نقد و بررسی
نقد Trick 'r Treat | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هالووین بهمثابه جهانِ فیلم «Trick 'r Treat» ساختهٔ مایکل دوهرتی، بیش از آنکه صرفاً مجموعهای از داستانهای ترسناک باشد، نامهای عاشقانه به آیینها، نشانهها و خرافههای شب هالووین است؛ نامهای که جوهرش را با شوخی سیاه و خون میآمیزد. فیلم در شهری کوچک و خیالی میگذرد و چند روایت را در یک شب به هم میدوزد؛ شبِ چراغکدوها، لباسهای مبدل و کودکانی که برای گرفتن شیرینی از خانهای به خانهٔ دیگر میروند.
همین فضای آشنا، در همان دقایق نخست، به بستری برای تهدید و بازیگوشی بدل میشود: جشن همگانی است، اما هر گوشهاش رازی تاریک در کمین دارد. دوهرتی در نخستین تجربهٔ بلند سینماییاش جهانی میسازد که قواعد آن را میتوان از جزئیاتش فهمید. هالووین در این فیلم تزئینی پسزمینهای نیست؛ نیرویی است که رفتار شخصیتها را شکل میدهد و پیامدهایی واقعی دارد.
از این نظر، فیلم بهجای آنکه تنها از تصویرهای کلیشهای فصل استفاده کند، با خودِ آیینها کار میکند و آنها را به بخشی از منطق درونی روایت بدل میسازد. نتیجه، اثری است که تماشایش در شب هالووین معنایی افزوده پیدا میکند، اما جذابیتش به مناسبت تقویمی محدود نمیماند. چهار روایت و یک نخ پنهان چهار داستان فیلم، شخصیتها و موقعیتهای متفاوتی دارند: مدیر مدرسهای که چهرهای پنهان از خود دارد؛ زنی جوان که در پی تجربهای تازه است؛ گروهی نوجوان که شوخیشان از حد میگذرد؛ و مردی سالخورده و منزوی که با حضوری ناخوانده روبهرو میشود.
هر خط داستانی لحن و جنس تعلیق خاص خود را دارد، اما همگی در یک مکان و زمان مشترک رخ میدهند. مهمتر از این همزمانی، رفتوآمدهای کوچک میان قصههاست: برخوردهای گذرا، نشانههای تکرارشونده و حضور شخصیتی که گویی از مرز روایتها عبور میکند. این ساختار، هم نقطهٔ قوت اصلی فیلم است و هم سرچشمهٔ بخشی از دشواریهایش.
« دوهرتی در نخستین تجربهٔ بلند سینماییاش جهانی میسازد که قواعد آن را میتوان از جزئیاتش فهمید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیوند میان داستانها به تماشاگر پاداش میدهد؛ جزئیاتی که ابتدا معمولی به نظر میرسند، با گسترش روایت معنای تازهای مییابند و تصویر بزرگتری میسازند. فیلم از الگوی مجموعهای از قصههای کاملاً جداگانه فاصله میگیرد و بهتدریج حس میدهد که همهٔ شخصیتها در شبکهای واحد گرفتارند. بااینحال، روایت غیرخطی همیشه به یک اندازه روشن نیست.
جابهجایی میان خطها گاه ریتم هرکدام را قطع میکند و ممکن است تماشاگر را برای لحظاتی از پیگیری رابطهٔ میان رخدادها بازدارد. ریتم، تعلیق و ناهمواری روایت آغاز فیلم با فضاسازی و معرفی تدریجی شخصیتها پیش میرود؛ انتخابی که برای ساختن حالوهوای شهر و تثبیت قواعد هالووین مناسب است، اما گاهی کندیاش محسوس میشود.
بعضی از قصهها بیش از اندازه در مرحلهٔ آمادهسازی میمانند و پیش از آنکه تنش اصلیشان شکل بگیرد، مکثهای روایت انرژی را کاهش میدهد. این مسئله بهویژه زمانی به چشم میآید که فیلم میان چند خط داستانی رفتوآمد میکند: هر بار بازگشت به یک قصه، ممکن است حس شروع دوباره ایجاد کند. بااینهمه، همین شتابِ مهارشده در بخشهایی کارکرد دارد.
