نقد و بررسی
نقد Ring Ring | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از تعادل میگریزد فیلم «رینگ رینگ» از موقعیتی روزمره و آشنا آغاز میکند: گروهی از بازاریابان تلفنی که پس از اخراج به دست مدیری خسیس، برای انتقام فهرست مشتریان شرکت را میدزدند و میخواهند کسبوکار خودشان را راه بیندازند. اما تصمیم نسنجیدهای در میانهٔ جشن، گوشیِ حامل تنها نسخهٔ فهرست را از دسترسشان خارج میکند؛ جستوجوی آن در شب هالووین، امبر و ویل را به خانهای هراسآور میکشاند.
همین جابهجایی از کمدی محیط کار به قلمرو تهدید و وحشت، هستهٔ جذاب فیلم است: نقشهای کوچک و خودخواهانه که ناگهان پیامدهایی بسیار بزرگتر پیدا میکند. این طرح، در نگاه نخست، ظرفیت ساختن یک کمدیوحشت نامتعارف را دارد. دزدیِ فهرست مشتریان، بهجای آنکه صرفاً مقدمهای برای تعقیبوگریز باشد، میتواند تصویری طنزآمیز از طمع و بیثباتی اقتصادی بسازد؛ گمشدن گوشی نیز شیئی معمولی را به محور بحران تبدیل میکند.
فیلم از این تضاد بهره میگیرد، اما نه همیشه با انسجامی که ایدهاش نوید میدهد. گاه به نظر میرسد اثر میان چند امکان جذاب سرگردان است و هنوز تصمیم نگرفته کدامیک را باید در مرکز توجه بگذارد. میان کمدی سیاه و وحشت «رینگ رینگ» نه کمدیای یکدست است و نه فیلم وحشتی که پیوسته بر ایجاد هراس تمرکز کند.
« این طرح، در نگاه نخست، ظرفیت ساختن یک کمدیوحشت نامتعارف را دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنز آن بیشتر از موقعیتهای ابزورد، رفتارهای ناپختهٔ شخصیتها و فاصلهٔ میان بلندپروازی آنان و واقعیت ناشی میشود. این رویکرد در بخشهایی نتیجه میدهد: آدمهایی که میخواهند از دل یک اخراج تحقیرآمیز امپراتوری تجاری کوچکی بسازند، خودشان نیز زیر بار تصمیمهای نسنجیدهشان میمانند. چنین طنزی میتواند هم خندهدار باشد و هم اندکی تلخ.
با ورود تهدید اصلی، فضای فیلم تیرهتر میشود، اما تغییر لحن همیشه نرم و قانعکننده نیست. لحظههایی که باید دلهره بسازند، گاه با شوخی یا رفتارهای نامنتظر تضعیف میشوند؛ و لحظههایی که انتظار طنز داریم، در فضای خطرناک داستان معلق میمانند. حاصل، تجربهای است که برای تماشاگرِ پذیرای آشفتگیِ ژانری میتواند جالب باشد، اما برای کسی که از فیلم وحشتِ جدی یا کمدیِ پرضرباهنگ میخواهد، احتمالاً ناهموار جلوه میکند.
ریتم و معماری روایت مهمترین لغزش فیلم در ریتم آن است. مقدمهای که باید شخصیتها و موقعیت را بهسرعت به بحران برساند، بیش از اندازه کش میآید و ماجرای اصلی دیرتر از حد انتظار جان میگیرد. وقتی داستان سرانجام به جستوجوی گوشی و ورود به خانهٔ وحشت میرسد، تماشاگر ممکن است احساس کند مدت زیادی در انتظار حرکت واقعی روایت بوده است.
« چنین طنزی میتواند هم خندهدار باشد و هم اندکی تلخ. »
شخصیتها و اجرا
این کندی فقط مسئلهٔ سرعت نیست؛ به چگونگی توزیع اطلاعات و تمرکز فیلم نیز مربوط میشود. روایت گاه از مسیری به مسیر دیگر میپرد و انگیزهها یا تغییرات لحن را با ظرافت کافی به هم پیوند نمیدهد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است در تشخیص هویت مسلط اثر دچار تردید شود: آیا باید آن را هجویهای بر محیط کار و طمع دانست، تریلری دربارهٔ یک شبِ از کنترل خارجشده، یا وحشتی کموبیش گروتسک؟
فیلم از هر سه قلمرو عناصری میگیرد، اما اتصال میان آنها همیشه محکم نیست. پیچوخمهای داستانی میتوانند کنجکاوی را زنده نگه دارند، ولی بهتنهایی جای انسجام روایی را پر نمیکنند. فضا، لوکیشن و تصویر از جنبهٔ بصری، اثر بهواسطهٔ استفاده از مکانها و فیلمبرداریاش جذابیت قابلتوجهی پیدا میکند.
خانهای که امبر و ویل در آن گرفتار میشوند، ظرفیت تبدیلشدن به فضایی تهدیدآمیز را دارد؛ محدودیت محیط، رفتوآمد شخصیتها را پرتنش میکند و به داستان امکان میدهد از فضای بسته برای ساختن حس محاصره بهره ببرد. فیلم در برخی لحظهها با همین محیطها، حالوهوایی نامطمئن و آشفته میسازد که با وضعیت ذهنی شخصیتها همخوان است.
