نقد و بررسی
نقد The Sunday Woman | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که بیش از آنکه بشتابد، تماشا میکند «زن یکشنبهای» ساختهٔ لوئیجی کومنچینی، از همان آغاز وعدهٔ یک داستان جنایی را میدهد: معماری به نام گارونه به قتل رسیده و کمیسر سانتاماریا باید در شبکهای از مظنونان و انگیزههای پنهان راهی بیابد. اما فیلم بهسرعت روشن میکند که پرونده برایش تنها ابزار ورود به جهانی اجتماعی است؛ جهانی که در آن گفتوگوها، آداب معاشرت، بازیهای زبانی و مناسبات طبقاتی گاه از خود جنایت پررنگتر میشوند.
بنابراین تماشاگر نباید انتظار یک تعقیب نفسگیر و پرشتاب را داشته باشد. فیلم در عوض، با مکث و کنجکاوی، آدمها را زیر نظر میگیرد و از فاصلهٔ میان ظاهر آراستهشان و ملال یا خودخواهی نهفته در زندگیشان طنز میسازد. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت اثر است و هم منشأ محدودیت آن. «زن یکشنبهای» بیشتر به کمدیِ مشاهدهگرانه نزدیک میشود تا تریلری که هر صحنهاش باید گرهی تازه بگشاید.
قتلها موتور روایتاند، اما فیلم مشتاقتر است ببیند مظنونان چگونه حرف میزنند، از چه چیزی میترسند و با چه ظرافتی میکوشند خود را بیگناه یا مهم جلوه دهند. تورین؛ صحنهای برای پنهانکاری اجتماعی تورین در فیلم صرفاً پسزمینهای زیبا نیست؛ شهری است که ساختار طبقاتیاش به شکل نامرئی بر تحقیق سایه میاندازد.
« بنابراین تماشاگر نباید انتظار یک تعقیب نفسگیر و پرشتاب را داشته باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سانتاماریا از محافل پایینتر و روزمرهتر به خانهها و جمعهای اشرافی راه مییابد، اما هرچه بیشتر به این جهان نزدیک میشود، پاسخها روشنتر نمیشوند. ثروت، منزلت و آدابدانی بهجای آنکه نشانهٔ شفافیت باشند، پوششی برای منافع، رقابتها و سازشهای خاموش میشوند. در این معنا، تورین خود به یکی از معماهای فیلم بدل میشود: شهری با چهرهای مرتب و موقر که رازهایش را پشت همان ظاهر پنهان میکند.
هجو طبقاتی فیلم بر پایهٔ سخنرانی یا محکومیت مستقیم بنا نشده است. کومنچینی بیشتر به رفتارهای کوچک و تناقضهای روزمره تکیه میکند: لحن متکبرانه، نگرانی دربارهٔ آبرو، یا بیاعتنایی کسانی که عادت کردهاند دیگران را وسیلهٔ حفظ آسایش خود بدانند. حاصل، تصویری از طبقهٔ مرفه است که نه کاملاً شرور است و نه واقعاً باشکوه؛ بلکه ملالزده، خودآگاه و گرفتار نمایشِ منزلت خویش است.
طنز و معما؛ همنشینی ناهموار اما ثمربخش یکی از ویژگیهای شاخص فیلم، پیوند میان معمای قتل و طنز اجتماعی است. نشانههای جنایی جدیاند، اما فضای روایت مرتب با شوخیهای خشک، سوءتفاهمها و کنایههای زبانی تعدیل میشود. همین تضاد، از تبدیلشدن اثر به یک داستان پلیسی متعارف جلوگیری میکند.
« ثروت، منزلت و آدابدانی بهجای آنکه نشانهٔ شفافیت باشند، پوششی برای منافع، رقابتها و سازشهای خاموش میشوند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از تماشاگر میخواهد همزمان به سرنخها توجه کند و به خندهداربودنِ موقعیتی بیندیشد که در آن آدمها حتی در مجاورت جنایت نیز سرگرم حفظ تشخص و مناسبات خود هستند. این بازی با لحن همیشه یکدست نیست. گاه طنز به پرونده جان میدهد و شخصیتها را از قالب مظنونان معمول بیرون میآورد؛ گاه نیز از شدت تعلیق میکاهد و توجه را از مسیر تحقیق دور میکند.
فیلم ظاهراً چندان نگران این نیست که هر صحنه بهطور مستقیم ما را به پاسخ نزدیک کند. ترجیح میدهد در فضای میان پرسشها اقامت کند؛ در نتیجه، بخشی از مخاطبان ممکن است این رویکرد را ظریف و دلپذیر بیابند و بخشی دیگر آن را کند یا پراکنده احساس کنند. سانتاماریا؛ کارآگاهی با حواس انسانی مارچلو ماسترویانی در نقش کمیسر سانتاماریا، محور آرام و انسانی فیلم است.
او کارآگاهی نیست که با اقتدار نمایشی همهچیز را زیر کنترل داشته باشد؛ بیشتر مردی است که میکوشد در میان انبوه حرفهای نیمهراست و انگیزههای متداخل، راهی برای فهم آدمها پیدا کند. خونسردی ماسترویانی به معنای بیحسی نیست. در اجرای او، نوعی کنجکاوی و گاه حواسپرتی دیده میشود که شخصیت را از یک مأمور صرفاً کارکردی فراتر میبرد.
