نقد و بررسی
نقد جنگ با بابابزرگ (The War with Grandpa) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک برای جنگی خانگی «The War with Grandpa» فیلمی خانوادگی به کارگردانی Tim Hill است که از موقعیتی ساده و آشنا، موتور اصلی کمدی خود را میسازد: پیتر، پسری که به اتاقش دلبستگی دارد، ناچار میشود آن را به پدربزرگش، اد، واگذار کند و به اتاق زیرشیروانی برود. پیتر که ابتدا از همخانه شدن با پدربزرگش خوشحال بوده، این جابهجایی را ناعادلانه میبیند و برای بازپسگرفتن قلمرو شخصیاش، اعلام جنگ میکند.
در سوی دیگر، اد هم حاضر نیست بیدفاع بماند و پاسخ شیطنتها را با نقشههای خودش میدهد. این نقطهی آغاز، ظرفیت خوبی برای کمدی دارد: اختلافی کوچک که برای کودک اهمیتی بزرگ پیدا کرده و رویارویی دو نسل که قواعد بازی را یکدیگر از نو تعریف میکنند. فیلم بهجای پیچیدهکردن موقعیت، بر زنجیرهای از شوخیهای عملی و خرابکاریهای خانگی تکیه میکند؛ انتخابی که از همان ابتدا محدودهی مخاطب و جنس سرگرمیاش را روشن میسازد.
اثر قرار نیست واقعگرایی روانشناختی یا طنزی چندلایه عرضه کند؛ مقصد اصلیاش خنداندن خانوادهای است که برای تماشای جمعی دور هم نشستهاند. کمدیِ شیطنت و تکرار بخش مهمی از جذابیت فیلم از تضاد میان جدیت پیتر و خونسردی اد میآید. پیتر مسئلهی اتاق را با تمام قاطعیت کودکانهاش پی میگیرد، حال آنکه اد، برخلاف تصویری که پیتر از یک پدربزرگ آرام و تسلیمپذیر دارد، در میدان بازی کمتجربه نیست.
« در سوی دیگر، اد هم حاضر نیست بیدفاع بماند و پاسخ شیطنتها را با نقشههای خودش میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تغییر موضعها و پاسخهای متقابل این دو، موقعیتهایی میسازد که برای کودکان بهسرعت قابلدرکاند: هر نقشه، فرصتی است برای نقشهای تازه و هر پیروزی کوتاه، زمینهساز شکست بعدی. بااینحال، فیلم گاهی به تکرار همان فرمول بسنده میکند. شوخی از راه میرسد، واکنشها به نمایش درمیآیند و سپس موقعیتی دیگر، تقریباً با همان سازوکار، جای آن را میگیرد.
در چنین ساختاری، تنوعِ ظاهری الزاماً به پیشرفت کمدی منجر نمیشود؛ تماشاگر پس از مدتی میتواند حدس بزند که صحنهی بعدی نیز بر سوءاستفادهای کودکانه از وسایل خانه یا غافلگیری بدنی بنا خواهد شد. نتیجه، لحظههایی واقعاً بامزه در کنار لحظههایی است که صرفاً به انتظار خنده میمانند. بازیها و فاصلهی میان ستاره و نقش حضور Robert De Niro در نقش اد، به فیلم نیروی تبلیغاتی و نوعی جذابیت بیرونی میدهد.
او نقش پدربزرگی را بازی میکند که قرار نیست صرفاً مانعی برای قهرمان کودک باشد؛ اد هم در این رقابت میل، غرور و روحیهی بازیگوشانهی خودش را دارد. De Niro با تکیه بر حضور آشنای خود، بخشی از شوخیها را حتی زمانی که خودِ موقعیت چندان تازه نیست، سرپا نگه میدارد. تماشای او در چارچوب یک کمدی خانوادگی، بهخودیخود نوعی تضاد طنزآمیز ایجاد میکند؛ اما فیلم همیشه نمیداند چگونه از این تضاد فراتر برود.
« بااینحال، فیلم گاهی به تکرار همان فرمول بسنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
Oakes Fegley در نقش پیتر، وظیفهی حمل مرکز عاطفی داستان را بر عهده دارد. شخصیت او باید هم لجوج و خشمگین باشد و هم بهتدریج اهمیت رابطهاش با پدربزرگ را آشکار کند. بازیگران بزرگسال دیگر، از جمله Uma Thurman در نقش مادر پیتر و Rob Riggle در نقش پدر او، فضای خانواده را کامل میکنند؛ هرچند بیشتر اوقات در حاشیهی جنگ اصلی میمانند.
گاه واکنشها و اجراها بیش از اندازه نمایشی به نظر میرسند و همین، احساس طبیعی بودن روابط را کاهش میدهد. این ناهماهنگی در فیلمی که به گرمای خانوادگی تکیه دارد، محسوس است. خانواده در سایهی مسابقه زیر لایهی شوخیها، فیلم به مسئلهای فراتر از تصاحب یک اتاق اشاره میکند: پیتر میخواهد جایگاه و حق انتخابش در خانواده به رسمیت شناخته شود، و اد نیز در پی یافتن جای خود در خانهی دخترش است.
این دو خواسته میتوانند بستری برای داستانی دربارهی سازگاری، همدلی و تغییر نقشها در خانواده باشند. جابهجایی یک اتاق، بهظاهر فقط مسئلهای عملی است؛ اما برای پیتر نشانهی ازدستدادن فضایی خصوصی و برای اد فرصتی برای دوباره پیوستن به خانواده محسوب میشود. فیلم گاه از این ظرفیت بهره میبرد و به تماشاگر یادآوری میکند که پشت رقابت، علاقهای واقعی میان پدربزرگ و نوه وجود دارد.
