نقد و بررسی
نقد From Dusk Till Dawn 2: Texas Blood Money | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنایت در آستانهٔ شب «From Dusk Till Dawn 2: Texas Blood Money» که Scott Spiegel در سال ۱۹۹۹ کارگردانی کرد، دنبالهای ویدئویی بر فیلمی است که نامش بهتنهایی بار انتظاری سنگین را بر دوش آن میگذارد. داستان بار دیگر جنایتکارانی را به مرز مکزیک میکشاند: گروهی دزد برای سرقتی بزرگ گرد هم میآیند، اما برخورد یکی از اعضا با موجوداتی خونآشام، نقشهٔ آنان را از مسیر معمول یک فیلم سرقت خارج میکند.
فیلم در همین چرخش میان جنایی، وسترن و وحشت، هویت خود را میجوید؛ گاه به آن نزدیک میشود و گاه در تقلید از الگوی پیشین گم میماند. پیوند با فیلم نخست دنباله، جهان آشنای فیلم اول را حفظ میکند: راهی به سوی مکزیک، مجرمان مسلح، خشونتی ناگهانی و تهدیدی فراطبیعی که نظم داستان را برهم میزند.
اما بازگشت به عناصر آشنا بهتنهایی کافی نیست. فیلم نخست از تقابل تند میان تریلر جنایی و کابوس خونآشامی نیرویی تازه میساخت؛ اینجا همان تضاد بیشتر به دستورالعملی تبدیل میشود که اجزایش کنار هم چیده شدهاند، بیآنکه به همان اندازه غافلگیرکننده یا پرانرژی باشند. با این حال، «Texas Blood Money» را نباید صرفاً نسخهای کوچکشده از فیلم اصلی دانست.
« اما بازگشت به عناصر آشنا بهتنهایی کافی نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تمرکز بیشتر بر گروه سارقان و فضای سرقت، به آن رنگی جناییتر میدهد و لحن وسترنیاش نیز آن را از یک فیلم خونآشامی متعارف جدا میکند. مشکل اینجاست که این انتخابها ظرفیت دارند، اما فیلم بهندرت فرصت مییابد آنها را به شکلی منسجم گسترش دهد. داستان و ریتم فیلم با وعدهٔ گردآمدن گروهی خلافکار و اجرای سرقتی حسابشده آغاز میشود.
این زمینه، امکان خوبی برای ساختن تعلیق فراهم میکند: اختلاف میان اعضا، گذشتهٔ مشترکشان و خطر دستگیری میتوانند در کنار تهدید فراطبیعی، کشمکشی چندلایه بسازند. اما فیلمنامه بیشتر به پیشبردن سریع موقعیتها علاقه دارد تا پرداختن به روابط و انگیزهها. شخصیتها اغلب با چند ویژگی آشنا معرفی میشوند و همانجا میمانند؛ بنابراین وقتی خطر بالا میگیرد، واکنشهایشان همیشه بار عاطفی لازم را پیدا نمیکند.
ریتم فیلم نیز نوسان دارد. بخشهایی که برای گردآوردن گروه یا آمادهسازی سرقت صرف میشود، گاه طولانیتر از آن است که کنجکاوی مخاطب را زنده نگه دارد. در مقابل، لحظههایی که باید پیامدهای هولناک ورود خونآشامها را به اوج برسانند، شتابزده و کماثر میشوند. داستان از ایدهای خوشساخت برخوردار است، اما پیوند میان جنایت و وحشت بهندرت آنقدر دقیق شکل میگیرد که هر دو سوی ماجرا یکدیگر را تقویت کنند.
« مشکل اینجاست که این انتخابها ظرفیت دارند، اما فیلم بهندرت فرصت مییابد آنها را به شکلی منسجم گسترش دهد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها و بازیها نقطهٔ اتکای مهم فیلم، حضور Robert Patrick در نقش Buck است. او به شخصیتی که در نوشته چندان پیچیده نیست، نوعی خویشتنداری و ابهام میبخشد. چهره و لحن بازیگر، گذشتهای پرتنش را تداعی میکند و باعث میشود حتی در صحنههایی که فیلمنامه حرف تازهای برایش ندارد، نگاهکردن به او همچنان جذاب بماند.
Buck در مرکز داستان قرار دارد، اما حضور بازیگر از محدودیتهای نقش فراتر میرود و به فیلم اندکی انسجام میدهد. بازیگران دیگر نیز به فضای خشن و بیقاعدهٔ گروه کمک میکنند، ولی اغلب در محدودهٔ تیپهای آشنای تبهکاران باقی میمانند. فیلم نمیتواند بهقدر کافی میان شخصیتها تفاوت بگذارد؛ در نتیجه، برخی از آنان بیش از آنکه آدمهایی با گذشته و انگیزه باشند، مهرههایی برای بهراهانداختن حادثهها به نظر میرسند.
این کمبود، بهویژه در داستانی گروهمحور، محسوس است: وقتی تماشاگر شناخت روشنی از افراد ندارد، دگرگونی وضعشان نیز کمتر تکاندهنده میشود. تصویر و زبان دوربین یکی از جذابیتهای دیداری فیلم، میل آشکارش به تجربه با زاویهها و نماهای غیرمعمول است. دوربین گاهی از جایگاهی نامنتظر به صحنه مینگرد و بعضی لحظهها را از دید شخصیتی گرفتار یا مهاجم نشان میدهد.
