نقد و بررسی
نقد استن و اُلی (Stan & Ollie) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فراتر از بازسازی یک زوج کمدی «Stan & Ollie» بهجای آنکه زندگی استن لورل و الیور هاردی را از آغاز تا پایان در قالب یک زندگینامهٔ سینمایی فشرده روایت کند، نگاهش را به دورهای محدودتر و کمزرقوبرقتر میدوزد: سالهایی که دوران طلایی شهرتشان پشت سر گذاشته شده و آن دو برای اجرای برنامه در سالنهای بریتانیا و ایرلند به سفر میروند.
این انتخاب، فیلم را از مرور سادهٔ موفقیتها و افتوخیزهای حرفهای دور میکند و به پرسشی صمیمیتر میرساند: وقتی هیاهوی شهرت فروکش میکند، چه چیزی از یک همکاری هنری باقی میماند؟ پاسخ فیلم نه در روایتی پرحادثه، بلکه در لحظههای کوچک و روزمره شکل میگیرد؛ در تمرین یک صحنه، مکثی پیش از پاسخ، نگرانی برای سلامتی دیگری یا تلاش برای حفظ ظاهر در برابر تماشاگران.
اثر از همان ابتدا روشن میکند که موضوع اصلیاش فقط دو کمدین مشهور نیستند، بلکه دو انساناند که سالها کنار هم کار کردهاند و پیوندشان، با وجود رنجشها و دلخوریها، همچنان بخشی از هویتشان است. بازیهایی که به تقلید محدود نمیشوند بزرگترین پشتوانهٔ فیلم، بازی جان سی ریلی در نقش الیور هاردی و استیو کوگان در نقش استن لورل است.
بازآفرینی چهره و هیئت ظاهری این دو بازیگر چشمگیر است، اما ارزش کارشان تنها در گریم و شباهت بیرونی خلاصه نمیشود. آنها میکوشند ریتم حرکتی، طرز مکثکردن و تفاوتهای رفتاری دو کمدین را از نو بسازند، بیآنکه شخصیتها را به مجموعهای از اداهای آشنا تقلیل دهند. ریلی در نقش هاردی، سنگینی و وقار ظاهری او را با رگهای از آسیبپذیری همراه میکند.
« ریلی در نقش هاردی، سنگینی و وقار ظاهری او را با رگهای از آسیبپذیری همراه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پشت آن نگاه مطمئن و حالتهای کمیک، مردی دیده میشود که هم دلش میخواهد همچنان در مرکز توجه باشد و هم میداند بدن و تواناییهایش دیگر مانند گذشته پاسخگو نیستند. کوگان نیز لورل را نه صرفاً مردی عجول و عصبی، بلکه هنرمندی دقیق و خلاق تصویر میکند؛ کسی که ذهنش مدام درگیر ساختن شوخی و پرداختن جزئیات اجراست.
هماهنگی این دو، فیلم را در صحنههای مشترک زنده میکند. لحظههایی که شخصیتها برای بازآفرینی برنامههای قدیمی تمرین میکنند، از این جهت اثرگذارند که بازیگران به جای نشاندادنِ صرفِ گذشته، کیفیت همکاری را در زمان حال قابل لمس میسازند. مخاطب درمییابد که خندهٔ تماشاگران محصول دو اجرای جداگانه نیست؛ حاصل فاصلهها، تکیهگاهها و ضرباهنگی است که میان این دو شکل گرفته است.
رفاقتی در سایهٔ فرسودگی فیلم بهدرستی دوستی این زوج را بینقص و آرمانی نشان نمیدهد. میانشان خاطرههایی از اختلافهای کاری و دلخوریهای حلنشده وجود دارد و هر یک گذشته را از زاویهٔ خود میبیند. بااینحال، مضمون اصلی اثر نه سرزنش یکی به سود دیگری، بلکه دشواریِ دوامآوردن در یک رابطهٔ طولانی است؛ رابطهای که در آن محبت و ملال، وفاداری و رنجش، گاهی همزمان حضور دارند.
