نقد و بررسی
نقد Untold Scandal | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک رسوایی در جهان چوسان «Untold Scandal» ساختهٔ E J-yong، داستانی آشنا را به کرهٔ اواخر سدهٔ هجدهم میبرد: جهانی آکنده از قواعد سختگیرانهٔ اخلاقی، سلسلهمراتب اجتماعی و مناسباتی که در آن ظاهر آراستهٔ فضیلت، اغلب پوششی برای میل و قدرت است. فیلم از رمان «روابط خطرناک» نوشتهٔ Pierre Choderlos de Laclos الهام میگیرد، اما آن را صرفاً به لباسهای کرهای مزین نمیکند؛ میکوشد تنشهای داستان را در بستر جامعهای بازآرایی کند که عفت و فرمانبرداری زنان را میستاید، ولی همان زنان را از انتخاب آزادانهٔ مسیر زندگی محروم میسازد.
این جابهجایی فرهنگی، جذابترین امکان فیلم است و در بهترین لحظات، معنای تازهای به دسیسههای آشنای آن میدهد. میل، قدرت و بازیِ اغوا محور نخست قصه، بانو چو و لرد جوووناند: دو خویشاوند اشرافی که فریبدادن دیگران را نوعی بازی و اثبات برتری خود میپندارند. بانو چو، زنی محصور در ازدواجی فاقد صمیمیت، از همین بازی برای بازپسگیری بخشی از اختیار ازدسترفتهاش بهره میگیرد.
جووون نیز خوشگذران و خودمطمئن است؛ او اغوا را مهارتی میداند که با آن میتواند هر مانعی را از میان بردارد. شرط بانو چو دربارهٔ ندیمهٔ جوان، سو-اوک، ظاهراً نقطهٔ آغاز ماجراست، اما کشاکش اصلی بهتدریج به آزمونی پیچیدهتر از پیروزی در یک شرطبندی بدل میشود. فیلم در اینجا به پرسشی مهم نزدیک میشود: آیا میل، وقتی در دل مناسبات نابرابر و معاملهگرانه شکل میگیرد، میتواند از قدرت جدا شود؟
« این جابهجایی فرهنگی، جذابترین امکان فیلم است و در بهترین لحظات، معنای تازهای به دسیسههای آشنای آن میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جووون و بانو چو دیگران را به مهرههای نقشههایشان تبدیل میکنند، اما خودشان نیز گرفتار غرور، حسادت و نیاز به تأییدند. جذابیت رابطهٔ آنها از همین تناقض میآید؛ همکاریشان ظاهراً صمیمانه و بیتکلف است، اما زیر آن، رقابتی پنهان برای کنترل دیگری جریان دارد. فیلم این پیوند را نه بهسادگی عاشقانه میکند و نه صرفاً به بازیای سرد فرو میکاهد، هرچند در ادامه گاهی در مرزبندی میان این دو رویکرد مردد میماند.
زنان در حصار فضیلت در کنار بانو چو، بیوهٔ پرهیزکار، بانو جونگ، حضوری تعیینکننده دارد. جامعه برای وفاداری او به همسر درگذشتهاش احترام قائل است، اما این ستایش همزمان نوعی زندان اجتماعی میسازد: زنِ «فضیلتمند» باید تا پایان عمر مطابق تصویری رفتار کند که دیگران از او ساختهاند. رویارویی جووون با او، صرفاً تعقیب زنی دستنیافتنی نیست؛ برخورد دو نگاه به آزادی و وظیفه است.
بانو جونگ به اصولی پایبند است که بخشی از آنها از باور شخصیاش سرچشمه میگیرند و بخشی دیگر در فضایی شکل گرفتهاند که برای زنان انتخابهای محدودی باقی میگذارد. سو-اوک سوی دیگری از همین ساختار را نشان میدهد. جوانی و بیتجربگی او در برابر نقشههای بزرگترها، آسیبپذیریاش را آشکار میکند.
« زنان در حصار فضیلت در کنار بانو چو، بیوهٔ پرهیزکار، بانو جونگ، حضوری تعیینکننده دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در ترسیم این وضعیت گاه نیرومند است، اما در برخورد با آزار جنسی و فقدان رضایت، بهقدر لازم دقیق و مسئولانه عمل نمیکند. برخی صحنهها چنان در فضای اروتیک و نمایشی جای میگیرند که مرز میان اغوا، اجبار و آسیب ناروشن میشود؛ ناروشنیای که به سود شخصیت زن تمام نمیشود و ممکن است تجربهٔ او را به ابزاری برای پیشبرد پیرنگ تقلیل دهد.
این ایراد فقط مسئلهای اخلاقی بیرون از اثر نیست؛ ضعف در پرداخت شخصیت و پیامدهای روانی رخدادها نیز هست. بازیها و کشمکشهای عاطفی بازیگران اصلی، موتور انسانی فیلماند. Lee Mi-sook در نقش بانو چو، هوش و وقار را با رگهای از تلخی درمیآمیزد. او در رفتارهای حسابشدهاش نشان میدهد زنی که از بیرون بر مناسبات مسلط به نظر میرسد، در خلوت تا چه اندازه به تأیید و دلبستگی نیاز دارد.
Bae Yong-joon نیز جووون را با ترکیبی از جذابیت و خودشیفتگی میسازد؛ شخصیتی که اعتمادبهنفسش هم ابزار اغواست و هم نقطهضعفش. Jeon Do-yeon در نقش بانو جونگ، خویشتنداری را به حضوری فعال تبدیل میکند و از سکوتها و مکثهای شخصیتش بیش از دیالوگهای صریح بهره میگیرد. توازن این سه بازیگر، بهویژه در صحنههایی که قدرت میان شخصیتها جابهجا میشود، به فیلم تنش میبخشد.
