نقد و بررسی
نقد My Year of Dicks | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازخوانی یک سالِ پرآشوب «My Year of Dicks» داستان پام، نوجوانی پانزدهساله در حومهٔ هیوستونِ اوایل دههٔ ۱۹۹۰ است؛ دختری خیالپرداز و سرسخت که گمان میکند از دست دادن بکارت، گامی ضروری برای رسیدن به تصویری کاملتر و بزرگسالانهتر از خویش است. فیلم از همین خواستهٔ سادهنما، سفری پرپیچوخم میسازد: پام در پی یافتن عشق و صمیمیت، با دلخوری، شرمندگی و انتخابهایی روبهرو میشود که اغلب با تصور رمانتیک او از رابطه فاصله دارند.
داستان بر پایهٔ بخشی از خاطرات Pamela Ribon نوشته شده و بهجای آنکه نوجوانی را از منظر داوریِ بزرگسالانه بازسازی کند، تا حد امکان در اکنونِ ذهن پام باقی میماند. عنوان بیپرده و شوخطبعانهٔ اثر، پیشاپیش لحن آن را روشن میکند: اینجا قرار نیست تجربهٔ نخستین عشق با وقارِ تصنعی یا نوستالژیِ براق پوشانده شود.
فیلم از میل، کنجکاوی و بیتجربگی سخن میگوید، اما نه برای رسوا کردن شخصیتش؛ خنده از فاصلهٔ میان خیالهای باشکوه پام و واقعیتهای گاه خندهدار و گاه تلخ میجوشد. همین فاصله، موتور اصلی روایت است. پام؛ میان خیال و اختیار پام بهسادگی در قالب «نوجوان دستوپاچلفتی» جا نمیگیرد. او خام است، اما نادان نیست؛ اشتباه میکند، اما منفعل نمیماند.
ارادهٔ او برای تجربهکردن و انتخابکردن، در مرکز فیلم قرار دارد و ماجراها را پیش میبرد. خواستهاش شاید در نگاه نخست محدود به یک هدف مشخص به نظر برسد، اما زیر آن میل به دیدهشدن، دوستداشتهشدن و فهمیدنِ خویشتن پنهان است. فیلم با مهربانی به این تناقضها مینگرد. پام میتواند در یک لحظه جسور و در لحظهای دیگر بهشدت آسیبپذیر باشد؛ میتواند از یک تجربه نتیجهای بزرگ بگیرد و سپس در موقعیتی تازه دوباره سرگردان شود.
« پام؛ میان خیال و اختیار پام بهسادگی در قالب «نوجوان دستوپاچلفتی» جا نمیگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رفتوبرگشت، نشانهٔ ضعف شخصیتپردازی نیست، بلکه صورت صادقانهٔ بلوغی است که خطی و مرتب پیش نمیرود. فیلم اجازه نمیدهد تماشاگر بهسادگی از بالا به پام بخندد؛ حتی وقتی تصمیمهایش مضحکاند، احساساتی که به آن تصمیمها شکل دادهاند جدی گرفته میشوند. کمدیِ شرمندگی، نه تحقیر بخش مهمی از طنز فیلم از موقعیتهایی میآید که تماشاگر را به یاد لحظههای ناخوشایند نوجوانی میاندازند: حرفی که نباید زده میشد، امیدی که بیپاسخ میماند، یا تصوری که با برخورد واقعیت فرومیریزد.
شوخیها گاه عامدانه زمخت و معذبکنندهاند؛ اما قرار نیست پام را به موضوعی برای تمسخر بدل کنند. فیلم بیشتر به بیپناهیِ لحظه میخندد تا به خودِ دختر. این تمایز، در پرداخت موضوع میل جنسی اهمیت ویژه دارد. اثر نه تجربهٔ جنسی را به افسانهای بینقص بدل میکند و نه کنجکاوی پام را نشانهٔ تباهی یا خطا میگیرد.
