نقد و بررسی
نقد برنامه تلویزیونی زنوس خشمگین (Mad Zenius) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معرفی و تصحیح زمینه «Mad Zenius» محصول سال ۲۰۲۲، فیلم سینمایی یا انیمیشن استاپموشن نیست؛ برنامهای تلویزیونی از کرهٔ جنوبی در قالب رقابت واقعنماست. محور آن گروهی از تولیدکنندگان محتوای کوتاه است که در «مدهاوس» برای جلب پسند مخاطبان و تبدیلشدن به چهرهٔ برگزیده رقابت میکنند. برنامه پنج قسمت دارد و یوکی، خوانندهٔ گروه (G)I-DLE، اجرای آن را برعهده دارد.
بنابراین، ویژگیهایی چون فضاسازی کابوسوار، عروسکگردانی و تصویرپردازی سوررئال که در توضیح همراه پرسش آمدهاند، با این اثر انطباق ندارند؛ نقد پیش رو بر خود برنامه و سازوکار رقابت آن متمرکز است. ایدهٔ مرکزی؛ خلاقیت زیر نگاه شمارندهها نقطهٔ آغاز برنامه، پرسشی ساده اما متناسب با زمانه است: در جهانی که بخش بزرگی از سرگرمی روزمره از ویدئوهای کوتاه میآید، چه کسی میتواند توجه بیشتری را برای محتوای خود به دست آورد؟
شش شرکتکننده باید ایدههایشان را به قالبی فشرده و قابلمصرف در شبکههای اجتماعی تبدیل کنند؛ موفقیت نیز نه فقط با داوری دربارهٔ نیت یا زحمت سازندگان، بلکه با واکنش مخاطب و تعداد پسندها سنجیده میشود. معرفی برنامه نیز رقابت را نبردی برای بدلشدن به نماد محبوب نسل جوان و کسب پسندهای بیشتر توصیف میکند.
« برنامه پنج قسمت دارد و یوکی، خوانندهٔ گروه (G)I-DLE، اجرای آن را برعهده دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این مبنا برای ساخت یک مسابقهٔ سرگرمکننده ظرفیت خوبی دارد، اما در دل خود تناقضی هم پنهان میکند: آیا خلاقیت همان چیزی است که بیشترین واکنش را میگیرد؟ برنامه از تماشاگر میخواهد به این فاصله بیندیشد، هرچند در عمل ناگزیر است همان معیار کمّی را موتور پیشبرندهٔ رقابت نگه دارد. همین تضاد، مهمترین وجه فکری «Mad Zenius» است؛ قالبی که هم از منطق پسندها استفاده میکند و هم امکان نقد آن را در اختیار میگذارد.
ساختار رقابت و ریتم برنامه قالب مسابقه بر مأموریتها و تولید محتوا استوار است. این ساختار باعث میشود ایدهها در خلأ مطرح نشوند: شرکتکنندگان باید در محدودهٔ زمانی و قواعد هر چالش تصمیم بگیرند، اجرا کنند و نتیجه را در معرض قضاوت عمومی بگذارند. جذابیت بالقوهٔ چنین روشی در مشاهدهٔ فرایند شکلگیری یک ویدئو است؛ از انتخاب ایده و لحن گرفته تا تصمیمهایی که برای جلب توجه مخاطب گرفته میشود.
برنامه میکوشد بهجای نمایش صرفِ محصول نهایی، سازندگان را نیز در وضعیت رقابت قرار دهد. بااینحال، منطق مأموریتهای پیاپی میتواند به تکرار بینجامد. هر بار باید ایدهای تازه ساخته شود، اما چارچوب کلی همچنان بر رقابت، واکنش و مقایسه تکیه دارد. ازاینرو، اگر مخاطب با سازوکار تولید محتوای کوتاه یا رقابتهای واقعنما ارتباط برقرار نکند، ممکن است تکرار چرخهٔ «چالش، اجرا، سنجش» برایش یکنواخت شود.
« ساختار رقابت و ریتم برنامه قالب مسابقه بر مأموریتها و تولید محتوا استوار است. »
شخصیتها و اجرا
کوتاهبودن فصل، از کشآمدن بیش از حد قالب جلوگیری میکند، ولی بهتنهایی تضمین نمیکند که همهٔ مراحل از نظر درام یا کشف شخصیت به یک اندازه پرکشش باشند. شرکتکنندگان و نقش مجری در چنین برنامهای، شخصیتهای حاضر تنها بهعنوان رقیب اهمیت ندارند؛ هرکدام باید راه و زبان ویژهٔ خود را برای ارتباط با مخاطب بیابند.
تنوع شرکتکنندگان فرصتی فراهم میکند تا سبکهای گوناگون حضور در فضای دیجیتال کنار هم قرار گیرند و تفاوت میان اجرای حسابشده، ایدهٔ نامتعارف و جذابیت شخصی آشکار شود. بااینهمه، مسابقهای که موفقیت را با واکنش جمعی میسنجد، همواره در معرض سادهسازی شخصیتهاست: افراد ممکن است بیش از آنکه بهعنوان هنرمند یا سازنده شناخته شوند، بهصورت رقیبانی برای پیشیگرفتن از یکدیگر دیده شوند.
