نقد و بررسی
نقد Jamaica Inn | 1939
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی میان مه و خشونت «Jamaica Inn» محصول ۱۹۳۹، از آن فیلمهایی است که بیش از آنکه بهتمامی در منطق روایی خود استوار باشد، در حافظهٔ تماشاگر با تصویرها و فضاهایش میماند: ساحلی سنگی، دشتهایی زیر فشار باد، راههایی گمشده در مه و مهمانخانهای که هم پناهگاه است و هم دام. آلفرد هیچکاک این جهان را بر پایهٔ رمان دافنه دوموریه بنا میکند، اما نتیجه را به سوی ماجراجویی جنایی و ملودرامی پرتحرک میبرد؛ فیلمی که در آن تهدید، گاه از دل تاریکی و سکوت میآید و گاه با اغراق نمایشی به روی صحنه قدم میگذارد.
این اثر آخرین فیلم بلند هیچکاک پیش از عزیمتش به هالیوود بود و نخستین اقتباس او از نوشتههای دوموریه به شمار میآید؛ مسیری که بعدها با «ربهکا» و «پرندگان» ادامه یافت. بااینحال، «مهمانخانهٔ جامائیکا» را نباید صرفاً مقدمهای بر آن آثار دانست. فیلم هویتی خاص دارد: آمیزهای از گوتیک، قصهٔ جنایی و ماجرای تاریخی که گاه بهطرزی دلنشین نامتعارف است و گاه از یکدستی لازم فاصله میگیرد.
قصهای بر لبهٔ خطر داستان در کورنوالِ اوایل سدهٔ نوزدهم میگذرد. ماری یلن، پس از مرگ مادرش، برای زندگی نزد خالهاش پَتینس به منطقهای دورافتاده میآید. مهمانخانهای که شوهرخالهاش، جاس مرلین، اداره میکند، از همان آغاز مکانی ناآرام است؛ فضایی که راز و تهدید در آن بهاندازهٔ دود و تاریکی حضور دارند.
ماری بهتدریج درمییابد که گروهی تبهکار از آنجا فعالیت میکنند و کشتیها را به سوی ساحل خطرناک میکشانند تا از فاجعه سود ببرند. این طرح، بهخودیخود، مصالحی پربار برای تعلیق دارد: قهرمانی که وارد قلمرویی ناشناخته شده، جمعی از مردان خشن که بر محیط مسلطاند، و جرمی که با جغرافیای ساحل پیوند خورده است.
« بااینحال، «مهمانخانهٔ جامائیکا» را نباید صرفاً مقدمهای بر آن آثار دانست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بهترین لحظههایش از همین همنشینی بهره میبرد؛ خطر نه فقط در آدمها، که در صخرهها، مسیرهای تاریک و فاصلهٔ میان آب و خشکی جا خوش کرده است. بااینحال، روایت گاهی چنان شتاب میگیرد که پیوند میان رخدادها و انگیزهها مجال رسوبکردن نمییابد. برخی چرخشها ناگهانیاند و میتوانند بهجای افزایش اضطراب، حس دستکاریشدن مسیر داستان را ایجاد کنند.
ماری؛ نیروی محرک روایت مائورین اوهارا در نقش ماری، یکی از روشنترین کانونهای فیلم است. او شخصیت را به دختری صرفاً گرفتار در محاصره تبدیل نمیکند؛ ماری کنجکاو است، موقعیت را میسنجد و در برابر خطر تا جای ممکن دست به کنش میزند. سرسختی او از آن نوع قهرمانیهای پرطمطراق نیست، بلکه در تواناییاش برای ادامهدادن، پرسیدن و تصمیمگرفتن نمود پیدا میکند.