خواستن، در این روایت، بخشی از رشد است؛ با این تفاوت که آدم همیشه از ابتدا نمیداند دقیقاً چه میخواهد یا چرا آن را میخواهد. همین نگاه بیقضاوت، کمدی فیلم را به صداقتی عاطفی پیوند میزند. البته شوخیهای جنسی و شرمندگیهای تکرارشونده ممکن است برای بعضی تماشاگران بیش از اندازه طولانی یا ناراحتکننده جلوه کند؛ انتخابی که هم منبع انرژی اثر است و هم یکی از محدودیتهایش.
تصویرسازی؛ ذهنی که مدام شکل عوض میکند جسورانهترین ویژگی فیلم، تنوع سبکهای بصری آن است. انیمیشن در یک قالب ثابت محصور نمیماند و برای بخشها و حالوهواهای مختلف، بیان تصویری متفاوتی برمیگزیند. این دگرگونی صرفاً نمایش مهارت یا تنوعطلبی نیست: خیالپردازیهای پام و آشفتگیِ تجربههایش را به زبان تصویر درمیآورد.
« این رفتوبرگشت، نشانهٔ ضعف شخصیتپردازی نیست، بلکه صورت صادقانهٔ بلوغی است که خطی و مرتب پیش نمیرود. »
شخصیتها و اجرا
جهان نوجوانی در این اثر، محیطی آرام و یکدست نیست؛ احساسات ناگهان شدت میگیرند، خواستهها تغییر شکل میدهند و واقعیت با خیال درهم میآمیزد. در نتیجه، تغییر سبکها به فیلم انرژی و هویتی متمایز میبخشد. انیمیشن میتواند اغراق کند، از منطق روزمره فاصله بگیرد و احساسی را که شاید در بازی واقعگرا به شکل کلیشهای درمیآمد، به هیئتی تازه بدل سازد.
این انعطاف با خصلت ذهنیِ خاطره نیز سازگار است: گذشته نه تصویری یکپارچه، بلکه مجموعهای از لحظههای متضاد و پررنگ است. بااینحال، همین انتخاب همیشه بیهزینه نیست. چون زبان تصویر پیدرپی عوض میشود، بعضی گذارها ممکن است توجه را از مسیر عاطفی پام منحرف کنند. تماشاگر گاه بیش از آنکه درگیر پیامدهای یک برخورد شود، سرگرم کشف سبک تازهٔ بخش بعدی میماند.
تنوع بصری در بهترین لحظات، تجربهٔ درونی را عمیقتر میکند؛ در لحظات کماثرتر، اندکی به انسجام کلی لطمه میزند. ساختار اپیزودیک و ریتم روایت ماجرا در قالب بخشهایی از تجربههای پام پیش میرود؛ ساختاری که با ماهیت خاطرهنگارانهٔ اثر تناسب دارد. هر برخورد، امید تازهای را زنده میکند یا بخشی از تصور پیشین او را به چالش میکشد.
این قطعهقطعه بودن به فیلم ریتمی چابک میدهد و از تبدیلشدن داستان به روایتی یکنواخت دربارهٔ یک هدف واحد جلوگیری میکند. همچنین اجازه میدهد هریک از موقعیتها، رنگ و لحن خاص خود را داشته باشند. اما شکل اپیزودیک، گاهی به بهای عمقِ برخی شخصیتهای فرعی تمام میشود. آدمهایی که بر زندگی پام اثر میگذارند، ممکن است فرصت چندانی برای فراتررفتن از نقشی که در تجربهٔ او دارند پیدا نکنند.
« در نتیجه، تغییر سبکها به فیلم انرژی و هویتی متمایز میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی برخوردها زودگذرند و پیامدهایشان بهسرعت جای خود را به موقعیتی تازه میدهد. این مسئله لزوماً با منطق خاطرهگویی ناسازگار نیست؛ خاطره نیز اغلب آدمها را در قاب یک لحظه ثبت میکند. بااینحال، از نظر دراماتیک، گاه آرزو میکنیم فیلم برای برخی رابطهها مکث بیشتری میکرد تا دگرگونی عاطفی پام ملموستر شود.
