نقد و بررسی
نقد ۲ اسلحه (2 Guns) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجرای دو همکار که به هم اعتماد ندارند «2 Guns» از همان ابتدا بر تضادی روشن بنا میشود: دو مرد که ظاهراً در یک سوی قانون ایستادهاند، هرکدام مأموریتی پنهان دارند و از هویت واقعی دیگری خبر ندارند. رابرت «بابی» ترنچ، مأمور ادارهٔ مبارزه با مواد مخدر، و مایکل «استیگ» استیگمن، افسر اطلاعات نیروی دریایی، با شبکهای از قاچاقچیان و مقامهای فاسد درگیر میشوند؛ اما هرچه بیشتر میکوشند اوضاع را تحت کنترل بگیرند، بیشتر درمییابند که بازیگران اصلی ماجرا از آنها پیشی گرفتهاند.
فیلم این زمینه را بهانهای برای تعلیق، تعقیبوگریز و شوخیهای دونفره میکند، نه برای ساختن یک معمای جنایی دقیق و موشکافانه. فیلم به اقتباسی از یک رمان تصویری ساخته شده و این خاستگاه در اغراقهای روایی و لحن پرتحرکش احساس میشود. جهان داستان از آن نوع جهانهایی است که در آن اعتماد همواره موقت است و هر سازمانی میتواند در لحظهای نامنتظر به طرف مقابل بدل شود.
این بیثباتی، در آغاز جذاب است: تماشاگر همراه دو شخصیت میکوشد بفهمد چه کسی چه چیزی را پنهان میکند. بااینحال، هرچه ماجرا پیش میرود، انباشت خیانتها و چرخشهای پیاپی گاه وضوح قصه را کم میکند و هیجان را به سردرگمی نزدیک میسازد. جاذبهٔ اصلی: شیمی دو بازیگر مهمترین دارایی فیلم، بیتردید، حضور دنزل واشینگتن و مارک والبرگ در کنار یکدیگر است.
واشینگتن در نقش بابی خونسردی و اقتدار آشنای خود را با لحنی بازیگوش درمیآمیزد؛ گویی حتی هنگامی که همهچیز از کنترل خارج شده، هنوز یک قدم از دیگران جلوتر است. والبرگ در مقام استیگ انرژی تندتر و بیقرارتری به صحنه میآورد: شخصیتی پرحرف، واکنشی و آمادهٔ طعنهزدن که گاه پیش از آنکه موقعیت را بسنجد، به استقبالش میرود.
« فیلم به اقتباسی از یک رمان تصویری ساخته شده و این خاستگاه در اغراقهای روایی و لحن پرتحرکش احساس میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تفاوت در منش و ضرباهنگ، موتور اصلی کمدی فیلم است. کلکلهای آنها صرفاً وقفهای میان صحنههای اکشن نیست؛ به ما نشان میدهد که رابطهٔ دو مرد از بدگمانی به نوعی شناخت و همدلی بدل میشود. حتی وقتی اعتمادشان شکننده است، از خلال مکثها، نگاهها و جوابهای نیشدارشان میتوان دریافت که هرکدام دیگری را جدی میگیرد.
فیلم در این بخش بهخوبی از جذابیت ستارههایش استفاده میکند و به آنها فرصت میدهد دیالوگها را با شخصیتپردازی خود زنده کنند. البته این شیمی بهتنهایی نمیتواند همهٔ کاستیهای فیلمنامه را بپوشاند، اما به فیلم نیرویی میدهد که در لحظات کمجانتر نیز حفظش میکند. تماشاگر بیش از آنکه درگیر سرنوشت پیچیدهٔ پول و سازمانها باشد، مشتاق است ببیند این دو نفر در برابر خطر بعدی چه پاسخی خواهند داشت.
کمدی در دل خشونت «2 Guns» میان تریلر جنایی و کمدی رفاقتی در حرکت است. شوخیها معمولاً از غرور شخصیتها، سوءظن متقابل و تفاوت نگاهشان به خطر بیرون میآیند. این طنز، جهان خشن فیلم را سبکتر میکند و اجازه نمیدهد خشونت بهتنهایی لحن اثر را تعیین کند. بااینحال، فیلم همیشه در یافتن تعادل موفق نیست.
برخی لحظات کمیک چنان آشکارا برای ایجاد خنده طراحی شدهاند که از دل موقعیت بیرون نمیآیند و بیشتر شبیه مکثی برنامهریزیشده میان دو درگیری به نظر میرسند. خشونت نیز با لحنی اغراقآمیز عرضه میشود. تیراندازیها، انفجارها و تهدیدها بخشی از زبان سرگرمی فیلماند، نه تلاشی برای بازنمایی واقعگرایانهٔ خطر.
« این تفاوت در منش و ضرباهنگ، موتور اصلی کمدی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد برای تماشاگرانی که از اکشن پرزرقوبرق و بیپرده لذت میبرند، کارکرد دارد؛ اما ممکن است برای کسانی که انتظار تریلری جدی و واقعگرا دارند، ناهماهنگ باشد. گاهی فیلم از شوخی به خشونت تند میپرد و بازمیگردد، بیآنکه این تغییر لحن همیشه بهنرمی انجام شود. اکشن و ریتم صحنههای اکشن انرژی بصری مناسبی دارند و با ریتمی تند به روایت نیرو میبخشند.
فیلم از تعقیب، درگیری مسلحانه و رویاروییهای ناگهانی بهره میگیرد تا موقعیتها را پیدرپی عوض کند. این تحرک، همراه با حضور دو قهرمان پرحرف و سرزنده، حالوهوای یک سرگرمی پرهیاهو را شکل میدهد. کارگردانی بالتاسار کورماکور به جای مکث طولانی بر پیامدهای خشونت، بیشتر بر حرکت، غافلگیری و پیشبردن بازی تمرکز دارد.
