نقد و بررسی
نقد Bullets Over Broadway | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ هنر زیر سایهٔ تبهکاری «گلولهها بر فراز برادوی» از همان عنوانش وعدهٔ برخورد دو جهان را میدهد: دنیای نمایش، که بر قرارداد و وانمود استوار است، و دنیای گانگستری، که قدرتش را با تهدید و خشونت تثبیت میکند. وودی آلن این دو قلمرو را نه صرفاً برای ساختن موقعیتهای خندهآور کنار هم میگذارد، بلکه از تضاد میان آنها پرسشی اخلاقی و هنری میسازد: وقتی آفرینش هنری با پول، نفوذ و مصلحت آلوده میشود، مرز میان سازش و الهام کجاست؟
فیلم از این پرسش پاسخی ساده نمیسازد؛ جذابیتش در آن است که خودِ شخصیتها نیز از تشخیص پاسخ ناتواناند. نیویورکِ بازسازیشده و جهانِ پشت صحنه فیلم در نیویورک دههٔ بیست میلادی میگذرد؛ شهری که در آن تئاتر، محافل هنری و گروههای تبهکار نه در دو سوی جداگانهٔ نقشه، بلکه در همسایگی یکدیگر زندگی میکنند.
فضای تاریخی فیلم، با لباسها، دکورها و خیابانهای پرجزئیاتش، صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست. این محیط به داستان کمک میکند تا حالوهوای دورهای را بسازد که در آن هنر، شهرت و قدرت بهسرعت به کالاهایی قابل معامله تبدیل میشوند. در عین حال، بازسازی گذشته بیش از آنکه ادعای واقعگرایی تاریخی داشته باشد، همچون صحنهای بزرگ و خوشآبورنگ عمل میکند؛ جهانی که گویی خود در حال اجرای نمایش است.
« فیلم از این پرسش پاسخی ساده نمیسازد؛ جذابیتش در آن است که خودِ شخصیتها نیز از تشخیص پاسخ ناتواناند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رنگها، فضاهای داخلی و جزئیات بصری با حسی نوستالژیک کنار هم مینشینند و به فیلم نوعی لطافت کلاسیک میبخشند. موسیقی نیز با این بافت هماهنگ است و لحن داستان را از خشونت صرف دور میکند. تبهکاری در اینجا هولناک است، اما همزمان به مادهٔ خامی برای کمدی و تئاتر بدل میشود. نمایشنامهنویس در برابر سازوکارِ معامله دیوید شاین، نمایشنامهنویس جوان، با آرمانهایی روشن اما تجربهای محدود وارد میدان میشود.
برای اجرای اثرش به پول نیاز دارد و این نیاز او را به سوی نیک والنتی میکشاند؛ گانگستری که کمک مالیاش را بدون مطالبهٔ متقابل عرضه نمیکند. شرط نیک، حضور دوستدخترش الیو در نمایش است؛ بازیگری که نه با نقش روانپزشک سازگار است و نه مهارت لازم برای ایفای آن را دارد. موقعیت از یک مصالحهٔ حرفهای آغاز میشود، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که سازش هنری بهندرت در همان محدودهای باقی میماند که نخست برایش تعیین شده است.
دیوید میخواهد اثرش را حفظ کند و در همان حال باید به سرمایهگذار، بازیگران و واقعیتهای تولید پاسخ دهد. هر تصمیم کوچک، تصمیم بعدی را دشوارتر میکند. طنز فیلم از همین فاصله میان تصویری که دیوید از استقلال هنری خود دارد و رفتارهایی که برای حفظ نمایش ناچار به آنها میشود، نیرو میگیرد.
« رنگها، فضاهای داخلی و جزئیات بصری با حسی نوستالژیک کنار هم مینشینند و به فیلم نوعی لطافت کلاسیک میبخشند. »
شخصیتها و اجرا
هجو تئاتر و کمدیِ خودبزرگبینی یکی از موفقیتهای اصلی فیلم، نگاه دقیق و شوخطبعانهاش به فضای تئاتر است. هنرمندان این جهان اغلب خود را وقف حقیقتی والا میدانند، اما در عمل گرفتار خودنمایی، رقابت، اضطراب شغلی و میل به دیدهشدناند. بازیگر اصلیِ پرخور، بانوی سالخوردهای که خواهان تغییر نقش خود است و دیگر اعضای گروه، هر یک نمونهای از خواستههایی هستند که در تمرین و تولید، از متن اصلی پیشی میگیرند.
فیلم این شخصیتها را بهسادگی محکوم نمیکند. خودشیفتگیشان خندهآور است، اما از نیازهای واقعی هم برمیخیزد: نیاز به تأیید، امنیت، شهرت یا احساس ارزشمندی. به همین دلیل، هجو تئاتر فقط مجموعهای از شوخیها دربارهٔ بازیگران متظاهر نیست؛ تصویری از حرفهای است که در آن همه میکوشند نقش خود را هم روی صحنه و هم بیرون از آن کنترل کنند.
گاه دشوار میشود فهمید کدام رفتار از شخصیت هنری میآید و کدام از آدمی که پشت آن پنهان شده است. بازیگری؛ نیرویی که نظم داستان را برهم میزند بازیهای گروهی به فیلم جان میدهند، اما دیانه ویست و چاز پالمینتری برجستگی ویژهای دارند. ویست در نقش بازیگری که بهتدریج مجال بیشتری برای بروز تواناییهایش پیدا میکند، میان خودنمایی و اقتدار هنری تعادلی دقیق میسازد.
