نقد و بررسی
نقد تاریکی وجود 2024 (Darkness of Man) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تاریکی آشنا «Darkness of Man» تریلری جنایی است که از همان آغاز، میان دو میل متفاوت در نوسان میماند: میل به ساختن یک درام تلخ دربارهٔ گناه و مسئولیت، و میل به عرضهٔ فیلمی اکشن با قهرمانی که هنوز میتواند در برابر انبوهی از دشمنان بایستد. راسل هچ، مأمور پیشین اینترپل، پس از مرگ خبرچینش وعده میدهد از پسر او، جیدن، مراقبت کند؛ وعدهای که سالها بعد با شعلهورشدن جنگ باندها به آزمونی خشونتبار بدل میشود.
این شالوده برای یک نئونوآر کمادعا و شخصیتمحور ظرفیت دارد، اما فیلم در تبدیل ظرفیت به تجربهای منسجم کامیاب نیست. قصهای آشنا، با ادعای سنگین داستان بر الگوی شناختهشدهٔ قهرمان زخمی بنا شده است: مردی که گذشتهای خونآلود و عذاب وجدانی حلنشده دارد، مسئولیت محافظت از نوجوانی را میپذیرد و ناچار میشود بار دیگر به جهان خشونت بازگردد.
در حاشیه نیز نزاع گروههای خیابانی و کشمکشهای خانوادگی، دامنهٔ تهدید را گسترش میدهند. این عناصر بهخودیخود ایرادی ندارند؛ مسئله آن است که فیلم برای آشنا کردن تماشاگر با آنها، اغلب به همان راهحلهای رواییِ پیشبینیپذیر پناه میبرد. پیوند میان هچ و جیدن قرار است ستون عاطفی روایت باشد، اما شکلگیری این رابطه به اندازهای جان نمیگیرد که خطرهای بعدی وزن لازم را پیدا کنند.
« در حاشیه نیز نزاع گروههای خیابانی و کشمکشهای خانوادگی، دامنهٔ تهدید را گسترش میدهند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از مخاطب میخواهد مراقبت هچ از پسر را مهم بداند، بیآنکه همیشه لحظات کافی برای لمس صمیمیت، بدگمانی یا فاصلهٔ میان آن دو فراهم کند. از همین رو، موقعیتهای خطرناک گاه بیشتر کارکردی روایی دارند تا عاطفی: قرار است پیش برندهٔ قصه باشند، اما کمتر به تجربهای شخصی و اثرگذار بدل میشوند.
ژانکلود وندام؛ حضوری فرسوده اما مؤثر مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم، حضور ژانکلود وندام در نقش هچ است. او قهرمانی شکستناپذیر و سرحالِ فیلمهای اکشن قدیمی را بازسازی نمیکند؛ برعکس، خستگی و سنگینی گذشته را در چهره و مکثهایش جای میدهد. این انتخاب با فضای تیرهٔ اثر تناسب دارد و به شخصیت حالوهوای مردی را میبخشد که پیش از بازگشت به میدان، از درون نیز درگیر نبردی فرساینده است.
وندام بیش از آنکه با گفتوگوهای پرطمطراق شخصیت را بسازد، از حضور فیزیکی و سکوتهایش بهره میگیرد. حتی هنگامی که فیلم در پرداخت درونی هچ کم میآورد، بازیگر میتواند تصویری قابلباور از مردی خسته اما هنوز خطرناک ارائه دهد. بااینحال، فیلمنامه همیشه به اندازهٔ کافی با این تلاش همراه نمیشود.
« ژانکلود وندام؛ حضوری فرسوده اما مؤثر مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم، حضور ژانکلود وندام در نقش هچ است. »
شخصیتها و اجرا
هچ گاه بیش از آنکه شخصیتی با تناقضها و انتخابهای پیچیده باشد، به نشانهای از ملال و خشونت بدل میشود؛ قهرمانی که فیلم میخواهد جدیتش را اعلام کند، اما فرصت چندانی برای کاوش واقعی در او به دست نمیدهد. فضای نئونوآر؛ قوتی که تا پایان نمیرسد لحن تاریک و سایهروشنهای بصری، یکی از جذابترین ویژگیهای فیلم است.
فضای شهری و احساس ناامنی، زمینهای مناسب برای داستانی دربارهٔ گناه، وفاداری و خشونت فراهم میکند. فیلم میکوشد از قالب اکشن صرف فاصله بگیرد و به تصویری تلختر و درونگراتر نزدیک شود؛ روایتی که در آن گذشته نهفقط مقدمهٔ زدوخورد، بلکه باری روانی بر دوش قهرمان است. اما نئونوآر بودن، صرفاً به معنای تصویرهای تیره یا روایت جدی نیست.
برای آنکه این حالوهوا به جهان داستان بدل شود، شخصیتها باید در فضای اخلاقی مبهمی حرکت کنند و انتخابهایشان پیامدهایی ملموس داشته باشد. «Darkness of Man» گاهی این مسیر را آغاز میکند، ولی آن را با ثبات ادامه نمیدهد. لحن سنگین فیلم بیش از آنکه از پیچیدگی موقعیتها بجوشد، از تأکید مداوم بر تلخی و اندوه حاصل میشود.
