نقد و بررسی
نقد نیروی طبیعت: خشکسالی ۲ (Force of Nature: The Dry 2) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی در دل جنگلِ خیس «Force of Nature: The Dry 2» از همان ایدهای آغاز میکند که ظرفیت یک تریلر روانشناختی پرتعلیق را در خود دارد: پنج زن برای اردویی سازمانی راهی طبیعتی دورافتاده میشوند، اما تنها چهار نفر بازمیگردند. آلیس راسل، خبرچین پروندهای مالی، ناپدید شده و آرون فالک و همکارش کارمن کوپر باید در فاصلهای محدود، روایتهای متناقض بازماندگان را کنار هم بگذارند.
رابرت کانلی، نویسنده و کارگردان فیلم، این بار قهرمان آشنای مجموعه را از خشکی و سکون فضای اثر پیشین به جنگلی انبوه و بارانخورده میبرد؛ جایی که طبیعت نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی است که دیدن، شنیدن و اعتمادکردن را دشوار میکند. فیلم در آغاز وعده میدهد که با معمایی سرراست اما چندلایه روبهرو خواهیم شد: چهار زن، چهار روایت، و غایبی که هرچه بیشتر دربارهاش میدانیم، پرسشهای تازهتری پدید میآورد.
این وعده تا اندازهای عملی میشود. تماشاگر بهتدریج درمییابد که ماجرا فقط یافتن یک فرد گمشده نیست؛ روابط کاری و شخصیِ پیچیده، رنجشهای قدیمی و انگیزههای پنهان نیز در دل آن جای دارند. بااینحال، فیلم در پیوندزدن این لایهها به یکدیگر همیشه به همان اندازه که طرحش نوید میدهد موفق نیست.
طبیعت بهمثابه شخصیت یکی از مؤثرترین عناصر فیلم، فضای بصری آن است. جنگلِ متراکم، رطوبت مداوم، باران و مسیرهای گمراهکننده، حس محصوربودن را بیآنکه دیوار یا زندانی در کار باشد به وجود میآورند. در این جهان سبز و خیس، هر پیچ جاده میتواند فاصلهای تازه از امنیت بسازد و هر درخت مانعی میان شخصیتها و پاسخهایشان باشد.
« بااینحال، فیلم در پیوندزدن این لایهها به یکدیگر همیشه به همان اندازه که طرحش نوید میدهد موفق نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قابها از زیبایی منظره بهره میگیرند، اما آن را به تصویری آرامشبخش تقلیل نمیدهند؛ شکوه طبیعت همزمان با تهدید و بیاعتنایی آن همراه است. فیلمبرداری اندرو کمیس همین دوگانگی را برجسته میکند: جنگل چشمنواز است، اما تماشای آن اندکی اضطرابآور نیز هست. عنوان فیلم، با اشارهاش به نیروی طبیعت، در این زمینه معنایی روشن پیدا میکند.
محیط نه صرفاً محل وقوع جرم، بلکه بخشی از سازوکار معماست. گمشدن در آن فقط به خطای جهتیابی مربوط نمیشود؛ شخصیتها در میان ترس، سوءظن و خاطرات خود نیز مسیر را گم میکنند. بااینهمه، فیلم گاهی بیش از آنکه از منظره برای ساختن تنش بهره ببرد، به زیبایی آن تکیه میکند. چشماندازها همچنان مجذوبکنندهاند، اما در برخی لحظهها جای خالیِ پیشروی دراماتیک را پر نمیکنند.
آرون فالک و بازگشت اریک بانا اریک بانا بار دیگر در نقش آرون فالک، مرکز ثقل آرام فیلم است. بازی او متکی بر مکث، نگاه و خویشتنداری است؛ حضوری که برخلاف شتاب معمول بسیاری از تریلرها، با سکوت و مشاهده پیش میرود. فالک کارآگاهی نیست که همهچیز را با نمایش هوش یا پرگویی پیش ببرد. جذابیت او بیشتر از آنجا میآید که در برابر آشفتگی پیرامونش، صبور و متمرکز میماند.
همین کیفیت به فیلم وقار میدهد و اجازه میدهد تماشاگر در میان روایتهای متضاد، به چهرهای ثابت تکیه کند. بااینحال، این مرکزیت به بهای کمرنگشدن برخی دیگر از شخصیتها تمام میشود. کارمن کوپر، با وجود نقش مهمش در تحقیقات، فرصت چندانی برای تبدیلشدن به حضوری مستقل و کامل پیدا نمیکند.
