نقد و بررسی
نقد A Christmas Story | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زمستانی آشنا «A Christmas Story Christmas» دنبالهای است که از همان آغاز میداند مهمترین داراییاش چیست: خاطرهٔ فیلمی که برای مخاطبانش نهفقط یک کمدی تعطیلات، بلکه بخشی از آیین سالانهٔ تماشاست. رالفی پارکر اینبار کودکی خیالپرداز نیست؛ بزرگسالی است که باید در آستانهٔ کریسمس، برای خانوادهٔ خودش همان جادویی را بسازد که زمانی در خانهٔ پدری تجربه کرده بود.
بازگشت او به محلهٔ کودکی، مسیر فیلم را به سوی گذشته میگشاید، اما مسئلهٔ اصلیاش صرفاً مرور خاطرات نیست؛ این است که میراث عاطفی یک خانواده چگونه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود. فیلم با تکیه بر آشنایی تماشاگر با جهان قسمت نخست، فضایی صمیمی و بیتکلف میسازد. خانه، محله و آدمهایی که سالها پیش در خاطرهٔ رالفی نقش بستهاند، دوباره حاضر میشوند؛ با این تفاوت که زمان بر آنها گذشته است.
از همینجا ایدهای ساده اما کارآمد شکل میگیرد: بازگشت به خانه، گاه به معنای بازگشت به گذشته نیست، بلکه فرصتی است برای دیدن آن گذشته از جایگاه اکنون. این دنباله در بهترین لحظاتش چنین نگاهی دارد و میان شیرینی خاطره و سنگینی گذر زمان تعادل برقرار میکند. رالفیِ بزرگسال و میراث پدر یکی از انتخابهای مهم فیلم، تغییر جایگاه رالفی است.
در اثر نخست، جهان از دریچهٔ ذهن کودکانهٔ او دیده میشد؛ خواستهها و ناکامیهای کوچک، با اغراق و شور خیال به ماجراهایی بزرگ بدل میشدند. اکنون رالفی با مسئولیتهای یک بزرگسال روبهرو است و باید میان آرزوهای شخصی، وظایف خانوادگی و انتظاراتی که از خود دارد تعادل برقرار کند. بازگشت به خانهٔ کودکی، او را با خاطرهٔ پدرش و با نقشی که پدر در شکلگیری تصور او از خانواده داشته، مواجه میسازد.
« فیلم با تکیه بر آشنایی تماشاگر با جهان قسمت نخست، فضایی صمیمی و بیتکلف میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بخش به فیلم بُعدی عاطفی میدهد که فراتر از شوخیهای فصلی است. فقدان در اینجا نه بهانهای برای اندوهنمایی، بلکه زمینهای برای سنجیدن رابطهٔ رالفی با گذشته است. او باید بفهمد چگونه میتواند خاطرهٔ پدر را پاس بدارد، بیآنکه صرفاً نقش او را تکرار کند. همین پرسش، قصه را از مجموعهای از ارجاعات نوستالژیک به سوی داستانی دربارهٔ بلوغ، سوگواری و مسئولیت سوق میدهد.
هرچند فیلم همیشه این لایه را با عمق کافی نمیپرورد، حضورش به ماجراها وزن و معنای بیشتری میبخشد. نوستالژی؛ نیروی محرک و محدودیت بازگشت بازیگران آشنا، از مهمترین جاذبههای فیلم است. دیدن دوبارهٔ رالفی و دوستان قدیمیاش نوعی گرمای فوری پدید میآورد؛ احساسی که نهتنها از حضور چهرهها، بلکه از آگاهی ما نسبت به فاصلهٔ زمانی میان دو فیلم سرچشمه میگیرد.
این بازگشت زمانی اثرگذارتر است که فیلم اجازه میدهد شخصیتها بزرگ شده باشند و خاطره، در کنار شادی، نشانی از تغییر و گذر عمر نیز داشته باشد. اما همان عاملی که به فیلم جان میدهد، گاه آن را محدود میکند. اثر بیش از اندازه به شناخت مخاطب از فیلم نخست متکی میشود و برخی لحظاتش با یادآوری مستقیم یا بازآفرینی حالوهوای پیشین کار میکنند.
در نتیجه، فرصت گسترش ایدههای تازه و ساختن هویتی مستقل کاهش مییابد. ارجاعها برای طرفداران قدیمی لذتبخشاند، ولی وقتی پشت سر هم میآیند، میتوانند حس کنند فیلم بهجای پیشبردن قصه، از سرمایهٔ عاطفی گذشته خرج میکند. نوستالژی در اینجا هم زبان مشترک فیلم و مخاطب است و هم وسوسهای که اثر همیشه در برابرش مقاومت نمیکند.
« این بخش به فیلم بُعدی عاطفی میدهد که فراتر از شوخیهای فصلی است. »
شخصیتها و اجرا
کمدی و ماجراهای خانوادگی طنز فیلم بیش از آنکه بر ظرافت موقعیت یا شوخیهای کلامی پیچیده تکیه کند، از آشفتگیهای آشنای تعطیلات، اختلافنظرهای خانوادگی و تلاش برای برگزاری کریسمسی بینقص نیرو میگیرد. ماجراهای سورتمهسواری از سرگرمکنندهترین بخشهای آن هستند: حرکت، خطرهای کوچک و واکنشهای اغراقآمیز شخصیتها، ریتمی سرزنده میسازند که برای تماشای خانوادگی مناسب است.
