نقد و بررسی
نقد Señorita 89 | 2022
«Señorita 89» در ظاهر داستانی درباره مسابقهای برای انتخاب ملکه زیبایی در مکزیکِ اواخر دهه هشتاد میلادی است، اما خیلی زود روشن میکند که تاج، لباس و لبخندهای صیقلخورده تنها سطح ماجرا هستند. این مجموعه با ترکیب تریلر، درام اجتماعی و نقد مناسبات قدرت، جهان مسابقات زیبایی را به فضایی خفقانآور تبدیل میکند؛ جایی که بدن زن، سرمایهای قابل معامله و رؤیای شهرت، ابزاری برای کنترل است. حاصل، سریالی تندوتیز، تلخ و گاه آزاردهنده است که بیش از آنکه درباره زیبایی باشد، درباره قیمت دیدهشدن است.
وعده ژانری؛ وقتی مسابقه زیبایی به تریلر اجتماعی تبدیل میشود
«Señorita 89» از ایدهای بهره میگیرد که در نگاه نخست میتواند به یک ملودرام پرزرقوبرق محدود شود: گروهی از دختران جوان از نقاط مختلف مکزیک گرد هم میآیند تا برای کسب عنوان ملکه زیبایی کشور آماده شوند. اقامتگاه مجلل «لا اِنکانتادا» ظاهراً قرار است محل پرورش رؤیاها باشد؛ فضایی شبیه کاخ که در آن مربیان، متخصصان زیبایی و چهرههای بانفوذ، دختران را برای رسیدن به استاندارد مطلوب آماده میکنند. اما سریال خیلی زود این تصویر رؤیایی را کنار میزند و نشان میدهد که پشت نظم، تجمل و انضباط ظاهری، شبکهای از مناسبات قدرت قرار گرفته است. نقطه قوت اصلی اثر این است که مسابقه زیبایی را صرفاً بهانهای برای طرح چند پرونده شخصی یا چند حادثه تکاندهنده نمیکند. ساختار خود مسابقه تبدیل به استعارهای از جامعه میشود؛ جامعهای که در آن زنان دائماً ارزیابی میشوند، بدنشان اندازهگیری میشود، رفتارشان زیر نظر است و ارزش اجتماعیشان با میزان تطابقشان با تصویری از «زن ایدهآل» سنجیده میشود. از این منظر، «لا اِنکانتادا» فقط یک خانه بزرگ نیست؛ نوعی آزمایشگاه اجتماعی است که در آن سازوکارهای تبعیض، کنترل و مالکیت بر بدن زن با وضوح بیشتری دیده میشوند. سریال همچنین از قرار دادن تمام زنان در جایگاه قربانی پرهیز میکند. این نکته اهمیت زیادی دارد، زیرا اگر «Señorita 89» صرفاً تصویری از زنان مظلوم و مردان شرور ارائه میداد، نقد اجتماعی آن به یک فرمول ساده و قابل پیشبینی تقلیل پیدا میکرد. در عوض، اثر نشان میدهد که قدرت چگونه میتواند در میان خود زنان نیز بازتولید شود و چگونه فردی که خود زمانی در ساختار قدرت آسیب دیده، ممکن است به عامل اجرای همان ساختار تبدیل شود. این پیچیدگی، یکی از مهمترین دلایلی است که سریال را از یک اثر صرفاً افشاگرانه فراتر میبرد.
