نقد و بررسی
نقد The Hidden | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
گشودن درِ پنهان فیلم «The Hidden» ساختهٔ جک شولدر، از آن آثار علمیتخیلی دههٔ هشتاد است که ایدهٔ مرکزیاش را نه با مقدمهچینی طولانی، بلکه با برخوردی ناگهانی و خشن به تماشاگر عرضه میکند. در لسآنجلس، شهروندانی که پیشتر عادی و قانونمدار به نظر میرسیدند، به رفتارهایی افراطی و جنایتکارانه روی میآورند.
کارآگاه تام بک و مأمور افبیآی، لوید گالاگر، در پی یافتن پیوند میان این رخدادها هستند؛ جستوجویی که از چارچوب یک پروندهٔ جنایی فراتر میرود، بیآنکه فیلم راز خود را یکباره برملا کند. امتیاز اصلی فیلم در همین آمیختن دو گونهٔ آشناست: پلیسیِ شهری و وحشت علمیتخیلی. «The Hidden» از یک سو از تعقیبوگریز، بازجویی و تنشهای درون ادارهٔ پلیس بهره میگیرد و از سوی دیگر، فرضیهای نامتعارف را به دل این جهان واقعگرا میآورد.
حاصل، فیلمی است که در عین وفاداری به سرگرمی پرتحرک، کنجکاوی تماشاگر را نیز برمیانگیزد. ساختار روایی و بازی با انتظار فیلمنامه با الگویی مؤثر پیش میرود: هر واقعهٔ تازه، هم سرنخی به دست میدهد و هم پرسشی تازه میسازد. تماشاگر در کنار بک، از منظر پروندهٔ جنایی به ماجرا نگاه میکند؛ اما حضور گالاگر از همان ابتدا نشان میدهد که همهچیز را نمیتوان با روشهای معمول پلیسی توضیح داد.
« امتیاز اصلی فیلم در همین آمیختن دو گونهٔ آشناست: پلیسیِ شهری و وحشت علمیتخیلی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصلهٔ میان دانستههای دو شخصیت، موتور تعلیق فیلم است. یکی به مدارک و شواهد تکیه دارد و دیگری انگار چیزی را میداند که هنوز مجال بیانش فراهم نشده است. ریتم سریع فیلم در خدمت همین ساختار قرار میگیرد. صحنهها معمولاً بهموقع آغاز میشوند و پیش از آنکه تنش فروکش کند، فیلم مسیر را به سوی گره بعدی میگرداند.
البته این شتاب گاهی فرصت پرداخت بیشتر به جزئیات را میگیرد. برخی نشانهها زودتر از آنچه فیلم میخواهد قابل حدس میشوند و بعضی پیچشها، بهجای آنکه کاملاً غافلگیرکننده باشند، بیشتر نقش تأیید حدسهای پیشین را دارند. با این حال، جذابیت اثر فقط به رازگشایی وابسته نیست؛ تماشای چگونگی واکنش شخصیتها به موقعیتی ناممکن نیز بخش مهمی از لذت آن است.
دو بازیگر و دو شیوهٔ مواجهه مایکل نوری در نقش تام بک، تکیهگاه زمینی فیلم است. او شخصیتی را میسازد که نه نابغهای بیخطاست و نه کارآگاهی کلیشهای با پاسخ آماده برای هر بحران. بک ابتدا با تردید و انضباط حرفهای به ماجرا نزدیک میشود؛ واکنشی که برای مخاطب نیز باورپذیر است. نوری در صحنههای گفتوگو، صبوری و خشکی ظاهری شخصیت را بهخوبی حفظ میکند و همین خویشتنداری، در لحظههای پرتنش به بازی او وزن میبخشد.
« این فاصلهٔ میان دانستههای دو شخصیت، موتور تعلیق فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
در برابر او، کایل مکلاکلن نقش گالاگر را با وقاری نامعمول و نوعی فاصلهگیری حسابشده ایفا میکند. شخصیتش در ظاهر مأمور قانون است، اما رفتار و لحنش همواره اندکی با محیط اطراف ناهمخوان میماند. مکلاکلن این بیگانگی را با اغراق یا نشانهگذاریهای نمایشی بیان نمیکند؛ بیشتر از مکثها، نگاهها و آرامش غیرمنتظرهٔ خود بهره میگیرد.
تضاد میان این دو بازیگر، رابطهای پویا میآفریند: بک پرسشگر و عملگراست، گالاگر مرموز و مهارشده. همکاریشان به فیلم امکان میدهد از قالب تعقیب مجرم فراتر برود و به شکلگیری اعتماد میان دو انسان ــ یا دو موجود با تجربههای متفاوت ــ بپردازد. کارگردانی، فضا و ضرباهنگ جک شولدر فضای لسآنجلس را به پسزمینهای مناسب برای داستان بدل میکند؛ شهری پررفتوآمد و آشنا که در آن هر خیابان، خانه یا اداره میتواند محل وقوع خشونتی غیرمنتظره باشد.
فیلم از نمایش شهری شلوغ و پرهیاهو برای تشدید احساس ناامنی استفاده میکند: تهدید نه از بیرونِ تمدن، بلکه درون زندگی روزمره سر برمیآورد. همین نزدیکیِ خطر به محیط آشنا، به ایدهٔ «پنهانبودن» معنایی فراتر از عنوان میدهد. کارگردانی در صحنههای اکشن مستقیم و مؤثر است. تعقیبها و درگیریها بهندرت صرفاً برای پرکردن زمان به نظر میرسند؛ اغلب پیشبرندهٔ داستاناند یا اطلاعاتی دربارهٔ شخصیتها و خطر پیش رو آشکار میکنند.