این نگاه انسانی به رفاقت، فیلم را از یک ستایشنامهٔ ساده فراتر میبرد. لورل و هاردی فقط در برابر تماشاگران زوجی هماهنگ نیستند؛ آنها باید بار سالها همکاری را نیز با خود حمل کنند. پیوندشان هم سرمایهٔ هنریشان است و هم گاه سرچشمهٔ آسیبپذیریشان. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که نزدیکی واقعی همیشه به معنای نبود اختلاف نیست؛ گاه معنایش این است که دو نفر، با وجود آن اختلافها، هنوز چیزی را در دیگری میشناسند که جایگزینکردنی نیست.
« هماهنگی این دو، فیلم را در صحنههای مشترک زنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، بعضی گرههای میان آن دو به اندازهٔ کافی جان نمیگیرند. اختلافی که باید در بطن رابطه رسوب کرده باشد، گاهی بیشتر شبیه سازوکاری داستانی به نظر میرسد که برای ایجاد تنش به کار افتاده است. به همین دلیل، همهٔ لحظههای آشتی یا رنجش اثر یکسانی ندارند و بخشی از کشمکش عاطفی، اندکی تصنعی جلوه میکند.
کمدی؛ میان بازآفرینی و تکرار بازسازی شوخیهای قدیمی یکی از دشوارترین بخشهای چنین فیلمی است. تماشاگر امروز نه فقط با خودِ لطیفه، بلکه با خاطرهٔ تاریخیِ اجرای آن روبهروست؛ بنابراین تکرار صحنههای مشهور، بهتنهایی نمیتواند همان اثر نخستین را ایجاد کند. «Stan & Ollie» گاهی از همین فاصله آگاهانه بهره میبرد: کمدی را هم بهعنوان هنر اجرا نشان میدهد و هم بهعنوان کاری که باید در برابر مخاطبان واقعی، شببهشب، از نو جان بگیرد.
اما همهٔ شوخیها به یک اندازه موفق نیستند. بعضی از آنها بیشتر به ادای احترام به میراث این زوج شباهت دارند تا لحظههایی که مستقلاً خندهدار باشند. در نتیجه، فیلم در بخشهایی به جای آنکه تماشاگر را بیواسطه بخنداند، از او انتظار دارد اهمیت و سابقهٔ آن اجراها را درک کند. این رویکرد برای علاقهمندان لورل و هاردی دلپذیرتر است و ممکن است برای کسی که با آثارشان آشنایی ندارد، کماثرتر باشد.
بااینحال، فیلم یک نکتهٔ مهم را بهخوبی میفهمد: کمدی در اینجا صرفاً ابزار سرگرمی نیست، بلکه زبان مشترک دو شخصیت است. اجرای یک صحنه میتواند برایشان فرصتی باشد تا از اختلافهای بیرون صحنه فاصله بگیرند و دوباره همان هماهنگی قدیمی را پیدا کنند. از همین رو، برخی از بهترین لحظههای کمدی فیلم در واقع دربارهٔ خودِ خنده نیستند؛ دربارهٔ اعتماد و همکاریای هستند که آن خنده را ممکن میکند.
« بااینهمه، بعضی گرههای میان آن دو به اندازهٔ کافی جان نمیگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همسران و جهان پیرامون دو هنرمند حضور لوسیل و آیدا به فیلم امکان میدهد از فضای بستهٔ دوستی مردانه فراتر برود. همسران این دو شخصیت فقط همراهان سفر یا ناظران حاشیهای نیستند؛ هر یک با نگرانیها و منش خود، تصویری متفاوت از زندگی مشترک با دو چهرهٔ مشهور به دست میدهند. آنها میدانند که صحنه برای لورل و هاردی اهمیت دارد، اما در عین حال با پیامدهای جسمی و عاطفیِ ادامهٔ این مسیر نیز روبهرو هستند.