« در این جهان، زیبایی موهبت نیست؛ امتیازی است که دیگران تعیین میکنند چه زمانی به دست آید و چه زمانی پس گرفته شود. »
روایت و ریتم؛ میان تعلیق، شخصیتپردازی و افشاگری
ساختار روایی «Señorita 89» بر ترکیب چند خط داستانی استوار است و سریال تلاش میکند از دل زندگی شرکتکنندگان مختلف، تصویری چندلایه از محیط مسابقه بسازد. هر شخصیت تنها یک چهره زیبا با یک رؤیای مشابه نیست؛ پیشینه اجتماعی، وضعیت خانوادگی، انگیزههای شخصی و رابطه هر دختر با مفهوم موفقیت، تفاوتهای معناداری ایجاد میکند. همین تعدد نگاهها کمک میکند مسئله مسابقه از یک رقابت ساده به شبکهای از انتخابهای دشوار تبدیل شود. با این حال، همین رویکرد گاهی موجب میشود روایت از تمرکز کامل فاصله بگیرد. سریال علاقه زیادی به افزودن بحرانهای تازه، روابط پنهان، مناسبات سیاسی و رازهای شخصی دارد و در بعضی مقاطع، تعداد خطوط روایی میتواند احساس شتابزدگی ایجاد کند. تماشاگر باید میان چندین شخصیت و چند سطح از درگیری جابهجا شود و همه این خطوط همیشه از نظر قدرت دراماتیک یکسان نیستند. برخی داستانها عمق بیشتری دارند و برخی دیگر بیشتر نقش موتور محرک قسمتها را ایفا میکنند. ریتم اثر نیز عمداً بر مبنای آرامش بنا نشده است. «Señorita 89» از همان ابتدا فضای خطر را در پسزمینه قرار میدهد و به جای اینکه همه چیز را یکباره توضیح دهد، اطلاعات را تدریجی عرضه میکند. این انتخاب به ایجاد حس اضطراب کمک میکند، زیرا مخاطب از همان ابتدا میداند با جهانی ظاهراً زیبا اما اساساً ناامن روبهرو است. در نتیجه حتی لحظات آرام، تمرینها، مهمانیها یا جلسات ظاهراً معمولی نیز میتوانند نشانهای از تهدید در خود داشته باشند. یکی از ویژگیهای مؤثر روایت، تضاد میان وعده موفقیت و تجربه واقعی شخصیتهاست. هرچه آنها بیشتر به رؤیای تاج نزدیک میشوند، هزینه رسیدن به آن نیز بیشتر آشکار میشود. این تضاد باعث میشود تعلیق سریال فقط به این پرسش محدود نشود که «چه اتفاقی خواهد افتاد؟» بلکه پرسش مهمتری شکل بگیرد: «برای رسیدن به این رؤیا، چه چیزی باید قربانی شود؟» همین پرسش به سریال عمق اخلاقی میدهد و مانع میشود که معمای آن صرفاً مجموعهای از غافلگیریهای داستانی باشد.
شخصیتها و بازیها؛ زنانی که به تیپهای ساده تقلیل پیدا نمیکنند
بازیگران زن «Señorita 89» یکی از ستونهای اصلی کیفیت مجموعهاند. حضور Ilse Salas در نقش Concepción، مدیر مقتدر و پیچیده این جهان، از همان ابتدا به سریال مرکز ثقل قدرتمندی میدهد. این شخصیت را نمیتوان بهراحتی در قالب یک ضدقهرمان کلیشهای قرار داد. او همزمان نماینده ساختاری مردسالارانه و شخصیتی است که خودش با قواعد همان ساختار زندگی کرده و برای حفظ قدرت، آنها را به کار میگیرد. بازی Salas این تناقض را بدون اغراق و توضیح مستقیم منتقل میکند. در سوی دیگر، مجموعهای از شخصیتهای جوان قرار دارند که هرکدام رابطه متفاوتی با رؤیای شهرت دارند. Elena، Dolores، Jocelyn، Ángeles و دیگر شرکتکنندگان، نسخههای تکراری از یک شخصیت واحد نیستند. تفاوت طبقاتی و خانوادگی آنها اهمیت دارد، زیرا سریال نشان میدهد فرصتها برای همه یکسان نیستند و آنچه برای یک نفر «فرصت» به نظر میرسد، ممکن است برای دیگری تنها یکی از معدود راههای خروج از شرایط دشوار زندگی باشد. بازیهای گروهی در چنین مجموعهای اهمیت مضاعف پیدا میکنند، زیرا اثر نمیتواند تنها بر جذابیت یک قهرمان واحد تکیه کند. Bárbara López، Ximena Romo، Leidi Gutiérrez، Natasha Dupeyrón و Coty Camacho هرکدام به شخصیت خود لحن و آسیبپذیری متفاوتی میدهند. بهخصوص زمانی که رقابت و بیاعتمادی اولیه میان زنان به تدریج جای خود را به شکلهای پیچیدهتری از همدلی و همبستگی میدهد، بازیها اجازه میدهند تغییر روابط از طریق نگاه، سکوت و رفتار احساس شود، نه صرفاً دیالوگهای توضیحی. نکته قابل توجه این است که سریال زنان را بینقص و همیشه قهرمان تصویر نمیکند. آنها حسادت میکنند، اشتباه میکنند، گاهی علیه یکدیگر قرار میگیرند و برای حفظ موقعیت خود تصمیمهایی میگیرند که لزوماً اخلاقی نیستند. همین خاکستری بودن شخصیتها، مضمون اصلی سریال را تقویت میکند: ساختارهای سرکوبگر الزاماً با اجبار مستقیم زنده نمیمانند؛ گاهی رقابت میان قربانیان، خود به ابزاری برای دوام همان ساختار تبدیل میشود.