« هجو تئاتر و کمدیِ خودبزرگبینی یکی از موفقیتهای اصلی فیلم، نگاه دقیق و شوخطبعانهاش به فضای تئاتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی او هم خندهآور است و هم نشان میدهد که پشت رفتارهای پرطمطراق، گاهی استعدادی واقعی پنهان است. همین دوگانگی است که شخصیت را از تیپ صرف فراتر میبرد. پالمینتری نیز با حضوری کمحرفتر و کنترلشدهتر، نیرویی متفاوت وارد فیلم میکند. محافظ مسلح الیو به دنیای تئاتر تعلق ندارد، اما حضورش در آن محیط بهتدریج معنایی بیش از تهدید جسمانی پیدا میکند.
بازی او از اغراقهای معمول در نقش گانگستر فاصله میگیرد و به شخصیت نوعی آرامش و ابهام میبخشد. تقابل او با بازیگران پرهیاهو، یکی از سرچشمههای کمدی فیلم است؛ کسی که کمترین ادعای هنری را دارد، ممکن است بیش از دیگران فهمی غریزی از نمایش و تأثیرگذاری داشته باشد. هنر، استعداد و مسئلهٔ اقتدار فیلم در میانهٔ شوخیهایش پرسشی جدیتر طرح میکند: آیا هنر الزاماً از کسانی پدید میآید که آموزش دیدهاند، دربارهٔ هنر سخن میگویند و خود را هنرمند میدانند؟
یا ممکن است کیفیتی واقعی از جایی سر برآورد که هیچکس انتظارش را ندارد؟ فیلم این پرسش را با تقابل میان نیت و نتیجه پیش میبرد. آنچه سازنده قصد کرده، لزوماً همان چیزی نیست که روی صحنه اثر میگذارد؛ و آنچه در آغاز مانعی به نظر میرسد، شاید به شکلی غیرمنتظره به نیرویی خلاق بدل شود. با این حال، فیلم هنر را افسانهای رمانتیک نمیکند.
« بازی او هم خندهآور است و هم نشان میدهد که پشت رفتارهای پرطمطراق، گاهی استعدادی واقعی پنهان است. »
قوتها و کاستیها
نمایش در فضای آن نه محصول الهام ناب، بلکه نتیجهٔ همکاری، رقابت، پول و قدرت است. این نگاه، لحن کمدی را غنیتر میکند: هر شخصیت میکوشد کنترل نمایش را در دست بگیرد، اما خودِ نمایش از ارادهٔ تکتک آنان فراتر میرود. در این میان، دیوید باید دریابد که وفاداری به اثرش چه معنایی دارد و آیا حفظ آن به هر قیمتی، واقعاً همان وفاداری است.
ریتم، تکرار و محدودیتهای طنز فیلم در بخشهایی ریتمی کندتر از نیروی ایدهٔ مرکزی خود پیدا میکند. برخی موقعیتها پس از آنکه شوخیشان روشن شده، اندکی بیش از اندازه ادامه مییابند؛ ازاینرو، بخشهایی از مسیر داستان کشدار به نظر میرسند. همچنین، بعضی شوخیها بر الگوهای آشنای گانگستری تکیه دارند و با تکرار، بخشی از تازگی خود را از دست میدهند.
این تکرار گاه با قصد ساختن حالوهوای کمیک انجام میشود، اما همیشه به پیشرفت شخصیتها یا پیچیدگی موقعیت نمیانجامد. پرداخت شخصیتهای فرعی نیز یکدست نیست. برخی چهرهها بیشتر برای تکمیل فضای آشفتهٔ گروه به کار میروند تا آنکه مسیر مستقلی پیدا کنند؛ بنابراین تغییرهایشان گاه سطحی یا ناگهانی جلوه میکند.
« نمایش در فضای آن نه محصول الهام ناب، بلکه نتیجهٔ همکاری، رقابت، پول و قدرت است. »
جمعبندی
با وجود این، ضعفها بهندرت تمامیت فیلم را مختل میکنند، زیرا هستهٔ اصلی داستان ــ کشمکش میان جاهطلبی هنری، مصلحت و واقعیت ــ همچنان جذاب و زنده میماند. جمعبندی «گلولهها بر فراز برادوی» کمدیای دربارهٔ تئاتر است، اما در ژرفای خود دربارهٔ آدمهایی سخن میگوید که میخواهند زندگی را به شکل دلخواهشان کارگردانی کنند.
فیلم با فضاسازی دلنشین، فیلمنامهای هوشمندانه و بازیهای پرقدرت، از برخورد تبهکاری و هنر موقعیتهایی خندهآور و در عین حال معنادار میآفریند. هجویهاش بهجای آنکه فقط به مسخرهکردن اهل نمایش بسنده کند، غرور و آسیبپذیری آنان را کنار هم مینشاند. کندی مقطعی ریتم، تکرار بعضی شوخیها و کمپرداختگی چند شخصیت فرعی از کاستیهای اثرند؛ اما فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که هنر همیشه از مسیرهای پاکیزه و قابل پیشبینی پدید نمیآید.
این اثر نه موعظهای دربارهٔ فضیلت هنرمند است و نه ستایش سادهدلانهٔ نبوغ؛ کمدیای است دربارهٔ سازشهایی که گاه به خلاقیت میانجامند و بهایی که برای آن پرداخته میشود.
« هجویهاش بهجای آنکه فقط به مسخرهکردن اهل نمایش بسنده کند، غرور و آسیبپذیری آنان را کنار هم مینشاند. »



ثبت دیدگاه