« شخصیتها و بازیها نقطهٔ اتکای مهم فیلم، حضور Robert Patrick در نقش Buck است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخابها در فضایی که قرار است مرز میان تعقیب جنایی و وحشت جسمانی را محو کند، میتوانند حس نزدیکی و آشفتگی بسازند. در بهترین لحظهها، دوربین فقط ثبتکنندهٔ خشونت نیست؛ مخاطب را به موقعیت آن نزدیک میکند. اما این زبان تصویری همیشه سنجیده به کار نمیرود. وقتی نمای نامتعارف بهجای آنکه تنش را افزایش دهد صرفاً خودنمایی کند، توجه از صحنه به شگرد فیلمبرداری منتقل میشود.
فیلم گاهی چنان مشتاق نشاندادن زاویهای تازه است که پیوستگی و وضوح کنش را قربانی میکند. بنابراین جسارت بصریاش هم نقطهٔ قوت است و هم نشانهای از بیتعادلی: ایده وجود دارد، ولی انتخاب زمان و اندازهٔ استفاده از آن همیشه دقیق نیست. وحشت، خونآشامها و جلوهها فیلم میکوشد خونآشامها را در دل فضای جنایتکارانه و بیابانی خود جای دهد، نه آنکه به حالوهوای گوتیک پناه ببرد.
این رویکرد با عنوان وسترنی اثر سازگار است و میتوانست وحشتی زمینیتر و خشنتر بسازد. با این همه، موجودات فیلم بیش از آنکه حضوری هولناک یا رازآمیز داشته باشند، غالباً به نیرویی برای آغاز درگیری و پیشبردن صحنههای اکشن تبدیل میشوند. تهدیدشان از نظر داستانی روشن است، اما طراحی و جلوههای تصویری همیشه آنقدر قانعکننده نیست که این تهدید را به تجربهای ماندگار بدل کند.
« در بهترین لحظهها، دوربین فقط ثبتکنندهٔ خشونت نیست؛ مخاطب را به موقعیت آن نزدیک میکند. »
قوتها و کاستیها
جلوههای ویژه، بهویژه در قیاس با جاهطلبی جهان فیلم، کمرمق به نظر میرسند. در نتیجه، برخی لحظههای خشونتآمیز نه به هراس میانجامند و نه به شگفتی؛ مصنوعیبودنشان بیش از آنکه به جذابیت خشن فیلم کمک کند، محدودیت تولید را آشکار میسازد. صحنههای اکشن نیز از همین مشکل رنج میبرند. برخوردها فراواناند، اما اغلب از نظر طراحی و ضرباهنگ فاقد نیرویی هستند که تماشاگر را درگیر نگه دارد.
فیلمنامه و دیالوگها فیلمنامه مهمترین مانع فیلم برای رسیدن به جایگاهی فراتر از یک دنبالهٔ کمهزینه است. گفتوگوها بارها به جملههای آشنا و کمرمق تکیه میکنند؛ شخصیتها گاهی بیش از آنکه صدای مستقل داشته باشند، نسخههایی از تبهکاران سینماییِ پیشین به نظر میرسند. فیلم به دنبال لحنی خشن، شوخطبع و بیپرواست، اما این لحن همیشه از دل شخصیتها بیرون نمیآید و به همین دلیل بعضی لحظهها تصنعی جلوه میکنند.
درام سرقت نیز فرصت چندانی برای پیچیدهشدن نمییابد. رابطهٔ اعتماد و بیاعتمادی میان اعضای گروه میتوانست موتور تعلیق باشد، اما فیلم بیشتر به نشانههای سطحی آن بسنده میکند. از سوی دیگر، داستان خونآشامی هم به اندازهٔ کافی قواعد و پیامدهای خودش را نمیپرورد. حاصل، روایتی است که چند ایدهٔ بالقوه سرگرمکننده را کنار هم دارد، اما کمتر آنها را به یک ساختار داستانی محکم تبدیل میکند.
« جلوههای ویژه، بهویژه در قیاس با جاهطلبی جهان فیلم، کمرمق به نظر میرسند. »
جمعبندی
جمعبندی «From Dusk Till Dawn 2: Texas Blood Money» فیلمی ناهموار است که در فاصلهٔ میان ادای احترام و تقلید گرفتار میشود. حالوهوای جنایی و وسترنیاش به داستان خونآشامی رنگی متفاوت میدهد، Robert Patrick حضوری گیرا دارد و بعضی زاویههای دوربین نشان میدهند فیلمساز دستکم به دنبال راهی برای زندهکردن صحنهها بوده است.
در برابر، فیلمنامهٔ کمجان، شخصیتپردازی محدود، جلوههای ویژهٔ ضعیف و اکشن کمهیجان مانع میشوند این عناصر به تجربهای یکدست و اثرگذار بدل شوند. این فیلم برای مخاطبی که از ترکیب جنایت و وحشت کمهزینه لذت میبرد، لحظههایی سرگرمکننده دارد؛ اما برای کسانی که از فیلم نخست انتظار همان شگفتی و انرژی را دارند، احتمالاً ناامیدکننده خواهد بود.
ارزش اصلیاش نه در بازآفرینی موفق فرمول پیشین، بلکه در تلاش ناپایدارش برای آمیختن سرقت، وسترن و خونآشامی است؛ تلاشی که گاه جرقه میزند، اما به ندرت به شعلهای ماندگار میرسد.



ثبت دیدگاه