« این کندی فقط مسئلهٔ سرعت نیست؛ به چگونگی توزیع اطلاعات و تمرکز فیلم نیز مربوط میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فضای هالووین بیش از آنکه نیرویی روایی یا تماتیک باشد، گاه به نشانهای بیرونی محدود میشود. شب هالووین بهخودیخود میتواند توقع تماشاگر را از رمزآلودگی و بازی با نقابها بالا ببرد، اما فیلم همیشه از این امکان بهطور کامل استفاده نمیکند. بنابراین کیفیت بصری و جذابیت مکانها، در بخشهایی بارِ فضاسازی را بر دوش میکشند که فیلمنامه بهتنهایی از عهدهاش برنمیآید.
شخصیتها و بازیها امبر و ویل در مرکز تجربهٔ شبانهٔ فیلم قرار میگیرند؛ شخصیتهایی که درگیر پیامد تصمیمی هستند که خودشان آغاز نکردهاند، اما از آن بیتقصیر نیز نیستند. این موقعیت میتوانست بستری برای روشنکردن تفاوت واکنشهایشان در برابر خطر باشد. فیلم در مواردی از حضور آنان برای حفظ تعادل میان نگرانی و طنز استفاده میکند، اما پرداخت شخصیتها به اندازهای نیست که همهٔ تصمیمها و واکنشهایشان عمق روانی پیدا کند.
بازیها عموماً در محدودهٔ لحن نامتعارف فیلم باقی میمانند و به لحظههای کمیک یا اضطرابآلود آن کمک میکنند. بازیگران در برابر آشفتگی داستان، حضور قابلقبولی دارند؛ بااینحال، فیلمنامه فرصت چندانی برای تبدیل شخصیتها به آدمهایی چندلایه فراهم نمیآورد. از همین رو، برخی لحظهها بیش از آنکه از کشمکش درونی شخصیتها نیرو بگیرند، به موقعیت عجیب یا چرخش ناگهانی متکیاند.
« بااینحال، فضای هالووین بیش از آنکه نیرویی روایی یا تماتیک باشد، گاه به نشانهای بیرونی محدود میشود. »
قوتها و کاستیها
حضور لو فریگنو نیز به فیلم رنگی آشنا و متمایز میدهد، بیآنکه بهتنهایی بتواند پراکندگی روایت را جبران کند. تعلیق، پیچوخم و پایانبندی فیلم در مسیر خود چند چرخش داستانی عرضه میکند و همین چرخشها گاه کنجکاوی تماشاگر را دوباره برمیانگیزند. جذابیت برخی از آنها نه در پیچیدگی فنی، بلکه در تغییر ناگهانی برداشت ما از موقعیت است: آنچه ابتدا نوعی ماجرای انتقامی و کمدی به نظر میرسد، بهتدریج رنگی تیرهتر میگیرد.
برای حفظ این لذت، بهتر است جزئیات مسیر داستان و نتیجهٔ نهایی را آشکار نکنیم. بااینهمه، پیچوخمها همیشه به افزایش تعلیق نمیانجامند. گاهی تماشاگر بهجای آنکه درگیر پرسشهای داستان شود، از خود میپرسد فیلم دقیقاً چه نوع تجربهای را وعده میدهد. پایانبندی نیز ممکن است برای بعضیها غافلگیرکننده باشد، اما الزاماً احساس رضایت یا رهایی ایجاد نمیکند؛ بهویژه اگر کندی مسیر تا آن نقطه خستگی به همراه آورده باشد.
عنصر غافلگیری زمانی بیشترین اثر را دارد که نتیجهٔ طبیعیِ روایت به نظر برسد، نه صرفاً ترفندی برای تغییر مسیر آن. جمعبندی «رینگ رینگ» فیلمی است با پیشفرضی گیرا و ترکیبی نامتعارف از کمدی سیاه، تریلر و وحشت. گمشدن گوشیِ حامل فهرست مشتریان، نقطهٔ شروعی ساده اما کارآمد برای زنجیرهای از دردسرهاست؛ لوکیشنها و تصویر نیز به آن جلوهای دیدنی میدهند و چند پیچوخم داستانی، کنجکاوی را تا پایان حفظ میکنند.
« حضور لو فریگنو نیز به فیلم رنگی آشنا و متمایز میدهد، بیآنکه بهتنهایی بتواند پراکندگی روایت را جبران کند. »
جمعبندی
در سوی دیگر، ریتم کند، روایت پراکنده و ناتوانی در تثبیت هویت ژانری، مانع از آن میشوند که ایدهٔ مرکزی به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. تماشاگرانی که از آمیختن لحنها و موقعیتهای عجیب لذت میبرند، احتمالاً لحظههای سرگرمکنندهای در فیلم پیدا میکنند. اما اگر انتظار وحشتی شدید، کمدیای پیوسته یا روایتی منظم داشته باشند، ممکن است با اثری روبهرو شوند که بیش از آنکه بترساند، سردرگمشان میکند.
دستاورد اصلی فیلم، جسارت ایدهٔ آغازین و چند لحظهٔ بهیادماندنی آن است؛ محدودیتش نیز اینکه نمیتواند همیشه میان اجزای گوناگونش پیوندی محکم برقرار کند.


ثبت دیدگاه