اما تندی کلی اثر گاهی گمراهکننده است: فیلم در همهٔ بخشها با یک شتاب پیش نمیرود. در میانهٔ داستان، توضیحهای تازه و جابهجاییهای قدرت باعث میشوند روایت برای مدتی از حرکت بازبماند. بعضی صحنهها بیش از آنکه تعلیق را افزایش دهند، اطلاعاتی را تکرار یا پیچیدگی تازهای اضافه میکنند.
نتیجه آن است که فیلم، با وجود ظاهر پرجنبوجوشش، لحظاتی کشدار دارد؛ لحظاتی که حضور بازیگران اصلی نمیتواند کاملاً از خستگی آنها بکاهد. روایتی گرفتار پیچوخمهای خودش فیلمنامه میخواهد مدام مخاطب را وادار کند برداشتش را از ماجرا تغییر دهد. چنین ساختاری در آغاز به سود فیلم است، چون شک و بیاعتمادی را به بخشی از تجربهٔ تماشا تبدیل میکند.
« گاهی فیلم از شوخی به خشونت تند میپرد و بازمیگردد، بیآنکه این تغییر لحن همیشه بهنرمی انجام شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، پیچش وقتی مؤثر است که هم غافلگیرکننده باشد و هم پس از آشکارشدن، منطقی به نظر برسد. «2 Guns» گاه در بخش دوم این توازن را از دست میدهد: شخصیتها یکی پس از دیگری چیزی را پنهان میکنند، وفاداریها تغییر میکند و رابطهٔ میان نهادها و افراد پیچیدهتر میشود، بیآنکه همهٔ این تغییرها وزن دراماتیک یکسانی داشته باشند.
به همین دلیل، برخی افشاگریها بیشتر نقش افزودن مانع تازه را دارند تا عمیقترکردن داستان. مخاطب ممکن است لحظهای از خود بپرسد چه کسی اکنون در برابر چه کسی قرار گرفته و چرا. این ابهام میتواند بخشی از بازی باشد، اما وقتی پیوندهای روایی بیش از اندازه متراکم میشوند، هیجان جای خود را به تلاش برای مرتبکردن اطلاعات میدهد.
فیلم در بهترین لحظاتش به شخصیتها و واکنشهایشان تکیه میکند؛ در ضعیفترین لحظاتش، به گرهافکنیهای پیدرپی وابسته میشود. شخصیتهای مکمل و جهان اخلاقی فیلم بازیگران مکمل، از جمله پائولا پَتن، بیل پکستون، جیمز مارسدن و ادوارد جیمز اولموس، به فضای داستان رنگ میدهند؛ اما بسیاری از شخصیتهایشان بیش از آنکه فردیت کاملی پیدا کنند، در خدمت پیشبردن توطئهاند.
برخی از چهرههای تهدیدگر با اغراقی نزدیک به کاریکاتور ترسیم شدهاند. این انتخاب با لحن کمیک و پرتحرک فیلم سازگار است، ولی از پیچیدگی خطر میکاهد: دشمنان بیشتر به موانعی پرسروصدا بدل میشوند تا شخصیتهایی که انگیزههایشان بهطور جدی کاویده شود. جهان اخلاقی اثر نیز خاکستری است، اما نه به معنای کاوشی عمیق دربارهٔ فساد نهادی یا مسئولیت فردی.
« بااینحال، پیچش وقتی مؤثر است که هم غافلگیرکننده باشد و هم پس از آشکارشدن، منطقی به نظر برسد. »
قوتها و کاستیها
فیلم نشان میدهد که مرز میان قانونمداران و خلافکاران میتواند متزلزل باشد، اما عمدتاً از این ایده برای ساختن موقعیتهای تعقیب و خیانت استفاده میکند. پیامدهای سیاسی و اخلاقی ماجرا چندان بسط نمییابند؛ در مرکز توجه، همچنان دو قهرمان و شیوهٔ کنارآمدنشان با آشوب قرار دارند. جمعبندی «2 Guns» فیلمی استوار بر جذابیت ستارههایش و لذت بیواسطهٔ اکشن و شوخی.
دنزل واشینگتن و مارک والبرگ با تفاوتهای شخصیتی و کلکلهایشان به اثری جان میدهند که داستانش گاه بیش از حد شلوغ و نامنظم میشود. صحنههای پرتحرک و لحن سبک، آن را به انتخابی مناسب برای تماشایی تفریحی بدل میکنند؛ اما افت ریتم در بخشهایی از میانه و انباشت خیانتها مانع از آن است که روایت به همان اندازهٔ بازی دو بازیگر اصلی منسجم و بهیادماندنی باشد.
این فیلم بیش از آنکه تریلری دقیق یا اثری ماندگار در ژانر خود باشد، سرگرمیای متکی بر حضور دو بازیگر خوشتماشا است. اگر انتظار قصهای ظریف، شخصیتپردازی عمیق یا تعلیقی حسابشده وجود نداشته باشد، «2 Guns» میتواند خوشگذران و پرانرژی باشد؛ تجربهای که نیروی اصلیاش نه در پیچیدگی داستان، بلکه در همراهی دو قهرمان ناسازگار آن نهفته است.
« جمعبندی «2 Guns» فیلمی استوار بر جذابیت ستارههایش و لذت بیواسطهٔ اکشن و شوخی. »



ثبت دیدگاه