نقد و بررسی
نقد Mary and The Witch's Flower | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیالانگیزی در آستانهٔ بلوغ «Mary and the Witch’s Flower» ماجراجویی دختری است که ناگهان از روزمرگی روستایی به قلمرویی سرشار از جادو پرتاب میشود. اما نیروی اصلی فیلم فقط در گل رازآمیز، جارو و مدرسهٔ شناور در آسمان نیست؛ در مواجههٔ مری با میل به پذیرفتهشدن، ترس از ناکافیبودن و مسئولیت انتخابهایش نیز ریشه دارد.
فیلم از دل این عناصر قصهای گرم و پرتحرک میسازد که بیش از آنکه بر پیچیدگی روانشناختی تکیه کند، به لذت کشف و حرکت وفادار میماند. این اثر نخستین فیلم بلند استودیو پونوک است و Hiromasa Yonebayashi، کارگردانی که پیشتر در جهان انیمیشن ژاپنی تجربه اندوخته بود، آن را بر پایهٔ رمان «جاروچهٔ کوچک» نوشتهٔ Mary Stewart ساخته است.
این پیشینه در زبان تصویری فیلم محسوس است: قصه هم به سنت افسانههای کودکانه نزدیک میشود و هم از عناصر آشنای فانتزی سینمایی بهره میگیرد. بااینحال، فیلم در بهترین لحظههایش صرفاً بازآفرینی خاطرهای آشنا نیست؛ شورِ بیواسطهٔ کنجکاوی کودکانه را به مرکز روایت میآورد. از روستا تا مدرسهٔ آسمانی بخش آغازین فیلم با دقتی دلنشین، بیقراری مری را در محیطی آشنا و محدود بنا میکند.
او میکوشد مفید باشد، اما دستوپاچلفتیبودنش اغلب نتیجهٔ معکوس میدهد؛ در نتیجه، فاصلهای میان انرژی درونیاش و تصویری که از خود در ذهن دارد شکل میگیرد. این زمینهچینی، کشف گل جادویی را از یک تصادف صرف فراتر میبرد: گویی مری پیش از رسیدن به جادو، در پی دریچهای برای بیرونرفتن از نقش کوچک و ناتوانی است که به خودش نسبت داده است.
« از روستا تا مدرسهٔ آسمانی بخش آغازین فیلم با دقتی دلنشین، بیقراری مری را در محیطی آشنا و محدود بنا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ورود به فضای آسمانی مدرسه، نقطهٔ عطفی در آهنگ و مقیاس فیلم است. روستای آرام و خانهٔ کهنه جای خود را به معماری پرجزئیات، راهروهای باشکوه و نظمی غریب میدهد. تضاد این دو فضا بهخوبی حس ورود به قلمرویی بیگانه را منتقل میکند. در ابتدا، شکوه مدرسه با وعدهٔ آزادی و امکانهای تازه همراه است؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که هر جهان درخشان لزوماً جهانی امن یا عادلانه نیست.
این جابهجایی از افسون به بدگمانی، به قصه نیرویی اخلاقی میبخشد، هرچند برخی گذارهای روایی آن با شتاب انجام میشوند. مری؛ قهرمانی پرجنبوجوش و ناقص مری از آن قهرمانانی نیست که از همان ابتدا مهارت و اعتمادبهنفس کامل داشته باشند. او عجول است، اشتباه میکند و گاه پیش از سنجیدن پیامدها دست به عمل میزند.
همین نقصها او را باورپذیر میکنند: شجاعتش نه فقدان ترس، بلکه توان ادامهدادن با وجود ترس و سردرگمی است. فیلم همچنین اجازه میدهد خصلتهای کودکانهاش—از سرزندگی تا میل به دیدهشدن—در کنار مسئولیتپذیری رو به رشدش باقی بمانند. مسیر شخصی مری زمانی معنا پیدا میکند که قدرت جادویی از وسیلهای برای جلب توجه به آزمونی برای تشخیص درست و نادرست تبدیل میشود.