تقابل نگاه آنها به وضعیت همسرانشان، بُعدی واقعگرایانه به سفر میبخشد. در دنیایی که همهچیز ظاهراً باید در خدمت «ادامهٔ نمایش» باشد، این زنان یادآور میشوند که پشت هر اجرا، زندگیای معمولی با ترسها و محدودیتهای واقعی جریان دارد. فیلم در این بخشها هوشمندانه نشان میدهد که وفاداری به هنر لزوماً تصمیمی قهرمانانه و بیهزینه نیست.
با وجود این، پرداخت شخصیتهای مکمل همیشه به عمق دو شخصیت اصلی نمیرسد. حضورشان گاهی بیشتر برای روشنکردن وضعیت عاطفی لورل و هاردی است تا آنکه مسیر مستقل و کاملاً پروردهای پیدا کند. بااینحال، حضورشان فضای فیلم را از دوگانهٔ صرفِ رفاقت و اختلاف غنیتر میسازد. ریتم، ساختار و محدودیتها ساختار محدود فیلم نقطهٔ قوت و همزمان یکی از محدودیتهای آن است.
تمرکز بر یک دورهٔ مشخص، اجازه میدهد رابطهٔ دو شخصیت با جزئیات بیشتری بررسی شود و فیلم گرفتار مرور شتابزدهٔ تمام فرازهای زندگی آنها نشود. از سوی دیگر، همین تمرکز باعث میشود روایت گاه در مسیر سفر و تکرار اجراها گردش کند و شتاب دراماتیکش کاهش یابد. در بخشهایی، فیلم کش میآید و ضرباهنگ آن افت میکند.
« همسران و جهان پیرامون دو هنرمند حضور لوسیل و آیدا به فیلم امکان میدهد از فضای بستهٔ دوستی مردانه فراتر برود. »
قوتها و کاستیها
برخی صحنهها اطلاعات یا حالوهوایی را تکرار میکنند که پیشتر به مخاطب منتقل شده است؛ از همین رو، تماشاگر ممکن است احساس کند روایت بیش از اندازه درنگ میکند. این کندی همیشه به تأملی عمیقتر نمیانجامد و گاه تنها انرژی داستان را کاهش میدهد. بااینحال، خویشتنداری فیلم در پرهیز از ملودرام اغراقآمیز، قابلتوجه است.
اثر به جای آنکه هر اختلاف را به بحرانی بزرگ بدل کند، بیشتر بر فرسودگی تدریجی و اندوه آرامِ گذر زمان تکیه دارد. این انتخاب در لحظههایی نتیجه میدهد و احساس را طبیعیتر میسازد؛ اما در جاهایی نیز سبب میشود تنشهایی که باید ستون روایت باشند، کمجان به نظر برسند. جمعبندی «Stan & Ollie» فیلمی دربارهٔ روزهای پس از اوج است، اما نگاهش به زوال و پیری تلخ و یکسویه نیست.
اثر نشان میدهد که پایان یک دوران، لزوماً به معنای پایان پیوندی نیست که در طول سالها شکل گرفته است. جان سی ریلی و استیو کوگان با بازیهایی دقیق و گرم، به رابطهٔ دو کمدین جان میبخشند و اجازه نمیدهند فیلم در بازسازی ظاهری متوقف بماند. کمدیهای بازآفرینیشده همیشه به هدف نمیزنند، روایت گاهی کش میآید و برخی اختلافها به اندازهٔ لازم باورپذیر نیستند؛ اما گرمای رابطهٔ مرکزی و تأثیر عاطفی آن، بر این کاستیها میچربد.
این فیلم بیش از آنکه زندگینامهای جامع یا مجموعهای از شوخیهای موفق باشد، مرثیهای آرام برای زمان ازدسترفته و ستایشی از رفاقتی دیرپا است. حتی تماشاگر ناآشنا با آثار لورل و هاردی نیز میتواند در آن چیزی فراتر از نوستالژی بیابد: تصویری از دو هنرمند که هنوز، با همهٔ خستگی و گذشت سالها، در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
« این کندی همیشه به تأملی عمیقتر نمیانجامد و گاه تنها انرژی داستان را کاهش میدهد. »



ثبت دیدگاه