« فیلم ظاهراً چندان نگران این نیست که هر صحنه بهطور مستقیم ما را به پاسخ نزدیک کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جذابیت بازی او بهویژه در لحظات کمحادثه آشکار میشود. سانتاماریا میتواند در یک مکث یا نگاه، هم متانت حرفهایاش را حفظ کند و هم نشان دهد که از پیچیدگی آدمهای اطرافش غافل نیست. رابطهٔ عاطفی او با آنا کارلا نیز این خصلت را دوپهلو میکند: نزدیکی به زنی که در مدار تحقیق قرار دارد، هم ظرفیت طنز دارد و هم کار او را از مسیر معمولش منحرف میکند.
این پیوند برای شخصیتپردازی مؤثر است، هرچند گاهی وزن پرونده را سبکتر میسازد. آنا کارلا و بازیِ ابهام ژاکلین بیست در نقش آنا کارلا، زنی باوقار اما دلزده از یکنواختی زندگی، نقشی ظریف و کماغراق ارائه میدهد. او شخصیت را به معمایی صرف برای نگاه مردانه تقلیل نمیدهد؛ آنا کارلا هم میتواند شوخطبع و زیرک باشد، هم سرد و دور از دسترس، و هم از موقعیتی که در آن گرفتار شده لذت ببرد.
همین نوسان باعث میشود رفتار او همواره بیش از یک تفسیر داشته باشد. مظنونبودنش تنها به سرنخهای پرونده وابسته نیست؛ شیوهٔ حضورش در جمع نیز مرز میان صداقت، بازیگوشی و پنهانکاری را مبهم نگه میدارد. ژانلویی ترنتینیان در نقش ماسیمو و آلدُو رجوآنی در نقش للو نیز به گسترش این جهان کمک میکنند.
« جذابیت بازی او بهویژه در لحظات کمحادثه آشکار میشود. »
قوتها و کاستیها
رابطهٔ ماسیمو و للو بخشی از شبکهٔ عاطفی و اجتماعی داستان است، اما فیلم آن را صرفاً وسیلهای برای ایجاد راز یا سوءظن قرار نمیدهد. ماسیمو، با احتیاطهایش و نیاز به حفظ وجههٔ اجتماعی، بهخوبی با فضای کلی اثر پیوند میخورد؛ جایی که خواستههای خصوصی اغلب باید در محدودهٔ آداب عمومی پنهان بمانند.
کارگردانی و ضرباهنگ کومنچینی بهجای تکیه بر خشونت تصویری یا اغراقهای تریلر، بر ترکیببندی صحنهها، گفتوگو و جابهجایی میان فضاهای شهری و خصوصی تکیه میکند. قتلها بیش از آنکه به نمایش مستقیم بدل شوند، بهانهای برای دیدن واکنش بازماندگان و مظنوناناند. این پرهیز، با لحن کنایهآمیز فیلم هماهنگ است و از آن اثری میسازد که خشونت را در دل زندگی متمدنانه و ظاهر مرتب محافل اجتماعی قرار میدهد.
بااینحال، ریتم در بخشهایی افت میکند. معاشرتهای طولانی و گردش در میان شخصیتها گاه بیش از آنچه برای پیشبرد معما لازم است دوام میآورند. این کندی صرفاً خطای اجرایی نیست؛ بخشی از نگاه فیلم به زندگیِ بیشتاب و خودمشغول طبقهٔ مرفه است. اما نیت هنری، اثر عملی را از میان نمیبرد: تماشاگرانی که انتظار پیشروی پیوستهٔ سرنخها را دارند، ممکن است احساس کنند فیلم مدتی در حاشیهٔ پرونده میماند.
« قتلها بیش از آنکه به نمایش مستقیم بدل شوند، بهانهای برای دیدن واکنش بازماندگان و مظنوناناند. »
جمعبندی
جمعبندی «زن یکشنبهای» بیش از آنکه یک معمای جناییِ پرتعلیق باشد، کمدیِ اجتماعیِ خوشساختی است که قتل را به دریچهای برای مشاهدهٔ طبقه، میل، آبرو و بازیهای زبانی بدل میکند. تورین با محافل مرفه و ظاهر منظمش، فضایی زنده و رازآلود میسازد؛ ماسترویانی فیلم را با حضور آرام و انسانیاش سرپا نگه میدارد و بیست به آنا کارلا ابهامی دلنشین میبخشد.
در سوی دیگر، ضرباهنگ نامنظم و کمرنگشدن گاهبهگاه مسیر تحقیق میتواند از رضایت کسانی بکاهد که انتظار دارند معما پیوسته در مرکز توجه بماند. ارزش فیلم در این است که از قالب جنایی برای ساختن تصویری از جامعهای استفاده میکند که حتی در برابر خطر نیز به نمایش منزلت و حفظ آسایش خود ادامه میدهد.
گرهگشاییاش ممکن است برای برخی کمتر هیجانانگیز از انتظار باشد، اما تجربهٔ فیلم به پاسخ نهایی محدود نمیشود؛ بخش مهمی از لذت آن در تماشای آدمهایی است که هر کدام چیزی را پنهان میکنند و در همان حال، با اطمینان از خود سخن میگویند.
ثبت دیدگاه