نقد و بررسی
نقد The Good Nurse | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازنمایی جنایت در سکوت بیمارستان «پرستار خوب» ساختهٔ Tobias Lindholm، در ظاهر یک درام جنایی دربارهٔ مرگهای مشکوک در بیمارستانی آمریکایی است؛ اما نیروی اصلی فیلم نه در نمایش مستقیم خشونت، بلکه در مواجهه با سکوتی نهفته است که پیرامون آن شکل میگیرد. فیلم از زندگی روزمرهٔ بخش مراقبتهای ویژه آغاز میکند: شیفتهای طولانی، خستگی مفرط، مراقبت از بیماران و تصمیمهایی که باید در لحظه گرفته شوند.
همین محیط آشنا و بهظاهر امن، بهتدریج به فضایی ناآرام بدل میشود؛ جایی که اعتماد به همکاران، نظم اداری و حتی رویههای پزشکی زیر سؤال میروند. داستان از منظر Amy Loughren، پرستاری تنها و مادری مسئولیتپذیر، دنبال میشود. او در شرایط جسمی دشوار و زیر فشار کار شبانه، به کمک و همراهی همکار تازهواردش، Charlie Cullen، دل میبندد.
وقتی مرگهای غیرمنتظرهٔ بیماران توجه او را جلب میکند، فیلم تعلیق را نه با آشکارسازیهای پیدرپی و پرشتاب، بلکه از راه تردیدهای کوچک و نشانههایی میسازد که ممکن است بهسادگی نادیده گرفته شوند. این اثر اقتباسی از کتاب غیرداستانی Charles Graeber است و بر پایهٔ پروندهای واقعی شکل گرفته؛ جزئیاتی که به روایت وزن اجتماعی میبخشد، بیآنکه فیلم به بازسازی صرفِ گزارشهای خبری فروکاسته شود.
« داستان از منظر Amy Loughren، پرستاری تنها و مادری مسئولیتپذیر، دنبال میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازی در مرز اعتماد و اضطراب Jessica Chastain در نقش Amy، تکیهگاه عاطفی و اخلاقی فیلم است. بازی او از اغراق فاصله میگیرد و به جای آن، فرسودگی را در جزئیات رفتاری مینشاند: در مکثها، نگاههای خسته و تلاش برای حفظ آرامش در محیطی که هر لحظه ممکن است از کنترل خارج شود. Amy قهرمانی بینقص نیست؛ تردید میکند، به رابطهای دوستانه اعتماد میسپارد و برای مدتی نمیخواهد بدترین احتمال را بپذیرد.
همین آسیبپذیری، واکنشهای او را انسانیتر میکند و مخاطب را به جای تماشای معمایی بیرونی، درگیر فرایند دشوار باورکردن میسازد. Eddie Redmayne در نقش Charlie انتخابی مؤثر و نامتعارف است. او شخصیت را با رفتارهایی کمصدا و متین تصویر میکند؛ نه با نشانههای آشکار شرارت، بلکه با نوعی آرامش که در ابتدا میتواند اطمینانبخش باشد و سپس بهتدریج معنایی نگرانکننده پیدا کند.
این بازی خویشتندارانه، فاصلهای میان ظاهر مهربان و حقیقت پنهان میسازد و از ترفندهای معمول فیلمهای قاتلمحور پرهیز میکند. با این همه، همین کمگویی گاه به محدودیت بدل میشود: فیلم از انگیزهها و پیچیدگی درونی Charlie چندان پرده برنمیدارد و او را بیشتر به حضوری رازآلود در روایت تبدیل میکند تا شخصیتی کاملاً چندوجهی.
« بازی در مرز اعتماد و اضطراب Jessica Chastain در نقش Amy، تکیهگاه عاطفی و اخلاقی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
فضاسازی سرد و نزدیک به واقعیت بیمارستان در فیلم نه پسزمینهای خنثی، بلکه بخشی از سازوکار تعلیق است. نورهای کمجان، راهروهای خلوت، اتاقهای مراقبت و صدای منظم دستگاهها، محیطی میسازند که در آن خطر با فریاد و آشوب وارد نمیشود؛ بلکه در دل روالهای عادی جا خوش میکند. دوربین به جای آنکه پیوسته بر لحظههای تکاندهنده تأکید کند، اغلب در فاصلهای سنجیده میایستد و اجازه میدهد نگرانی در سکوت صحنهها رسوب کند.
این انتخاب با موضوع فیلم تناسب دارد. بیمارستان باید محل اعتماد، درمان و مراقبت باشد؛ اما در اینجا همین اعتماد میتواند مانع دیدن خطر شود. کارکنان به وظایف روزانه مشغولاند و مرگهای مشکوک در میان خستگی، کمبود وقت و تشریفات اداری به رخدادهایی جداافتاده تبدیل میشوند. فیلم بهخوبی نشان میدهد که وحشت همیشه در فضایی استثنایی پدید نمیآید؛ گاهی در جایی رخ میدهد که همه به عادیبودنش خو گرفتهاند.