« عنوان فیلم، با اشارهاش به نیروی طبیعت، در این زمینه معنایی روشن پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
درباره زنانی که در اردوی جنگلی حضور داشتهاند نیز فیلم اطلاعات و لحظات پراکندهای عرضه میکند، اما همه آنها را با عمق یکسان نمیپروراند. بازیگران در انتقال تنش و احتیاط جمعی کارآمدند، ولی نوشته بهاندازه کافی به آنان میدان نمیدهد تا فراتر از جایگاهشان در معما، به شخصیتهایی بهیادماندنی بدل شوند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه با آنها همدلی کند، مشغول سنجیدن احتمالهای مربوط به هرکدام باشد. روایت چندپاره و ضرباهنگ نابرابر فیلم داستان را در چند مسیر زمانی پیش میبرد: بازجویی از زنان بازگشته، خاطراتی از روزهای اردوی کوهپیمایی و بازگشتهایی به گذشته شخصی فالک. این ساختار در اصل میتواند دو پرسش را همزمان زنده نگه دارد: چه بر سر آلیس آمده و این پرونده چه نسبتی با تجربههای پیشین فالک دارد؟
اما جابهجایی میان این مسیرها گاهی چنان پرتکرار میشود که جریان اصلی تحقیق پیوستگی خود را از دست میدهد. بهجای آنکه هر بازگشت به گذشته معنای تازهای به صحنههای اکنون بدهد، بعضی از آنها سرعت روایت را میگیرند و توجه را از سرنوشت آلیس دور میکنند. منتقدان نیز به همین گسست در ضرباهنگ و دشواری فیلم در مهار پیچیدگی ساختاری آن اشاره کردهاند.
پیامد این انتخاب، کندیای است که با فضای مراقبهوار فیلم تفاوت دارد. کندیِ سنجیده میتواند تعلیق بسازد؛ اما در اینجا همه مکثها بهتدریج پربار نمیشوند. برخی صحنهها اطلاعاتی را تکرار میکنند که تماشاگر پیشتر دریافت کرده است، یا تنشی را نوید میدهند که بهسرعت فروکش میکند. فیلم بهجای حرکت مستقیم بهسوی کشف، گاه در میان روایتهایش سرگردان میماند.
« در نتیجه، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه با آنها همدلی کند، مشغول سنجیدن احتمالهای مربوط به هرکدام باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این سرگردانی در بخشهایی با حالوهوای گمگشتگی در جنگل همخوان است، اما در بخشهایی دیگر صرفاً حس کشآمدن داستان را تقویت میکند. معما، سرنخها و مرز میان پیچیدگی و ابهام «نیروی طبیعت» از نظر ساخت معما نقطههای جذابی دارد. هر یک از زنان بازمانده بخشی از ماجرا را به یاد میآورد یا به شکلی روایت میکند که نگاه ما به گروه تغییر میکند.
فیلم از اختلاف میان گفتهها برای ایجاد سوءظن بهره میبرد و در لحظاتی تماشاگر را وادار میکند درباره انگیزهها و صداقت افراد حدس بزند. همین بازی با اطلاعات، بهویژه در نیمه نخست، نیروی پیشبرندهای مناسب فراهم میکند. اما پیچیدگی با انسجام یکی نیست. سرنخها گاهی بهجای آنکه بهتدریج در تصویری روشنتر به هم برسند، در کنار یکدیگر انباشته میشوند.
تماشاگر میتواند بهجای درگیرشدن با پرسش «چه اتفاقی افتاده؟»، سرگرم این شود که کدام جزئیات را باید جدی بگیرد و کدام را نه. بعضی ابهامها بهدرستی تعلیق میسازند؛ بعضی دیگر حاصل آناند که روایت اطلاعات را با نظم و تأکید کافی سامان نمیدهد. بنابراین لحظههای کنجکاوی وجود دارند، اما تجربه فیلم پیوسته از وضوح لازم برای یک معمای رضایتبخش برخوردار نیست.
