نقد و بررسی
نقد Alex Strangelove | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
در آستانهٔ تعریفی تازه از خویشتن «Alex Strangelove» کمدی رمانتیک نوجوانانهای است که در ظاهر از مسئلهای آشنا آغاز میکند: الکس تروولف، دانشآموزی موفق و محبوب، میخواهد رابطهاش با کلر را وارد مرحلهای تازه کند. اما پشت این تصمیم، بیش از آنکه اشتیاقی روشن وجود داشته باشد، فشار انتظارات دوستان و تصویری از «طبیعیبودن» دیده میشود که الکس هنوز فرصت نکرده آن را از خواستهٔ واقعی خودش جدا کند.
آشنایی با الیوت، جوانی جذاب و آشکارا همجنسگرا، این فاصله را برجسته میکند و الکس را به پرسشی میرساند که پاسخ آن نه فوری است و نه بیهزینه. فیلم با درک درست از همین تعلیق عاطفی پیش میرود. مسئلهٔ الکس صرفاً انتخاب میان دو رابطه نیست؛ او میکوشد بفهمد میل، ترس و تصویری که دیگران از او ساختهاند، چگونه در هم تنیده شدهاند.
این پرسش، هستهٔ انسانی اثر را شکل میدهد و باعث میشود داستان از یک کمدی مدرسهای صرف فراتر رود. طنزی نرم، بیآنکه رنج را کوچک کند لحن فیلم میان شوخیهای نوجوانانه و لحظههای صادقانهٔ آسیبپذیری حرکت میکند. شوخیها اغلب از شکاف میان اطمینان ظاهری الکس و آشفتگی درونی او زاده میشوند؛ از آنچه دوستانش دربارهٔ مردانگی، تجربهٔ جنسی و بلوغ میگویند، در برابر آنچه خود او واقعاً احساس میکند.
این طنز، در بهترین لحظهها، راهی برای نزدیکشدن به اضطراب شخصیت است، نه ابزاری برای تمسخر او. اهمیت این رویکرد در آن است که فیلم از تحقیر یا موعظه فاصله میگیرد. الکس نه موضوع یک لطیفه است و نه نمونهای برای درس اخلاق. او انسانی است که گاهی دستپاچه، گاهی ناعادلانه و گاهی خودخواهانه رفتار میکند؛ بااینحال، اثر به او امکان میدهد اشتباه کند و از پیامدهای رفتار خود بیاموزد.
« فیلم با درک درست از همین تعلیق عاطفی پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شوخطبعی گرم فیلم از همین نگاه همدلانه نیرو میگیرد، هرچند گاه به شوخیهایی متوسل میشود که برای مخاطب آشنا هستند و تازگی چندانی ندارند. بازیها و کیفیت رابطهها بازی Daniel Doheny در نقش الکس، تردید را به رفتاری ملموس تبدیل میکند. او شخصیت را با مکثها، نگاههای فراری و واکنشهایی میسازد که گاه پیش از کلمات، آشفتگیاش را آشکار میکنند.
این بازی بهویژه در موقعیتهایی مؤثر است که الکس میخواهد مطمئن و مسلط به نظر برسد، اما بدن و لحنش از ناامنی او خبر میدهند. Madeline Weinstein در نقش کلر نیز حضوری فراتر از نقش «دوستدختر شخصیت اصلی» دارد. رابطهٔ او و الکس از لحظههای کوچک صمیمیت جان میگیرد و فیلم، حتی در میانهٔ بحران، به احساسات کلر مجال بروز میدهد.
او صرفاً مانعی در مسیر خودشناسی الکس نیست؛ شخصیتی است که باید با حقیقتی دشوار روبهرو شود و برای خود نیز تصمیم بگیرد. Antonio Marziale در نقش الیوت جذابیتی آرام و بیتکلف به فیلم میبخشد. بااینحال، روایت بهسبب تمرکز بر تجربهٔ الکس، دنیای درونی الیوت را کمتر میکاود و او گاه بیشتر نیروی محرک تحول قهرمان به نظر میرسد تا شخصیتی مستقلاً پروردهشده.
نوجوانی، فشار جمع و تصور مردانگی یکی از محورهای مهم فیلم، فاصلهٔ میان خواست فردی و انتظارات گروهی است. دوستان الکس با شور و اطمینان دربارهٔ تجربهٔ جنسی و پیشرفتن در رابطه حرف میزنند؛ اما این تشویقها، بهجای آنکه راهنمایی باشند، به معیاری نانوشته بدل میشوند که الکس خود را با آن میسنجد.
« بازیها و کیفیت رابطهها بازی Daniel Doheny در نقش الکس، تردید را به رفتاری ملموس تبدیل میکند. »
شخصیتها و اجرا
او بهتدریج درمییابد که ممکن است در پی انجام کاری باشد که بیشتر از بیرون به او تحمیل شده تا از درون خواسته شده باشد. فیلم این فشار را به مسئلهای گستردهتر دربارهٔ مردانگی پیوند میزند. مرد جوان در جمع دوستانش باید چگونه رفتار کند؟ چه چیزی را باید بخواهد و چگونه باید میل خود را نشان دهد؟
«Alex Strangelove» پاسخ نظری و پیچیدهای عرضه نمیکند، اما نشان میدهد که چنین پرسشهایی چگونه میتوانند فرد را از احساس خودش دور کنند. این نگاه سادهفهم است، اما سادهانگارانه نیست؛ زیرا به آشفتگی شخصیت فرصت میدهد در طول روایت شکل بگیرد. روایت، ریتم و محدودیتهای فیلمنامه Craig Johnson داستان را با ساختاری سرراست پیش میبرد و از پیچیدهکردن بیدلیل مسیر الکس پرهیز میکند.
