نقد و بررسی
نقد The Princess | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
داستانی آشنا با جابهجایی کانون قدرت «The Princess» از افسانهای آشنا آغاز میشود: شاهزادهای را به ازدواجی سیاسی و ناخواسته وادار میکنند، او سر باز میزند و در پی آن، قصر به صحنهی کشمکش برای قدرت بدل میشود. تفاوت محوری فیلم در این است که قهرمانش در انتظار نجات نمیماند؛ راه رهایی را با نیروی خود میجوید و برای حفاظت از خانواده و سرزمینش وارد نبرد میشود.
این جابهجایی، از شاهزادهی محبوس به کنشگری که خود مسیرش را میسازد، ظرفیت دراماتیک روشنی دارد و هستهی جذاب فیلم را شکل میدهد. بااینحال، فیلم بیش از آنکه به پیچیدگیهای درونی این انتخاب یا پیامدهای سیاسی آن بپردازد، آن را به موتور یک ماجرای اکشن بدل میکند. «The Princess» در بنیاد خود قصهای سرراست و پرتحرک است، نه افسانهای سیاسی با لایههای بسیار.
بهتر است آن را با همین انتظار تماشا کرد: اثری که آزادی و مقاومت را بهانهای برای حرکت مداوم قهرمان در دل قصر میسازد. قهرمانی که از انفعال سر باز میزند شاهزادهی فیلم بیش از آنکه با گفتار یا تأمل شناسانده شود، از خلال کنشهایش شکل میگیرد. او در شرایطی گرفتار شده که دیگران دربارهی آیندهاش تصمیم گرفتهاند؛ بااینهمه، واکنشش تسلیم یا انتظار نیست.
همین انتخاب، شخصیت را در مرکز روایت قرار میدهد و مبارزه را به چیزی فراتر از نمایش مهارت جسمانی تبدیل میکند: هر رویارویی، تلاشی برای بازپسگرفتن اختیار است. Joey King انرژی زیادی به این نقش میبخشد و در لحظات نبرد، خستگی و سرسختی قهرمان را بهخوبی منتقل میکند. شخصیت او پیوسته زخمیتر و فرسودهتر میشود، اما همچنان پیش میرود؛ این استمرار به تماشاگر امکان میدهد با قهرمانی همراه شود که پیروزیاش نه از مصونیت، بلکه از سماجت و اراده میآید.
« The Princess» در بنیاد خود قصهای سرراست و پرتحرک است، نه افسانهای سیاسی با لایههای بسیار. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم فرصت محدودی برای مکث بر ترس، تردید یا آسیبپذیری او فراهم میکند. در نتیجه، شاهزاده بیش از آنکه شخصیتی با دگرگونی روانی عمیق باشد، نیروی محرک صحنههای اکشن باقی میماند. اکشن بهمثابه زبان روایت مهمترین دستاورد فیلم، ریتم و طراحی درگیریهاست. روایت مدام قهرمان را از موقعیتی خطرناک به موقعیت بعدی میبرد و مبارزهها بهجای آنکه گسستی از قصه باشند، شیوهی اصلی پیشروی آناند.
فضاهای بستهی قصر و برج، امکان رویاروییهای نزدیک و پرتنش را فراهم میکنند؛ راهروها، اتاقها و پلهها به میدانهایی تبدیل میشوند که در آنها فاصله و جغرافیای صحنه اهمیت دارد. دوربین و تدوین در بسیاری از لحظات، حرکت بدنها را خوانا نگه میدارند و حس نزدیکی به خطر را تقویت میکنند.
مبارزهها پرتحرکاند و استفاده از ابزارها و محیط، به آنها تنوع بصری میدهد. در عین حال، فیلم از خشونتی آشکار بهره میگیرد و تضاد میان فضای قصهوار قصر و خشونت نبردها بخشی از هویت آن است. این انتخاب برای مخاطبی که انتظار ماجرایی لطیف و خانوادگی دارد، غافلگیرکننده خواهد بود؛ اما با لحن خشن و مستقیم فیلم سازگار است.
ریتم تند و بهای تکرار ساختار روایی اثر از حرکت پیوسته نیرو میگیرد. قهرمان در مسیر خود با مانعهای تازه روبهرو میشود و هر صحنه، فشار موقعیت را بالا میبرد. این شتاب، حس فوریت میسازد و اجازه نمیدهد داستان در توضیحات طولانی متوقف شود. فیلم بهسرعت روشن میکند که اولویتش پیشبرد کنش است، نه گسترش جهان خیالی یا پرداخت مفصل تاریخ و مناسبات دربار.
« بااینحال، فیلم فرصت محدودی برای مکث بر ترس، تردید یا آسیبپذیری او فراهم میکند. »
شخصیتها و اجرا
اما همین الگو بهتدریج به نقطهضعف بدل میشود. هنگامی که بخش بزرگی از روایت بر درگیریهای پیاپی استوار است، تفاوت میان صحنهها اهمیت بیشتری پیدا میکند. فیلم در مقاطعی نمیتواند هر رویارویی را از نظر احساسی یا نمایشی به اندازهی کافی از قبلی متمایز کند؛ بنابراین، هیجان اولیه کاهش مییابد و تماشاگر ممکن است پیش از آنکه داستان به مقصد برسد، با فرمول تکرارشوندهی آن آشنا شود.