« تلخترین بخش ماجرا این نیست که زنان باید زیبا باشند؛ این است که دیگران حق پیدا میکنند تعریف کنند زیبایی یعنی چه. »
فضا و فرم؛ شکوه بصری در خدمت یک جهان خفهکننده
از منظر بصری، «Señorita 89» بهشدت به تضاد متکی است. رنگها، لباسها، دکورها، آرایشها و فضای مجلل اقامتگاه در نگاه نخست یادآور یک فانتزی اشرافی و پرزرقوبرقاند، اما دوربین بهتدریج همین زیبایی را به چیزی تهدیدآمیز تبدیل میکند. هرچه محیط زیباتر و مرتبتر به نظر میرسد، حس مصنوعیبودن آن نیز بیشتر میشود. انگار همه چیز برای ثبت یک تصویر بینقص طراحی شده، در حالی که پشت این تصویر، بدنها و زندگیهایی قرار گرفتهاند که باید خود را با قالب از پیش تعیینشده هماهنگ کنند. این تضاد میان زیبایی و خشونت، یکی از مهمترین عناصر فرمی سریال است. چهرههایی که برای دوربین آماده میشوند، لباسهایی که برای نمایش طراحی شدهاند و فضاهایی که نشانه ثروت هستند، در کنار موقعیتهایی قرار میگیرند که بهتدریج وجه دیگری از همین جهان را آشکار میکنند. در نتیجه زیباییشناسی سریال صرفاً تزئینی نیست؛ خود بخشی از استدلال آن است. طراحی صحنه و لباس نیز در بازسازی حالوهوای مکزیک اواخر دهه هشتاد نقش مهمی دارند. با این حال، سریال صرفاً قصد ندارد یک نوستالژی تاریخی بسازد. گذشته در اینجا بیشتر یک آینه است. بسیاری از موضوعاتی که اثر مطرح میکند، از فشار بر ظاهر زنان تا سوءاستفاده از موقعیت شغلی و رابطه میان قدرت و بدن، همچنان قابلیت خوانش معاصر دارند. بنابراین فضای تاریخی سریال مانع ارتباط مخاطب امروز با آن نمیشود؛ برعکس، فاصله زمانی باعث میشود تماشاگر بتواند استمرار بعضی الگوهای اجتماعی را بهتر تشخیص دهد. موسیقی و طراحی صوتی نیز در ساختن این فضای دوگانه مؤثرند. لحظات پرزرقوبرق و صحنههای ظاهراً شاد، همیشه احساس امنیت ایجاد نمیکنند. موسیقی میتواند در همان جایی که انتظار دارید سرخوشی بشنوید، نوعی اضطراب زیرپوستی بسازد. این انتخاب باعث میشود «Señorita 89» حتی زمانی که آشکارا اتفاقی دراماتیک رخ نمیدهد، احساس خطر را حفظ کند.