رویدادها برای مخاطب قابلدنبالکردناند و تغییرهای عاطفی قهرمان بهتدریج رخ میدهند. این شفافیت، برای فیلمی که با تجربهای شخصی و گیجکننده سروکار دارد، امتیاز مهمی است: تماشاگر میتواند بر جزئیات احساسات تمرکز کند، بیآنکه در شگردهای روایی گم شود. در مقابل، همین سادگی گاهی به اتکای بیش از اندازه بر سوءتفاهمها و موقعیتهای آشنای کمدی نوجوانانه میانجامد.
بعضی پیچوخمها از پیش قابل حدساند و فیلم همیشه برای رسیدن به مقصدی عاطفی، مسیری تازه پیدا نمیکند. ریتم نیز در بخشهایی از حرکت بازمیماند؛ شوخیهایی که پیشتر کارکرد داشتهاند، تکرار میشوند و شماری از شخصیتهای فرعی بیش از آنکه صاحب زندگی و تناقضهای مستقل باشند، برای پیشبرد ماجرا به صحنه میآیند.
« فیلم این فشار را به مسئلهای گستردهتر دربارهٔ مردانگی پیوند میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کاستیها کیفیت کلی اثر را از میان نمیبرند، اما مانع میشوند روایت در همهٔ لحظهها به اندازهٔ موضوعش ظریف باشد. تصویر و لحن عاطفی جهان فیلم، جهان نوجوانی معاصر است: مدرسه، دوستیها، مهمانیها و گفتوگوهایی که در آنها آدمها اغلب از راه شوخی به موضوعات جدی نزدیک میشوند. فیلم در این فضا به دنبال جلوهگری بصری پیچیده نیست؛ بیشتر میخواهد حس نزدیکی و بیواسطگی ایجاد کند.
همین انتخاب با مسیر الکس تناسب دارد، زیرا روایت بهجای آنکه تجربهٔ او را افسانهای یا استثنایی جلوه دهد، آن را بخشی از زندگی روزمرهٔ یک نوجوان نشان میدهد. بااینحال، سبک بصری و فضاسازی بهندرت از حد کارکرد روایی فراتر میروند. اثر بیش از آنکه با تصویرهای بهیادماندنی شناخته شود، بر بازیها، گفتوگوها و تغییرهای تدریجی رابطهها تکیه دارد.
قدرت آن نه در آفرینش جهانی سینمایی منحصربهفرد، بلکه در تواناییاش برای حفظ لحنی صمیمی و قابلدسترس است؛ لحنی که میان شیرینی و اندوه تعادل برقرار میکند، هرچند گاهی به عاطفهای آشنا و قابلپیشبینی بسنده میکند. خودشناسی بدون پاسخهای فوری دستاورد اصلی فیلم در نمایش این نکته است که شناخت خود الزاماً به لحظهای ناگهانی و ساده ختم نمیشود.
الکس نمیتواند صرفاً با پذیرفتن یک واژه، همهٔ سردرگمیها و پیامدهای روابطش را حل کند. مسیر او از تردید، خطا و گفتوگو میگذرد؛ و همین، شخصیت را انسانیتر میکند. فیلم بهجای آنکه از ابتدا پاسخ را به مخاطب بدهد، تجربهٔ نزدیکشدن به پاسخ را محور روایت قرار میدهد. در این مسیر، کلر نیز اهمیت اخلاقی و عاطفی دارد.
« فیلم در این فضا به دنبال جلوهگری بصری پیچیده نیست؛ بیشتر میخواهد حس نزدیکی و بیواسطگی ایجاد کند. »
قوتها و کاستیها
فیلم نشان میدهد که خودشناسی یک نفر میتواند بر زندگی کسانی که دوستش دارند اثر بگذارد؛ صداقت لازم است، اما صداقت بهتنهایی آسیبهای واردشده را محو نمیکند. این توجه به پیامدهای رابطه، از آن رو ارزشمند است که داستان را به جشن سادهٔ کشف هویت تقلیل نمیدهد. روایت در نهایت به سوی پذیرش و امکان شروعی تازه حرکت میکند، بیآنکه نیاز باشد جزئیات فرجام را آشکار سازد.
جمعبندی «Alex Strangelove» اثری صمیمی و خوشقلب دربارهٔ سردرگمی، فشار اجتماعی و یافتن زبانی برای بیان حقیقت شخصی است. بازیهای طبیعی، رابطهٔ باورپذیر الکس و کلر و طنزی که غالباً با شخصیتها همدلی میکند، فیلم را به تجربهای دلنشین بدل میسازند. در برابر، اتکای گاهوبیگاه به سوءتفاهمهای آشنا، پیچشهای قابلپیشبینی و پرداخت محدود برخی شخصیتهای فرعی، از عمق و تازگی آن میکاهد.
بااینهمه، صداقت عاطفی فیلم بر این کاستیها غلبه میکند. اثر نه مدعی ارائهٔ تصویری جامع از تجربهٔ همهٔ نوجوانان است و نه میکوشد پاسخهایی قطعی تحمیل کند؛ ارزشش در همراهی با شخصیتی است که هنوز خودش را نمیشناسد و ناچار است با احتیاط، صداقت و گاهی خطا پیش برود. «Alex Strangelove» در همین مقیاس انسانی و بیادعا، روایتی گرم از پذیرش خویشتن و دشواری مهربانبودن با دیگران به دست میدهد.
« این توجه به پیامدهای رابطه، از آن رو ارزشمند است که داستان را به جشن سادهٔ کشف هویت تقلیل نمیدهد. »
ثبت دیدگاه