نقد و بررسی
نقد Jones Family Christmas | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی دورهمی در سایه خطر «کریسمس خانواده جونز» از موقعیتی ساده و آشنا آغاز میشود: هدر جونز سرانجام موفق شده فرزندان و دیگر اعضای خانواده را برای جشن کریسمس زیر یک سقف گرد آورد. اما این گردهمایی هنوز بهدرستی شکل نگرفته که آتشسوزیهای جنگلی و فرمان تخلیه، نقشههای میزبان را برهم میزند.
فیلم بهجای آنکه صرفاً بر آمادهسازی جشن و شوخیهای آشنای تعطیلات تکیه کند، بحران بیرونی را وارد خانه میکند تا تنشهای قدیمی، رازهای کوچک و رنجشهای انباشتهشده فرصت بروز پیدا کنند. حاصل، کمدیدرامی خانوادگی است که گرمای آیینهای آشنا را با اضطراب یک خطر واقعی میآمیزد؛ ترکیبی که در لحظههای موفق، هم سرگرمکننده است و هم عاطفی.
آتش بیرون، تنش درون نقطه قوت ایده، تقابل میان دو نوع آشفتگی است: آشفتگی طبیعی آتشسوزی و آشفتگی روابط خانوادگی. اعضای خانواده ناچارند در برابر تهدیدی بیرونی تصمیم بگیرند و کنار هم بمانند، درحالیکه درون جمع هنوز سوءتفاهمها و دلخوریهایی وجود دارد که بهآسانی حل نمیشوند. این فشار، به قصه نیروی حرکتی میدهد و مانع میشود فیلم در مجموعهای از شوخیهای پراکنده و آمادگیهای معمول برای شام کریسمس متوقف بماند.
از سوی دیگر، آتشسوزی صرفاً وسیلهای برای ایجاد هیجان نیست؛ در بستری استرالیایی، تهدیدی ملموس و آشنا به شمار میآید و میتواند حالوهوای داستان را از شوخی خانوادگی به نگرانی واقعی تغییر دهد. فیلم از این تضاد بهره میگیرد: چراغانی و تشریفات جشن در برابر خبر تخلیه، و میل به حفظ سنت در برابر ضرورت کنارگذاشتن برنامهها.
« اما این گردهمایی هنوز بهدرستی شکل نگرفته که آتشسوزیهای جنگلی و فرمان تخلیه، نقشههای میزبان را برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این دوگانه، تصویری عاطفی میسازد که بهویژه برای مخاطبی که با دورهمیهای پرتنش خانوادگی آشناست، قابل درک خواهد بود. هدر جونز؛ محور عاطفی روایت هدر، با بازی هدر میچل، مرکز ثقل فیلم است؛ نه فقط چون گردهمایی را ترتیب داده، بلکه چون میل به حفظ خانواده در او شکل شخصی پیدا میکند. او نماینده آن نیرویی است که میکوشد اختلافها را پشت رسمهای آشنا پنهان نکند، بلکه اعضای خانواده را دوباره در یک فضا و در برابر یک مسئله مشترک قرار دهد.
اهمیت نقش او در این است که فیلم از دریچه او معنای گردهمایی را میسنجد: خانواده قرار نیست بینقص باشد تا ارزش کنار هم بودن را داشته باشد. هدر میچل به شخصیت لحنی گرم و متین میبخشد و مانع میشود او به صرفاً «مادربزرگِ خیرخواه» فروکاسته شود. حضورش به روایت مرکز عاطفی میدهد و در بخشهایی که گفتوگوها به بیان مستقیم پیام نزدیک میشوند، بازی او همچنان حس مراقبت و تعلق را زنده نگه میدارد.
با اینهمه، فیلم گاه بیش از اندازه به او تکیه میکند؛ از همین رو، بعضی اعضای دیگر خانواده کمتر فرصت مییابند مستقل از نقششان در آشتی یا بحران، شخصیتهایی کامل و چندوجهی شوند. خانوادهای آشنا، با شلوغی واقعی یکی از مشاهدات دقیق فیلم، کیفیت خاص دیدار دوباره خانواده است: آدمهایی که مدتی از هم دور بودهاند، با عادتها و حساسیتهای تازه به خانه بازمیگردند، اما انتظار دارند روابطشان به همان شکل پیشین ادامه یابد.
در چنین فضایی، شوخیهای خواهر و برادری، سکوتهای معنادار، حرفهای نیمهتمام و تلاش برای حفظ ظاهر، میتوانند هم خندهدار باشند و هم ناراحتکننده. فیلم بهخوبی میفهمد که صمیمیت خانوادگی همیشه به معنای توافق نیست؛ گاهی نزدیکترین آدمها بیش از دیگران میدانند چگونه یکدیگر را برنجانند.
« هدر میچل به شخصیت لحنی گرم و متین میبخشد و مانع میشود او به صرفاً «مادربزرگِ خیرخواه» فروکاسته شود. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، شمار زیاد شخصیتها و مسیرهای فرعی، به روایت فشار میآورد. برخی اعضای خانواده در حد اشاره یا کارکرد داستانی باقی میمانند و انگیزهها و تغییرهایشان مجال کافی برای شکلگیری پیدا نمیکند. فیلم میخواهد چندین رابطه و مسئله را در زمانی محدود پیش ببرد؛ بنابراین بعضی لحظههای آشتی بیشتر نتیجه ضرورت ساختاریاند تا حاصل فرایندی که تماشاگر قدمبهقدم آن را دیده باشد.