همین ویژگی سبب میشود تماشاگر با وجود آشفتگیهای پیرنگ، پیگیر تجربهٔ او بماند. اوهارا همچنین به نقش نیرویی سرزنده میدهد که در برابر مردان مسلط و خشن، حضوری مستقل دارد. جهان فیلم برای زنی تنها و بیپشتوانه جای امنی نیست و این نابرابری، به ماجراجویی قصه لایهای از اضطراب میبخشد. بااینهمه، فیلم بیش از آنکه به درون ماری راه یابد، او را در دل رخدادها پیش میبرد.
گذشته، خواستهها و تردیدهای او بهقدر کافی بسط پیدا نمیکنند؛ ازاینرو، شخصیت بیشتر به مرکز کنش بدل میشود تا موضوع کاوش روانشناختی. با وجود این محدودیت، حضور اوهارا به قصه انرژی و باورپذیری میبخشد. بازیها و دوگانگی لحن چارلز لاتن در نقش سر همفری پنگالان، حضوری نمایشی و نامتعارف دارد؛ بازی او بر مکثها، حالتهای چهره و حرکات اغراقشده تکیه میکند.
« بااینحال، روایت گاهی چنان شتاب میگیرد که پیوند میان رخدادها و انگیزهها مجال رسوبکردن نمییابد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه همیشه با فضای هراسانگیز فیلم سازگار نیست، اما بیتردید به آن رنگی خاص میدهد. لاتن شخصیت را نه بهصورت شرّی سرد و پنهان، بلکه به شکل حضوری پرتحرک و گاه سرگرمکننده عرضه میکند. این انتخاب، صحنههایی را که میتوانستند کاملاً تیره باشند به سوی ملودرام و نمایش میکشاند. همین بازی، یکی از سرچشمههای دوگانگی لحن فیلم است.
از یک سو، مهمانخانه و ساحل وعدهٔ تهدیدی زمخت و واقعگرا میدهند؛ از سوی دیگر، برخی اجراها و گفتوگوها حالوهوایی پرزرقوبرق و تقریباً نمایشی میسازند. گاهی این تضاد جذاب است، زیرا فیلم را از یکنواختی بیرون میآورد؛ گاهی نیز شدت خطر را کاهش میدهد. گروه تبهکار همیشه آنقدر هراسآور نیست که طرح داستان اقتضا میکند، و در نتیجه فاصلهای میان خشونتِ مفروض و نیرویی که روی پرده احساس میشود پدید میآید.
بااینحال، لاتن و اوهارا هر یک به شیوهای متفاوت به فیلم نیروی حضور میدهند: یکی با اغراق و دیگری با استواری. جغرافیای گوتیک و طراحی فضا دستاورد برجستهٔ «مهمانخانهٔ جامائیکا» ساختن جهانی است که چشمانداز در آن به بخشی از درام بدل میشود. دشتهای بادگیر و ساحل سنگی صرفاً پسزمینه نیستند؛ مکانهاییاند که خطر را پنهان میکنند و انتخابهای شخصیتها را محدود میسازند.
طبیعت در این فیلم زیبا نیست به معنای آرامشبخش کلمه؛ زیباییاش خشن، سرد و بیاعتناست. ساحل میتواند در یک لحظه راه فرار باشد و در لحظهای دیگر، صحنهٔ فاجعه. مهمانخانه نیز از بهترین عناصر طراحی فیلم است. اتاقها و راهروهایش حسِ محصورشدن میآفرینند و ساختمان، با وجود آنکه محل رفتوآمد شخصیتهاست، بهتدریج مانند موجودی مراقب و تهدیدگر جلوه میکند.
« نتیجه همیشه با فضای هراسانگیز فیلم سازگار نیست، اما بیتردید به آن رنگی خاص میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هیچکاک در قاببندی و جایدادن شخصیتها در فضا، از نگاههای محدود و زاویههایی بهره میگیرد که حس دیدهشدن یا گرفتارآمدن را تقویت میکنند. این طراحی بصری، حتی هنگامی که روایت کند یا کمدقت میشود، تماشاگر را در جهان فیلم نگه میدارد. تعلیق، افشاگری و ریتم تعلیق در بخشهای آغازین، از ناآگاهی ماری و تماشاگر نیرو میگیرد.