قوتها و ضعفها؛ سریالی که گاهی زیادهروی میکند اما بیاثر نمیماند
مهمترین نقطه قوت «Señorita 89» جسارت آن در پرداختن به موضوعی است که بهآسانی میتوانست در سطح یک نقد اخلاقی ساده باقی بماند. سریال از مسابقات زیبایی به عنوان دریچهای برای بررسی جنسیت، طبقه، قدرت، رسانه و اقتصاد بدن استفاده میکند. در نتیجه، مسئله فقط این نیست که با شرکتکنندگان رفتار نادرستی میشود؛ پرسش اصلی این است که چه نوع فرهنگی چنین رفتاری را عادی، سودآور یا حتی جذاب میکند. اثر همچنین در پرهیز از نمایش زنان به عنوان موجوداتی کاملاً منفعل موفق است. آنها در شرایط محدودکننده قرار دارند، اما شخصیت و عاملیت خود را از دست نمیدهند. این رویکرد باعث میشود مضمون همبستگی زنانه نیز باورپذیرتر باشد. رابطه میان شخصیتها بهصورت ناگهانی و شعاری شکل نمیگیرد؛ رقابت، سوءظن و اختلاف ابتدا حضور پررنگی دارند و همین زمینه است که تغییرات بعدی را معنادار میکند. اما سریال بدون ضعف نیست. گاهی میل به ترکیب چندین موضوع اجتماعی و چندین عنصر تریلری، باعث میشود بعضی موقعیتها بیش از اندازه ملودراماتیک به نظر برسند. خشونت و آزار نیز در برخی لحظات چنان پررنگ میشوند که خطر دارد مضمون اجتماعی اثر تحت تأثیر شوک روایی قرار گیرد. سریالی که قصد دارد درباره استثمار بدن حرف بزند، باید دائماً مراقب باشد که بازنمایی این استثمار خود به نوع دیگری از مصرفکردن رنج تبدیل نشود. از سوی دیگر، بعضی شخصیتهای فرعی فرصت کافی برای رسیدن به پیچیدگی شخصیتهای مرکزی پیدا نمیکنند. با توجه به تعداد شخصیتها، این مسئله تا حدی قابل انتظار است، اما در بخشهایی احساس میشود ظرفیت داستانی برخی چهرهها بیشتر از چیزی است که سریال به آنها اختصاص میدهد. با وجود این، ضعفهای مذکور بیشتر به جاهطلبی زیاد اثر مربوط میشوند تا فقدان ایده. «Señorita 89» گاهی بیش از حد میخواهد بگوید، اما همین بلندپروازی است که آن را از یک تریلر معمولی جدا میکند.
« این سریال از مخاطب نمیخواهد فقط از آنچه میبیند شوکه شود؛ میخواهد درباره سازوکاری فکر کند که چنین جهانی را ممکن کرده است. »
سیاست بدن، طبقه و قدرت؛ معنای عمیقتر مسابقه
یکی از خوانشهای مهم «Señorita 89» مربوط به سیاست بدن است. در جهان سریال، بدن زن دیگر صرفاً بخشی از هویت شخصی نیست؛ به یک پروژه تبدیل میشود. باید اصلاح شود، کنترل شود، نمایش داده شود و در نهایت به تصویری برسد که دیگران از پیش تعیین کردهاند. این نگاه، بدن را از قلمرو فردی خارج میکند و آن را به عرصهای برای اعمال قدرت تبدیل میسازد. موضوع زمانی پیچیدهتر میشود که تفاوت طبقاتی را وارد ماجرا کنیم. همه شرکتکنندگان از یک نقطه شروع نمیکنند و همه از مسابقه انتظار یکسانی ندارند. برای برخی، حضور در این جهان میتواند دریچهای به سوی موقعیت اجتماعی بهتر باشد؛ برای برخی دیگر، راهی برای کمک به خانواده یا فرار از شرایط محدودکننده. همین مسئله نشان میدهد که انتخاب همیشه به معنای آزادی نیست. ممکن است فرد در ظاهر انتخاب کند، اما گزینههای پیش روی او از ابتدا توسط شرایط اقتصادی و اجتماعی محدود شده باشند. از این منظر، «Señorita 89» نقدی به خود مفهوم رؤیا نیز محسوب میشود. جامعه به شخصیتها میگوید که میتوانند به جایگاه بالاتری برسند، اما همزمان قواعد رسیدن به آن جایگاه را طوری طراحی میکند که تعداد بسیار کمی بتوانند واقعاً پیروز شوند. رقابت، افراد را وادار میکند به جای پرسش درباره قوانین بازی، دائماً از خود بپرسند که چگونه باید بهتر، زیباتر یا سازگارتر شوند. سریال در همین نقطه به مسئله قدرت میرسد. قدرت فقط در دست کسانی نیست که دستور میدهند؛ در نهادهایی هم وجود دارد که معیارها را تعریف میکنند. وقتی معیار زیبایی، موفقیت یا مقبولیت از بیرون تعیین شود، فرد ممکن است حتی در لحظهای که احساس میکند برای رسیدن به رؤیایش تلاش میکند، در حال بازتولید همان سیستمی باشد که او را محدود کرده است. این نگاه، «Señorita 89» را به اثری درباره مسابقه زیبایی محدود نمیکند و دامنه خوانش آن را بسیار گستردهتر میسازد.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ برای چه کسی «Señorita 89» جذاب است؟
