نقد و بررسی
نقد New World | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت قدرت و جانشینی «New World» ساختهٔ Park Hoon-jung، در ظاهر دربارهٔ خلأیی است که مرگ رئیس یک تشکیلات تبهکار پدید میآورد؛ اما نیروی اصلی فیلم از آنجا میآید که رقابت بر سر جانشینی را به آزمونی برای وفاداری بدل میکند. چند جناح برای تصاحب قدرت صف میکشند و پلیس نیز میکوشد از آشفتگی پیشآمده به سود خود بهره ببرد.
در مرکز این صفحهٔ پرمهره، مأموری مخفی ایستاده که سالها در دل جهان خلافکاران زندگی کرده است. فیلمنامه بهجای آنکه کشمکش را صرفاً به مجموعهای از توطئهها و درگیریها محدود کند، پیوند میان سیاست سازمانی، دوستی و وظیفه را میسنجد. هر تصمیم میتواند موقعیت یک جناح را دگرگون کند و همزمان رابطهای انسانی را به خطر اندازد.
از همین رو، رقابت قدرت در فیلم فقط مسئلهٔ ریاست نیست؛ مسئله این است که چه کسی حق دارد به دیگری اعتماد کند و این اعتماد با چه بهایی حفظ میشود. مردی میان دو جهان Lee Ja-sung، شخصیت محوری فیلم، در موقعیتی گرفتار است که مرزهایش بهتدریج فرسوده شدهاند. او مأمور قانون است، اما سالها نقش دیگری را نه فقط در ظاهر، بلکه در روابط روزمره و عاطفی خود نیز پذیرفته است.
خطر اصلی برای او صرفاً آشکارشدن هویت نیست؛ این است که دیگر نتواند میان آنچه مأموریت از او میخواهد و آنچه تجربهٔ زیستهاش به او آموخته تمایز روشنی بگذارد. فیلم این دوگانگی را با توضیحهای مستقیم و شعارهای اخلاقی پیش نمیبرد. فشار را در سکوتها، نگاهها و مکثهایی جای میدهد که شخصیت را وادار به سنجیدن پیامد هر حرکت میکنند.
« چند جناح برای تصاحب قدرت صف میکشند و پلیس نیز میکوشد از آشفتگی پیشآمده به سود خود بهره ببرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین رویکرد، کشمکش درونی Ja-sung را باورپذیر میسازد: او نه قهرمانی است که از بیرون به فساد نگاه کند و نه گانگستری که گذشتهٔ قانونیاش را بهآسانی کنار بگذارد. او در میانهٔ دو تعلق مانده است؛ جایی که هر انتخاب، بخشی از هویت او را انکار میکند. دوستی، وفاداری و مرز اخلاق یکی از دستاوردهای مهم فیلم، پیچیدهکردن مفهوم وفاداری است.
در بسیاری از روایتهای جنایی، قانون جایگاه روشنِ خیر را دارد و جهان تبهکاران قلمرو آشکار شر است؛ اما «New World» این تقسیمبندی را ساده نمیپذیرد. نهادهای قانونی نیز در اینجا بیطرف و پاکیزه تصویر نمیشوند، و آدمهای درون تشکیلات خلافکار هم صرفاً صورتهایی بیعاطفه و شرور نیستند.
رفتارشان میتواند خشن و حسابگرانه باشد، اما رابطهها در میانشان وزن واقعی دارند. این ابهام اخلاقی، بهویژه از آنجا نیرو میگیرد که Ja-sung دیگر نمیتواند آدمهای پیرامونش را فقط «هدف عملیات» بداند. وابستگی به کسانی که باید زیر نظرشان بگیرد، تضادی درونی میسازد که بیش از هر تعقیبوگریز یا تهدید آشکار، تعلیق فیلم را زنده نگه میدارد.
اثر از این پرسش پرهیز میکند که وفاداری به چه کسی «درست» است؛ در عوض نشان میدهد هر پیوندی در جهان قدرت میتواند به ابزاری برای نفوذ، فشار یا بقا تبدیل شود. شخصیتها و بازیها بازیهای اصلی، ستون عاطفی فیلماند. Lee Jung-jae در نقش Ja-sung، خویشتنداری و فرسودگی را بهگونهای درهم میآمیزد که بخش بزرگی از درام در چهره و سکوت او جریان مییابد.
« او در میانهٔ دو تعلق مانده است؛ جایی که هر انتخاب، بخشی از هویت او را انکار میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او برای شخصیتی مناسب است که ناچار است احساساتش را پنهان کند، حتی وقتی همان احساسات بیش از هر چیز دیگری بر تصمیمهایش اثر میگذارند. Hwang Jung-min حضوری پرتحرکتر و نمایشیتر دارد و در برابر سکون Ja-sung، انرژی متفاوتی وارد صحنهها میکند. تضاد میان این دو، رابطهشان را از قالب یک همراهی معمول در دنیای جنایت بیرون میآورد و به آن گرمایی میبخشد که با فضای سرد فیلم درگیر میشود.
Choi Min-sik نیز با حضوری حسابشده، شخصیت مقام پلیسی را از کلیشهٔ مأمور خیرخواه یا فرماندهٔ صرفاً بیرحم دور میکند. او به نقش خود نوعی اقتدار آمیخته با منفعتجویی میدهد؛ اقتداری که بهسادگی نمیتوان به آن اعتماد کرد. شخصیتهای فرعی گاه فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا نمیکنند، اما بازیگران اصلی در بیشتر لحظهها به مناسبات داستان وزن میبخشند.