« فضای نئونوآر؛ قوتی که تا پایان نمیرسد لحن تاریک و سایهروشنهای بصری، یکی از جذابترین ویژگیهای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، فضای تیرهاش اغلب گیرایی بصری دارد، اما همواره به عمق دراماتیک مورد انتظار نمیرسد. اکشن؛ جرقههایی در میان مکثهای طولانی صحنههای مبارزه و درگیری، بهویژه در نیمهٔ دوم، گاه انرژی فیلم را دوباره زنده میکنند. حضور وندام همچنان در قاب معنا دارد و حتی بدون اتکا به چابکی و مهارتهای دوران اوجش، میتواند توجه را به خود جلب کند.
در بعضی لحظات، طراحی صحنه و شیوهٔ قرارگرفتن دوربین به ایجاد تعلیق کمک میکند؛ برای مدتی، فیلم از توضیحدادن دست میکشد و اجازه میدهد بدنها، فاصلهها و خطرِ نزدیکشونده روایت را پیش ببرند. بااینحال، اکشن نه بهاندازهای پرتعداد است که هوادار این ژانر را پیوسته درگیر نگه دارد و نه همیشه آنقدر پرقدرت که کمبودها را جبران کند.
میان درگیریها، فیلم بارها در گفتوگوهای طولانی و رفتوآمدهای روایی مکث میکند. این مکثها اگر به گسترش شخصیتها یا افزایش تعلیق منجر میشدند، میتوانستند بخشی از هویت اثر باشند؛ اما در بسیاری از لحظات، بیشتر حس کشآمدن ایجاد میکنند. نتیجه آن است که ریتم میان سکون و فورانهای کوتاه نوسان دارد، بیآنکه پیوندی روان میان این دو برقرار شود.
« بنابراین، فضای تیرهاش اغلب گیرایی بصری دارد، اما همواره به عمق دراماتیک مورد انتظار نمیرسد. »
قوتها و کاستیها
فیلمنامه و شخصیتهای پیرامونی فیلمنامه از تعدد گروهها، روابط و انگیزهها برای ساختن جهانی پرتنش استفاده میکند، اما گاهی در روشنکردن نسبت میان این عناصر کمدقت است. مخاطب باید همزمان خط اصلی محافظت از جیدن، سابقهٔ هچ و کشمکشهای باندی را دنبال کند؛ بااینحال، برخی اطلاعات یا با شتاب مطرح میشوند یا در گفتوگوهایی طولانی و کماثر پخش میشوند.
از این رو، بخشهایی از روایت بهجای آنکه پیچیدگی هدفمندی داشته باشند، مبهم و کممایه به نظر میرسند. شخصیتهای فرعی نیز بهندرت از نقشهای کارکردی خود فراتر میروند. برخی برای ایجاد تهدید یا رساندن اطلاعات به صحنه آمدهاند و برخی دیگر قرار است وجه عاطفی یا خانوادگی قصه را تقویت کنند، اما پرداخت محدودشان مانع از آن میشود که حضورشان اثر پایداری بگذارد.
جیدن نیز با آنکه نقطهٔ مرکزی مسئولیت هچ است، گاهی بیشتر موضوع حفاظت به نظر میرسد تا نیرویی مستقل در درام. این کمبود، رابطهٔ مرکزی فیلم را شکننده میکند و اجازه نمیدهد تصمیمهای هچ همیشه از نظر عاطفی قانعکننده باشند. جمعبندی «Darkness of Man» فیلمی است که چند امکان جذاب را در خود جمع کرده است: قهرمانی خسته، فضای نئونوآر، و بازیگری که هنوز میتواند با حضورش صحنه را نگه دارد.
« از این رو، بخشهایی از روایت بهجای آنکه پیچیدگی هدفمندی داشته باشند، مبهم و کممایه به نظر میرسند. »
جمعبندی
در لحظههایی که فیلم به تصویر، سکوت و کنش اعتماد میکند، نشانههایی از تریلری مؤثر و تلخ دیده میشود. بااینحال، روایت کلیشهای، رابطهٔ عاطفیِ نهچندان پرورده و ریتم نامتعادل، مانع از آن میشوند که این نشانهها به اثری یکپارچه تبدیل شوند. تماشاگرانی که از دیدن وندام در نقشی فرسوده و کمحرف لذت میبرند، احتمالاً با بخشهایی از فیلم ارتباط خواهند گرفت؛ فضای تاریک آن نیز گاه کشش قابلتوجهی دارد.
اما قصه نوآوری چندانی عرضه نمیکند و گفتوگوهای کشدار، در کنار اکشن پراکنده، ضرباهنگ را کاهش میدهند. حاصل، فیلمی با لحظات دیدنی و حضوری مرکزیِ قابلاعتناست که زیر بار فیلمنامهای ناپخته و روایتی کمرمق، به اندازهٔ ظرفیتهایش پیش نمیرود.
« در لحظههایی که فیلم به تصویر، سکوت و کنش اعتماد میکند، نشانههایی از تریلری مؤثر و تلخ دیده میشود. »



ثبت دیدگاه