نقد و بررسی
نقد Searching | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جستوجو در قالبی تازه «Searching» فیلمی معمایی و دلهرهآور به کارگردانی Aneesh Chaganty است که قصهاش را تقریباً بهتمامی از خلال صفحهنمایش رایانهها و تلفنهای همراه روایت میکند. این انتخاب، صرفاً پوششی نو برای یک داستان آشنا نیست؛ شکل روایت، خود به بخشی از مضمون فیلم بدل میشود.
ماجرا درباره پدری است که پس از ناپدیدشدن دختر شانزدهسالهاش، میکوشد از ردهای دیجیتال او سرنخی بیابد. فیلم از همان ابتدا تماشاگر را در موقعیتی دوگانه مینشاند: همزمان با دیوید کیم به جستوجو میپردازیم و در عین حال، با هر پنجره و پیام تازه، درمییابیم که دیدن زندگی آنلاین یک نفر به معنای شناختن او نیست.
«Searching» در سال ۲۰۱۸ ساخته شد و بازیگران اصلی آن John Cho، Debra Messing و Michelle La هستند. صفحهنمایش بهمثابه صحنه مهمترین تصمیم زیباییشناختی فیلم، محدودکردن میدان دید به ابزارهای دیجیتال است. تماس تصویری، پیامرسان، شبکههای اجتماعی، جستوجوهای اینترنتی و فایلهای شخصی، جای نماهای متعارف و صحنههای گفتوگوی رودررو را میگیرند.
« این انتخاب، صرفاً پوششی نو برای یک داستان آشنا نیست؛ شکل روایت، خود به بخشی از مضمون فیلم بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این محدودیت در آغاز ممکن است ترفندی فرمی به نظر برسد، اما بهتدریج منطق خودش را پیدا میکند: ما جهان را همانطور میبینیم که دیوید میبیند، یعنی تکهتکه، از پشت واسطهها و با اتکا به دادههایی که میتوانند ناقص یا گمراهکننده باشند. این شیوه، تماشاگر را به خوانندهای فعال تبدیل میکند.
باید نامها، زمانها، پنجرههای باز و واکنشهای کوتاه را به هم پیوند داد؛ گویی خود تماشاگر نیز پشت رایانه نشسته و در پرونده سهمی دارد. قاب ثابت صفحهنمایش، برخلاف ظاهر بیتحرکش، ظرفیت تعلیق فراوانی مییابد: یک مکث کوتاه، پیام خواندهنشده یا پنجرهای که ناگهان بسته میشود، میتواند به اندازه یک تعقیبوگریز پرتنش باشد.
تعلیق و معماری اطلاعات فیلم اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و از فاصله میان آنچه دیوید میداند و آنچه تماشاگر حدس میزند، نیروی تعلیق میسازد. هر سرنخ، تصویری تازه از مارجو پدید میآورد، اما این تصویرها کامل و قطعی نیستند. حقیقت از میان حسابهای کاربری، پیامها و روایتهای دیگران سر برمیآورد؛ در نتیجه، فیلم درباره اعتبار اطلاعات نیز پرسش میسازد، بیآنکه از مسیر داستانی خود دور شود.
« این شیوه، تماشاگر را به خوانندهای فعال تبدیل میکند. »
شخصیتها و اجرا
ریتم تدوین در حفظ اضطراب نقش اساسی دارد. جستوجوهای پیاپی و رفتوآمد میان صفحهها، حس فوریت را تقویت میکنند و تماشاگر را در حرکت ذهنی دیوید شریک میسازند. بااینحال، همین سازوکار گاهی به فیلم آسیب میزند. بعضی پیچشها بر پنهانکردن اطلاعات یا هدایت حسابشده نگاه مخاطب تکیه دارند؛ ازاینرو، تماشاگرانی که به الگوهای آشنای تریلرهای معمایی خو گرفتهاند ممکن است بخشی از مسیر را زودتر حدس بزنند.
غافلگیریها عموماً کارکرد سرگرمکننده دارند، اما همواره به یک اندازه طبیعی و ناگزیر احساس نمیشوند. پدری در برابر تصویری ناتمام قلب عاطفی فیلم، نه فناوری، بلکه رابطه پدر و دختر است؛ رابطهای که در غیاب مارجو و از خلال نشانههای پراکنده بازسازی میشود. دیوید در پی یافتن اوست، اما همزمان ناچار میشود بپذیرد که بخشهایی از زندگی دخترش را نمیشناخته است.
همین آگاهی، جستوجو را از پیگیری یک پرونده فراتر میبرد و به مواجههای دردناک با فاصلهای میانجامد که گاه میان نزدیکترین آدمها هم شکل میگیرد. John Cho این کشمکش را با بازی کنترلشده و باورپذیری منتقل میکند. او دیوید را قهرمانی بینقص یا کارآگاهی ماهر نمیسازد؛ مردی نشان میدهد که میترسد، اشتباه میکند و در برابر ابهام درمانده میشود.