فیلم پرسشی روشن اما مؤثر پیش میکشد: آیا داشتن توانایی، بهتنهایی فرد را شایستهٔ بهکارگیری آن میکند؟ پاسخ اثر بر خویشتنداری و پذیرش پیامدها تأکید دارد. بااینحال، دگرگونی درونی مری گاهی سریعتر از آن پیش میرود که لحظههای عاطفیاش مجال کافی برای رسوبکردن پیدا کنند. ایدهٔ تحول قانعکننده است، اما پرداخت آن میتوانست آرامتر و پیوستهتر باشد.
« ورود به فضای آسمانی مدرسه، نقطهٔ عطفی در آهنگ و مقیاس فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
تصویر، رنگ و حرکت بزرگترین دستاورد فیلم در ساختن جهانی است که دیدنش خود بخشی از لذت روایت به شمار میرود. رنگهای زنده، بافتهای دستساز و جزئیات محیط، فضای روستا و مدرسه را از یکدیگر متمایز میکنند، بیآنکه میانشان گسستی کامل پدید آورند. طبیعت در آغاز حالتی رازآلود و وسوسهانگیز دارد؛ در مدرسه، همان تخیل به شکلی پرزرقوبرق و منظم جلوه میکند.
این تفاوت بصری فقط تزئینی نیست و با تغییر نگاه مری به جادو و قدرت همراه میشود. صحنههای پرواز با جارو از روانی و انرژی خوبی برخوردارند. حرکت در آسمان، احساس رهایی را به تصویر درمیآورد و در عین حال، تردید و بیتجربگی مری را از قاب حذف نمیکند. طراحی فضاها نیز میان شکوه و اندکی غرابت تعادل برقرار میسازد؛ مدرسه چشمگیر است، اما جذابیتش بهتدریج سایهای از ناآرامی پیدا میکند.
همین کیفیت دوگانه به تصاویر عمق میدهد: زیبایی این جهان هم دعوتکننده است و هم پرسشبرانگیز. جادو، قدرت و مسئولیت در ظاهر، فیلم داستانی دربارهٔ نیرویی خارقالعاده و مدرسهای برای آموختن جادوست؛ در زیر این سطح، جادو استعارهای از قدرتی است که میتواند به ابزار خودنمایی یا وسیلهٔ مراقبت و یاری تبدیل شود.
مری در آغاز مجذوب امکاناتی است که جادو در اختیارش میگذارد، اما تجربههایش او را به سنجش فاصلهٔ میان توانستن و درستبودن وامیدارد. این مضمون برای مخاطب کودک ساده و روشن بیان میشود و بزرگسالان نیز میتوانند آن را به پرسشی گستردهتر دربارهٔ دانش، اختیار و اخلاق پیوند دهند. فیلم از آنجا که برای مخاطب خانوادگی ساخته شده، مضمونش را پیچیده یا تلخ نمیکند؛ در عوض، آن را در دل ماجرایی پرتحرک و قابلفهم قرار میدهد.
« تصویر، رنگ و حرکت بزرگترین دستاورد فیلم در ساختن جهانی است که دیدنش خود بخشی از لذت روایت به شمار میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب به گرمی و دسترسپذیری اثر کمک میکند، اما گاهی از ظرافت آن میکاهد. تقابل اخلاقیِ میان نیروهای داستان روشن است و شخصیتهای مخالف مری کمتر از آنچه ظرفیت قصه اجازه میدهد، پیچیدگی پیدا میکنند. در نتیجه، پیام فیلم مؤثر میماند، ولی در بعضی لحظهها بیش از اندازه مستقیم به نظر میرسد.
ریتم و شخصیتهای پیرامونی روایت در آغاز با حوصله به معرفی مری و محیط زندگیاش میپردازد، اما پس از ورود به مدرسه، رخدادها شتاب بیشتری میگیرند. این سرعت به ماجراجویی انرژی میدهد و مانع ایستایی میشود، ولی بهایش کاهش فرصت برای مکث و پرداخت است. بعضی موقعیتها بهسرعت شکل میگیرند و پیش از آنکه پیامد عاطفیشان کاملاً روشن شود، داستان به مرحلهٔ بعد میرود.