این شتاب، بهخصوص در گذر از دلخوری به همدلی، گاهی از باورپذیری احساسی میکاهد. لحن میان کمدی و اضطراب «کریسمس خانواده جونز» در جستوجوی تعادلی میان شوخی و خطر است. طنز از رفتارهای آشنا و گاه ناخوشایند اعضای خانواده برمیآید؛ از تلاش برای کنترل شرایط گرفته تا ناتوانی در خواندن حالوهوای دیگران.
در کنار آن، بحران آتشسوزی اجازه نمیدهد موقعیت به کمدی سبک و بیپیامد تبدیل شود. همین نوسان، به فیلم بافتی زنده میدهد: ممکن است لحظهای لبخند برانگیزد و لحظهای بعد یادآور شود که بیرون از خانه خطری جدی وجود دارد. با وجود این، تغییر لحن همیشه به یک اندازه روان نیست. بعضی شوخیها در کنار نگرانی واقعی کمی ناهمگون به نظر میرسند، و گاه فیلم از ترس آنکه پیام اصلیاش گم شود، آن را بیش از حد روشن بیان میکند.
وقتی شخصیتها درباره اهمیت خانواده آشکارا سخن میگویند، زیرمتنی که موقعیت بهخوبی ساخته بود کمرنگ میشود. فیلم در لحظههایی موفقتر است که معنا را از رفتار، مکث و کنار هم ماندن شخصیتها بیرون میکشد، نه از توضیح مستقیم آن. کارگردانی و جهان ملموس فیلم استف اسمیت روایت را بر خانه، جمع خانوادگی و فشار فزاینده وضعیت بیرونی متمرکز میکند.
« در عین حال، شمار زیاد شخصیتها و مسیرهای فرعی، به روایت فشار میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای خانه اهمیت ویژهای دارد: مکانی که قرار است پناهگاه و محل جشن باشد، اما با ورود خبر تخلیه دیگر امنیت پیشین را ندارد. این تغییر، به بحران کیفیتی ملموس میدهد و باعث میشود محیط صرفاً پسزمینهای تزئینی برای داستان کریسمس نباشد. جزئیات زندگی روزمره و حس خانهای که اعضای خانواده در آن خاطره دارند، به رابطهها وزن میبخشد.
با این حال، فیلم در پرداخت همه خطوط داستانی به یک اندازه دقیق نیست. برخی موقعیتها چنان طرح میشوند که گویی قرار است مسیر مشخصی را بهسرعت طی کنند؛ در نتیجه، فرصت مکث و پیچیدگی کمتر از آن چیزی است که ظرفیت premise وعده میدهد. ایده اصلی میتوانست به کاوشی عمیقتر درباره مراقبت، فاصله و مسئولیت بدل شود، اما روایت گاه به الگوی آشنای کمدیهای خانوادگی بازمیگردد: آشفتگی، اعتراف یا آشتی، و بازگشت به نظمی دلپذیرتر.
بازیگران و توازن شخصیتها گروه بازیگران به فیلم حس جمعی میدهد و این برای اثری که بخش مهمی از جذابیتش در رفتوآمد میان اعضای خانواده است، امتیازی اساسی محسوب میشود. هدر میچل در جایگاه هدر حضور مسلط و درعینحال مهربانی دارد؛ در مقابل، نقشهای دیگر بیشتر در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند تا در قالب قوسهای شخصیتی مستقل.
چنین رویکردی با آشفتگی یک جمع بزرگ همخوان است، اما هزینهاش آن است که برخی چهرهها بهسرعت معرفی میشوند و به همان سرعت از مرکز توجه کنار میروند. از این رو، تماشاگر ممکن است در برخی رابطهها احساس کند پیش از آنکه پیوند عاطفی لازم ساخته شود، فیلم انتظار دارد نتیجه آن را بپذیرد.
« این تغییر، به بحران کیفیتی ملموس میدهد و باعث میشود محیط صرفاً پسزمینهای تزئینی برای داستان کریسمس نباشد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، حضور جمعی بازیگران در صحنههای خانوادگی، حس ازدحام و همزمانی گفتوگوها را تقویت میکند؛ همان کیفیتی که دورهمیهای واقعی را گاه پرآشوب و گاه گرم میسازد. فیلم هرجا به این انرژی گروهی اعتماد میکند، از صمیمیتی برخوردار میشود که از طرح داستان فراتر میرود. جمعبندی «کریسمس خانواده جونز» فیلمی صمیمی و خوشنیت است که از برخورد میان جشن خانوادگی و تهدید آتشسوزی، بستری برای آشکارشدن تنشها و بازشناسی پیوندها میسازد.
ایده تخلیه پیش از آغاز مراسم، به قصه محرکی بیرونی میدهد و هدر جونز نیز با حضور عاطفی خود مرکز داستان را محکم نگه میدارد. فیلم در ثبت شوخیها و ناراحتیهای آشنای دیدار خانوادگی تواناست و گاهی با کنار هم نشاندن گرمای جشن و اضطراب بیرون، لحظههایی اثرگذار میآفریند. محدودیت اصلی آن، شتاب در پرداخت بعضی شخصیتها و تغییرهای احساسی است؛ همچنین پیام اهمیت خانواده گاهی صریحتر از آن بیان میشود که به ظرافت روایی مجال دهد.
بااینهمه، اثر برای مخاطبی که از کمدیدرامهای خانوادگی و قصههای مناسبتی با رگهای از بحران واقعی لذت میبرد، تماشایی دلنشین است. ارزش آن بیش از تازگی ساختار، در یادآوری این نکته نهفته است که گاهی برنامهها و آیینها فرو میریزند، اما همین آشفتگی فرصتی میشود تا آدمها دوباره یکدیگر را ببینند.
« فیلم هرجا به این انرژی گروهی اعتماد میکند، از صمیمیتی برخوردار میشود که از طرح داستان فراتر میرود. »
ثبت دیدگاه