نقد و بررسی
نقد Volunteers | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ فرار از مسئولیت «Volunteers» که نیکولاس مایر کارگردانی کرده، کمدی ماجراجویانهای استوار بر تضادی روشن و بالقوه پربار: لارنس بورن سوم، فارغالتحصیل مرفه ییل، نه از سر آرمانخواهی، بلکه برای گریز از بدهی قمار به سپاه صلح میپیوندد. او جای هماتاقیاش را در پرواز به تایلند میگیرد و ناگهان در محیطی قرار میگیرد که با عادتها و امتیازهای طبقاتیاش سازگاری ندارد.
این جابهجایی، موتور اصلی طنز فیلم است: مردی که از آسایش و زیرکی اجتماعی خود برای فرار از پیامدهای رفتارش استفاده کرده، حالا باید در جایی زندگی کند که پول و نام خانوادگیاش چندان به کارش نمیآیند. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قهرمانش قرار نیست نمونهای از فداکاری باشد. لارنس خودخواه، عشوهگر و کممسئولیت است؛ انگیزهاش برای رفتن به تایلند نه خدمت، بلکه فرار است.
با این حال، فیلم او را چنان تیره ترسیم نمیکند که تماشاگر از همراهی با او دست بکشد. میان غرور و بیخیالیاش نوعی جذابیت بازیگوشانه وجود دارد و همین، امکان میدهد که ماجراجویی از دل نقصهای او شکل بگیرد. پرسش مرکزی فیلم نیز از همینجا برمیآید: آیا کسی که به اجبار وارد موقعیتی تازه شده، میتواند از آن تجربه چیزی جز راهی دیگر برای منفعت شخصی خود بسازد؟
« فیلم از همان آغاز روشن میکند که قهرمانش قرار نیست نمونهای از فداکاری باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی تام هنکس و خنده از دلِ خودخواهی تام هنکس نقش لارنس را با انرژی و چابکی بازی میکند. او شخصیت را به مردی مؤدب یا خوشقلب در لباسی نامناسب تقلیل نمیدهد؛ لارنس واقعاً خودمحور است و اغلب نخستین واکنشش به بحران، یافتن راهی برای خلاصشدن از آن است. جذابیت بازی در این است که هنکس این خودخواهی را با شوخطبعی میآمیزد، بیآنکه آن را کاملاً بیضرر جلوه دهد.
قهرمان فیلم میتواند هم بامزه باشد و هم آزاردهنده، و این دوگانگی به شخصیت جان میبخشد. نقطه قوت دیگر بازی، توانایی هنکس در نمایش تغییرهای کوچک است. لارنس با تظاهر به سازگاری وارد محیط جدید میشود، اما رویارویی با مسئولیتهای واقعی و نیازهای دیگران رفتهرفته فاصلهای میان نیت اولیه و رفتارش پدید میآورد.
با این همه، فیلم برای این تغییر فرصت کافی فراهم نمیکند. تحول او بیشتر در خطوط کلی داستان دیده میشود تا در زنجیرهای از لحظههای روانشناختیِ دقیق. بنابراین، بازی هنکس از شخصیت چیزی زندهتر و پیچیدهتر میسازد، اما فیلمنامه همیشه به همان اندازه برای گسترش این پیچیدگی آماده نیست.
« بازی تام هنکس و خنده از دلِ خودخواهی تام هنکس نقش لارنس را با انرژی و چابکی بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
جان کندی و نیروی گروهی جان کندی در نقش تام تاتل، همسفر آرمانخواه لارنس، وجهی دیگر از کمدی فیلم را به وجود میآورد. تام با باور صادقانهاش به مأموریت و نگاه سرراستش به جهان، در برابر بدبینی مصلحتجویانه لارنس قرار میگیرد. طنز رابطه این دو از اختلاف منش آنها تغذیه میکند: یکی میخواهد از هر وضعیتی راه خروجی پیدا کند و دیگری، دستکم در آغاز، میکوشد به معنای مأموریتی که پذیرفته وفادار بماند.