تعلیق تدریجی و ریتم ناهموار «پرستار خوب» برخلاف بسیاری از آثار جنایی، به دنبال هیجان مداوم یا مجموعهای از غافلگیریهای پرصدا نیست. تعلیق آن تدریجی است: ابتدا پرسشی مبهم مطرح میشود، سپس نشانهها کنار هم قرار میگیرند و هر کشف تازه، معنای رفتارهای پیشین را تغییر میدهد. از این نظر، فیلم در ساختن حس بیاعتمادی موفق است؛ تماشاگر نیز مانند Amy ناچار میشود میان دو امکان حرکت کند: آیا آنچه میبیند تنها مجموعهای از اتفاقهای ناگوار است، یا الگویی خطرناک پشت آن قرار دارد؟
« فضاسازی سرد و نزدیک به واقعیت بیمارستان در فیلم نه پسزمینهای خنثی، بلکه بخشی از سازوکار تعلیق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، ریتم آرام در بخشهایی از فیلم به کندی و کشآمدن میانجامد. روایت گاه بیش از اندازه در رفتوآمدهای اداری، گفتوگوهای توضیحی و مراحل پیگیری پرونده مکث میکند؛ بیآنکه هر مکث به شناختی تازه از شخصیتها یا فضای بیمارستان بینجامد. در نتیجه، تعلیق که ابتدا از انباشت جزئیات نیرو میگیرد، در مقاطعی افت میکند.
این کندی ممکن است برای مخاطبی که انتظار تریلری پرشتاب دارد، مانع همراهی شود؛ هرچند با رویکرد واقعگرایانهٔ فیلم نیز پیوند دارد. فرد در برابر سازوکار اداری یکی از مهمترین لایههای فیلم، پرسش از مسئولیت نهادهاست. روایت صرفاً نمیپرسد چه کسی به بیماران آسیب رسانده؛ همچنین میپرسد چگونه نشانههای هشدار میتوانند در میان ملاحظات اداری، ترس از پیامدهای حقوقی و تلاش برای حفظ اعتبار یک مرکز درمانی گم شوند.
کارکنان و مدیران هر یک در چارچوب وظایف و منافع خود عمل میکنند، اما مجموع این واکنشها فضایی پدید میآورد که در آن پیگیری حقیقت دشوار میشود. فیلم در این زمینه تلخ و مؤثر است، زیرا خطر را تنها به کردار یک فرد محدود نمیکند. آنچه ناآرامکننده مینماید، صرفاً حضور یک مجرم در محیط درمان نیست، بلکه امکان ادامهٔ کارکردن سازوکارهای روزمره در برابر نشانههای نگرانکننده است.
« بااینحال، ریتم آرام در بخشهایی از فیلم به کندی و کشآمدن میانجامد. »
قوتها و کاستیها
با این حال، پرداخت این مضمون گاهی مستقیم و توضیحی میشود. فیلم میتواند بیش از آنکه بگذارد تناقضها از رفتارها و موقعیتها بیرون بیایند، آنها را در قالب گفتوگو بیان کند؛ و همین امر از ظرافت بعضی لحظهها میکاهد. شخصیتپردازی و محدودیت گفتوگوها Amy و Charlie مرکز ثقل احساسی روایتاند، اما عمق شخصیتپردازی آنها یکسان نیست.
Amy به واسطهٔ وضعیت جسمی، مسئولیت خانوادگی و فشار شغلی، زمینهای روشن برای همدلی دارد. با وجود این، فیلم گاه او را بیش از اندازه در خدمت پیشبرد خط تحقیق قرار میدهد و فرصت کافی برای گسترش زندگی درونی و روابطش فراهم نمیکند. Charlie نیز بهدلیل انتخاب آگاهانهٔ روایت برای حفظ راز و پرهیز از توضیحهای روانشناسانه، تا حدی دستنیافتنی میماند.
این فاصله میتواند بخشی از اثرگذاری او باشد، اما در نهایت مانع شکلگیری تصویری پیچیدهتر از هر دو شخصیت میشود. گفتوگوها نیز همیشه به اندازهٔ بازیها طبیعی نیستند. برخی دیالوگها کارکرد اطلاعاتی روشنی دارند و گویی برای رساندن دادههای لازم به تماشاگر نوشته شدهاند، نه آنکه از زندگی روزمرهٔ شخصیتها بهطور طبیعی برخاسته باشند.
« با این حال، پرداخت این مضمون گاهی مستقیم و توضیحی میشود. »
جمعبندی
بعضی رخدادها نیز در مسیر روایت چنان مرتب و هدفمند کنار هم قرار میگیرند که باورپذیری درام اندکی کاهش مییابد. بازیهای اصلی تا حدی این ضعفها را جبران میکنند، اما نمیتوانند همهٔ لحظههای تصنعی را از میان ببرند. جمعبندی «پرستار خوب» فیلمی سنجیده و سرد دربارهٔ جنایتی واقعی است که قوت خود را از بازیهای قدرتمند، فضای ناآرام بیمارستان و توجه به سکوت نهادی میگیرد.
Jessica Chastain، خستگی و شهامت Amy را با ظرافتی کمادعا به تصویر میکشد و Eddie Redmayne با آرامشی کنترلشده، حضوری دوپهلو میآفریند که بر اضطراب داستان میافزاید. فیلم بهجای تکیه بر شوکهای پیاپی، از تردید، اعتماد و دشواریِ پذیرفتن حقیقت تعلیق میسازد. در سوی دیگر، ریتم نامتوازن، شخصیتپردازی محدود و گفتوگوهای گاه توضیحی مانع میشوند که اثر به تمامی ظرفیت داستانش دست یابد.
این فیلم بیش از آنکه مطالعهای ژرف دربارهٔ روان شخصیتهایش باشد، روایتی مؤثر از مواجههٔ یک پرستار با حقیقتی هولناک و از شکست سازوکارهایی است که باید از بیماران محافظت کنند. حاصل، درامی جنایی آرام و تأملبرانگیز است که شاید همیشه پرکشش نباشد، اما با طرح پرسشی مهم دربارهٔ اعتماد و مسئولیت، پس از پایان تماشا نیز در ذهن باقی میماند.
« بعضی رخدادها نیز در مسیر روایت چنان مرتب و هدفمند کنار هم قرار میگیرند که باورپذیری درام اندکی کاهش مییابد. »



ثبت دیدگاه