نقد و بررسی
نقد Sorry About the Demon | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان کابوس و شیرینیپزی «Sorry About the Demon» ساختهٔ امیلی هاگینز، کمدیوحشتی است که از کنار هم گذاشتن دو بحران ظاهراً نامرتبط نیرو میگیرد: دلشکستگی و خانهای گرفتار ارواح. ویل پس از پایان رابطهاش با ایمی، در جستوجوی جایی برای شروع دوباره، خانهای ارزان پیدا میکند؛ اما خانه نه خلوتگاهی برای ترمیم زندگی، بلکه محل رفتوآمد ارواح بیقرار و حضور نیرویی اهریمنی است.
اینکه شیطان فیلم به کیکپزی و تزئین کیک پیوند میخورد، مهمترین چاشنی ایدهٔ مرکزی آن است: جزئیاتی کودکانه و مضحک که با فضای تسخیر و تهدید تضاد دارد و از همین تضاد، ظرفیت کمیک اثر پدید میآید. فیلم بهجای آنکه ایدهاش را به وحشتی جدی و سنگین تبدیل کند، از همان ابتدا به سوی بازیگوشی میرود.
خانه در اینجا فقط محل وقوع حوادث فراطبیعی نیست؛ به نوعی امتداد آشفتگی زندگی ویل بدل میشود. او، که هنوز از شکست عاطفیاش فاصله نگرفته، ناچار است با نیرویی بیگانه همخانه شود و در عین حال در برابر مسئولیتهای معمول زندگی نیز پاسخگو باشد. این توازی، هرچند گاه بیش از اندازه سادهانگارانه پیش میرود، به فیلم چارچوبی فراتر از مجموعهای از شوخیهای مربوط به ارواح میدهد.
ویل؛ قهرمانی دوستداشتنی اما ناپخته ویل از آن شخصیتهایی است که جذابیتشان نه از توانایی یا تدبیر، بلکه از ناتوانیشان در جدی گرفتن بهموقع امور ناشی میشود. او در کار و زندگی شخصی پراکنده و بیثبات است؛ استعدادهایی دارد، اما برای تبدیل آنها به مسیری روشن کوشش چندانی نمیکند. همین ویژگی، پس از جدایی از ایمی، اهمیت بیشتری مییابد: مسئلهٔ او فقط ازدستدادن یک رابطه نیست، بلکه ناتوانی در دیدن سهم خودش در فروپاشی آن نیز هست.
« فیلم بهجای آنکه ایدهاش را به وحشتی جدی و سنگین تبدیل کند، از همان ابتدا به سوی بازیگوشی میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی جان مایکل سیمپسون، این خودمحوریِ بیآزار و رخوتِ کمیک را به شکلی خوشتماشا عرضه میکند. بازیگر نقش ویل را به شخصیتی کاملاً ابله یا بیاعتنا فرو نمیکاهد؛ در پس رفتارهای کودکانهاش، نوعی آسیبپذیری و میل به پذیرفتهشدن دیده میشود. به همین دلیل، تماشاگر میتواند از او بخندد، بیآنکه پیوندش با شخصیت از میان برود.
با این همه، فیلم گاه بیش از حد بر همین سیمای «مردی که هنوز بزرگ نشده» تکیه میکند و تحول عاطفی او را به نتیجهای نسبتاً قابل پیشبینی میرساند. خانهای با شخصیت و رنگ یکی از امتیازهای دیداری فیلم، خانهٔ عجیبوغریب آن است؛ فضایی که با رنگهای پرتحرک، چیدمان نامتعارف و جزئیات تزئینی، از قالب خانهٔ تاریک و فرسودهٔ فیلمهای تسخیرشده فاصله میگیرد.
این انتخاب با لحن اثر سازگار است: خانه قرار نیست صرفاً منبع اضطراب باشد، بلکه باید همزمان خندهدار، غریب و اندکی تهدیدآمیز جلوه کند. تضاد میان ظاهر رنگین فضا و اتفاقات شوم آن، به فیلم هویتی بصری میبخشد و کمک میکند جهانش از پسزمینهای کلیشهای فراتر رود. کاربرد رنگ در کنار حضور ارواح و عناصر اهریمنی، نوعی سرزندگی به روایت میدهد.
کیکها نیز در همین منطق جای میگیرند: هم وسیلهای برای شوخیاند و هم نشانهای از میل ویل به یافتن نظمی کوچک و شخصی در میانهٔ آشوب. فیلم در لحظاتی که از این جزئیات بهره میگیرد، لحن مخصوص خود را بهتر پیدا میکند؛ لحنی که نه میخواهد چنان واقعگرا باشد که خیالپردازیاش از میان برود و نه آنقدر آشفته که هر پیوندی با شخصیتها قطع شود.
« بازی جان مایکل سیمپسون، این خودمحوریِ بیآزار و رخوتِ کمیک را به شکلی خوشتماشا عرضه میکند. »
شخصیتها و اجرا
کمدیای که گاه بر وحشت سایه میاندازد «Sorry About the Demon» بیش از آنکه فیلمی ترسناک با لحظات کمیک باشد، کمدیای است که از شمایلهای وحشت استفاده میکند. ارواح، تسخیر و حضور اهریمنی در این اثر بیش از آنکه برای ساختن ترسی ماندگار به کار روند، زمینهای برای موقعیتهای نامعمول و واکنشهای خونسردانه فراهم میکنند.