به همین دلیل، بخش میانی با وجود جذابیت بصری، در مسیر کلی خود کمابیش قابلپیشبینی میشود. شخصیتهای فرعی نیز بیش از آنکه مسیر مستقل و کامل داشته باشند، در خدمت حرکت مری و پیشبرد گرههای قصه قرار میگیرند. برخی از آنها حضوری بهیادماندنی و طراحیهایی جذاب دارند، اما انگیزهها و تناقضهایشان کمتر کاویده میشود.
این محدودیت بهویژه در بخشهایی محسوس است که انتظار میرود روابط میان شخصیتها به داستان وزن بیشتری بدهند. پایانبندی از نظر عاطفی مسیر مناسبی را دنبال میکند، اما به سبب شتاب کلی روایت، فرصت چندانی برای جمعکردن همهٔ رشتهها و ماندن در تأثیر نهایی ماجرا نمییابد. نسبت با سنت فانتزی انیمه آشناییزدایی کامل از الگوهای پیشین هدف فیلم نیست.
« این انتخاب به گرمی و دسترسپذیری اثر کمک میکند، اما گاهی از ظرافت آن میکاهد. »
قوتها و کاستیها
دختری بر جارو، جنگلی اسرارآمیز و مدرسهای جادویی، همگی از مصالحیاند که مخاطب ممکن است پیشتر در آثار فانتزی دیده باشد. همین آشنایی، ورود به جهان فیلم را آسان میکند؛ اما گاهی نیز یادآور آن است که اثر در حال گفتوگو با سنتی نیرومند است و نه ساختن زبانی کاملاً تازه. شباهتهای سبکی و روایی میتوانند هم سرچشمهٔ دلگرمی باشند و هم مانعی برای تشخیص هویت مستقل فیلم.
بااینهمه، فیلم در شور بصری و نگاه مهربانش به یک قهرمان کودک، شخصیتی خاص پیدا میکند. ارزش آن نه در شکستن همهٔ قواعد، بلکه در اجرای خوشساخت و پرجنبوجوش داستانی آشناست. این اثر میکوشد میراث انیمیشن دستساز را به مخاطبی تازه منتقل کند و در همان حال، نشان دهد که قصهای دربارهٔ جادو میتواند موضوعاتی زمینی مانند اعتمادبهنفس، مسئولیت و پیامد انتخاب را در بر گیرد.
جمعبندی «Mary and the Witch’s Flower» اثری چشمنواز و صمیمی است که ماجراجویی را با روایتی ساده دربارهٔ بلوغ اخلاقی پیوند میزند. مری قهرمانی پرانرژی و ناقص است و همین ویژگی، مسیر پذیرش مسئولیت را برای مخاطب ملموس میکند. طراحی مدرسهٔ جادویی، رنگهای درخشان و صحنههای پرواز از برجستهترین امتیازهای فیلماند؛ جهان آن اغلب پیش از آنکه با منطق داستانی کاملاً قانع کند، با تصویر و حس شگفتی به تماشاگر راه مییابد.
در برابر این قوتها، شتاب در برخی رخدادها، کمعمقی شخصیتهای فرعی و پیشبینیپذیری بخش میانی از تأثیر کلی میکاهند. بااینحال، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن تجربهای گرم، خیالانگیز و مناسب تماشای خانوادگی—موفق است. نتیجه اثری کامل و بینقص نیست، اما ماجرایی دوستداشتنی است که ارزشش را در صداقت عاطفی مری و جادوی بصری جهانش پیدا میکند.
« شباهتهای سبکی و روایی میتوانند هم سرچشمهٔ دلگرمی باشند و هم مانعی برای تشخیص هویت مستقل فیلم. »
ثبت دیدگاه