« این ایراد فقط مسئلهای اخلاقی بیرون از اثر نیست؛ ضعف در پرداخت شخصیت و پیامدهای روانی رخدادها نیز هست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق نمییابند. بعضی از چهرههای فرعی بیشتر کارکرد داستانی دارند تا زندگی مستقل؛ آنها برای رساندن پیام، پیشبرد نقشه یا ایجاد مانع وارد صحنه میشوند و کمتر فرصت مییابند به انسانهایی کامل بدل شوند. همین نابرابری در پرداخت، باعث میشود برخی پیامدهای عاطفی مهم، بیش از آنکه از درون شخصیتها بجوشند، به تصمیمهای فیلمنامه وابسته به نظر برسند.
تصویر، لباس و فضای تاریخی از نظر بصری، «Untold Scandal» دستاوردی چشمگیر دارد. لباسها، آرایشها، دکورها و ترکیب رنگها، جهانی اشرافی میسازند که شکوه ظاهریاش با تنگنای اخلاقی و اجتماعی آن در تضاد است. فیلم از خانهها، باغها و فضاهای تشریفاتی فقط برای نمایش زیبایی استفاده نمیکند؛ این محیطها گاه همچون امتداد شخصیتها عمل میکنند.
نظم و تقارن فضاهای رسمی، در برابر میلهایی قرار میگیرد که ناچارند در گوشهها، ملاقاتهای پنهانی و نامهها راهی برای بروز پیدا کنند. لحظههایی که رنگ لباسها در برابر طبیعت سرد و برفی برجسته میشود، نیروی تصویری ویژهای دارند؛ رنگ در چنین قابهایی فقط زینت نیست و میتواند نشانی از میل، خطر یا شکافی در نظم حاکم باشد.
« بااینحال، همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق نمییابند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی نیز بر حس انتظار و تعلیق میافزاید، بیآنکه همواره بخواهد هر صحنه را به اوج هیجانی برساند. نتیجه، فیلمی است که حتی هنگام کندشدن روایت، از نظر چشم و گوش کمجاذبه نمیشود. تماشاگر ممکن است از مسیر داستان خسته شود، اما جهان تصویری فیلم همچنان او را در فضای خود نگه میدارد. ریتم و محدودیتهای روایت ریتم کند، اصلیترین مانع در تجربهٔ فیلم است.
بخشی از کندی با فضای درباری و مناسبات پنهان آن تناسب دارد؛ داستانی دربارهٔ انتظار، آداب و پیامهای غیرمستقیم، الزاماً نباید با شتاب روایت شود. اما فیلم همیشه میان مکثِ معنادار و کشآمدن تمایز روشنی برقرار نمیکند. نامهنگاریها و گفتوگوهای رسمی در مواردی اطلاعاتی را منتقل میکنند که پیشتر از رفتارها و روابط قابل حدس بوده است.
ازاینرو بعضی بخشها، بهجای آنکه تعلیق را افزایش دهند، از نیروی آن میکاهند. مشکل دیگر آن است که روایت گاهی نمیداند باید بر هجو تلخ مناسبات اشرافی تکیه کند یا بر اندوه عاطفی شخصیتها. این دو لحن میتوانند در کنار هم قرار گیرند، اما گذار میانشان همیشه هموار نیست. در نتیجه، چرخشهای احساسی مهم گاه بیش از اندازه ناگهانی یا تصنعی جلوه میکنند.
« موسیقی نیز بر حس انتظار و تعلیق میافزاید، بیآنکه همواره بخواهد هر صحنه را به اوج هیجانی برساند. »
جمعبندی
پایانبندی نیز، بیآنکه نیازی به دانستن جزئیاتش باشد، از نظر عاطفی برای همهٔ شخصیتها به یک اندازه اقناعکننده نیست؛ برخی سرنوشتها حس ناتمامی بر جای میگذارند و اثر نمیتواند تمام وزن تراژیک داستان را با نیرویی برابر به مقصد برساند. جمعبندی «Untold Scandal» فیلمی تماشایی و اندیشیدنی است که قصهای دربارهٔ اغوا، قدرت و خودفریبی را در بستری تاریخی و فرهنگی غنی بازمیآفریند.
بازیهای اصلی، طراحی لباس و دکور، موسیقی و فضای پررمزوراز فیلم، آن را به تجربهای چشمنواز بدل میکنند؛ در مقابل، ریتم نامتوازن، گفتوگوهای گاه فرساینده و پرداخت ناکافی برخی شخصیتها از اثرگذاری آن میکاهند. مهمتر از همه، برخورد سطحی فیلم با آزار و مسئلهٔ رضایت، شکافی جدی در نگاه آن به روابط جنسی ایجاد میکند.
با وجود این کاستیها، فیلم در ترسیم جهانی که فضیلت در آن هم آرمان است و هم ابزار سلطه، لحظات نیرومندی دارد. ارزش آن بیش از آنکه در یک روایت بینقص باشد، در همین تنش میان زیبایی ظاهری، میل سرکوبشده و بهای انسانیِ بازیهای قدرت نهفته است.
« مهمتر از همه، برخورد سطحی فیلم با آزار و مسئلهٔ رضایت، شکافی جدی در نگاه آن به روابط جنسی ایجاد میکند. »



ثبت دیدگاه