نقد و بررسی
نقد A Beautiful Curse | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای میان خواب و بیداری «A Beautiful Curse» به کارگردانی Martin Garde Abildgaard، قصهاش را از وضعیتی هراسانگیز و در عین حال شاعرانه آغاز میکند: جزیرهای که ساکنانش به خوابی فراگیر فرو رفتهاند و جهانی بیرون از آن، در مرز نگرانی و کنجکاوی، به تماشای واقعه ایستاده است. ورود عکاسی پنهانی به این محدوده، فیلم را میان چند قلمرو معلق میکند؛ درام عاشقانه، معمایی وهمآلود و روایتی آخرالزمانی که بیش از آنکه به توضیح دقیق پدیده بپردازد، به حس حضور در دل آن اهمیت میدهد.
این انتخاب از همان ابتدا روشن میکند که فیلم قرار نیست همهچیز را به صورت مسئلهای منطقی حل کند؛ تماشاگر را به فضایی میبرد که ابهام، بخشی از تجربه آن است. خواب بهمثابه فضای روایی خواب در فیلم فقط یک رخداد مرموز نیست؛ استعارهای است برای تعلیق زندگی. جزیره از حرکت روزمره بازمانده و ساکنانش، در وضعیتی میان حضور و غیاب، به تصاویر خاموش بدل شدهاند.
این سکون، امکان چشماندازهای تماشایی و لحظههایی آکنده از اضطراب را فراهم میآورد، اما همزمان فیلم را با مسئلهای دشوار روبهرو میکند: چگونه میتوان از فضایی که اساساً بر ایستایی بنا شده، روایت پرکشش ساخت؟ پاسخ فیلم، تا حد زیادی، در خلوت و مشاهدهگری است. دوربین به جای آنکه با شتاب سراغ توضیح علت واقعه برود، مکث میکند؛ بر چهرهها، خانهها و نشانههای زندگیای که ناگهان از کار افتادهاند.
« خواب بهمثابه فضای روایی خواب در فیلم فقط یک رخداد مرموز نیست؛ استعارهای است برای تعلیق زندگی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مکثها گاه تأثیرگذارند و حس بیپناهی جزیره را تقویت میکنند، اما در برخی لحظهها نیز به تکرار میرسند. فیلم به فضاسازی اعتماد دارد، ولی همیشه نمیتواند این اعتماد را به پیشروی دراماتیک تبدیل کند. عکاس و مسئله نگاه شخصیت عکاس در آغاز همچون شاهدی بیرونی وارد جزیره میشود؛ کسی که میخواهد رخدادی خارقالعاده را ثبت کند.
اما نگاه او بیطرف نیست. حضورش در منطقه، پنهانی و بدون اجازه است و دوربینش نه فقط وسیلهای برای مشاهده، بلکه ابزاری برای تصرف و ثبت زندگی دیگران میشود. از اینجا، فیلم پرسشی اخلاقی پیش میکشد که از معمای خواب نیز مهمتر است: آیا تماشای رنج یا آسیبپذیری دیگران، وقتی با نیت هنری یا کنجکاوی انجام میشود، موجه خواهد بود؟
این پرسش در رابطه عاطفی مرکزی فیلم برجستهتر میشود. عکاس به زنی از ساکنان جزیره دل میبندد، اما شکلگیری این دلبستگی از موقعیتی نامتوازن آغاز میشود؛ او وارد حریم خصوصی زنی شده که امکان آگاهی و رضایتدادن ندارد. فیلم به این وضعیت رنگی خیالانگیز میبخشد، ولی زیبایی تصویر نمیتواند مسئله اخلاقی را از میان ببرد.
« این مکثها گاه تأثیرگذارند و حس بیپناهی جزیره را تقویت میکنند، اما در برخی لحظهها نیز به تکرار میرسند. »
شخصیتها و اجرا
همین فاصله میان آنچه فیلم میکوشد رمانتیک جلوه دهد و آنچه رفتار شخصیت در عمل نشان میدهد، یکی از تنشهای مهم اثر است. عاشقانهای با بنیاد ناآرام رابطه اصلی فیلم به دیالوگهای فراوان متکی نیست. سکوت، نگاه و حضور جسمانی شخصیتها بار عاطفی صحنهها را حمل میکند و بازیهای Mark Strepan و Olivia Vinall به این رابطه لطافت و نوعی صمیمیت خاموش میبخشند.
فیلم در بهترین لحظههایش از توضیح احساسات پرهیز میکند و اجازه میدهد تماشاگر آنها را از جزئیات رفتاری و از فاصله میان دو شخصیت دریابد. با این همه، کمگویی بهتنهایی عمق نمیآفریند. برای آنکه رابطه باورپذیر باشد، باید گذشته و شرایط شکلگیریاش نیز به اندازه کافی سنجیده شوند. در اینجا، شیفتگی عکاس گاه زودتر از آنچه شخصیت زن فرصت مییابد به فردیتی مستقل تبدیل شود، جای خود را در مرکز روایت پیدا میکند.