« در برابر او، کایل مکلاکلن نقش گالاگر را با وقاری نامعمول و نوعی فاصلهگیری حسابشده ایفا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین پرتحرک، موسیقی پرانرژی و استفاده از خودروها و سلاحها، فیلم را به تریلری خشن و پرشتاب نزدیک میکند. در عین حال، اثر گاهی به خشونت و انفجارهای پیدرپی تکیه میکند و از تأمل عمیقتر دربارهٔ پیامدهای انسانی ماجرا فاصله میگیرد. این انتخاب با ماهیت سرگرمکنندهٔ فیلم سازگار است، اما دامنهٔ عاطفی آن را محدود میکند.
طنز تلخ و معنای هویت یکی از ویژگیهای خوشایند «The Hidden» آن است که فضای تیرهاش را کاملاً جدی و یکدست نگه نمیدارد. طنز فیلم بیشتر از برخورد شخصیتها با امر نامعقول پدید میآید تا از شوخیهای مستقل. واکنشهای خشک و روزمرهٔ بک در برابر وضعیتی که منطق عادی را برهم میزند، لحظههایی کمیک میسازد، بیآنکه تنش اصلی از میان برود.
این شوخطبعی، در کنار خشونت، لحن نامتعارف فیلم را شکل میدهد و مانع میشود اثر به تریلری یکنواخت تبدیل شود. زیر این سرگرمی پرجنبوجوش، پرسشی دربارهٔ هویت و بدن نیز جریان دارد: اگر رفتار فردی ناگهان دگرگون شود، چه چیزی از او باقی میماند و اطرافیان چگونه میتوانند میان شخص و نیرویی که بر او چیره شده تمایز بگذارند؟
« تدوین پرتحرک، موسیقی پرانرژی و استفاده از خودروها و سلاحها، فیلم را به تریلری خشن و پرشتاب نزدیک میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم پاسخ فلسفی مفصلی عرضه نمیکند، اما همین فرض داستانی، احساس ناامنی را از سطح جنایت خیابانی به سطحی بنیادیتر میبرد. بدن دیگر ضمانت شناخت شخصیت نیست؛ چهرهای آشنا میتواند حامل ارادهای بیگانه باشد. این ایده بهویژه در قالب روایت پلیسی مؤثر است، زیرا کارآگاهان باید نهفقط مجرم، بلکه معنای خودِ جرم را نیز بازشناسی کنند.
کاستیها و محدودیتها در کنار نقاط قوت، فیلم از بعضی نارساییها نیز رها نیست. منطق انگیزههای موجود فضایی، بهخصوص در نسبت با امیال و رفتارهای افراطی، همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اولیه قانعکننده یا روشن پرداخت نمیشود. برخی جزئیات بیشتر بهانهای برای پیشبردن تعقیب و اکشناند تا اجزایی از جهانی داستانی که قواعدش با دقت کامل تعریف شده باشد.
برای تماشاگرانی که انتظار دارند هر عنصر علمیتخیلی توضیحی منسجم و نظاممند داشته باشد، این ابهام ممکن است آزاردهنده باشد. جلوههای ویژه نیز وابسته به دورهٔ ساخت فیلماند و در برخی لحظهها مصنوعی یا کهنه جلوه میکنند. البته این محدودیت همیشه به زیان اثر نیست: جلوههای عملی و ملموس، گاه به خشونت آن کیفیتی جسمانی میبخشند که تصویرپردازی دیجیتالِ صیقلی لزوماً فراهم نمیکند.
« بدن دیگر ضمانت شناخت شخصیت نیست؛ چهرهای آشنا میتواند حامل ارادهای بیگانه باشد. »
جمعبندی
مسئله بیشتر آنجاست که برخی لحظههای ترسناک، بهسبب اجرای فنی نابرابر، اثرگذاری کمتری از ظرفیت ایدهشان دارند. همچنین بخشی از پیچشهای روایی پیشاپیش قابل حدس است؛ فیلم در این موارد بیش از آنکه مخاطب را غافلگیر کند، او را در انتظار تأیید نگه میدارد. جمعبندی «The Hidden» ترکیبی چابک از تریلر پلیسی، اکشن شهری و وحشت علمیتخیلی است که بیش از هر چیز با ریتم تند، ایدهٔ جذاب و زوج بازیگری هماهنگ خود به یاد میماند.
مایکل نوری به داستان تکیهگاهی انسانی میدهد و کایل مکلاکلن با بازی سرد و سنجیدهاش، وجه بیگانه و رازآمیز فیلم را تقویت میکند. فیلم در پرداخت برخی انگیزهها و پیچشها کاستی دارد و جلوههایش نیز گاه نشانههای زمانهٔ خود را آشکار میکنند؛ با این همه، فضای پرتعلیق، طنز خشک و آمیزش حسابشدهٔ گونهها همچنان آن را تماشایی نگه میدارد.
این اثر نه بهدنبال تأملی سنگین و یکپارچه، بلکه در پی آن است که یک فرضیهٔ علمیتخیلی نامتعارف را به تعقیبی پرتنش و سرگرمکننده بدل کند؛ و در این هدف، با اطمینان و انرژی پیش میرود.
« مسئله بیشتر آنجاست که برخی لحظههای ترسناک، بهسبب اجرای فنی نابرابر، اثرگذاری کمتری از ظرفیت ایدهشان دارند. »



ثبت دیدگاه