نقد و بررسی
نقد نفرینشده از ابتدا (Jinxed at First) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای میان بخت بد و پیشگویی «Jinxed at First» در نقطهای خیالانگیز آغاز میشود: گونگ سو-کوانگ، ماهیفروشی که بداقبالی نامش را بر سر زبانها انداخته، با لی سول-بی روبهرو میشود؛ زنی که توانایی دیدن آینده دیگران را دارد. سول-بی سالها در حصار خانوادهای ثروتمند زندگی کرده و گریختنش به جهان بیرون، برخورد دو سرنوشت متفاوت را رقم میزند: یکی گرفتار نفرینی ظاهری، دیگری محبوس در دانشی که دیگران از آن سود میبرند.
سریال، با تکیه بر این تقابل، راهی به سوی عاشقانهای فانتزی و قصهای درباره تقدیر، آزادی و امکان انتخاب میگشاید. این مجموعه در سال ۲۰۲۲ و در شانزده قسمت ساخته شد و اقتباسی از وبتون کرهای است. فانتزی بهمثابه استعاره توانایی سول-بی در دیدن آینده، صرفاً چاشنی ماورایی داستان نیست؛ نیرویی است که پرسشهای اخلاقی و انسانی مجموعه را شکل میدهد.
وقتی آینده به کالایی بدل شود، صاحب این توانایی به جای آنکه انسانی مستقل باشد، به ابزاری برای منافع دیگران تبدیل میشود. در سوی دیگر، بداقبالی سو-کوانگ نیز بیش از آنکه یک ویژگی جادویی باشد، صورت اغراقشدهای از طرد اجتماعی است: مردم پیش از آنکه او را بشناسند، از او فاصله میگیرند و همین فاصله، زندگی روزمرهاش را دشوارتر میکند.
« این مجموعه در سال ۲۰۲۲ و در شانزده قسمت ساخته شد و اقتباسی از وبتون کرهای است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تقابل این دو وضعیت به سریال امکان میدهد میان امر افسانهای و واقعیت ملموس رفتوآمد کند. بااینحال، مضمون تقدیر و اراده آزاد گاه بهجای آنکه از خلال رفتار شخصیتها و پیامدهای انتخابهایشان آشکار شود، با توضیحهای صریح پیش میرود. در نتیجه، ایدههای مرکزی جذاباند، اما همیشه مجال نمییابند در سکوت و ابهام به ذهن تماشاگر راه پیدا کنند.
رابطهای که از تضاد نیرو میگیرد بخش مهمی از کشش سریال در رابطه سو-کوانگ و سول-بی نهفته است. او بهتدریج از مردی که دیگران او را بدشگون میدانند، به پناهگاهی برای زنی بدل میشود که جهان بیرون برایش ناشناخته است. سول-بی نیز با کنجکاوی و نگاه تازهاش، زندگی فرسوده و تکراری او را از مسیر معمول بیرون میکشد.
این نزدیکی بر تفاوت تجربههایشان استوار است؛ یکی با تلخیِ زیستن در میان مردم آشناست و دیگری تازه دارد معنای آزادی، اعتماد و خطر را میآموزد. رابطه در لحظههای کوچک و صمیمی بهتر از موقعیتهای پرهیاهو جان میگیرد. توجه به عادتهای روزمره، سوءتفاهمهای ساده و تلاش دو شخصیت برای فهمیدن یکدیگر، به پیوندشان گرما میدهد.
« تقابل این دو وضعیت به سریال امکان میدهد میان امر افسانهای و واقعیت ملموس رفتوآمد کند. »
شخصیتها و اجرا
البته این مسیر همیشه به یک اندازه متقاعدکننده نیست. برخی تحولهای عاطفی شتابزده به نظر میرسند و مجموعه گاه بیشتر بر شیرینیِ زوج اصلی تکیه میکند تا بر پیچیدگیهای درونی رابطه. بازیگری و جانبخشی به جهان قصه Seohyun و Na In-woo بار اصلی داستان را بر دوش دارند و تضاد میان شخصیتهایشان یکی از منابع اصلی جذابیت مجموعه است.
Seohyun در نقش سول-بی باید هم معصومیت و شگفتیِ کسی را که با جهان بیرون تازه آشنا شده بازنمایی کند و هم بهتدریج تغییر او را نشان دهد. Na In-woo نیز در نقش سو-کوانگ میان شوخطبعی، آسیبپذیری و خستگیِ مردی که بداقبالی بر زندگیاش سایه انداخته، رفتوآمد میکند. بازی این دو، برای باورپذیرشدن تضاد میان زندگی عادی و رخدادهای نامعمول اهمیت ویژهای دارد.