فیلم برای تعلیق، تنها به شوکهای ناگهانی تکیه نمیکند؛ گاه با یک نشانهٔ کوچک، صدایی در پسزمینه یا حضوری در قاب، حس خطر را آرامآرام میپروراند. در لحظات موفق، تماشاگر پیش از وقوع حادثه درمییابد که چیزی نادرست است، اما نمیداند شکل آن چه خواهد بود. در مقابل، برخی پیچشها چنان ناگهانی از راه میرسند که بیشتر از آنکه نتیجهٔ طبیعی سرنخهای پیشین باشند، بهانهای برای غافلگیری جلوه میکنند.
« بااینحال، روایت غیرخطی همیشه به یک اندازه روشن نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در طراحی غافلگیری تواناست، اما همیشه در فراهمکردن زمینهٔ منطقی آن به همان اندازه دقیق نیست. طنز سیاه و خشونت افسانهای آمیختن وحشت و کمدی در «Trick 'r Treat» از جنس شوخیهای پیوسته و پرصدا نیست؛ طنز آن اغلب از فاصلهٔ میان ظاهر کودکانهٔ هالووین و خشونت رخدادها پدید میآید. لباسهای بامزه، شیرینیها و تزئینات جشن در کنار موقعیتهای هولناک قرار میگیرند و همین تضاد، هم خندهای عصبی میآفریند و هم حس ناامنی را شدت میبخشد.
فیلم بهخوبی میداند که وحشت همیشه با جدیت محض اثرگذارتر نمیشود؛ گاهی شوخی تاریک، ضربهٔ ترس را تیزتر میکند. سم، موجود کوچک و مرموزی با سرپوش گونیمانند و لباس نارنجی، تجسم دلپذیر این دوگانگی است. طراحی سادهاش بهسرعت در ذهن میماند و رفتارهایش همزمان کودکانه، شیرین و تهدیدآمیز است.
او بهجای آنکه صرفاً هیولایی برای ترساندن باشد، به نشانهای از روح هالووین تبدیل میشود؛ حضوری که انگار به قواعد این شب وفادار است و تخطی از آنها را بیپاسخ نمیگذارد. شخصیتپردازی سم از آن ایدههایی است که میتواند فیلمی پر از شخصیتهای گذرا را به اثری صاحب هویت بدل کند. شخصیتها و بازیها ساختار چندروایتی فرصت چندانی برای پرداخت عمیق همهٔ شخصیتها فراهم نمیکند؛ بسیاری از آنان در خدمت یک ایده یا موقعیت کوتاه قرار دارند.
بااینحال، بازیگران به نقشهای کوچک هم وزن میدهند و مانع میشوند که شخصیتها صرفاً مهرههایی برای انتقال تماشاگر از یک حادثه به حادثهٔ بعد باشند. دیلن بیکر در نقش مدیر مدرسه، با آرامش ظاهری و لبخند کنترلشدهاش، سویهای ناآرام و نامطمئن به شخصیت میبخشد. برایان کاکس نیز در نقش مرد سالخورده، به خشونت و بدخلقی شخصیتش حضوری پررنگ میدهد، بیآنکه نقش را به کاریکاتوری یکبعدی تقلیل دهد.
« فیلم در طراحی غافلگیری تواناست، اما همیشه در فراهمکردن زمینهٔ منطقی آن به همان اندازه دقیق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آنا پاکوین در یکی از خطهای داستانی، میان آسیبپذیری و آگاهی از محیط اطرافش تعادل برقرار میکند. این نقش به فیلم امکان میدهد از الگوی آشنای دخترِ گرفتار در داستان ترسناک فاصله بگیرد و انتظارات تماشاگر را به بازی بگیرد. در مجموع، فیلم بهجای آنکه همهٔ شخصیتها را به قهرمانانی مفصل تبدیل کند، از بازیها برای تثبیت لحن و باورپذیرکردن موقعیتها بهره میبرد؛ رویکردی مناسب برای اثری که قرار است چند قصه را در زمانی محدود به هم پیوند دهد.
