نقد و بررسی
نقد جوسان سوروایوال (Joseon Survival) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب میان دو جهان «Joseon Survival» از برخورد دو قلمرو ناهمزمان نیرو میگیرد: زندگی روزمرهٔ امروز و جامعهٔ سلسلهٔ چوسان. هان جونگروک، کماندار پیشین تیم ملی که اکنون پیک است، ناگهان همراه با لی ههجین و چند همراه دیگر به گذشته پرتاب میشود؛ جایی که قواعد اجتماعی، مناسبات قدرت و حتی معنای بقا با جهان آشنای آنان تفاوت دارد.
این جابهجایی، در آغاز، وعدهٔ ماجرایی پرتحرک میدهد: قهرمانانی که ابزارهای ذهنی و مهارتهای امروز را در محیطی تاریخی به کار میگیرند، ناگزیرند هم با خطرهای بیرونی روبهرو شوند و هم با محدودیتهای ناآشنای زمانه سازگار شوند. سریال از همان تقابل بنیادین بهرهای دوگانه میگیرد. از یک سو، سفر در زمان راهی برای ساختن موقعیتهای طنز و غافلگیرکننده است؛ از سوی دیگر، چوسان فقط پسزمینهای تزیینی نیست و میتواند شخصیتها را در معرض پرسشهایی دربارهٔ قدرت، عدالت و ارزش زندگی قرار دهد.
با این حال، ظرفیت این ایده از آنچه روایت در تمام مسیر دنبال میکند گستردهتر به نظر میرسد. سریال گاه بهجای آنکه پیامدهای سفر زمانی را پی بگیرد، به مسیرهای آشناتر درام تاریخی و عاشقانه بازمیگردد. تقابل مهارتهای امروز با دشواریهای گذشته یکی از دلپذیرترین جنبههای مجموعه، فاصلهٔ میان دانستههای شخصیتهای امروزی و واقعیت سخت زندگی در گذشته است.
جونگروک در تیراندازی مهارت دارد و تجربهٔ زندگی معاصر را با خود آورده، اما این تواناییها بهتنهایی راهحل همهٔ مشکلات نیستند. همین محدودیت، او را از قهرمانی شکستناپذیر دور میکند و موقعیتهایی میسازد که در آنها باید به دیگران تکیه کند، راهحلهای تازه بیابد و گاه شکست را بپذیرد.
« سریال از همان تقابل بنیادین بهرهای دوگانه میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، در بهترین لحظههای سریال، هم سرگرمکننده است و هم معنا دارد. آنچه در جهان امروز ساده و بدیهی جلوه میکند، در جامعهای با ساختارهای متفاوت ممکن است بیفایده یا حتی خطرناک باشد. در سوی مقابل، مهارتهای عملی و شناخت اجتماعی شخصیتها به آنان امکان میدهد از برخی بنبستها عبور کنند.
با این همه، سریال همیشه این برخورد را با دقتی یکسان پرورش نمیدهد؛ گاهی نتیجهٔ آشنایی با جهان آینده بیش از آنکه حاصل زنجیرهای باورپذیر از تصمیمها باشد، راهی سریع برای پیشبرد ماجراست. سه شخصیت و شکلگیری پیوندی انسانی رابطهٔ میان جونگروک، ههجین و ایم کّوکجونگ قلب عاطفی داستان را شکل میدهد.
کّوکجونگ در ابتدا چهرهای متعلق به جهان تاریخی به نظر میرسد، اما آشنایی با دو مسافر زمان، او را از جایگاه یک همراه ساده فراتر میبرد. تفاوت تجربهها و نگاههای این سه نفر، زمینهٔ رابطهای را فراهم میکند که بهتدریج از نیاز مشترک به بقا به نوعی اعتماد و همدلی میرسد. کّوکجونگ حضوری پرانرژی و متمایز دارد؛ شخصیتی که در او نیروی بدنی، حساسیت انسانی و نوعی احساس عدالت در کنار هم قرار گرفتهاند.
پیوند او با دو همراه امروزی، به ماجراجویی وجهی صمیمی میبخشد و نشان میدهد دوستی میتواند از مرز زمان و جایگاه اجتماعی عبور کند. رابطهٔ خواهر جونگروک با کّوکجونگ نیز از لحظههای لطیف داستان است و در کنار فضای پرتنش، گرمای عاطفی ایجاد میکند. در مقابل، رابطهٔ جونگروک و ههجین گاه زیر سایهٔ رخدادهای بزرگتر قرار میگیرد.
« این تضاد، در بهترین لحظههای سریال، هم سرگرمکننده است و هم معنا دارد. »
شخصیتها و اجرا
سابقهٔ عاطفی میان آنها امکان پرداختی پیچیدهتر را فراهم میکند، اما روایت همیشه فرصت کافی نمییابد تا فاصلهها، تردیدها و بازگشت احساسات را بهتدریج بگستراند. از همین رو، برخی لحظههای عاشقانه مؤثرند، اما پیوند میان آنها در بخشهایی از مسیر از کشمکشهای تاریخی جدا میافتد. میان کمدی، ماجراجویی و درام تاریخی «Joseon Survival» میکوشد چند لحن را در کنار هم نگه دارد: کمدیِ برخورد دو فرهنگ، ماجراجوییِ بقا، درام تاریخی و قصهٔ عاشقانه.
این تنوع میتواند به سریال دامنهای گسترده بدهد و از یکنواختی جلوگیری کند. لحظههایی که شخصیتهای امروزی با عرف و مناسبات چوسان روبهرو میشوند، فرصت مناسبی برای طنز و آشکار کردن تفاوت دو جهان فراهم میکنند؛ در سوی دیگر، خطرهای زمانه و کشمکشهای قدرت، روایت را به فضایی جدیتر میبرند.