تنوع در طراحی نبردها این مشکل را کم میکند، اما کاملاً از میان نمیبرد. قصر و برج؛ فضاهایی برای تعلیق قصر در فیلم صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست، بلکه ساختار حرکت و تعلیق را شکل میدهد. برج، محل حبس و نقطهی آغاز خطر است؛ راهروها و طبقات نیز مسیری میسازند که قهرمان باید آن را پشت سر بگذارد.
این معماری حس محصورشدن را تقویت میکند و در عین حال، برای روایت اکشنی که بر عبور از موانع تکیه دارد، چارچوبی روشن فراهم میآورد. فضای قلعه، با حالوهوای رازآمیز و گاه تیرهاش، به داستان کیفیتی افسانهای میدهد، بیآنکه فیلم در پی بازسازی دقیق تاریخی باشد. این فاصله از واقعگرایی، دست سازندگان را برای اغراق در خشونت و کنش باز میگذارد.
بااینهمه، قصر بیشتر به یک مسیر پرمانع شباهت پیدا میکند تا مکانی با تاریخ و زندگی مستقل. اگر محیطها و مناسبات درباری لایههای بیشتری مییافتند، جهان فیلم میتوانست فراتر از کارکرد عملیاش در صحنههای مبارزه گسترش پیدا کند. شخصیتهای فرعی و کشمکش قدرت در کنار شاهزاده، شخصیتهایی چون خواستگار او و همراهان دربار قرار دارند؛ اما میزان پرداختشان یکسان نیست.
« اما همین الگو بهتدریج به نقطهضعف بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دشمن اصلی با بیرحمی و میل به سلطه، تهدیدی روشن میسازد و تقابلش با شاهزاده موتور داستان را به حرکت درمیآورد. این تقابل از نظر دراماتیک کارآمد است، زیرا مسئلهی ازدواج اجباری را به نزاعی بر سر اختیار و قدرت پیوند میزند. بااینحال، شخصیت منفی بیشتر در مقام مانعی تهدیدآمیز ظاهر میشود تا انسانی با انگیزههایی چندوجهی.
برخی شخصیتهای فرعی نیز برای پیشبرد صحنه یا پشتیبانی از قهرمان به کار گرفته میشوند، اما فرصت کافی برای آشکارکردن انگیزهها و تناقضهایشان ندارند. این کمبود در لایهی سیاسی داستان نیز دیده میشود. فیلم از سلطنت، جانشینی و استفادهی ابزاری از ازدواج سخن میگوید، ولی کمتر به پیامدهای اجتماعی این مناسبات میپردازد.
در نتیجه، مسئلهی قدرت بیشتر در سطح کشمکشی شخصی باقی میماند و جهان سیاسی داستان عمق چندانی پیدا نمیکند. استقلال فردی و حدود پیام فیلم ایدهی محوری فیلم ــ زنی که خود برای آزادیاش میجنگد ــ روشن و اثرگذار است. شاهزاده تنها موضوع معاملهی دیگران نیست؛ او در برابر تصمیمهایی که برایش گرفتهاند، موضع میگیرد و مسئولیت انتخابهایش را میپذیرد.
همین تأکید بر کنشگری، به اثر نیروی الهامبخش میدهد، بهویژه آنکه مقاومت قهرمان در قالب تصمیمی فعال تصویر میشود، نه صرفاً شعاری دربارهی توانمندی. بااینحال، پیام فیلم گاه بهسادگی صورتبندی میشود. شخصیتها میتوانند به تیپهایی آشنا فروکاسته شوند و پرسشهای دشوارتر دربارهی ساختار قدرت، تغییر سیاسی یا محدودیتهای اجتماعی مجال چندانی برای بروز نمییابند.
« دشمن اصلی با بیرحمی و میل به سلطه، تهدیدی روشن میسازد و تقابلش با شاهزاده موتور داستان را به حرکت درمیآورد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در پی آن نیست که این مسائل را به کاوشی پیچیده بدل کند؛ بیشتر میخواهد از دل یک قصهی فانتزی و پرتحرک، تصویری روشن از مقاومت بسازد. این سادگی برای بعضی مخاطبان مزیت است و برای گروهی دیگر نشانهی ظرفیتهای پرداختنشده. جمعبندی «The Princess» اثری اکشن و افسانهگون است که نیروی اصلیاش را از قهرمانی سرسخت، ریتم تند و مبارزههایی پرتنش میگیرد.
فضای برج و قصر به حرکت داستان شکل میدهد و ایدهی شاهزادهای که برای رهایی و حفاظت از خانوادهاش وارد میدان میشود، به فیلم هویتی مشخص میبخشد. اجرای Joey King نیز در بخشهای جسمانی و پرتحرک، انرژی لازم را به نقش میرساند. در مقابل، تکرار ساختار درگیریها، کمعمقی برخی شخصیتهای فرعی و پرداخت محدود مناسبات سیاسی، مانع از آن میشود که فیلم به تجربهای غنیتر و ماندگارتر بدل شود.
اثر نه به دنبال بازآفرینی تاریخی است و نه روایتی پیچیده از سلطنت؛ موفقیتش را باید در سرگرمکنندگی مستقیم و تصویر مقاومت فردی جستوجو کرد. برای تماشاگرانی که اکشنی سرراست با قهرمانی فعال میخواهند، فیلم تجربهای خوشریتم و قابلقبول فراهم میکند؛ اما کسانی که در پی جهانسازی مفصل یا درام سیاسی چندلایهاند، احتمالاً از محدودماندن روایت احساس نارضایتی خواهند کرد.
« این سادگی برای بعضی مخاطبان مزیت است و برای گروهی دیگر نشانهی ظرفیتهای پرداختنشده. »
ثبت دیدگاه