این صحنهها بهخوبی نشان میدهند فیلم در قلمرو کمدی سبک و بازیگوشانه احساس راحتی میکند. بااینحال، کیفیت شوخیها یکدست نیست. برخی موقعیتها بهواسطهٔ شخصیتپردازی یا زمانبندی درست خنده میسازند، اما بعضی دیگر بیش از حد به یادآوریهای قسمت پیشین وابستهاند یا پایانبندیشان از پیش قابل حدس است.
گاهی نیز فیلم بهجای آنکه از یک ایدهٔ بامزه فاصله بگیرد و بگذارد اثرش در ذهن بماند، آن را بیش از اندازه ادامه میدهد. این نوسان باعث میشود کمدی فیلم پیوسته موفق نباشد؛ اما لحن کلی آن همچنان مهربان و خانوادگی باقی میماند و حتی شوخیهای کماثر، فضای تلخ یا گزندهای ایجاد نمیکنند.
سه خانواده و بافت روایت در روایت فیلم، ماجراهای خانوادگی و مناسبات میان نسلها اهمیت ویژه دارند. داستان فقط به رالفی محدود نمیماند؛ خانوادهٔ او، مادرش و دوستان قدیمیاش نیز در شکلدادن به حالوهوای جمعی فیلم سهم دارند. همین چندصدایی، حس گردهمایی تعطیلات را تقویت میکند: آدمهایی با خاطرهها و نگرانیهای متفاوت، زیر سقف یک فصل مشترک قرار میگیرند و هرکدام به شکلی در تلاشاند معنای خودشان را از جشن و خانواده پیدا کنند.
« این صحنهها بهخوبی نشان میدهند فیلم در قلمرو کمدی سبک و بازیگوشانه احساس راحتی میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، گستردگی شخصیتها همیشه به گسترش واقعی قصه نمیانجامد. برخی حضورها بیشتر کارکرد یادآورانه دارند تا اینکه مسیر مستقل و پرجزئیاتی پیدا کنند. در نتیجه، فیلم گاهی میان روایت مرکزی رالفی و مجموعهٔ ماجراهای فرعی جابهجا میشود، بیآنکه برای همهٔ آنها فضای کافی فراهم کند.
مضمونهایی چون عشق تازه، مهمان ناخوانده و جستوجوی یک زمستان بینقص، به غنای فضای تعطیلات کمک میکنند، اما همه با عمق یکسانی پرورده نمیشوند. این پراکندگی از تمرکز درام میکاهد، هرچند به فیلم حالوهوای یک گردهمایی شلوغ و آشنا میدهد. بازیها و لحن فیلم Peter Billingsley در بازگشت به نقش رالفی، تغییر زمان را در رفتار شخصیت وارد میکند، بیآنکه پیوند او با تصویر نوجوان و کودکِ پیشین را از میان ببرد.
رالفی بزرگسال هنوز در برابر برخی موقعیتها همان میل به خیالپردازی و بزرگنمایی را دارد، اما اکنون پشت آن شور، تردیدها و مسئولیتهایی پنهان است که به شخصیت عمق بیشتری میدهد. حضور بازیگران قدیمی نیز بخشی از جذابیت جمعی فیلم را میسازد؛ ارزش آنها تنها در یادآوری گذشته نیست، بلکه در نشاندادن گذر سالهاست.
لحن فیلم میان کمدی و احساسات خانوادگی حرکت میکند. در لحظاتی که این دو بهخوبی به هم میرسند، خاطرهٔ پدر و کوشش رالفی برای ساختن جشنی معنادار، احساسبرانگیز میشود بیآنکه به اندوهنمایی افراطی برسد. در لحظات دیگر، شوخیها یا تأکیدهای عاطفی کمی بیش از اندازه آشکارند. با این همه، فیلم از جنس آثاری است که بیش از پیچیدگی فرمی، به صمیمیت و حس خوب پایانبخش اهمیت میدهند؛ رویکردی که برای یک کمدی تعطیلات میتواند هم نقطهٔ قوت باشد و هم محدودیت.
« با وجود این، گستردگی شخصیتها همیشه به گسترش واقعی قصه نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «A Christmas Story Christmas» دنبالهای گرم و خوشنیت است که بیشترین لذت را برای کسانی فراهم میکند که با فیلم نخست خاطره دارند. بازگشت رالفی و دوستان قدیمی، ماجراهای پرتحرک سورتمهسواری و پیوند داستان با موضوع خانواده و فقدان، به آن هویتی فراتر از یک یادآوری ساده میبخشند.
پایانبندی نیز با لحنی عاطفی و رضایتبخش، خطوط اصلی قصه را جمع میکند، بیآنکه لازم باشد راز یا جزئیات نهایی آن آشکار شود. بااینحال، فیلم در ساختن جهانی مستقل به اندازهٔ کافی جسور نیست. نوستالژی گاه جای ایدهپردازی را میگیرد، شوخیها کیفیتی نابرابر دارند و بعضی بخشها بیش از اندازه کش میآیند.
ازاینرو، این اثر به پای تأثیر و تازگی قسمت نخست نمیرسد؛ اما قرار هم نیست آن را جایگزین کند. ارزشش بیشتر در تجربهٔ بازگشت است: دیدار دوباره با شخصیتی آشنا که اینبار میکوشد خاطرهٔ کودکی را به چیزی قابل انتقال برای خانوادهٔ خودش بدل کند. برای تماشاگر همراه با گذشتهٔ این مجموعه، فیلمی دلنشین و سرگرمکننده است؛ برای دیگران، اثری خوشقلب اما محدود که بخشی از جذابیتش را ناگزیر در گذشتهٔ خود به امانت گرفته است.
« بااینحال، فیلم در ساختن جهانی مستقل به اندازهٔ کافی جسور نیست. »


ثبت دیدگاه