نقد و بررسی
نقد سینما خر (Cinema Donkey) | 2019
«Cinema Donkey» یا «سینما خر» فیلمی ایرانی به کارگردانی و نویسندگی Shahed Ahmadlou است که از یک موقعیت ساده و ظاهراً شوخطبعانه، یعنی تلاش یک گروه فیلمسازی برای یافتن الاغی مناسب برای ایفای نقش، بستری برای هجو مناسبات پشت صحنه سینما میسازد. فیلم در ظاهر یک کمدی درباره دردسرهای تولید یک اثر کمهزینه است، اما در لایههای زیرین، فاصله میان ادعاهای انسانی و رفتار واقعی آدمها را هدف میگیرد. مهمترین امتیاز آن نیز همین است که سوژهای کوچک را به آینهای برای جاهطلبی، خودخواهی و تناقضهای انسانی تبدیل میکند.
I
+1
وعده ژانری؛ وقتی یک الاغ به مرکز جهان سینما تبدیل میشود
ایده مرکزی «Cinema Donkey» از آن دسته ایدههایی است که در نگاه نخست ممکن است بیش از اندازه ساده یا حتی شوخیوار به نظر برسد: یک گروه فیلمسازی برای ساخت فیلمی با پیام انسانی، به یک الاغ حرفهای نیاز دارد؛ اما محدودیت بودجه و زمان، همین نیاز ظاهراً پیشپاافتاده را به مانعی جدی تبدیل میکند. همین تناقض، موتور اصلی فیلم را به حرکت درمیآورد. اثر بهجای آنکه از همان ابتدا سراغ بحرانهای بزرگ و پیچیده برود، یک مسئله کوچک را آنقدر دنبال میکند تا مناسبات انسانی اطراف آن آشکار شود. I
+1 این انتخاب هوشمندانه است، زیرا کمدی فیلم تنها به رفتار یک حیوان یا موقعیتهای فیزیکی متکی نمیماند. خنده اصلی از برخورد آدمهایی شکل میگیرد که خود را در حال ساختن اثری درباره انسانیت میدانند، اما در عمل، هنگام مواجهه با یک مشکل واقعی، معیارهای اخلاقی و انسانیشان مدام به چالش کشیده میشود. به این ترتیب، خودِ «فیلم انساندوستانه» درون فیلم به موضوعی برای طعنه تبدیل میشود؛ اثری که قرار است پیامی اخلاقی داشته باشد، ناخواسته رفتار سازندگانش را زیر ذرهبین میبرد. از این منظر، الاغ فیلم صرفاً یک عنصر داستانی نیست؛ بلکه ابزاری برای برملا کردن مناسباتی است که در شرایط عادی پنهان میمانند. هرچه تلاش گروه برای کنترل این موقعیت بیشتر میشود، آشکارتر میشود که مسئله فقط یافتن حیوان مناسب برای یک صحنه نیست. فیلم بهتدریج نشان میدهد که تولید یک اثر هنری چگونه میتواند تحت تأثیر قدرت، پول، غرور، عجله و اختلاف سلیقه قرار بگیرد. این نگاه باعث میشود کمدی «Cinema Donkey» در بهترین لحظات خود، همزمان سرگرمکننده و گزنده باشد.