این رویکرد برای تماشاگرانی که از وحشت سبک و شوخطبعانه لذت میبرند، میتواند دلپذیر باشد؛ اما مخاطبی که در پی تعلیق یا هراس جدی است، احتمالاً کمتر از فیلم بهره خواهد برد. مشکل از آنجا آغاز میشود که شوخی و وحشت همیشه به تعادل نمیرسند. بعضی صحنهها چنان با لحنی سبک اجرا میشوند که تهدیدشان پیش از آنکه فرصت اثرگذاری پیدا کند، بیخطر جلوه میکند.
شوخیها نیز همه به یک اندازه تازه نیستند؛ گاه بر واکنشهای اغراقآمیز یا موقعیتهای آشنای کمدی تکیه میکنند و در نتیجه، به جای غافلگیری، حسی از تکرار میسازند. فیلم هنگامی موفقتر است که طنزش از شخصیتها و تناقضهای زندگی روزمرهٔ آنان بیرون میآید، نه زمانی که صرفاً بر مضحکبودن موقعیت فراطبیعی حساب میکند.
رابطهها و معنای رویارویی با «دیوهای» شخصی در لایهٔ عاطفی، فیلم از عنوان و ایدهٔ خود برای اشاره به گرفتاریهایی استفاده میکند که الزاماً فراطبیعی نیستند. ویل باید با پیامدهای رفتارهای گذشتهاش روبهرو شود و رابطهاش با ایمی را نه فقط بهعنوان چیزی ازدسترفته، بلکه بهمثابه فرصتی برای فهمیدن کاستیهای خود ببیند.
« مشکل از آنجا آغاز میشود که شوخی و وحشت همیشه به تعادل نمیرسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مضمون در پیوند با حضور شیطان، امکان استعاری روشنی پیدا میکند: گاهی دشوارترین نیرویی که باید از آن رهایی یافت، همان الگویی است که فرد بارها در رفتار خود تکرار میکند. با این حال، فیلم در پرداخت این سویهٔ داستانی همواره به یک اندازه ژرف نیست. ایدهٔ رشد و پذیرش مسئولیت در روایت حضور دارد، اما بیشتر در حد مسیری آشنا باقی میماند تا کاوشی پیچیده در شکست عاطفی.
رابطهٔ ویل و ایمی وزن عاطفی لازم را ایجاد میکند، ولی گاه فضای کمیک چنان بر آن غالب میشود که فرصت مکث و مواجههٔ جدی با رنج شخصیتها از دست میرود. حاصل، فیلمی است که احساسات را نادیده نمیگیرد، اما معمولاً آنها را در پوششی سبک و سرگرمکننده عرضه میکند. ریتم و کشآمدن بخش میانی فیلم در آغاز، با معرفی دلشکستگی ویل و ورودش به خانهٔ تازه، بهسرعت زمینهٔ درگیری اصلی را میچیند.
تماشاگر زود درمییابد که با اثری روبهرو است که قواعد معمول خانهٔ تسخیرشده را به شیوهای کمیک دستکاری میکند. اما پس از تثبیت این موقعیت، بخش میانی گاه از نیروی پیشبرندهٔ کافی برخوردار نیست. شوخیها و مواجهههای فراطبیعی تکرار میشوند، بیآنکه هر بار اطلاعات تازه یا تغییری چشمگیر در رابطههای مرکزی به همراه آورند.
این کندی بهویژه از آن رو محسوس است که فیلم بر جذابیت ایدهٔ اولیه تکیه دارد. هنگامی که تازگیِ تقابل میان کیکپزی و شیطان تا حدی فروکش میکند، روایت به کشمکش عاطفی ویل و مسئولیتهایی که از آنها میگریزد وابسته میشود؛ اما این مسیر گاهی با مکثهای طولانی و شوخیهای کماثر همراه است.
« با این حال، فیلم در پرداخت این سویهٔ داستانی همواره به یک اندازه ژرف نیست. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، فیلم با وجود لحظات بامزه و تصویرپردازی خوشذوق، در حفظ شتاب خود پیوسته موفق نیست. جمعبندی «Sorry About the Demon» فیلمی کوچک، رنگارنگ و خوشنیت است که جذابیت اصلیاش را در ایدهٔ نامتعارف، فضای خانه و بازی دلنشین جان مایکل سیمپسون مییابد. این اثر از پیوند کیکپزی با تسخیر و آشفتگی عاطفی، کمدیوحشتی سبک میسازد که بیشتر به دنبال سرگرمکردن است تا ترساندن.
نگاه استعاری آن به مواجهه با ضعفهای شخصی، به داستان لایهای انسانی میافزاید، هرچند این لایه بهندرت به عمقی چشمگیر میرسد. در سوی دیگر، ریتم نابرابر، شوخیهای گاه کلیشهای و ترس محدود، مانع از آن میشوند که فیلم به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. با این همه، فضای بصری متمایز و صمیمیت بازیها برای دوستداران کمدیهای فراطبیعی سبک جذابیت دارد.
«Sorry About the Demon» بیش از آنکه کابوسی بهیادماندنی باشد، تفریحی عجیب و شیرین است؛ اثری که از شلوغی خانهٔ تسخیرشدهاش، تصویری بامزه از نیاز آدمی به روبهروشدن با آشفتگیهای درون خود میسازد.
« بنابراین، فیلم با وجود لحظات بامزه و تصویرپردازی خوشذوق، در حفظ شتاب خود پیوسته موفق نیست. »



ثبت دیدگاه