نقد و بررسی
نقد The Student and Mister Henri | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخورد دو جهان در آپارتمانی پاریسی «دانشجو و مسیو آنری» ساختهٔ ایوان کالبراک، کمدیدرامی فرانسوی است که از موقعیتی ساده و آشنا آغاز میکند: پیرمردی سالخورده با تندرستی رو به افول، دیگر نمیتواند بهتنهایی در آپارتمان پاریسیاش زندگی کند و به پیشنهاد پسرش، اتاقی را به دانشجویی جوان اجاره میدهد.
اما این همخانگی نه از سر مهرورزی شکل میگیرد و نه وعدهٔ تفاهمی آسان میدهد. آنری، مردی تلخخو و بدبین، از ورود مستأجر تازهاش برای پیشبردن نقشهای خانوادگی بهره میگیرد؛ نقشهای که قرار است آرامش ظاهری خانهٔ پسرش را برهم بزند. فیلم از همان ابتدا بر تضاد بنا میشود: پیری و جوانی، تجربه و بیتجربگی، انضباط خشک و آشفتگی، بدگمانی و امید.
این تقابل، زمینهٔ مناسبی برای کمدی فراهم میکند، اما ارزش اصلی اثر در این نیست که از هر برخورد شوخی بسازد. کالبراک میکوشد از دل این همنشینی نامتعارف، به تنهایی و نیاز آدمها به حضور دیگری برسد؛ نیازی که گاه زیر لایهای از خشونت کلامی، غرور یا بیاعتنایی پنهان میشود. آنری؛ شخصیتی دشوار اما انسانی مسیو آنری قهرمانی نیست که تماشاگر از نخستین صحنه بهسادگی با او همدل شود.
بدخلقی، خودخواهی و میلش به دخالت در زندگی اطرافیان، او را به شخصیتی آزاردهنده بدل میکند. فیلم نیز برای دوستداشتنیکردن فوری او شتاب نمیکند؛ اجازه میدهد تندی و لجاجتش در رفتار و گفتارش باقی بماند. همین امتناع از بزککردن شخصیت، به مسیر تحول او وزن بیشتری میبخشد. در پس این خشونت رفتاری، احساس فرسودگی و هراس از کنار گذاشتهشدن دیده میشود.
« اما این همخانگی نه از سر مهرورزی شکل میگیرد و نه وعدهٔ تفاهمی آسان میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنری نمیخواهد صرفاً مراقبت شود یا به گوشهای از زندگی دیگران رانده شود؛ او میخواهد هنوز اثرگذار باشد، حتی اگر این اثرگذاری را از راهی نامتعارف و گاه نادرست دنبال کند. فیلم بهجای آنکه این نیاز را با توضیحهای مستقیم تشریح کند، آن را در کنشهای او و در شیوهٔ مواجههاش با خانواده و مستأجرش آشکار میسازد.
این انتخاب، شخصیت را از تیپ کلیشهای «پیرمرد غرغرو» فراتر میبرد، هرچند فیلم همیشه از دام سادهسازی او نمیگریزد. دانشجوی جوان و مسئلهٔ استقلال در سوی دیگر رابطه، دانشجوی جوانی قرار دارد که زندگیاش هنوز شکل قطعی نگرفته است. او در پاریس با تردیدها و دشواریهای خودش روبهروست و باید میان خواستههای شخصی و تصویری که خانوادهاش از موفقیت در ذهن دارد، راهی پیدا کند.
حضور او در خانهٔ آنری، صرفاً وسیلهای برای پیشبردن نقشهٔ پیرمرد نیست؛ این همخانگی او را نیز وادار میکند با محدودیتها، انتخابها و میزان استقلالش روبهرو شود. بااینحال، شخصیت دانشجو در برخی لحظات بیش از آنکه پیچیدگی مستقل خود را به دست آورد، در خدمت تغییر و حرکت شخصیتهای پیرامونش قرار میگیرد.
فیلم بهخوبی از انرژی و حضور او برای برهمزدن سکون خانه استفاده میکند، اما گاهی مجال کمتری به او میدهد تا تضادهای درونیاش را با همان عمقی بپروراند که برای آنری در نظر گرفته شده است. با وجود این، رابطهٔ میان آن دو از یک توافق اقتصادی ساده فراتر میرود: هرکدام چیزی را در دیگری میبینند که پیشتر از خود پنهان کرده بودند.