« Oakes Fegley در نقش پیتر، وظیفهی حمل مرکز عاطفی داستان را بر عهده دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین عاطفه است که اجازه نمیدهد جنگشان کاملاً خصمانه شود و تماشای آن را برای خانواده دلنشین میکند. بااینهمه، مضمونها بیشتر در حد اشاره باقی میمانند. فیلم کمتر مکث میکند تا احساسات شخصیتها را بکاود و بیشتر ترجیح میدهد دوباره به شوخی بعدی برسد. در نتیجه، پیوند میان اعضای خانواده حضور دارد، اما به اندازهای پرورده نمیشود که در ذهن تماشاگر عمق زیادی پیدا کند.
ریتم، لحن و مخاطب با زمان اجرایی ۹۴ دقیقهای، فیلم در آغاز بهسرعت وارد موقعیت اصلی میشود و قواعد بازی را روشن میکند. این شتاب برای کمدی خانوادگی مفید است: تماشاگر لازم نیست مدت زیادی منتظر بماند تا رقابت میان پیتر و اد شکل بگیرد. اما در میانه، زنجیرهی خرابکاریها بهتدریج کشدار میشود.
چون بخش قابلتوجهی از سرگرمی بر تکرار الگوی «نقشه و پاسخ» بنا شده، هر اپیزود تازه بهتنهایی انرژی لازم را برای پیشبرد داستان ندارد. افت ریتم از همینجا پدید میآید: فیلم همچنان حرکت میکند، اما حس میشود مسیرش بیش از اندازه طولانی شده است. لحن اثر نیز یکدست نیست. شوخیهای بدنی و بازیگوشیهای کودکانه برای مخاطب کمسن میتوانند سرگرمکننده باشند، اما برخی از آنها برای تماشاگر بزرگسال ساده یا لوس جلوه میکنند.
« همین عاطفه است که اجازه نمیدهد جنگشان کاملاً خصمانه شود و تماشای آن را برای خانواده دلنشین میکند. »
قوتها و کاستیها
این تفاوت واکنش، الزاماً نقصی مطلق نیست؛ یک فیلم خانوادگی میتواند سرگرمیاش را بر اساس تجربهی کودکان بنا کند. مسئله آن است که شوخیها بهندرت لایهای اضافه برای همراه کردن بزرگسالان مییابند. بنابراین تجربهی فیلم تا حد زیادی به این بستگی دارد که تماشاگر با کمدی اغراقآمیز و شیطنتهای پرسروصدا چه اندازه کنار میآید.
پایانبندی و میزان ماندگاری از آنجا که داستان بر رقابتی ساده و روشن بنا شده، پایان باید بیش از صرفِ پایان دادن به جنگ عمل کند: باید نشان دهد این کشمکش چه اثری بر رابطهی دو شخصیت گذاشته است. فیلم میکوشد رشتهی ماجراها را به یک نتیجهی خانوادگی برساند، اما این فرود عاطفی بهاندازهی شروع ماجرا یا خودِ شیطنتها اثرگذار نیست.
پایانبندی برای برخی تماشاگران میتواند شتابزده یا ناسازگار با مسیری به نظر برسد که پیشتر طی شده است؛ بدون آنکه لازم باشد جزئیات آن آشکار شود، میتوان گفت فیلم در جمعکردن ماجرا همان ظرافتی را که از ایدهی آغازین انتظار میرود، به دست نمیآورد. این ضعف بر ماندگاری اثر هم سایه میاندازد.
« مسئله آن است که شوخیها بهندرت لایهای اضافه برای همراه کردن بزرگسالان مییابند. »
جمعبندی
فیلم لحظههای سرگرمکننده دارد و ممکن است در همان زمان تماشا خنده ایجاد کند، اما بسیاری از صحنهها پس از پایان، تصویر مشخصی در ذهن باقی نمیگذارند. آنچه بیشتر به یاد میماند، حالوهوای کلی و حضور بازیگران شناختهشده است، نه یک مسیر داستانی یا تحول عاطفی ویژه. جمعبندی «The War with Grandpa» کمدی خانوادگیِ سادهای است که ایدهای خوشفهم و مناسب برای تماشای جمعی دارد: پدربزرگ و نوهای که همدیگر را دوست دارند، اما بر سر اتاقی مشترک وارد رقابتی کودکانه میشوند.
گرمای خانوادگی، چند موقعیت خندهآور و بازیگوشی پیتر و اد، آن را برای مخاطبان کمسن و یک عصر دورهمی به انتخابی قابلقبول بدل میکند. در مقابل، افت ریتم در میانه، تکرار شوخیها، برخی اجراهای مصنوعی و پایانبندی کماثر مانع میشوند که فیلم از سرگرمیِ گذرا فراتر برود. بهترین راه مواجهه با آن، انتظار یک اثر سبک و بیادعاست، نه کمدیای که شخصیتها را با عمق فراوان بکاود یا در پایان تأثیری ماندگار بر جای بگذارد.
برای کودکانی که از شوخیهای پرتحرک و شیطنتهای خانگی لذت میبرند، فیلم احتمالاً خوشایندتر خواهد بود؛ برای بزرگسالان، جذابیت اصلی در فضای گرم و امکان تماشای دستهجمعی است، نه در تازگی یا ظرافت طنزش.



ثبت دیدگاه