هر اتاق، هر چهره و هر نشانه میتواند معنایی پنهان داشته باشد. ایدهٔ کشاندن کشتیها به سوی نابودی نیز هستهای تصویری و سینمایی برای معمای جنایی فراهم میکند؛ تهدیدی که با دریا و تاریکی پیوند خورده و از همین رو در ذهن میماند. اما فیلم در حفظ راز خود یکدست عمل نمیکند. بخشی از آنچه باید بهتدریج روشن شود، زودتر از موعد آشکار میگردد و از نیروی تعلیق در ادامه میکاهد.
وقتی راز اصلی زودتر از آنچه انتظار میرود وضوح پیدا کند، پرسش محوری دیگر به همان اندازه تماشاگر را جلو نمیکشد؛ فیلم ناچار است اتکای بیشتری به خطرهای فوری و رویدادهای پرتحرک داشته باشد. این جابهجایی همیشه موفق نیست. توضیحهای شتابزده نیز به مشکل میافزایند: شخصیتها گاه بیش از آنکه از راه رفتار و انتخابهایشان شناخته شوند، با اطلاعاتی که روایت در اختیارشان میگذارد تعریف میشوند.
اقتباس و سایهٔ پشت صحنه فیلم بر اساس رمان دافنه دوموریه ساخته شده، اما در مسیر اقتباس تغییراتی در شخصیتها و ساختار داستان رخ داده است. یکی از انگیزههای مهم این تغییرها، تبدیل شخصیت روحانیِ شرور رمان به اشرافزادهای محلی بود؛ تصمیمی که با محدودیتهای ممیزی سینمایی آن دوره ارتباط داشت.
« این طراحی بصری، حتی هنگامی که روایت کند یا کمدقت میشود، تماشاگر را در جهان فیلم نگه میدارد. »
قوتها و کاستیها
همچنین لاتن، که تهیهکنندهٔ فیلم نیز بود، خواهان حضور برجستهتری برای شخصیت خود شد. این زمینه به فهم برخی انتخابهای فیلم کمک میکند: تمرکز بیشتر بر پنگالان و آشکارشدن زودهنگامتر نقش او، از جمله عواملیاند که بر ریتم و تعلیق اثر گذاشتهاند. بااینحال، شناخت این پشتصحنه نباید جای داوری دربارهٔ خود فیلم را بگیرد.
«مهمانخانهٔ جامائیکا» همچنان اثری است که در آن کشمکش میان فضای تیرهٔ هیچکاکی و جلوهگری بازی لاتن به بخشی از تجربه تبدیل میشود. این تنش گاه مانع انسجام است، اما گاه نیز فیلم را از قالب یک تریلر معمولی بیرون میبرد و به آن کیفیتی ناهموار، اما بهیادماندنی میدهد. جمعبندی «مهمانخانهٔ جامائیکا» فیلمی کاملاً متوازن نیست: رازآلودگیاش زودتر از موعد کاهش مییابد، بعضی پیوندهای داستانی شتابزدهاند و لحن میان هراس، ماجراجویی و ملودرام نوسان میکند.
در مقابل، فضای گوتیک کورنوال، طراحی تهدیدآمیز مهمانخانه، حضور پرانرژی مائورین اوهارا و بازی پرشور چارلز لاتن، به آن شخصیتی متمایز میبخشند. این فیلم بیش از آنکه نمونهای بینقص از تعلیق هیچکاکی باشد، اثری جذاب و نابرابر است که قدرتش را در فضا، تصویر و تضادهایش پیدا میکند؛ سفری به جهانی که در آن ساحل، دشت و خانه همگی میتوانند چهرهای از خطر باشند.
« همچنین لاتن، که تهیهکنندهٔ فیلم نیز بود، خواهان حضور برجستهتری برای شخصیت خود شد. »



ثبت دیدگاه