« دانشجوی جوان و مسئلهٔ استقلال در سوی دیگر رابطه، دانشجوی جوانی قرار دارد که زندگیاش هنوز شکل قطعی نگرفته است. »
شخصیتها و اجرا
خانواده؛ صحنهٔ کشمکشهای ناپیدا نقشهٔ آنری، داستان را از رابطهٔ دو همخانه فراتر میبرد و به ساختار خانوادهٔ پسرش پیوند میزند. زندگی خانوادگی در فیلم، تصویری از آرامش کامل نیست؛ زیر نظم روزمره، نارضایتیها، نقشهای تثبیتشده و حرفهای ناگفته انباشته شدهاند. هر شخصیت میکوشد جایگاه خود را حفظ کند، اما همین کوشش گاه به انجماد رابطهها میانجامد.
فیلم با نگاه طنزآمیزش نشان میدهد که خانواده میتواند هم پناهگاه باشد و هم میدان فشار. پسر آنری و همسرش، هرکدام به شیوهای با توقعات و عادتهای زندگی مشترک درگیرند. ورود دانشجو، این نظم را بههم میزند و فضای لازم را برای آشکارشدن تنشهای پنهان فراهم میکند. نقطهٔ قوت این بخش، پرهیز از تبدیل اختلافها به جدالی صرفاً سیاهوسفید است؛ شخصیتها نه کاملاً محقاند و نه کاملاً مقصر.
بااینهمه، برخی گرههای خانوادگی بهسرعت و با تکیه بر سازوکارهای آشنای کمدی پیش میروند و کمتر فرصت مییابند به پیامدهای پیچیدهترشان بپردازند. کمدی ظریف در برابر آشنایی موقعیتها شوخیهای فیلم بیشتر از تفاوت شخصیتها و اصطکاک زندگی مشترک سرچشمه میگیرند تا از شوخیهای پرهیاهو یا موقعیتهای اغراقشده.
تندی آنری در کنار سردرگمی و شور جوانانهٔ مستأجرش، به صحنهها ضرباهنگی دلنشین میدهد. بخشی از طنز نیز از رفتارهای روزمره و قواعد نانوشتهٔ خانواده پدید میآید؛ جایی که یک جملهٔ کوتاه یا واکنشی نامتناسب میتواند بیش از یک لطیفهٔ صریح خندهآور باشد. اما فیلم در بهرهگیری از این الگوها همیشه تازهکار نیست.
« هر شخصیت میکوشد جایگاه خود را حفظ کند، اما همین کوشش گاه به انجماد رابطهها میانجامد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخورد پیرمردی سرسخت با جوانی که نگاه متفاوتی به جهان دارد، از تمهیدهایی است که پیشتر در آثار بسیاری دیدهایم. برخی موقعیتها و مسیرهای احساسی را میتوان زودتر از آنچه فیلم میخواهد حدس زد. اثر بیش از آنکه با غافلگیری روایی پیش برود، به تدریج از راه آشنایی مخاطب با شخصیتها و تغییر لحن رابطهٔ آنها اثر میگذارد.
این انتخاب، برای تماشاگرانی که از کمدیهای گرم و شخصیتمحور لذت میبرند پذیرفتنی است؛ برای کسانی که تازگی ساختاری یا پیچشهای پرشمار میخواهند، ممکن است محافظهکارانه به نظر برسد. بازیها و لحن اجرایی بازی کلود براسور در نقش آنری، به شخصیت مرکزی فیلم حضوری محکم میدهد. او تندی پیرمرد را به مجموعهای از غرولندهای تکراری محدود نمیکند و در سکوتها و مکثهایش نیز رگههایی از آسیبپذیری باقی میگذارد.
همین دوگانگی کمک میکند که مخاطب، بیآنکه رفتار آنری را توجیه کند، امکان فهمیدن او را پیدا کند. نوئمی اشمیت در نقش دانشجو، انرژی و سرزندگی لازم را وارد فضای بستهٔ فیلم میکند و در برابر خشکی آنری، واکنشهایی متناسب و طبیعی دارد. گیوم دو تونکدک و فردریک بل نیز به روابط خانوادگی فیلم رنگ میدهند و به تعادل میان طنز و احساس کمک میکنند.