تصویر، طراحی و موسیقی هویت بصری فیلم از رنگهای پاییزی، تاریکی شب و تزئینات آشنای هالووین بهره میگیرد، اما زیباییشناسی آن صرفاً به انباشتن قاب از کدو و برگ زرد محدود نیست. خانهها، خیابانها و فضاهای عمومی طوری طراحی شدهاند که جشن در همهجا حاضر باشد و درعینحال، امکان پنهانشدن خطر را فراهم کند.
فیلم میان گرمای چراغها و سردی سایهها تضادی مؤثر میسازد؛ ازاینرو، فضای آن هم دلنشین است و هم اندکی شوم. موسیقی داگلاس پایپس نیز در خدمت همین ترکیب دوگانه قرار میگیرد. ملودیها گاهی حالوهوای قصهٔ افسانهای یا جشن کودکانه دارند، اما زیر این ظاهر، تهدیدی پنهان جریان دارد. طراحی صدا و موسیقی به فیلم کمک میکنند تا از جابهجایی میان طنز، تعلیق و وحشت، لحنی نسبتاً منسجم بسازد.
البته این انسجام در همهٔ بخشها به یک اندازه حفظ نمیشود؛ تفاوت کیفیت و کشش داستانها باعث میشود تجربهٔ تماشاگر در بعضی لحظات ناهموار باشد. وفاداری به آیینها و معنای خشونت در زیر لایهٔ سرگرمی و شوخیهای سیاه، فیلم نوعی اخلاق افسانهای دارد: رفتار شخصیتها با سنتهای هالووین سنجیده میشود و بیاعتنایی به قواعد، میتواند پیامدی شوم داشته باشد.
« آنا پاکوین در یکی از خطهای داستانی، میان آسیبپذیری و آگاهی از محیط اطرافش تعادل برقرار میکند. »
قوتها و کاستیها
این اخلاق لزوماً اخلاقی انسانی و متعارف نیست؛ بیشتر به منطق قصههای عامیانه نزدیک است، جایی که جهان بر اساس قراردادهایی رازآلود میچرخد و هرکس آنها را نادیده بگیرد، باید تاوان دهد. چنین رویکردی به فیلم انسجام تماتیک میبخشد و سبب میشود خشونت آن صرفاً مجموعهای از صحنههای تصادفی به نظر نرسد.
در عین حال، این چارچوب میتواند محدودیت هم ایجاد کند. برخی شخصیتها بیشتر نماد غرور، بیرحمی یا بیاعتناییاند تا آدمهایی با پیچیدگی روانشناختی گسترده؛ بنابراین، مجازاتها و غافلگیریها گاه بر منطق قصه مقدم میشوند. فیلم بیش از آنکه بخواهد تحلیلی جدی از ریشههای خشونت عرضه کند، به لذت تاریک افسانهگویی وفادار میماند.
این انتخاب برای هدف سرگرمکنندهٔ اثر مناسب است، اما انتظار مخاطبی را که خواهان پیوندهای علّی دقیق و شخصیتپردازی ژرفتر است، همیشه برآورده نمیکند. جمعبندی «Trick 'r Treat» اثری خوشهویت و سرگرمکننده است که حالوهوای هالووین را نه در حد آرایش صحنه، بلکه بهعنوان نیرویی سازماندهنده در دل روایت به کار میگیرد.
پیوند چهار قصه، حضور بهیادماندنی سم و آمیزش موفق طنز سیاه با وحشت، آن را به گزینهای مناسب برای تماشای دوباره در فصل پاییز تبدیل میکند. در سوی دیگر، کندی آغاز، کشآمدن بعضی خطها و پیچشهایی که گاه بیش از اندازه ناگهانیاند، مانع از آن میشوند که همهٔ بخشها به یک اندازه قانعکننده باشند.
« در عین حال، این چارچوب میتواند محدودیت هم ایجاد کند. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم در ساختن جهانی مستقل و بهیادماندنی موفق است: جهانی که در آن شیرینی، شوخی و کابوس در یک سبد جا میگیرند و هالووین هرگز صرفاً یک شب معمولی نیست.



ثبت دیدگاه