« ریتم تدوین در حفظ اضطراب نقش اساسی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
واکنشهایش به آنچه روی صفحه میخواند، بار احساسی بسیاری از لحظهها را حمل میکند. حضور محدود فیزیکی او در قاب، مانع از شکلگیری نقش نمیشود؛ برعکس، تماشاگر را وامیدارد چهره و صدایش را همچون سطحی برای خواندن اضطراب و امید دنبال کند. فناوری، صمیمیت و نظارت «Searching» از فناوری نه تصویری کاملاً هراسانگیز میسازد و نه آن را راهحلی بیخطا معرفی میکند.
ابزارهای دیجیتال در دسترساند و امکان ارتباط و جستوجو فراهم میکنند، اما همین دسترسی احساس نزدیکی کاذب نیز میآفریند. مشاهده عکسها و پیامهای یک نفر میتواند اطلاعات فراوانی بدهد، ولی از فهم زمینه و معنای کامل زندگی او عاجز بماند. فیلم در این معنا، میان دانستن و شناختن تمایز میگذارد: داده بیشتر الزاماً به همدلی بیشتر نمیانجامد.
این مضمون بهویژه در نسبت میان والد و نوجوان اهمیت پیدا میکند. صفحهنمایشها همچون مرزهاییاند که دیوید میکوشد از آنها عبور کند؛ اما هر بار که به بخشی از زندگی دخترش دسترسی مییابد، با پرسش تازهای درباره اعتماد، خلوت و استقلال او روبهرو میشود. اثر این پرسشها را به بحثی نظری تبدیل نمیکند و ترجیح میدهد آنها را در دل تعقیب داستانی نگه دارد؛ انتخابی که فیلم را روان میکند، هرچند گاه از پرداخت عمیقتر موضوع بازمیماند.
« واکنشهایش به آنچه روی صفحه میخواند، بار احساسی بسیاری از لحظهها را حمل میکند. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای فرم و شخصیتهای پیرامونی فرم دیجیتال، با وجود تازگی و کارآمدی، همیشه بینقص عمل نمیکند. فیلم برای حفظ منطق تصویری خود ناچار است بخش بزرگی از تجربه را در تماسها و پنجرههای رایانهای جای دهد؛ در نتیجه، بعضی موقعیتها مصنوعی یا بیش از حد تابع نیازهای روایت جلوه میکنند.
گاهی بهنظر میرسد سازندگان بیش از آنکه بپرسند آدمها در چنین لحظهای واقعاً چه میکردند، در پی یافتن راهیاند تا تماشاگر اطلاعات لازم را روی صفحه ببیند. این وابستگی به ترفند بصری میتواند از شدت واقعنمایی بکاهد. همچنین، شخصیتهای فرعی عمدتاً در خدمت پیشبرد پرونده باقی میمانند.
کارآگاه و دیگر افراد پیرامون دیوید در نقاط مهم داستان حضور دارند، اما فرصت چندانی برای شکلگیری جهان مستقل خود پیدا نمیکنند. تمرکز پررنگ بر جستوجوی پدر از یک سو انسجام میآورد و از سوی دیگر، دامنه عاطفی فیلم را محدود میکند. اثر بیش از آنکه به شبکهای گسترده از شخصیتها بپردازد، همهچیز را از دریچه اضطراب دیوید سامان میدهد.
« محدودیتهای فرم و شخصیتهای پیرامونی فرم دیجیتال، با وجود تازگی و کارآمدی، همیشه بینقص عمل نمیکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Searching» تریلری خوشساخت و از نظر روایی جسور است که یک محدودیت ظاهری را به زبان سینمایی خود بدل میکند. صفحهنمایشها در آن هم ابزار جستوجو هستند و هم استعارهای از فاصله میان آدمها؛ دریچههایی که اطلاعات میدهند، اما شناخت را تضمین نمیکنند. بازی محکم John Cho، تدوین پرشتاب و چیدمان حسابشده سرنخها، فیلم را در بخش عمدهای از زمانش درگیرکننده نگه میدارند.
در برابر این امتیازها، اتکای گاه افراطی به ترفندهای فرمی، کمعمقی برخی شخصیتهای فرعی و پیشبینیپذیری بعضی چرخشها قرار دارد. بااینهمه، «Searching» صرفاً به نوآوری ظاهری بسنده نمیکند: زیر ساختار دیجیتال آن، داستانی انسانی درباره سوگ، پدرhood و دشواری شناخت نزدیکان جریان دارد. فیلمی است که تعلیقش از جستوجوی یک دختر نیرو میگیرد، اما ماندگاریاش بیشتر از پرسشی میآید که درباره آنچه در زندگی عزیزانمان نمیبینیم بر جا میگذارد.



ثبت دیدگاه