« گاهی فاصله میان حرفهای انسانی و رفتار انسانی، از فاصله میان یک فیلم و پشت صحنهاش بیشتر است. »
روایت و ریتم؛ از یک موقعیت ساده تا زنجیرهای از بحرانها
فیلمنامه اثر بر یک ساختار نسبتاً فشرده بنا شده است. مسئله اصلی از همان ابتدا روشن میشود و داستان بهجای پراکنده شدن میان خردهروایتهای متعدد، عمدتاً حول همان بحران مرکزی حرکت میکند. این تمرکز، با توجه به ماهیت کمدی فیلم، مزیت مهمی است؛ زیرا تماشاگر دقیقاً میداند مسئله چیست و میتواند منتظر بماند تا ببیند این مشکل ساده چگونه در دست آدمهای مختلف پیچیدهتر میشود. روایت از همین مسیر، موقعیتهای کمیک متعددی میسازد. R Raja Reviews +1 یکی از ویژگیهای قابل توجه فیلم، استفاده از مفهوم «پشت صحنه» بهعنوان موتور درام است. گروهی در حال ساختن فیلم هستند و خودِ تلاش آنها برای ساختن فیلم، تبدیل به داستان اصلی میشود. در نتیجه، تماشاگر با یک فیلم درباره فیلمسازی مواجه است، اما نه از جنس آثار متعارف و خودشیفتهای که صرفاً به فرایند آفرینش هنری ادای احترام میکنند. در اینجا، پشت صحنه بیشتر محل آشکار شدن ضعفها، درگیریها و تناقضهای انسانی است. برخی واکنشهای مخاطبان نیز دقیقاً بر همین وجه تأکید کردهاند که فرایند ساخت فیلم گاهی از خود فیلمی که گروه در حال تولید آن است، جذابتر به نظر میرسد. L
Letterboxd
با این حال، ریتم فیلم کاملاً یکدست باقی نمیماند. شروع اثر، به دلیل تازگی موقعیت و برخورد مستقیم آن با بحران اصلی، از انرژی کمیک بیشتری برخوردار است و میتواند انتظار بالایی ایجاد کند. در ادامه، وقتی موقعیت مرکزی چند بار از زوایای مختلف تکرار میشود، بخشی از تازگی اولیه کاهش مییابد. برخی مخاطبان نیز معتقد بودهاند که فیلم در ادامه از شدت کمدی ابتدایی فاصله میگیرد و تغییر حالوهوا، مانع از آن میشود که اثر به همان قدرت اولیه پیش برود. L
Letterboxd
با وجود این، کوتاه بودن فیلم به نفع آن تمام میشود. «Cinema Donkey» آنقدر طول نمیکشد که ایده مرکزیاش کاملاً فرسوده شود. حتی زمانی که بعضی موقعیتها از نظر دراماتیک تکراری به نظر میرسند، تماشاگر همچنان منتظر پیامد بعدی بحران است. این ویژگی باعث میشود ضعفهای ساختاری فیلمنامه بیشتر به چشم بیایند، اما در عین حال مانع تبدیل شدن آنها به مشکلی کاملاً فلجکننده شوند.
شخصیتها و بازیها؛ آدمهایی که عمداً تیپیکال طراحی شدهاند
شخصیتهای فیلم بیش از آنکه پرترههایی پیچیده و چندلایه باشند، نماینده گروههای مختلف حاضر در یک پروژه سینمایی هستند. کارگردان، تهیهکننده، عوامل اجرایی، بازیگران و دیگر افراد حاضر در گروه، هرکدام با نوعی نگاه و منفعت شخصی وارد میدان میشوند. این انتخاب برای کمدی و هجو مفید است، زیرا تضاد میان تیپها را سریع و قابل تشخیص میکند؛ اما از سوی دیگر، به قیمت کاهش عمق شخصیتپردازی تمام میشود. بخشی از بازخورد مخاطبان نیز دقیقاً به همین نکته اشاره کردهاند که کلیشهای بودن نقشها، از قدرت همدلی با شخصیتها کم میکند. L
Letterboxd
در چنین ساختاری، بازیگران قرار نیست لزوماً شخصیتهایی با مسیر تحول روانی پیچیده ارائه کنند. کارکرد اصلی آنها ایجاد اصطکاک است: کسی بر خواسته خود پافشاری میکند، دیگری با محدودیت مالی روبهرو است، فردی دیگر دغدغه کیفیت اثر را دارد و دیگری بیش از همه به حفظ موقعیت خود فکر میکند. این اختلافها وقتی کنار هم قرار میگیرند، نوعی کمدی رفتاری میسازند که به فضای تولید فیلمهای مستقل نزدیک است. از میان همه این شخصیتها، خود الاغ به شکل عجیبی به یکی از مؤثرترین عناصر فیلم تبدیل میشود. نه به این دلیل که حیوان قرار است «بازی» خارقالعادهای ارائه دهد، بلکه دقیقاً به دلیل ناتوانیاش در هماهنگ شدن با خواستههای انسانها. انسانها تلاش میکنند موجودی زنده را مطابق برنامه، زمانبندی و نیازهای تولیدی خود کنترل کنند و همین تلاش، بخش قابل توجهی از طنز اثر را شکل میدهد. در برخی واکنشهای مخاطبان نیز این حیوان عملاً «دزد صحنه» توصیف شده است؛ حضوری که بدون نیاز به دیالوگ، تناقضهای آدمها را آشکار میکند. L
Letterboxd
مشکل شخصیتپردازی زمانی جدیتر میشود که فیلم میخواهد از کمدی موقعیت به هجویهای اجتماعی نزدیک شود. برای آنکه نقد اجتماعی اثر مؤثرتر باشد، شخصیتها باید بتوانند فراتر از تیپهای اولیه خود حرکت کنند. «Cinema Donkey» همیشه موفق به انجام این کار نمیشود و گاهی چنان واضح نشان میدهد چه کسی نماد چه رفتاری است که فرصت کشف و تفسیر را از مخاطب میگیرد. با این حال، همین سادگی باعث میشود پیام فیلم مستقیم و قابل فهم باقی بماند.