خاطره، زخم و آنچه فیلم نیمهکاره میگذارد پیوند پرونده حاضر با گذشته فالک میتوانست به فیلم عمق عاطفی بیشتری بدهد. طبیعت برای او فقط محیطی ناشناس نیست؛ خاطرهای دشوار نیز در همان چشمانداز حضور دارد. این ایده، راهی برای گسترش مضمون فیلم میگشاید: چگونه یک مکان میتواند حادثهای را در خود نگه دارد و چگونه تجربه شخصی، نگاه بازپرس به پروندهای تازه را تغییر میدهد.
« معما، سرنخها و مرز میان پیچیدگی و ابهام «نیروی طبیعت» از نظر ساخت معما نقطههای جذابی دارد. »
قوتها و کاستیها
در بهترین لحظهها، این خط داستانی از معمای پلیسی فراتر میرود و به رابطه میان حافظه و واقعیت نزدیک میشود. ولی رفتوآمدهای زمانی همیشه با چنان دقتی طراحی نشدهاند که این پیوند را به تجربهای عاطفی و یکپارچه تبدیل کنند. خاطرات فالک گاهی درست زمانی وارد میشوند که تعلیق مربوط به آلیس نیازمند تداوم است.
از سوی دیگر، گذشته او آنقدر گسترش نمییابد که در همه لحظات، وزنی همسنگ پرونده کنونی پیدا کند. حاصل، مسیری است که از نظر مفهومی پربار به نظر میرسد، اما در اجرا گاه میان دو هدف معلق میماند: پیشبردن تحقیق و کاوش در زخم شخصی قهرمان. مقایسه با فیلم پیشین این اثر ادامه مستقیم داستان فیلم «خشک» نیست، بلکه بازگشتی به شخصیت آرون فالک در پروندهای تازه است؛ اقتباسی از رمان دیگری از جین هارپر، با رابرت کانلی در مقام نویسنده و کارگردان.
همین تفاوت امکان میدهد فیلم جهان فالک را به محیطی کاملاً متفاوت منتقل کند، اما مقایسه با قسمت پیشین نیز ناگزیر است. اگر «خشک» از فضای کمآب و خاموش خود برای ساختن تنشی متمرکز بهره میگرفت، اینجا جنگلِ انبوه و روایت چندلایه به گستردگی بیشتر میانجامد؛ گستردگیای که همیشه به معنای عمق بیشتر نیست.
در نتیجه، فیلم بهعنوان تریلری مستقل لحظههای دیدنی و پرسشهای جذاب دارد، اما در مقام دنبالهای معنوی، پیوند عاطفی و رواییِ نسخه پیشین را به همان قوت بازسازی نمیکند. حضور بانا همچنان امتیازی مهم است و جهان داستان نیز ظرفیت ادامهیافتن دارد؛ مسئله این است که فیلم برای این ظرفیت، به تمرکز روایی و شخصیتپردازی محکمتری نیاز داشت.
« در بهترین لحظهها، این خط داستانی از معمای پلیسی فراتر میرود و به رابطه میان حافظه و واقعیت نزدیک میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «Force of Nature: The Dry 2» فیلمی خوشساخت از نظر فضا و برخوردار از حضوری گیرا در نقش اصلی است. جنگل بارانی و قابهای چشمنواز، جهان مناسبی برای معمایی درباره گمشدن و بیاعتمادی میسازند و اریک بانا با بازی آرام خود به اثر انسجامی نسبی میبخشد. طرح مرکزی نیز در آغاز کنجکاویبرانگیز است و روایتهای متفاوت زنان، امکان حدسزدن و بازنگری در برداشتها را فراهم میکند.
بااینحال، کندی روایت، رفتوآمدهای زمانیِ گاه مختلکننده، شخصیتهایی که فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند و سرنخهایی که همیشه با وضوح به هم نمیپیوندند، مانع از آن میشوند که فیلم به تریلری کاملاً قانعکننده بدل شود. پایانبندی نیز، بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از آن فاش شود، احتمالاً برای بخشی از تماشاگران به اندازه مسیر طولانی فیلم رضایتبخش نخواهد بود.
حاصل، اثری دیدنی برای علاقهمندان به معماهای جنایی و فضای استرالیایی است؛ فیلمی که بیش از آنکه با گرهگشایی نهایی در ذهن بماند، با جنگل خیس، سکوت فالک و حس ناآرام گمشدن در طبیعت به یاد میآید.
« جمعبندی «Force of Nature: The Dry 2» فیلمی خوشساخت از نظر فضا و برخوردار از حضوری گیرا در نقش اصلی است. »



ثبت دیدگاه