توجه بسازد، نه بر نمایش پیوستهٔ جلوههای بزرگ. لسآنجلس نیز در این روایت بیش از آنکه شهری پرجنبوجوش باشد، به فضایی دوردست و آکنده از رازهای احتمالی تبدیل میشود. شخصیتها از محدودهٔ خانه بیرون میروند، سرنخها را دنبال میکنند و در پی پیوندهایی گستردهتر میگردند، اما حالوهوای اصلی همچنان از همان ساختمان میآید: مکانی که هم پناهگاه است و هم تله.
این انتخاب فضایی با مضمون فیلم تناسب دارد؛ هرچه جهان بیرون بزرگتر و پیچیدهتر به نظر میرسد، زندگی این دو نفر در قابهای بسته و روزمره کوچکتر جلوه میکند. تعلیق، شوخی و لحن نامأنوس فیلم میان دلهره و طنز خشک حرکت میکند و از همین ناهماهنگیِ حسابشده، لحن ویژهٔ خود را میسازد. موقعیتهایی که میتوانند بهسادگی ترسناک باشند، گاه با واکنشهایی روزمره یا گفتوگویی نامنتظر همراه میشوند.
نتیجه نه وحشتی متعارف است و نه کمدی آشکار؛ بیشتر نوعی خندهٔ عصبی و تردیدآمیز است که به تماشاگر یادآوری میکند شخصیتها نیز نمیدانند با آنچه روبهرو شدهاند چگونه باید رفتار کنند. این لحن در بهترین لحظهها، امر فراطبیعی را از کلیشههای آشنا دور میکند. پدیدهها نه بهانهای برای نمایش مداوم وحشت، بلکه عاملی برای آشفتن عادتهای فکری و اجتماعی شخصیتها هستند.
« دیوارها و اتاقها فقط پسزمینهٔ رخدادها نیستند؛ جهان کوچک و محصور شخصیتها را مجسم میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، فیلم در نگهداشتن تعادل میان تعلیق، گفتوگو و طنز همیشه موفق نیست. گفتوگوهای طولانی، بهویژه وقتی چند فرضیه پشت سر هم مطرح میشود، ممکن است ضرباهنگ را کند کنند و تمرکز تماشاگر را از تنش اصلی بگیرند. فرضیهها و مسئلهٔ انسجام یکی از مهمترین لذتهای تماشای فیلم، دنبالکردن پیوندهایی است که شخصیتها میان رخدادها پیدا میکنند.
هر سرنخ امکان تازهای پیش میکشد و جهان داستان را بزرگتر نشان میدهد. اما همین ویژگی، به نقطهضعف روایت نیز تبدیل میشود: گاهی آنقدر فرضیهها، اشارهها و توضیحهای جانبی روی هم انباشته میشوند که خط روایی انسجام خود را از دست میدهد. در چنین بخشهایی، کنجکاوی جای خود را به سردرگمی میدهد، بیآنکه ابهام لزوماً به عمق بیشتری بینجامد.
البته همهٔ بیپاسخیها را نباید نقص دانست. فیلم آگاهانه میان واقعیت بیرونی و تفسیر شخصیتها فاصله میاندازد و از تماشاگر میخواهد به میل آنان برای یافتن الگو نیز شک کند. مسئله زمانی پیش میآید که ابهام بهجای برانگیختن پرسش، صرفاً انبوهی از امکانها را بیآنکه وزن دراماتیک روشنی داشته باشند کنار هم میچیند.
این رفتوآمد میان ابهام ثمربخش و پراکندگی، کیفیت تجربه را برای تماشاگران مختلف متفاوت میکند. ریتم و تجربهٔ تماشاگر «Something in the Dirt» فیلمی برای تماشای شتابزده نیست. بخش مهمی از زمان آن صرف بحث، بررسی و بازگویی سرنخها میشود؛ رویکردی که به حس مستندگونهٔ اثر یاری میرساند، اما در عین حال صبر میطلبد.
« با این همه، فیلم در نگهداشتن تعادل میان تعلیق، گفتوگو و طنز همیشه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
ریتم کند، اگر با کنجکاوی مخاطب همراه شود، به ساختن فضای وسواسگونه کمک میکند؛ اگر نه، ممکن است احساس تکرار پدید آورد. فیلم بیش از آنکه با حادثههای پیدرپی پیش برود، با انباشتهشدن تردیدها حرکت میکند. همین انتخاب، هم امتیاز است و هم محدودیت. صبر فیلم برای ماندن در موقعیتهای کوچک، به آن کیفیتی صمیمی و مستقل میدهد؛ اما بعضی گفتوگوها و توضیحها میتوانستند فشردهتر باشند تا تنش روایی فرصت بیشتری برای رشد پیدا کند.
اثر برای تماشاگرانی که از معماهای باز و روایتهای مبتنی بر گفتوگو لذت میبرند، تجربهای درگیرکننده فراهم میآورد؛ در مقابل، کسانی که انتظار پیشروی سریع یا پاسخهای روشن دارند، ممکن است با فاصلهٔ بیشتری آن را دنبال کنند. جمعبندی «Something in the Dirt» از دل یک اتفاق کوچک، داستانی دربارهٔ ساختن معنا و میل به دیدهشدن میآفریند.
قدرت اصلی آن در فضاسازی محدود، قالب مستندگونه و پرسشهایی است که دربارهٔ حقیقت، تصویر و انگیزههای شخصی پیش میکشد. رابطهٔ جان و لوی نیز به اثر بُعدی انسانی میدهد و نشان میدهد که معما فقط در رخدادهای عجیب نیست؛ در شیوهٔ همکاری و اعتماد آنها نیز نهفته است. در برابر این دستاوردها، انباشت فرضیهها، کندی ضرباهنگ و گفتوگوهای طولانی گاه از انسجام و کشش فیلم میکاهند.
همچنین روایت از ارائهٔ پاسخ قطعی پرهیز میکند؛ انتخابی که میتواند برای گروهی از تماشاگران جذاب و برای گروهی دیگر ناکافی باشد. با وجود این، فیلم در ساختن حالوهوایی نامعمول و دعوت به تردید موفق است: اثری که بیش از آنکه معمایی را حل کند، نشان میدهد آدمها چگونه از نشانههای پراکنده داستانی میسازند و چرا گاهی بیش از حقیقت، به باورکردن آن نیاز دارند.
« فیلم بیش از آنکه با حادثههای پیدرپی پیش برود، با انباشتهشدن تردیدها حرکت میکند. »
ثبت دیدگاه