یوکی در جایگاه مجری، نقش پیونددهندهٔ برنامه را برعهده دارد. انتخاب چهرهای آشنا برای مخاطبان موسیقی کرهای میتواند به ایجاد انرژی و آشنایی اولیه کمک کند؛ ضمن آنکه حضور او میان شرکتکنندگان و مخاطب فاصلهٔ برنامه را کاهش میدهد. اما ارزش چنین اجرایی بیش از هر چیز به میزان همراهی مجری با فضای رقابت وابسته است: او باید هم ضرباهنگ تلویزیونی را حفظ کند و هم اجازه دهد تمرکز از خود شرکتکنندگان و کارشان منحرف نشود.
« یوکی در جایگاه مجری، نقش پیونددهندهٔ برنامه را برعهده دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اطلاعات معرفیشده دربارهٔ برنامه، او را مجری اصلی و تنها گردانندهٔ مسابقه معرفی میکند. نسبت میان هنر و محبوبیت «Mad Zenius» را میتوان بازتابی از اقتصادی دانست که در آن توجه، هم سرمایه است و هم داور. سازندهٔ محتوا فقط نمیپرسد «چه چیزی میخواهم بسازم؟»؛ ناچار است بپرسد «چه چیزی دیده خواهد شد؟» این جابهجایی، هم نیروی محرک خلاقیت است و هم تهدیدی برای آن.
محدودیتها میتوانند به ابداع راهحلهای تازه بینجامند، اما وابستگی شدید به پسندها نیز ممکن است سازنده را به تکرار فرمولهای آشنا سوق دهد. برنامه از همین تنش سود میبرد. هر بار که شرکتکنندگان برای جلب واکنش بیشتر تصمیمی میگیرند، مخاطب میتواند بسنجد که آیا انتخابشان از ذوق و جسارت میآید یا از محاسبهٔ الگوریتمیِ سلیقهٔ عمومی.
در این معنا، پرسش «نابغهٔ واقعی کیست؟» بیشتر از آنکه پاسخ قطعی داشته باشد، معیار موفقیت را به چالش میکشد. آیا نابغه کسی است که بیشترین پسند را میگیرد، یا کسی که در محدودیت قالب، صدای متمایز خود را پیدا میکند؟ قوت ایده در همین پرسش است، نه در ادعای اینکه مسابقه بتواند خلاقیت را بهطور کامل اندازهگیری کند.
« اطلاعات معرفیشده دربارهٔ برنامه، او را مجری اصلی و تنها گردانندهٔ مسابقه معرفی میکند. »
قوتها و کاستیها
نقاط قوت و محدودیتها مهمترین امتیاز برنامه، موضوع بهروز و قابلفهم آن است. تولید محتوای کوتاه بخشی از زندگی رسانهای امروز شده و تبدیل آن به رقابتی تلویزیونی، امکان مشاهدهٔ سازوکار جلب توجه را فراهم میآورد. قالب نیز بالقوه لحظات زنده و پیشبینیناپذیری دارد؛ زیرا ایدهای که روی کاغذ جذاب به نظر میرسد، ممکن است هنگام اجرا یا مواجهه با مخاطب نتیجهای متفاوت پیدا کند.
در این میان، برنامه میتواند برای بینندهای که به فرهنگ دیجیتال و شیوههای ساخت محتوای اینترنتی علاقه دارد، سرگرمکننده و آشنا باشد. محدودیت اصلی، وابستگی شدید به معیار پسندهاست. عددها رقابت را روشن و قابلپیگیری میکنند، اما کیفیت را بهتمامی توضیح نمیدهند. همچنین، چنین قالبی برای پرداخت عمیق به فرایند خلاقیت یا زندگی درونی شرکتکنندگان مجال محدودی دارد؛ تمرکز ناگزیر به سمت مأموریتها و نتیجهها میرود.
در نتیجه، اگر انتظار اثری با روایت سینمایی، جهانسازی وهمآلود، انیمیشن استاپموشن یا روابط داستانی پیچیده داشته باشیم، با برنامهای کاملاً متفاوت روبهرو خواهیم شد. توصیفهای مربوط به آن ویژگیها ظاهراً به اثری دیگر تعلق دارند و نمیتوان آنها را مبنای ارزیابی این مسابقه قرار داد.
« نقاط قوت و محدودیتها مهمترین امتیاز برنامه، موضوع بهروز و قابلفهم آن است. »
جمعبندی
جمعبندی «Mad Zenius» بیش از آنکه داستانی دربارهٔ نوابغ یا اثری سینمایی دربارهٔ جهانهای غریب باشد، رقابتی تلویزیونی دربارهٔ تولید محتوا و اقتصاد توجه است. ارزشش در این است که سازوکار رایج شبکههای اجتماعی را به صحنهای برای رقابت تبدیل میکند و از دل آن پرسشی دربارهٔ معنای خلاقیت بیرون میکشد: آیا پسند بیشتر نشاندهندهٔ ایدهٔ بهتر است، یا فقط از توانایی بیشتر در جلب توجه حکایت میکند؟
قالب پنجقسمتی و حضور شرکتکنندگان گوناگون زمینهٔ مناسبی برای طرح این مسئله فراهم میآورد، اما تکیه بر سنجههای عددی و تکرار چرخهٔ چالش و ارزیابی، عمق آن را محدود میسازد. حاصل، برنامهای موضوعمحور و متناسب با فرهنگ محتوای کوتاه است که بیش از هر چیز برای علاقهمندان به رقابتهای واقعنما و فضای رسانهای دیجیتال جذاب خواهد بود.
ثبت دیدگاه