نقد و بررسی
نقد Giliap | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: هتلی در حاشیهی زندگی «Giliap» فیلمی است که از همان آغاز، تماشاگر را به جهانی میبرد که انگار از حرکت بازمانده است. هتل کوچک و دلگیرش نه گذرگاهی موقت، بلکه پناهگاهی فرسوده برای آدمهایی است که میگویند در راهاند، اما گویی سالهاست از جای خود تکان نخوردهاند. در این فضای نیمهواقعی، پیشخدمتی بینام وارد جمع کارکنان میشود؛ مردی کمحرف و بسته که اطرافیانش بهتدریج او را با نام «گیلیاپ» میشناسند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنا، پیشخدمت جوان، و گوستاو، ظرفشویی که خود را «کُنت» میخواند، دو نیرویی هستند که سکون ظاهری این جهان را به شکلهای متفاوتی به هم میزنند. فیلم دوم بلند Roy Andersson پس از «A Swedish Love Story» است؛ اثری که بهجای روایت منظم و پرشتاب، بر مکث، تکرار و حالوهوای نامتعارف تکیه میکند.
شخصیتها و اجرا
همین انتخاب، هم منبع اصلی جذابیت فیلم است و هم علت دشواری آن: «Giliap» گاه بهجای آنکه قصهاش را پیش ببرد، ما را در سکون و ملال شخصیتهایش نگه میدارد. هتل بهمثابه جهان بسته هتل در «Giliap» فقط محل وقوع ماجراها نیست؛ تصویری فشرده از جهانی است که آدمهایش در آن به نقشها و عادتهای روزمره محدود شدهاند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
راهروها، اتاقها و فضاهای کاری، حس موقتبودن را
« راهروها، اتاقها و فضاهای کاری، حس موقتبودن را »



ثبت دیدگاه