« در این فیلم، الاغ از بسیاری از انسانها طبیعیتر رفتار میکند؛ چون تنها موجودی است که ادعای اخلاقی ندارد. »
فضا و فرم؛ طبیعت در برابر دستگاه کنترلگر سینما
یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، قرار دادن ماجرای تولید در محیطی روستایی و طبیعی است. فیلمبرداری در فضای شمال ایران و در منطقهای با طبیعت سرسبز، تضاد قابل توجهی با آشفتگی گروه فیلمسازی ایجاد میکند. محیط پیرامون آرام، گسترده و نسبتاً بیاعتنا به برنامه انسانهاست، در حالی که گروه کوچک فیلمسازی درگیر زمان، بودجه، دستور، اختلاف و کنترل است. همین تضاد، بدون نیاز به توضیح مستقیم، به لایه مضمونی اثر کمک میکند. I
+1 طبیعت در «Cinema Donkey» صرفاً پسزمینه زیباشناختی نیست. حضور حیوان و فضای روستایی باعث میشود مسئله رابطه انسان با محیط و موجودات دیگر نیز وارد فیلم شود. آدمهای گروه برای ساختن اثری درباره انسانیت آمدهاند، اما در مواجهه با طبیعت، ناچارند با چیزی روبهرو شوند که مانند بازیگر یا وسیله صحنه قابل فرمانبرداری نیست. اینجا یکی از کنایههای ظریف فیلم شکل میگیرد: انسان میتواند برای همه چیز برنامهریزی کند، اما جهان واقعی الزاماً تابع فیلمنامه او نیست. از نظر فرم نیز حضور دوربین پشت صحنه اهمیت دارد. فیلم بهنوعی دائماً درباره نگاه کردن و ثبت کردن است. یک گروه، گروهی دیگر را میبیند؛ فیلمسازان میکوشند چیزی را جلوی دوربین بسازند؛ و دوربین پشت صحنه، ناخواسته چیزهایی را ثبت میکند که قرار نبوده بخشی از فیلم اصلی باشند. این لایهها، مرز میان «واقعیت» و «اجرا» را به شکلی کمیک مخدوش میکنند. در نتیجه، فیلم در بهترین لحظاتش به این پرسش نزدیک میشود که چه چیزی واقعاً مستندتر از یک فیلم داستانی است: چیزی که بازیگران و عوامل میخواهند جلوی دوربین نشان دهند، یا رفتاری که پشت دوربین و در جریان تولید از آنها سر میزند؟ این پرسش بهویژه در اثری که موضوع اصلیاش انسانیت است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
طنز و مضمون؛ هجو انساندوستی نمایشی
طنز «Cinema Donkey» بیش از آنکه بر شوخیهای کلامی پیچیده متکی باشد، از تناقض موقعیتها تغذیه میکند. آدمهایی که درباره پیامهای بزرگ انسانی سخن میگویند، درگیر یک مسئله کوچک و عملی میشوند و واکنشهایشان گاهی با همان ارزشهایی که قرار است تبلیغ کنند، در تضاد قرار میگیرد. همین شکاف میان شعار و عمل، قلب مضمونی فیلم را تشکیل میدهد. یک نقد منتشرشده درباره اثر نیز بر همین وجه تأکید کرده و فیلم را هجویهای نسبت به نمایش ظاهری دغدغههای اجتماعی دانسته است. R
Raja Reviews
دامنه این کنایه محدود به فیلمسازی نیست. اثر در لایههای مختلف به موضوعاتی مانند حقوق حیوانات، تبعیض، کلیشههای جنسیتی، نژادپرستی و حتی برخی رفتارهای مصرفگرایانه اشاره میکند. اما روش فیلم برای طرح این موضوعات، خطابهای و مستقیم است. به همین دلیل، برخی تماشاگران ممکن است این بخشها را بیش از اندازه آشکار و آموزشی تلقی کنند. فیلم میخواهد پیام خود را منتقل کند و در بسیاری از مواقع چندان علاقهای به پنهان کردن آن ندارد. R
Raja Reviews
در همین نقطه، عنوان فیلم نیز معنای گستردهتری پیدا میکند. «سینما خر» فقط اشارهای به وجود یک الاغ در فرایند فیلمبرداری نیست؛ عنوانی است که میتواند متوجه خودِ سازوکار سینمایی و کسانی شود که برای رسیدن به تصویری مطلوب، واقعیت را تحت فشار قرار میدهند. این عنوان عامدانه خشن و ساده است و با روحیه طعنهآمیز فیلم هماهنگ میشود. با این حال، پیاممحوری اثر گاهی بر ظرافت آن غلبه میکند. فیلم وقتی صرفاً موقعیت را میسازد و اجازه میدهد رفتار شخصیتها خودش حرف بزند، بسیار مؤثرتر است. هرجا که مضمون بیش از اندازه توضیح داده میشود، بخشی از ظرفیت کشف و مشارکت ذهنی مخاطب از میان میرود. بنابراین قدرت فیلم نه در پیچیدگی فلسفی پیامش، بلکه در توانایی آن برای تبدیل یک موقعیت ساده به نمونهای ملموس از تناقضهای انسانی است.
