نقد و بررسی
نقد Yanks | 1979
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگ در حاشیهٔ میدان نبرد «Yanks» ساختهٔ John Schlesinger، در بریتانیای جنگزدهٔ سالهای جنگ جهانی دوم میگذرد؛ اما میدان اصلی آن نه جبهه، که خانهها، خیابانها، سالنهای رقص و ایستگاههایی است که زندگی روزمره در آنها زیر سایهٔ غیبت و انتظار جریان دارد. فیلم حضور سربازان آمریکایی را در شمال انگلستان دستاویز میکند تا از برخورد دو فرهنگ و دو شیوهٔ زیستن سخن بگوید: از یک سو شور و بیپروایی جوانانی که هزاران کیلومتر از خانه دور افتادهاند و از سوی دیگر خویشتنداری جامعهای که جنگ، کمبود و نگرانی را به بخشی از عادتهای روزانهاش بدل کرده است.
فیلم درگیریهای نظامی را به نمایش نمیگذارد؛ بااینحال، حضور جنگ در هر مکث و هر دیدار احساس میشود. این انتخاب، اثر را از بسیاری از درامهای جنگی جدا میکند. جنگ در «Yanks» بیش از آنکه رویدادی نمایشی باشد، نیرویی است که پیوندهای انسانی را جابهجا میکند: مردان را از خانوادههایشان دور میسازد، آینده را نامطمئن میکند و به رابطههایی که شاید در روزگاری آرام شکل نمیگرفتند، فرصتی کوتاه میدهد.
فیلم به جای قهرمانسازی از سربازان یا بازسازی میدان نبرد، سراغ کسانی میرود که باید با پیامدهای جنگ در زندگی خصوصی خود کنار بیایند. عاشقانهای در سایهٔ غیبت هستهٔ عاطفی فیلم در رابطهٔ جان و هلن شکل میگیرد. جان، افسر آمریکایی، و هلن، زنی که شوهر ملوانش در جبهه بهسر میبرد، در وضعیتی پیچیده با یکدیگر نزدیک میشوند.
جذابیت این پیوند در آن است که فیلم آن را به ماجرایی ساده دربارهٔ کشش عاشقانه تقلیل نمیدهد. هلن شوهرش را فراموش نکرده و جان نیز از دنیای تعهدها و مسئولیتهایش جدا نشده است. نزدیکی آن دو از تنهایی، نیاز به شنیدهشدن و تمنای آرامشی موقت نیرو میگیرد؛ اما همین نیاز، مسئلهٔ اخلاقی را از میان نمیبرد.
« فیلم درگیریهای نظامی را به نمایش نمیگذارد؛ بااینحال، حضور جنگ در هر مکث و هر دیدار احساس میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در پرداخت این احساسات، بهجای اعترافهای پرشور و تصمیمهای قاطع، به نگاهها، گفتوگوهای نیمهتمام و لحظههای کوتاه اتکا میکند. این خویشتنداری از یک سو به رابطه عمق میبخشد: تماشاگر میتواند در فاصلهٔ میان میل و وظیفه، تردید شخصیتها را حس کند. از سوی دیگر، همین احتیاط گاهی از شدت عاطفی صحنهها میکاهد.
رابطهٔ جان و هلن همیشه به اندازهٔ ظرفیت بالقوهاش پرقدرت نمیشود و برخی لحظهها پیش از آنکه تنششان به نقطهای اثرگذار برسد، فروکش میکنند. چند زندگی، چند صورت از دلبستگی «Yanks» داستانش را تنها به جان و هلن محدود نمیکند و چند رابطه را در کنار هم پیش میبرد. پیوند مت و جین، با بازی Richard Gere و Lisa Eichhorn، بُعد دیگری از مواجههٔ عشق و جنگ را نشان میدهد؛ رابطهای که تفاوتهای طبقاتی و فرهنگی نیز در شکلگیری آن دخیلاند.