کندی با گرمای خاص بازیاش از شخصیت تام صرفاً ابزاری برای شوخی نمیسازد؛ سادگی و صداقت او به فیلم بُعدی انسانی میدهد. ریتا ویلسون نیز در نقش بتسی، حضوری متوازن در برابر شیطنتهای لارنس دارد. او فقط موضوع دلباختگی قهرمان نیست؛ نگاهش به خدمت و مسئولیت، معیار سنجش رفتار مردانی میشود که ادعای آرمانگرایی دارند.
رابطه بتسی و لارنس از برخوردهای کمیک و کشمکشهای شخصیتی نیرو میگیرد، اما فیلم در پرداخت آن به شتاب میافتد. جاذبه میان این دو قابلدرک است، ولی مسیر عاطفیشان گاهی بیش از آنکه از شناخت و تغییر متقابل ساخته شود، به الزامات کمدی رمانتیک تن میدهد. تایلند؛ صحنه ماجراجویی و مسئله بازنمایی فضای روستایی تایلند به فیلم رنگی متفاوت میدهد و آن را از کمدی دانشگاهی یا شهریِ معمول دور میکند.
« تام با باور صادقانهاش به مأموریت و نگاه سرراستش به جهان، در برابر بدبینی مصلحتجویانه لارنس قرار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ساخت پل، مناسبات روستا و حضور نیروهای بیرونی، موقعیتهایی برای آشوب و سوءتفاهم پدید میآورند. این محیط برای لارنس فقط منظرهای دوردست نیست؛ جایی است که سازوکارهای آشنای امتیاز طبقاتیاش کارایی کمتری دارند و او ناچار میشود به جای اتکا به نام خانوادگی، با آدمها و شرایط واقعی روبهرو شود.
بااینحال، فیلم در بهرهگیری از این فضا به محدودیت مهمی میرسد. تایلند اغلب بیش از آنکه جامعهای با تاریخ، خواستهها و دیدگاههای مستقل باشد، پسزمینه ماجراجویی قهرمان آمریکایی است. مردم محلی و مسائلشان معمولاً به اندازه کشمکشهای لارنس مجال بسط پیدا نمیکنند. ازاینرو، فیلم گاه میخواهد از تفاوت فرهنگی و نابرابری جهانی طنز بسازد، اما نگاهش همچنان از مرکز تجربه آمریکایی حرکت میکند.
همین محدودیت، بخشی از ظرفیت انتقادی اثر را کمرنگ میکند: محیط تازه شخصیت قهرمان را به چالش میکشد، اما کمتر به شخصیتی مستقل در روایت بدل میشود. هجو طبقاتی و آرمانگرایی آمریکایی یکی از ایدههای جذاب «Volunteers» هجو تناقض میان امتیازهای طبقاتی و زبان آرمانخواهانه است. لارنس از خانوادهای ثروتمند میآید و در نخستین مواجهه با مسئولیت، انتظار دارد راهحل را دیگران فراهم کنند؛ حتی سفرش بهظاهر خیرخواهانه، در اصل گریزی از بدهی شخصی است.
« ساخت پل، مناسبات روستا و حضور نیروهای بیرونی، موقعیتهایی برای آشوب و سوءتفاهم پدید میآورند. »
قوتها و کاستیها
این موقعیت دستمایه طنزی درباره کسانی میشود که میتوانند با برخورداری از پول و منزلت، از پیامدهای تصمیمهایشان بگریزند و در عین حال خود را در جایگاه اخلاقی برتر بنشانند. فیلم همچنین به ناسازگاری میان شعارهای بزرگ سیاسی و منافع عملی اشاره میکند. در داستان، پروژهای که قرار است برای مردم محلی سودمند باشد، به میدان رقابت و بهرهبرداری نیروهای گوناگون بدل میشود.
اما این نقد بیشتر در قالب
« فیلم همچنین به ناسازگاری میان شعارهای بزرگ سیاسی و منافع عملی اشاره میکند. »
ثبت دیدگاه