« طنز اصلی فیلم از اینجا میآید که ساختن تصویری از انسانیت، لزوماً انسانها را انسانیتر نمیکند. »
قوتها و ضعفها؛ فیلمی که ایدهاش از شخصیتهایش جلوتر است
بزرگترین نقطه قوت «Cinema Donkey» بیتردید ایده مرکزی آن است. فیلم از یک مشکل کوچک، امکان ساختن یک کمدی اجتماعی را استخراج میکند و بهجای نیاز به داستانی پرحادثه، بر اصطکاک میان آدمها تمرکز دارد. سادگی موقعیت باعث میشود اثر از همان ابتدا هویت مشخصی داشته باشد و درگیر پیچیدگیهای غیرضروری نشود. این سادگی در فیلمنامه نیز قابل مشاهده است و برخی نقدها آن را از عوامل مؤثر بودن اثر دانستهاند. R
Raja Reviews
نقطه قوت دیگر، استفاده از فیلمسازی بهعنوان موضوع فیلم است. «Cinema Donkey» برای مخاطبانی که به فرایند پشت صحنه سینما علاقه دارند، جذابیت مضاعفی دارد؛ زیرا نشان میدهد یک پروژه سینمایی چگونه میتواند تحت تأثیر عواملی بسیار پیشپاافتادهتر از دغدغههای هنری قرار بگیرد. اختلاف میان کارگردان و عوامل اجرایی، محدودیت مالی و تلاش برای کنترل شرایط، تصویری کمیک اما قابل لمس از دشواریهای سینمای مستقل ارائه میکند. R Raja Reviews +1 اما ضعف اصلی فیلم نیز تقریباً از همان جایی آغاز میشود که نقطه قوت آن قرار دارد. ایده مرکزی بهاندازهای جذاب است که انتظارات زیادی ایجاد میکند، ولی شخصیتها همیشه ظرفیت کافی برای حمل این ایده را ندارند. تیپیکال بودن آنها باعث میشود برخی تضادها قابل پیشبینی شوند و مخاطب بهجای آنکه درگیر سرنوشت شخصیتها شود، بیشتر منتظر رخداد بعدی پیرامون الاغ بماند. این مسئله در میان برخی واکنشهای مخاطبان نیز برجسته بوده است. L
Letterboxd
مشکل دیگر، افت نسبی انرژی کمدی در ادامه مسیر است. آغاز فیلم از تازگی بیشتری برخوردار است و هر اتفاق میتواند وضعیت را به شکل تازهای به هم بزند، اما با گذشت زمان، الگوی کشمکشها برای مخاطب آشناتر میشود. از سوی دیگر، تغییر حالوهوای اثر در بخشهایی از فیلم میتواند برای کسانی که انتظار یک کمدی یکدست دارند، ناهماهنگ به نظر برسد. با این حال، همین تغییر لحن به فیلم اجازه میدهد از یک شوخی بلندمدت فراتر برود و به مضمون اخلاقی خود نزدیکتر شود.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ یک کمدی کوچک با کنایههای بزرگ
«Cinema Donkey» را بهتر است در محدوده سینمای مستقل و کمدیهای موقعیتمحور ارزیابی کرد، نه در کنار آثاری که هدف اصلیشان سرگرمی عامهپسند و شوخیهای متوالی است. فیلم برای مخاطبی ساخته شده که از تماشای فرایند تولید فیلم، آشفتگی پشت صحنه و تناقض میان تصویر رسمی و واقعیت انسانی لذت میبرد. انتخاب چنین زاویهای سبب میشود اثر حتی با امکانات محدود، صاحب موضوعی قابل گسترش باشد. نمایش بینالمللی فیلم نیز با حضور آن در جشنواره بوسان آغاز شد و سپس در رویدادهای سینمایی دیگری نیز دیده شد. I