کارگردانی و جهان بصری Park Hoon-jung جهان فیلم را با نظمی سرد و دقیق میسازد. فضاها، از نشستهای رسمی تا مکانهای پنهانی، حس سازمانیافتگی و مراقبت دائمی دارند؛ گویی هر محیط بهطور همزمان محل مذاکره و دامگستری است. قاببندیها اغلب بر چهرهها و فاصلهٔ میان آدمها تکیه میکنند. این فاصلهها فقط انتخابی بصری نیستند؛ نشانی از احتیاط و بیاعتمادیاند که بر همهچیز سایه انداخته است.
رنگهای سرد و نورپردازی کمزرقوبرق، حالوهوایی سنگین ایجاد میکنند و اجازه نمیدهند خشونت به تزیینی پرهیجان بدل شود. درگیریهای فیلم هنگامی اثرگذارند که ناگهان سکون را میشکنند؛ کوتاه، خشن و بیرحماند، اما روایت تمام نیروی خود را بر صحنههای اکشن بنا نمیکند. خشونت در اینجا یادآور هزینهٔ تصمیمهاست، نه مقصدی برای نمایش مهارت.
« Hwang Jung-min حضوری پرتحرکتر و نمایشیتر دارد و در برابر سکون Ja-sung، انرژی متفاوتی وارد صحنهها میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و طراحی صدا نیز با حفظ لحن اندوهبار و تهدیدآمیز، در ساختن جهانی نقش دارند که حتی لحظههای آرامش آن از خطر خالی نیست. ریتم و تعلیق فیلم آغاز سرد و کمشتابی دارد. در بخشهای نخست، اطلاعات و مناسبات قدرت با احتیاط عرضه میشوند و تماشاگر باید نامها، جناحها و پیوندهای میان شخصیتها را بهتدریج دنبال کند.
این انتخاب به ساختهشدن جهانی باورپذیر کمک میکند، اما ممکن است برای مخاطبی که انتظار روایتی پرشتاب دارد، شروعی دشوار و کمکشش به نظر برسد. با پیشروی داستان، تعلیق آرامآرام جان میگیرد و بیشتر بر انتظار و پیشبینی استوار میشود تا غافلگیریهای پیاپی. تماشاگر مدام میسنجد که کدام شخصیت چه میداند و کدام رابطه تا چه زمانی دوام خواهد آورد.
بااینحال، برخی گرهها زودتر از موعد باز میشوند و از مجال تردید میکاهند. همچنین مکثهای سنجیده، با آنکه به شخصیتپردازی و فضای تیره کمک میکنند، گاهی روند قصه را کندتر از اندازهٔ لازم پیش میبرند. این کندی هم بخشی از هویت اثر است و هم یکی از محدودیتهای آن. خشونت و نگاه به نهادها «New World» خشونت را با نمایشی بیهدف یکی نمیگیرد.
تهدید، خیانت و درگیری بدنی در خدمت ساختن حس بیثباتیاند: در چنین جهانی، نظم ممکن است هر لحظه فروبپاشد و اعتماد، بیش از آنکه پشتوانه باشد، نقطهضعف به شمار آید. بااینحال، فیلم صرفاً ستایشنامهٔ قدرت مردانه و خشونت سازمانیافته نیست؛ در پس رقابت جناحها، تصویری از سازوکارهایی دیده میشود که افراد را به مهره بدل میکنند.
« ریتم و تعلیق فیلم آغاز سرد و کمشتابی دارد. »
قوتها و کاستیها
این نگاه زمانی جذابتر میشود که پلیس و تشکیلات تبهکار به دو قطب اخلاقی بیارتباط با یکدیگر تقلیل نمییابند. هر دو ساختار میخواهند اوضاع را مدیریت کنند و هر دو ممکن است انسان را در خدمت هدفی بزرگتر قربانی سازند. فیلم البته این ایده را همیشه با ظرافت یکسان نمیپرورد و برخی مناسبات را فشرده عرضه میکند، اما تردید بنیادیاش دربارهٔ اقتدار و وفاداری، از سطح یک داستان جنایی متعارف فراتر میرود.
جمعبندی «New World» اثری جنایی و تیره است که جذابیتش را بیش از آنکه از غافلگیریهای پیدرپی بگیرد، از مناسبات پیچیدهٔ آدمها و بهای تعلقداشتن به یک گروه میسازد. بازیهای قدرتمند، کارگردانی منضبط و تعلیقی که بهآهستگی انباشته میشود، رقابت بر سر جانشینی را به بستری برای پرسش دربارهٔ هویت، دوستی و قدرت بدل میکنند.
شروع کند، گشودن زودهنگام بعضی گرهها و فرصت محدود برخی شخصیتهای فرعی از کاستیهای فیلماند؛ بااینحال، انسجام فضای تیره و کشمکش مرکزی آن را پابرجا نگه میدارد. بیآنکه به پایان یا پیچشهای داستانی نزدیک شویم، میتوان گفت ارزش اصلی فیلم در این است که از تماشاگر نمیخواهد فقط حدس بزند چه کسی پیروز میشود؛ از او میخواهد بسنجد پیروزی در چنین جهانی چه معنایی دارد.
« این نگاه زمانی جذابتر میشود که پلیس و تشکیلات تبهکار به دو قطب اخلاقی بیارتباط با یکدیگر تقلیل نمییابند. »
ثبت دیدگاه