در پیرامون آنها، Jun Kwang-ryul و دیگر بازیگران به شکلگیری فضای خانوادگی و قدرتمحور داستان کمک میکنند؛ فضایی که در آن مهر، منفعت و سلطه به هم گره خوردهاند. بااینهمه، بعضی شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل. آنها برای پیشبرد درگیریها وارد میشوند، اما فرصت کافی برای آشکارشدن لایههای شخصیتیشان پیدا نمیکنند.
« البته این مسیر همیشه به یک اندازه متقاعدکننده نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جهان بصری و لحن افسانهای فضای بازار و ماهیفروشی، در کنار محیطهای رسمی و ثروتمندانه خانواده بانفوذ، دو جهان اجتماعی متفاوت را مقابل هم میگذارد. این تقابل به روایت هویتی دیداری میدهد: یک سو زندگی ملموس، پررفتوآمد و متکی بر معاش روزانه است؛ سوی دیگر جهانی بسته که در آن قدرت و پیشگویی، زندگی افراد را کنترل میکند.
همین جابهجایی میان محیطها به داستان امکان میدهد موضوع آزادی را نه فقط در گفتوگوها، بلکه در شکل مکانها نیز بازتاب دهد. لحن مجموعه آمیزهای از فانتزی، عاشقانه، کمدی و ملودرام است. این ترکیب در لحظههای سبک و صمیمی خوشنشست است و گرمایی دلپذیر میسازد، اما همیشه یکدست نمیماند.
شوخیها گاهی از تنش اصلی فاصله میگیرند و بعضی رخدادهای فرعی تمرکز روایت را پراکنده میکنند. بااینحال، حالوهوای افسانهای سریال چنان پررنگ است که حتی در نوسانهای لحنی نیز حس قصهگوییِ خیالپردازانهاش را حفظ میکند. ریتم، تعلیق و محدودیتهای روایت ساختار شانزدهقسمتی به سریال فرصت میدهد رابطه مرکزی و درگیریهای خانوادگی را گسترش دهد، اما این فرصت همیشه به پیشروی مؤثر نمیانجامد.
« لحن مجموعه آمیزهای از فانتزی، عاشقانه، کمدی و ملودرام است. »
قوتها و کاستیها
برخی قسمتها در میانه راه کند میشوند و تکرار وضعیتها، از شدت کنجکاوی میکاهد. در مقابل، گرههایی نیز وجود دارند که زودتر از آنچه انتظار میرود روشن میشوند؛ به این ترتیب، سریال گاهی هم در حرکت به جلو مکث میکند و هم در افشای اطلاعات شتاب میگیرد. پیشبینیپذیری از محدودیتهای دیگر مجموعه است.
بسیاری از مسیرهای روایی از همان ایدههای آشنا در درامهای عاشقانه و فانتزی پیروی میکنند و کمتر تماشاگر را با چرخشی واقعاً نامنتظر روبهرو میسازند. همچنین، توضیح مستقیم برخی قواعد و انگیزهها، از لذت کشف تدریجی میکاهد. این ضعفها به معنای بیاثرشدن داستان نیستند، اما مانع میشوند ظرفیت رازآمیز و اخلاقی ایده اصلی تا پایان به بیشترین حد برسد.
ارزش تماشای مجموعه «Jinxed at First» بیش از آنکه اثری متکی بر غافلگیریهای پیاپی باشد، بر جذابیت ایده مرکزی، حالوهوای خیالانگیز و رابطه دو شخصیت اصلی تکیه دارد. تماشاگرانی که از عاشقانههای فانتزیِ گرم، شخصیتهای متضاد و قصههایی درباره بخت و انتخاب لذت میبرند، احتمالاً با جهان آن همراه میشوند.
« برخی قسمتها در میانه راه کند میشوند و تکرار وضعیتها، از شدت کنجکاوی میکاهد. »
جمعبندی
در مقابل، کسانی که ریتمی فشرده، تعلیقی پیوسته یا پرداخت بسیار پیچیده شخصیتهای فرعی میخواهند، ممکن است از کندی بخشهایی از روایت و شتاب بعضی تحولها فاصله بگیرند. جمعبندی این مجموعه داستانی ساده اما پرظرفیت را بهانه میکند تا درباره معنای آزادی، وزن پیشگویی و امکان گریز از تصویری که دیگران از انسان ساختهاند تأمل کند.
بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که به جای شرحدادنِ مضمونها، اجازه میدهد رابطه سو-کوانگ و سول-بی آنها را در رفتار و عاطفه مجسم کند. بازیهای اصلی و فضای افسانهای، سریال را دیدنی نگه میدارند؛ هرچند ریتم نامتوازن، روایت قابلپیشبینی و توضیحهای بیش از اندازه، از نیروی آن میکاهند.
حاصل، عاشقانهای دلنشین و خیالپردازانه است که بیشتر با گرما و حالوهوایش در خاطر میماند تا با پیچیدگی روایتش.



ثبت دیدگاه