زن بیش از آنکه در آغاز صاحب نگاه و خواست روشن خود باشد، به تصویری رازآمیز بدل میشود که مرد میخواهد آن را بشناسد. این گرایش، عاشقانه فیلم را از نظر احساسی جذاب و از نظر اخلاقی ناآرامکننده میسازد. تصویر، نور و معماری وهم توانایی بصری از مهمترین امتیازهای فیلم است. جزیره با زیباییای چشمنواز اما اندوهبار ترسیم میشود؛ مکانی که سکوتش هم آرامش دارد و هم تهدید.
« عاشقانهای با بنیاد ناآرام رابطه اصلی فیلم به دیالوگهای فراوان متکی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترکیببندیها و انتخاب فضاها، شخصیتها را در برابر محیطی بزرگتر و خاموشتر قرار میدهند و حس انزوا را بینیاز از توضیحهای مستقیم میسازند. تصاویر گاه حالتی رؤیایی پیدا میکنند، اما این رؤیاییبودن با آسودگی یکی نیست: زیبایی قابها همواره سایهای از خطر و فقدان را با خود حمل میکند.
فضاسازی شاعرانه همچنین به فیلم امکان میدهد از یک معمای ساده فراتر رود و به تأملی درباره تماشاگری، تنهایی و میل به نزدیکی تبدیل شود. با این حال، گاهی زیبایی تصویر چنان بر صحنه مسلط میشود که روایت را در حاشیه میراند. قاب دلنشین میماند، اما پرسش دراماتیک همانجا متوقف میشود. این دوگانگی هم منشأ جذابیت فیلم است و هم یکی از محدودیتهای آن.
ریتم و ابهامهای رهاشده ریتم کند فیلم با جهان خوابزدهاش تناسب دارد. شتابزدگی میتوانست حالوهوای تعلیق را از بین ببرد و جزیره را به پسزمینهای صرف برای حوادث تبدیل کند. از این منظر، مکثها انتخابی آگاهانهاند و به تماشاگر فرصت میدهند در حس بیزمانی اثر فرو برود. مشکل هنگامی پدید میآید که مکث جای تحول را میگیرد: برخی بخشها نه اطلاعات تازهای میافزایند و نه رابطه شخصیتها را به مرحلهای معنادار میرسانند.
« با این حال، گاهی زیبایی تصویر چنان بر صحنه مسلط میشود که روایت را در حاشیه میراند. »
قوتها و کاستیها
همچنین، فیلم همه پرسشهایی را که در آغاز میکارد، به یک اندازه پی نمیگیرد. ماهیت پدیده خواب، شرایط جزیره و حدود دانستههای شخصیتها میتوانستند لایههای بیشتری به جهان داستان بدهند. اما اثر در مواردی به جای گسترش این عناصر، آنها را در ابهام رها میکند. ابهام وقتی ثمربخش است که ذهن تماشاگر را به تفسیر وادارد؛ وقتی اطلاعات بنیادین کنار گذاشته میشوند، ممکن است بیشتر حس ناتمامی ایجاد کند تا رازآلودگی.
جمعبندی «A Beautiful Curse» فیلمی است که بیش از هر چیز از راه فضا و تصویر اثر میگذارد. جزیره خوابزده، قابهای شاعرانه و بازیهای ظریف، تجربهای متمایز میسازند و ایده مرکزی آن ظرفیت تأمل درباره تماشا، تنهایی و میل به پیوند را دارد. با این حال، کندی روایت و پرسشهای حلنشده مانع میشوند این ظرفیت همواره به درامی منسجم بدل شود.
مهمتر از همه، فیلم در پرداخت رابطه عاشقانهاش میان خیالپردازی و مسئله اخلاقی معلق میماند. دلبستگی عکاس ممکن است در سطحی شاعرانه جلوه کند، اما از رفتاری آغاز میشود که حریم خصوصی زن را نقض میکند. اثر این تناقض را کاملاً نادیده نمیگیرد، ولی به اندازه کافی نیز با پیامدهایش درگیر نمیشود.
« همچنین، فیلم همه پرسشهایی را که در آغاز میکارد، به یک اندازه پی نمیگیرد. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی زیبا و تأملبرانگیز در لحظههایی، اما ناهموار و از نظر عاطفی و اخلاقی ناسازگار است؛ اثری که تصویرش گاه از داستانش روشنتر میماند.



ثبت دیدگاه