زمان، مکان و خاطره حومهٔ هیوستون در آغاز دههٔ ۱۹۹۰ تنها پسزمینهای تاریخی نیست؛ محیطی است که بر دامنهٔ تجربههای پام و تصور او از جهان اثر میگذارد. فیلم با جزئیات دورهای و حالوهوای نوجوانانهاش، خاطرهای مشخص را بازسازی میکند، اما هدفش صرفاً دعوت به نوستالژی نیست. آنچه از گذشته به زمان حال منتقل میشود، نه فقط اشیا و نشانههای فرهنگی، بلکه احساس آشنای بزرگکردنِ یک مسئله، رؤیاپردازی دربارهٔ آینده و سپس مواجهه با چیزی بسیار معمولیتر است.
موسیقی و طراحی بصری به این حسِ یادآوری یاری میرسانند، اما فیلم در بهترین لحظاتش از دامِ شیرینسازی گذشته میگریزد. خاطره اینجا هم بامزه است و هم دردناک؛ هم دلیلی برای خندیدن فراهم میکند و هم یادآور این است که شرمندگیهای آن دوران، برای کسی که تجربهشان میکرد، کاملاً واقعی بودند.
بااینحال، رنگوبوی نوستالژیک گاهی ممکن است لایههای پیچیدهتر روابط را کمرنگ کند؛ گویی لحظههای پرزرقوبرقِ یادآوری، فرصت تأمل طولانیتر را میگیرند. بلوغ بهمثابه شناخت خواستهها در ژرفای خود، فیلم دربارهٔ رسیدن به هدفی بیرونی نیست، بلکه دربارهٔ بازنگری در معنای آن هدف است. پام میکوشد تجربهای را به دست آورد که گمان میکند او را به زنی کاملتر تبدیل میکند؛ اما مسیر پرلغزش او نشان میدهد که صمیمیت را نمیتوان با یک دستاورد یا تصویری از پیشساخته سنجید.
« بعضی برخوردها زودگذرند و پیامدهایشان بهسرعت جای خود را به موقعیتی تازه میدهد. »
قوتها و کاستیها
رشد او از دل شکستها و لحظههای خجالتآور میگذرد، نه از راه کشف ناگهانیِ پاسخی بینقص. این نگرش به شخصیت احترام میگذارد، زیرا اشتباه را بخشی از تجربه میداند، نه دلیلی برای محکومکردن فرد. پام مجبور نیست در هر مرحله از مسیرش خردمندانه رفتار کند تا شایستهٔ همدلی باشد. فیلم میفهمد که نوجوانی اغلب زمانی است که آدم برای نخستین بار میان خواستهٔ واقعی خود و آنچه تصور میکند باید بخواهد، فاصلهای پیدا میکند.
این فاصله، دستمایهٔ هم کمدی است و هم عاطفه. جمعبندی «My Year of Dicks» انیمیشنی صمیمی، بیپروا و سرزنده است که تجربهٔ نوجوانی را نه به رؤیایی بینقص بدل میکند و نه به حکایتی آموزنده و ازپیشتعیینشده فرو میکاهد. نیروی اصلی آن در شخصیتپردازی گرم پام، طنزِ مبتنی بر شرمندگی و خیالپردازیهایی است که به احساسات او صورتی دیدنی میبخشند.
تغییر مداوم سبک تصویر و ساختار بخشبخش، گاه از پیوستگی عاطفی میکاهد و برخی آدمهای پیرامون پام را سطحی باقی میگذارد؛ بااینهمه، این نارساییها صداقت و طراوت اثر را از میان نمیبرند. فیلم در نهایت یادآور میشود که شناخت خویش اغلب نه در لحظههای پیروزمندانه، بلکه در تجربههای نامرتب، خندهدار و گاه دردناک شکل میگیرد.
« رشد او از دل شکستها و لحظههای خجالتآور میگذرد، نه از راه کشف ناگهانیِ پاسخی بینقص. »



ثبت دیدگاه