حضور Danny و Mollie هم گسترهٔ فیلم را از یک عاشقانهٔ مرکزی فراتر میبرد و نشان میدهد که برای هر شخصیت، انتظار و دلبستگی صورتی جداگانه دارد. این چندپارگی، جهان فیلم را زندهتر میکند: شهر فقط پسزمینهٔ داستان یک زوج نیست، بلکه اجتماعی از آدمهایی است که هر یک با غیبت، اشتیاق و ترس خود دستوپنجه نرم میکنند.
اما تعدد خطوط داستانی بیهزینه نیست. بعضی شخصیتهای فرعی فرصت کافی برای آشکارکردن پیچیدگیهایشان پیدا نمیکنند و برخی روایتها بیشتر به نشانههایی از یک زندگی بدل میشوند تا شخصیتهایی کاملاً بسطیافته. در نتیجه، فیلم گاه میان تمرکز بر پیوند مرکزی و گشودن پنجرهای تازه به سوی زندگی دیگران مردد به نظر میرسد.
« از سوی دیگر، همین احتیاط گاهی از شدت عاطفی صحنهها میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
این پراکندگی با هدف جمعی اثر سازگار است، اما همیشه به انسجام دراماتیک آن کمک نمیکند. جزئیات روزمره و ساختن فضا یکی از امتیازهای روشن فیلم، توجه آن به جزئیات زندگی روزمره است. کمبودها و محدودیتهای زمان جنگ، رفتارهای محتاطانه، مناسبات اجتماعی شهر و تفاوت میان شیوهٔ معاشرت سربازان آمریکایی و مردم محلی، فضا را از حالت تزئینی بیرون میآورند.
بریتانیای فیلم صرفاً مجموعهای از لباسها و دکورهای قدیمی نیست؛ مکانی است که جنگ در آن به عادتها و توقعهای کوچک رسوخ کرده است. همین جزئیات سبب میشوند فشار تاریخی اثر، بیآنکه مدام توضیح داده شود، در پسزمینهٔ زندگی شخصیتها حضور داشته باشد. تقابل فرهنگی فیلم نیز با ترسیم دو سویه و نسبتاً انسانی شکل میگیرد.
آمریکاییها همیشه مظهر آزادی و شور نیستند و بریتانیاییها نیز به تصویرهایی یکدست از سردی و انضباط فروکاسته نمیشوند. تفاوتها بیشتر در ریتم رفتار، نوع ابراز احساس و نگاه به آینده آشکار میشوند. فیلم از این تضاد برای تولید موقعیتهای طنز یا تنش استفاده میکند، اما به ندرت آن را به داوری ساده دربارهٔ برتری یک فرهنگ بر فرهنگ دیگر تبدیل میسازد.
از این نظر، برخورد فرهنگها نه موضوعی جداگانه، بلکه بخشی از چگونگی نزدیکشدن آدمها به یکدیگر است. کارگردانی و بازیها کارگردانی Schlesinger بر مشاهده و صبر استوار است. او ترجیح میدهد فضای میان رویدادها را جدی بگیرد؛ جایی که شخصیتها هنوز نمیدانند چه میخواهند یا چگونه باید احساسشان را بیان کنند.
« این پراکندگی با هدف جمعی اثر سازگار است، اما همیشه به انسجام دراماتیک آن کمک نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین رویکردی با مضمون انتظار تناسب دارد و به فیلم لحنی تأملی میبخشد. اجرای بازیگران نیز در هماهنگی با همین لحن پیش میرود. Vanessa Redgrave به هلن وقاری میدهد که احساس را پنهان نمیکند، اما آن را به نمایش پرهیاهو هم بدل نمیسازد. William Devane در نقش جان، کشمکش میان خواستهٔ شخصی و چارچوب وظیفه را با لحنی کنترلشده پیش میبرد.