«Señorita 89» برای مخاطبی ساخته شده که از تریلر صرفاً انتظار معما و حادثه ندارد و به لایههای اجتماعی آن نیز اهمیت میدهد. اگر کسی دنبال اثری باشد که تنها با پیچشهای داستانی، رازها و اتفاقهای شوکهکننده تماشاگر را سرگرم کند، احتمالاً با مجموعهای روبهرو خواهد شد که گاهی بیش از اندازه بر مضمون و شخصیت تمرکز میکند. اما برای مخاطبی که از ترکیب درام اجتماعی، تریلر روانشناختی و نقد ساختارهای قدرت استقبال میکند، این ویژگیها به نقاط قوت اثر تبدیل میشوند. یکی از جذابترین جنبههای سریال برای مخاطب امروز، فاصله میان زمان وقوع داستان و مسائل مطرحشده در آن است. «Señorita 89» در دههای روایت میشود که بسیاری از رفتارهای امروز بیش از پیش پنهان و عادی تلقی میشدند، اما اثر آگاهانه نشان میدهد که تغییر زبان و قوانین لزوماً به معنای نابودی کامل مناسبات قدرت نیست. به همین دلیل، تماشای سریال صرفاً نوعی بازگشت تاریخی نیست؛ میتواند نوعی بررسی ریشههای فرهنگی و اجتماعی بسیاری از بحثهای معاصر درباره بدن، جنسیت و سوءاستفاده از قدرت باشد. در جایگاه یک مجموعه تلویزیونی، اثر همچنین نمونه قابل توجهی از درامی است که توانسته میان هویت محلی و موضوعی جهانشمول تعادل برقرار کند. مکزیک و فرهنگ مسابقات زیبایی آن صرفاً پسزمینهای بیهویت نیستند و سریال تلاش میکند فضای اجتماعی خود را حفظ کند، اما مسئلهای که مطرح میکند محدود به یک کشور یا یک دوره تاریخی نیست. همین ویژگی باعث میشود اثر برای مخاطبان خارج از زمینه فرهنگی خود نیز قابل فهم و قابل تأمل باشد. در نهایت، «Señorita 89» بیش از آنکه درباره انتخاب یک ملکه باشد، درباره سیستمی است که پیش از آغاز مسابقه، ارزش افراد را بر اساس ظاهر، طبقه، جنسیت و میزان سودمندیشان برای صاحبان قدرت طبقهبندی کرده است. این سریال گاهی در دام اغراق و ملودرام گرفتار میشود، اما توانایی آن در ساختن فضایی پرتنش و در عین حال اجتماعی، ارزش تجربه آن را حفظ میکند. مهمتر از همه، اثر از مخاطب نمیخواهد با قضاوت سادهای درباره «خوب» و «بد» از کنار ماجرا عبور کند؛ او را وادار میکند درباره مرز باریک میان انتخاب و اجبار، زیبایی و کالا، رؤیا و استثمار فکر کند.
« پشت هر تاجی که بهعنوان نماد پیروزی دیده میشود، میتوان پرسید چه کسی قواعد مسابقه را نوشته است. »
جمعبندی نهایی «Señorita 89» بدون ورود به جزئیات داستانی این است که با تریلری مواجهیم که جذابیت ظاهری خود را علیه خودش به کار میگیرد. سریال جهان پرزرقوبرق مسابقات زیبایی را میسازد تا نشان دهد چه میزان خشونت، نابرابری و کنترل میتواند پشت یک لبخند بینقص پنهان شود. قدرت اصلی آن در همین تناقض است: هرچه تصویر زیباتر میشود، حقیقت پشت آن ناآرامتر به نظر میرسد. این مجموعه برای همه سلیقهها ساخته نشده و در بخشهایی میتوان از زیادهروی روایی یا اصرار آن بر نمایش تاریکی انتقاد کرد، اما در مجموع اثری جدی، جاهطلب و دارای هویت است. «Señorita 89» نه صرفاً یک داستان درباره مسابقات ملکه زیبایی، بلکه مطالعهای تلخ درباره نگاه جامعه به زنان و سازوکاری است که بدن، رؤیا و حتی میل به موفقیت را به ابزار قدرت تبدیل میکند. ارزش نهایی سریال نیز در همین نکته نهفته است: پس از پایان تماشا، آنچه در ذهن باقی میماند فقط سرنوشت شخصیتها نیست، بلکه پرسشی درباره جهانی است که در آن برای زیبا دیدهشدن، ابتدا باید اجازه داد دیگران تعریف کنند زیبایی چیست.



ثبت دیدگاه