مشکل زمانی پدیدار میشود که گذار میان این فضاها بهاندازهٔ کافی نرم نیست. شوخی یا لحظهای سبک ممکن است در مجاورت رخدادی جدی قرار گیرد، بیآنکه روایت میان این دو حالوهوا پلی عاطفی بسازد. در نتیجه، بعضی صحنهها بهجای آنکه ژانرها را در هم بیامیزند، کنار یکدیگر قرار میگیرند. این ناهماهنگی لزوماً جذابیت مجموعه را از میان نمیبرد، اما از انسجام تجربه میکاهد و گاهی مانع میشود موقعیتهای دراماتیک بیشترین تأثیر خود را بگذارند.
روایت پرحادثه، پرداخت شتابزده داستان در آغاز با پرسشهایی روشن و محرکهایی پرکشش پیش میرود: شخصیتها چگونه در گذشته زنده میمانند، چه سرنوشتی در انتظارشان است و آیا میتوانند بر قواعد ناعادلانهٔ محیط پیرامون اثر بگذارند؟ مجموعه برای نگهداشتن توجه مخاطب، به پیچشها و تغییر مسیرهای متعدد متوسل میشود.
« این تنوع میتواند به سریال دامنهای گسترده بدهد و از یکنواختی جلوگیری کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب، ریتم را پرحادثه میکند، اما در برخی نقاط به بهای پرداخت شخصیتها و پیامدهای تصمیمهایشان تمام میشود. برخی اتفاقها چنان سریع رخ میدهند که فرصت کافی برای شکلگیری طبیعی یا اثرگذاری عاطفی آنها وجود ندارد. در چنین لحظههایی، حس میشود رویدادها بیشتر برای رساندن قصه به مرحلهٔ بعدی طراحی شدهاند تا آنکه از منطق درونی شخصیتها و جهان داستان برآیند.
همچنین تعدد کشمکشها، از خطرهای شخصی تا مناسبات سیاسی و عاطفی، گاهی توجه روایت را پراکنده میکند. حاصل، مجموعهای است که ایدهها و مسیرهای جذاب فراوان دارد، اما همهٔ آنها را با یک اندازه از حوصله و دقت نمیپروراند. بازیها و دشواری تغییر بازیگر بازی بازیگران در حفظ جذابیت روابط نقش مهمی دارد.
جونگروک بهواسطهٔ تضاد میان تواناییهایش و آسیبپذیریهایش شخصیتی دیدنی میشود؛ او نه صرفاً قهرمانی ماهر، بلکه فردی است که باید در وضعیتی ناآشنا تصمیم بگیرد و مسئولیت پیامدهای آن را بپذیرد. ههجین نیز با حضور خود بُعدی عاطفی و عقلانی به گروه میافزاید، هرچند خط داستانی او گاهی به حاشیهٔ کشمکشهای تاریخی رانده میشود.
کّوکجونگ، بهویژه، از انرژی و صراحتی برخوردار است که به صحنهها جان میدهد و رابطهاش با دیگران را باورپذیرتر میکند. تغییر بازیگر نقش جونگروک در بخش پایانی مجموعه، دشواری ویژهای برای پیوستگی روایت پدید میآورد. این جابهجایی نتیجهٔ رویدادی بیرون از داستان بود و بازیگر دیگری نقش را از قسمت یازدهم ادامه داد.
« برخی اتفاقها چنان سریع رخ میدهند که فرصت کافی برای شکلگیری طبیعی یا اثرگذاری عاطفی آنها وجود ندارد. »
قوتها و کاستیها
سریال ناگزیر است میان هویت تثبیتشدهٔ شخصیت و حضور تازهٔ بازیگر تعادل برقرار کند؛ تلاشی که میتواند پیگیری قصه را برای مخاطب دشوار سازد، حتی اگر روایت بکوشد تغییر را بهنرمی پیش ببرد. این مسئله را باید در ارزیابی تجربهٔ تماشا در نظر گرفت، زیرا گسستی فرمی است که بر دریافت شخصیت اصلی اثر میگذارد.
جمعبندی «Joseon Survival» با ترکیب سفر در زمان و فضای چوسان، طرحی دارد که از همان ابتدا امکان ماجراجویی، طنز و تأمل را فراهم میکند. تقابل زندگی معاصر با قواعد گذشته، مهارتهای محدود اما کاربردی جونگروک و پیوند تدریجی سه شخصیت اصلی، از نقاط قوت مجموعهاند. حضور پرانرژی کّوکجونگ و لحظههای عاطفی میان شخصیتها نیز به داستان گرما میبخشد.
با این حال، پراکندگی لحن، پیچشهای گاه شتابزده و فاصلهگرفتن بعضی خطوط عاشقانه از کشمکش تاریخی، مانع میشود همهٔ ظرفیت این ایده بهطور کامل شکوفا شود. مجموعه در بهترین لحظههایش، ماجرایی انسانی دربارهٔ سازگاری، اعتماد و ایستادگی در جهانی ناآشناست؛ در لحظههای ضعیفتر، زیر بار مسیرهای متعدد و سرعت پیشبرد قصه، انسجام خود را از دست میدهد.
با وجود این ناهمواریها، ترکیب ژانرها و دوستی شخصیتهای اصلی برای مخاطبی که از درامهای تاریخیِ آمیخته با فانتزی و رابطههای انسانی استقبال میکند، تجربهای قابلتوجه میسازد.
« حضور پرانرژی کّوکجونگ و لحظههای عاطفی میان شخصیتها نیز به داستان گرما میبخشد. »

ثبت دیدگاه