نقد و بررسی
نقد Butt Boy | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که عمداً از حد میگذرد «Butt Boy» از آن فیلمهایی است که عنوان و فرض مرکزیاش پیشاپیش تماشاگر را به دو اردوگاه تقسیم میکند: کسانی که از جسارت بیپروا و طبع چرکتابش استقبال میکنند و کسانی که همان لحظه آن را شوخیای کشآمده میدانند. فیلم، ساختهٔ Tyler Cornack، ایدهای عامدانه نامعقول را با جدیت یک پروندهٔ جنایی پیش میبرد: کارآگاهی گرفتار الکل، در پی ناپدیدشدن یک کودک، به این احتمال میرسد که راهنمایش در انجمن الکلیهای گمنام مسئول ماجرا باشد و آدمها را در بدن خود ناپدید کند.
همین فاصلهٔ میان موضوع مضحک و شیوهٔ روایت خونسرد، سرچشمهٔ اصلی جذابیت اثر است. فیلم برای خنداندن، مدام بر شوخیهای آشکار و توضیحدادنِ مضحکبودن موقعیت تکیه نمیکند. برعکس، فرض را چنان جدی میگیرد که گویی با یک معمای پلیسی کاملاً متعارف روبهرو هستیم. این انتخاب، در بخشهایی از فیلم به نتیجه میرسد: هرچه جهان داستان با آرامش بیشتری به امر ناممکن تن میدهد، فاصلهٔ میان باورپذیری روزمره و کابوس بدنی خندهآورتر و نگرانکنندهتر میشود.
« همین فاصلهٔ میان موضوع مضحک و شیوهٔ روایت خونسرد، سرچشمهٔ اصلی جذابیت اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جسارتِ ایده بهتنهایی نمیتواند تمام بار یک فیلم بلند را به دوش بکشد؛ پرسش تعیینکننده این است که آیا روایت میتواند از شوخی مرکزی فراتر رود یا نه. جنایت در پوشش یک داستان اعتیاد زیر پوستهٔ هجوآمیز فیلم، داستانی دربارهٔ اعتیاد و اجبار جریان دارد. فاکس با نوشیدن دستوپنجه نرم میکند و حضورش در جلسات ترک، او را به چیپ پیوند میدهد؛ مردی که ظاهراً جایگاه راهنما و پشتیبان را دارد.
اما رابطهٔ آن دو از همان ابتدا ساده و متوازن نیست. فاکس به دنبال نظمی بیرونی برای مهار آشفتگی درونی خود است، درحالیکه چیپ تصویری از کنترل و ثبات عرضه میکند که بهتدریج مشکوک میشود. این تقارن، دستکم در سطح مفهومی، ظرفیت خوبی دارد: میلِ مهارنشده در یکی آشکار و اجتماعی است و در دیگری پنهان، رازآلود و جسمانی.
« جنایت در پوشش یک داستان اعتیاد زیر پوستهٔ هجوآمیز فیلم، داستانی دربارهٔ اعتیاد و اجبار جریان دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم با این تمهید، اعتیاد را نه صرفاً عادتی زیانبار، بلکه نیرویی بازگشتپذیر تصویر میکند؛ نیرویی که میتواند زندگی روزمره را از درون منحرف سازد. بااینحال، لایهٔ دراماتیکِ این مضمون گاهی زیر سایهٔ شوخیهای مربوط به بدن و معمای جنایی میماند. فیلم به نشانههای روانشناختی اشاره میکند، اما همواره آنها را با عمقی همسنگ با جسارت ایدهاش نمیپروراند.
لحن خشک؛ مهمترین ابزار فیلم مهمترین تصمیم فرمی فیلم، حفظ لحنی خشک و بیهیاهو در برابر موقعیتی است که بهسادگی میتوانست به مجموعهای از شوخیهای زننده و لحظهای تبدیل شود. کارآگاه همچنان با جدیت دنبال سرنخ میرود؛ دیگران نیز واکنشهایی دارند که در دنیایی واقعگرا طبیعی به نظر میرسند.
« بااینحال، لایهٔ دراماتیکِ این مضمون گاهی زیر سایهٔ شوخیهای مربوط به بدن و معمای جنایی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تضاد، طنز سیاه اثر را شکل میدهد. اگر فیلم در هر لحظه برای تأکید بر شوخیبودن ماجرا چشمک میزد، بخش زیادی از نیروی نامتعارفش را از دست میداد. این خونسردی همچنین به فیلم هویت بصری و روایی میدهد. فضای تیره و کمزرقوبرق، روایت را به سمت حالوهوای فیلمهای جنایی میبرد و به تماشاگر اجازه میدهد برای لحظاتی درگیر پرسشِ «آیا این نظریه حقیقت دارد؟» شود، بیآنکه بداند باید بخندد یا نگران باشد.
بااینهمه، چنین لحنی شمشیری دولبه است: وقتی موقعیت یا بازیگران بهاندازهٔ کافی متنوع و زنده نباشند، خشکی به بیتحرکی بدل میشود. در بخشهایی، فیلم بهجای آنکه با سکوت و خونسردی تعلیق بسازد، صرفاً از حرکت میافتد. بازیها و شخصیتهای عامدانه نامتعارف بازی Tyler Rice در نقش فاکس با فضای فیلم سازگار است.
« اگر فیلم در هر لحظه برای تأکید بر شوخیبودن ماجرا چشمک میزد، بخش زیادی از نیروی نامتعارفش را از دست میداد. »
قوتها و کاستیها
شخصیت او هم کارآگاهی پیگیر است و هم انسانی درگیر عادتی که توان تمرکزش را مختل میکند. اجرای Rice این دو وجه را بدون تأکیدهای ملودراماتیک کنار هم نگه میدارد؛ فاکس نه قهرمانی بینقص است و نه صرفاً ابزاری برای پیشبردن شوخی. همین جدیت، پذیرشِ نظریهای عجیب را برای تماشاگر آسانتر میکند، زیرا بازیگر آن را به شکل یک باور واقعی عرضه میکند.
Tyler Cornack، در نقش چیپ، از سوی دیگر بر خلأ و سردی شخصیت تکیه دارد. چیپ در ظاهر مردی عادی از حومه است، اما این عادیبودن چنان بیروح و بسته تصویر میشود که بهتدریج خود به منبع اضطراب بدل میگردد. این انتخاب با ایدهٔ فیلم تناسب دارد، ولی هزینهای نیز دارد: چیپ گاه بیش از آنکه شخصیتی پیچیده باشد، ظرفی برای نگهداری راز و شوخی مرکزی است.
« شخصیت او هم کارآگاهی پیگیر است و هم انسانی درگیر عادتی که توان تمرکزش را مختل میکند. »
جمعبندی
Shelby Dash و بازیگران دیگر، در مجموع، به جهان داستان رنگوبویی روزمره میبخشند؛ حضوری که در برابر امر ناممکن نقشِ لنگر واقعیت را دارد. معمای جنایی و ریتمی که فرسوده میشود فیلم در آغاز از تضاد میان پروندهای جدی و فرضیهای نامحتمل بهرهٔ مؤثری میبرد



ثبت دیدگاه