+1 مخاطب مناسب این فیلم کسی نیست که صرفاً به دنبال داستانی پرپیچوخم یا شخصیتهایی بسیار عمیق باشد. در مقابل، اگر تماشاگر از طنز اجتماعی، هجو مناسبات سینمایی و آثاری که یک موقعیت کوچک را به مسئلهای بزرگتر تبدیل میکنند استقبال کند، «Cinema Donkey» میتواند تجربهای قابل تأمل باشد. فیلم همچنین برای کسانی که به سینمای ایران علاقه دارند، از این جهت جذاب است که بدون تکیه کامل بر مسائل سیاسی و اجتماعی متعارف، به سراغ موضوعی ملموس در صنعت سینما میرود. جایگاه فیلم از این نظر جالب است که خود را بیش از اندازه جدی نمیگیرد، اما در عین حال پشت شوخیهایش دغدغهای واقعی دارد. حتی اگر تماشاگر با همه پیامهای اجتماعی آن همراه نشود، میتواند از مشاهده یک گروه فیلمسازی که برای حل مسئلهای ساده گرفتار مجموعهای از بحرانها میشود، لذت ببرد. این ویژگی، اثر را به نمونهای قابل توجه از کمدی کمهزینهای تبدیل میکند که از محدودیتهای تولید خود نیز به نفع مضمون استفاده میکند. البته «Cinema Donkey» فیلمی بینقص نیست و اگر انتظار شخصیتپردازی پیچیده، طنز کاملاً ظریف یا ریتمی یکنواخت داشته باشیم، احتمالاً کاستیهای آن بیشتر به چشم میآید. اما ارزش فیلم در این نیست که تمام اجزای خود را به کمال رسانده باشد؛ ارزشش در این است که ایدهای ساده را با جسارت دنبال میکند و از دل یک ماجرای ظاهراً کوچک، پرسشی درباره رفتار انسان در برابر حیوان، هنر و دیگر انسانها بیرون میکشد.
« ارزش فیلم در این نیست که الاغ را به یک بازیگر تبدیل میکند؛ در این است که انسانها را وادار میکند نقش واقعی خود را نشان دهند. »
جمعبندی؛ کمدیای درباره فاصله میان تصویر و واقعیت
«Cinema Donkey» در نهایت فیلمی درباره یک الاغ نیست؛ درباره انسانهایی است که میخواهند تصویری مشخص از خود و جهان پیرامونشان بسازند و در مسیر این کار، ناخواسته بخشهایی از حقیقت وجودشان را آشکار میکنند. فیلم با انتخاب یک موقعیت بسیار ساده، امکان نقدی چندلایه را فراهم میکند: نقد مناسبات پشت صحنه سینما، نقد شعارهای اخلاقی بدون پشتوانه عملی و نقد میل انسان به کنترل موجودات و شرایطی که الزاماً تن به کنترل نمیدهند. R Raja Reviews +1 اثر در زمینه شخصیتپردازی و حفظ یکدستی ریتم با محدودیتهایی مواجه است و بعضی از پیامهای اجتماعی آن نیز بهجای آنکه در بافت داستان حل شوند، بیش از اندازه آشکار بیان میشوند. با این همه، سادگی فیلمنامه، موقعیت مرکزی خلاقانه، فضای طبیعی فیلم و استفاده از فرایند فیلمسازی بهعنوان بستری برای کمدی، به آن هویتی مشخص میدهد. مهمتر اینکه فیلم میتواند حتی پس از پایان تماشا، پرسش ساده اما مهمی را باقی بگذارد: اگر هدف ما ساختن تصویری انسانی از جهان باشد، آیا رفتار خودمان نیز با همان تصویر هماهنگ است؟ «Cinema Donkey» بنابراین بیش از آنکه یک کمدی صرف باشد، هجویهای درباره میل انسان به نمایش دادن است؛ نمایشی که قرار است حقیقتی اخلاقی را منتقل کند، اما در پشت صحنه خود با حقیقت دیگری مواجه میشود. فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که گاهی برای افشای تناقضهای بزرگ، به داستانی بزرگ نیاز نیست. کافی است یک گروه فیلمسازی، یک دوربین، چند آدم با خواستههای متفاوت و موجودی داشته باشیم که حاضر نیست دقیقاً مطابق فیلمنامه انسانها رفتار کند. I R L Sources
ثبت دیدگاه