Richard Gere و Lisa Eichhorn نیز به رابطهٔ مت و جین انرژی متفاوتی میبخشند؛ رابطهای که در آن جوانی و شتاب عاطفی با تردید دربارهٔ آینده روبهرو میشود. این بازیگران، در کنار گروه گستردهتر نقشآفرینان، به فیلم حس زندگی جمعی میدهند. بااینحال، انتخاب ریتم آرام همیشه نتیجهای یکسان ندارد.
مکثها و صحنههای روزمره در بهترین لحظهها به شخصیتپردازی خدمت میکنند؛ اما در بخشهایی، فیلم بیش از اندازه درنگ میکند و حرکت دراماتیکش کاهش مییابد. این کندی بهویژه هنگامی محسوس است که چند خط داستانی همزمان انتظار پرداخت بیشتری دارند. تماشاگر علاقهمند به درامهای پرحادثه ممکن است احساس کند فیلم میان صحنههای مؤثر خود فاصلههای طولانی ایجاد میکند.
زمان، تعهد و آیندهٔ نامعلوم پرسش محوری فیلم این نیست که آیا عشق در روزگار جنگ ممکن است؛ بلکه این است که آدمها در شرایطی که آینده از دسترسشان بیرون رفته، با تعهد چه میکنند. جنگ زمان را فشرده میسازد: دیدارها ممکن است کوتاه باشند و تصمیمی که در روزگاری عادی آرامآرام شکل میگرفت، ناگهان فوریت پیدا کند.
« چنین رویکردی با مضمون انتظار تناسب دارد و به فیلم لحنی تأملی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
اما همین فوریت لزوماً به یقین نمیانجامد. شخصیتها میخواهند به اکنون پناه ببرند، درحالیکه گذشته و مسئولیتهایشان را نمیتوانند کنار بگذارند. در این معنا، فیلم از قضاوت شتابزده دربارهٔ وفاداری پرهیز میکند. هلن میتواند هم دلتنگ شوهرش باشد و هم به جان نزدیک شود؛ این دو احساس یکدیگر را باطل نمیکنند، بلکه تناقضی انسانی میسازند که اثر از حل آسان آن سر باز میزند.
فیلم به همین دلیل، بیش از آنکه پاسخ اخلاقی قطعی عرضه کند، مخاطب را در برابر پرسشی دشوار قرار میدهد: در جهانی که جدایی و خطر بر آن سایه انداخته، آیا دلبستگی تازه خیانت به گذشته است یا تلاشی برای زندهماندن عاطفی؟ جمعبندی «Yanks» در بهترین لحظههایش درامی انسانی دربارهٔ کسانی است که دور از میدان نبرد، هزینهٔ جنگ را در پیوندهای خود میپردازند.
فیلم با عاشقانهای خویشتندار، جزئیات روزمرهٔ باورپذیر و نگاهی همدلانه به تنهایی و وفاداری، جهانی میسازد که در آن هیچ احساس ساده و بیپیامدی وجود ندارد. ارزش آن بیش از آنکه در گرهافکنیهای پرشتاب یا حادثههای بزرگ باشد، در مشاهدهٔ رفتارهای کوچک و تنشهای ناگفته است. در مقابل، ریتم کند، پراکندگی روایت و پرداخت ناکافی برخی شخصیتهای فرعی مانع میشوند که همهٔ خطوط عاطفی به یک اندازه ماندگار شوند.
بعضی روابط نیز از احتیاط فیلم تأثیر میپذیرند و آن نیرویی را که وعده میدهند، به تمامی به دست نمیآورند. بااینهمه، «Yanks» اثری تأملی و خوشفضاست که جنگ را نه چون پسزمینهای باشکوه، بلکه چون غیابی دائمی در زندگی آدمها میبیند؛ غیابی که هر دیدار را ارزشمندتر و هر تصمیم را دشوارتر میکند.
« اما همین فوریت لزوماً به یقین نمیانجامد. »



ثبت دیدگاه