مجموع بازیها بیش از آنکه بر نمایشگری پررنگ تکیه کند، در خدمت صمیمیت اثر است. لحن اجرایی نیز غالباً همین مسیر را دنبال میکند: فیلم از ملودرام فاصله میگیرد و میکوشد احساسات را در دل موقعیتهای روزمره نگه دارد، هرچند گاه به سوی نتیجهگیریهای عاطفی آشنا متمایل میشود. آپارتمان بهمثابه فضای دراماتیک آپارتمان پاریسی در این فیلم تنها مکانی برای وقوع داستان نیست؛ محدودیت فضایی آن، شخصیتها را ناچار میکند حضور یکدیگر را تحمل کنند و به واکنشهای هم پاسخ دهند.
« برخی موقعیتها و مسیرهای احساسی را میتوان زودتر از آنچه فیلم میخواهد حدس زد. »
قوتها و کاستیها
اتاق اجارهای، راهروها و فضاهای مشترک خانه، مرز میان حریم شخصی و زندگی جمعی را پیوسته جابهجا میکنند. به این ترتیب، ایدهٔ همخانگی در خودِ شکلگیری صحنهها نیز حضور دارد: آدمها نمیتوانند بهآسانی از کنار یکدیگر بگذرند یا اختلافها را پشت درهای بسته نگه دارند. بااینحال، فیلم از ظرفیت بصری این فضا به شکلی محدود استفاده میکند.
آپارتمان بیشتر کارکردی نمایشی و روایی دارد تا آنکه به عنصری مستقل در بیان سینمایی بدل شود. این محدودیت با حالوهوای صمیمی و کمادعای اثر سازگار است، اما گاهی حس میشود که مکان میتوانست سهم پررنگتری در بازتاب تنهایی، انزوا و نزدیکی ناخواستهٔ شخصیتها داشته باشد. ریتم و شیوهٔ پیشبرد روایت روایت با شتابی آرام حرکت میکند و برای جاافتادن رابطهها و آشکارشدن لایههای شخصیتی زمان میگذارد.
این مکثها به فیلم فرصت میدهند که از طرح اولیه فراتر رود و دگرگونی میان آنری و دانشجو را مرحلهبهمرحله بسازد. در عوض، همین ریتم ممکن است برای بخشی از مخاطبان کشدار باشد؛ بهویژه چون داستان در برخی مقاطع بر موقعیتهای آشنای کمدی خانوادگی تکیه میکند و همیشه اتفاق تازهای برای حفظ شتاب روایت ندارد.
مسیر احساسی فیلم نیز کاملاً غیرقابلپیشبینی نیست. مخاطب از همان ابتدا میتواند حدس بزند که این همنشینی چگونه بر هر دو شخصیت اثر خواهد گذاشت. بااینهمه، قابلحدسبودن بهتنهایی ارزش فیلم را از میان نمیبرد. پرسش مهمتر این است که آیا مسیر آشنا با صداقت و ظرافت طی میشود؛ و پاسخ فیلم، در بسیاری از صحنهها، مثبت است.
« اتاق اجارهای، راهروها و فضاهای مشترک خانه، مرز میان حریم شخصی و زندگی جمعی را پیوسته جابهجا میکنند. »
جمعبندی
نیروی اثر در لحظات کوچک و تغییرهای تدریجیاش قرار دارد، نه در شوک یا شگفتی. جمعبندی «دانشجو و مسیو آنری» کمدیدرامی گرم و شخصیتمحور است که از یک همخانگی نامتعارف برای سخنگفتن دربارهٔ تنهایی، پیری، استقلال و خانواده بهره میبرد. جذابیتش بیش از آنکه به تازگی طرح یا پیچیدگی روایت وابسته باشد، از رابطهٔ تدریجی دو شخصیت اصلی و از تضاد میان خشونت ظاهری آنری و نیاز پنهان او به ارتباط سرچشمه میگیرد.
بازیها به فیلم گرما میبخشند و طنز آن، در بهترین لحظات، از مشاهدهٔ دقیق رفتارهای روزمره زاده میشود. در برابر این امتیازها، آشنایی برخی موقعیتها، پیشبینیپذیری مسیر احساسی و ریتم آرام میتوانند مانع از آن شوند که فیلم اثری کاملاً ماندگار یا غافلگیرکننده باشد. بااینحال، فیلم در هدف خود فروتن و صادق است: ساختن روایتی انسانی دربارهٔ آدمهایی که ناخواسته وارد زندگی یکدیگر میشوند و در این برخورد، فرصتی برای بازنگری در خود پیدا میکنند.
« نیروی اثر در لحظات کوچک و تغییرهای تدریجیاش قرار دارد، نه در شوک یا شگفتی. »



ثبت دیدگاه