نقد و بررسی
نقد Miracle Workers | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که با تغییر جهان زنده میماند «Miracle Workers» مجموعهای کمدی است که هویت خود را نه بر تداوم یک خط داستانی، بلکه بر توانایی آغاز دوباره بنا میکند. هر فصل جهان، زمانه و قواعدی تازه میسازد و گروهی از بازیگران آشنا را در قالب شخصیتهایی دیگر به کار میگیرد. این انتخاب به سریال مجال میدهد از محیطهای بسیار متفاوت عبور کند: از سازوکار اداریِ بهشت تا روزگار قرونوسطایی، از سفر در مسیر اورگن تا جهانی پساآخرالزمانی.
با این همه، موضوعهای محوری چندان دگرگون نمیشوند؛ عشق، ایمان، مناسبات قدرت، هراس از تغییر و میل به پذیرفتهشدن، در هر دوره شکل و لباس تازهای به خود میگیرند. ساختار آنتولوژی هم بزرگترین مزیت مجموعه است و هم سرچشمهی بخشی از ناپایداری آن. سریال مجبور نیست یک جهان را تا بینهایت گسترش دهد یا شخصیتهایش را در مسیرهای آشنا نگه دارد؛ میتواند با هر فصل لحن و میدان بازی را عوض کند.
در مقابل، همین گسستها گاهی احساس تماشای چند کمدی جداگانه را پدید میآورد که تنها بازیگران و روحیهی کلیشان آنها را به هم پیوند میدهد. «Miracle Workers» بیش از آنکه قصهای واحد دربارهی تحول شخصیتها باشد، آزمایشی پیدرپی در بازآفرینی موقعیتهای کمیک است. طنزِ ابزورد و جهانهای آشنا طنز سریال از برخورد امر نامعقول با واقعیتهای روزمره نیرو میگیرد.
« هر فصل جهان، زمانه و قواعدی تازه میسازد و گروهی از بازیگران آشنا را در قالب شخصیتهایی دیگر به کار میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در فصل نخست، بهشت به سازمانی اداری با سلسلهمراتب، کارهای تکراری و مدیریتی ناکارآمد بدل میشود؛ در فصلهای دیگر، قواعد تاریخی یا آخرالزمانی نیز بهانهای برای شوخی با رفتارهای انسانی و نهادهای اجتماعیاند. ترفند اصلی، صرفاً وارونهکردن جهان نیست: سریال میکوشد نشان دهد حتی در نامحتملترین موقعیتها، آدمها همچنان گرفتار جاهطلبی، ترس، خستگی، عشق و میل به امنیتاند.
این شوخیها همیشه به یک اندازه ظریف نیستند. گاه کمدی بر اغراق، گفتارهای بیپرده و ضربههای ناگهانی تکیه میکند و در لحظههایی، تکرار یا انباشت شوخیها مجال نمیدهد ایدهی مرکزی بهخوبی جا بیفتد. بااینحال، هنگامی که شوخی از دل شخصیت و موقعیت بیرون میآید، نتیجه از هجو صرف فراتر میرود.
خنده در اینجا راهی برای آشکارکردن تناقضهاست: میان آرمان و عمل، میان اقتدار و بیکفایتی، یا میان تصویری که آدمها از خود دارند و آنچه در عمل از عهدهاش برمیآیند. بازیگران؛ رشتهی اتصال فصلها بازیگران ثابت مجموعه مهمترین عنصر پیونددهندهی آناند. Daniel Radcliffe با آمادگی برای پذیرفتن نقشهای نامتعارف، نشان میدهد که میتواند از چهرهی آشنای خود فاصله بگیرد و در بازی با لحنهای متفاوت مشارکت کند.
« این شوخیها همیشه به یک اندازه ظریف نیستند. »
شخصیتها و اجرا
Steve Buscemi نیز حضوری دارد که بهسادگی میان مضحکه و جدیت جابهجا میشود؛ همین کیفیت برای جهانی که اقتدار در آن اغلب صورتی مضحک دارد، سودمند است. در کنار آنها، Geraldine Viswanathan، Karan Soni، Jon Bass، Lolly Adefope و دیگر بازیگران گروهی میسازند که انرژی مشترکشان، حتی هنگام تغییر شخصیتها، تماشاگر را با خود نگه میدارد.
نکتهی دلپذیر در بازیها، جدیگرفتن موقعیتهای خندهدار است. بازیگران شخصیتهایی را که ممکن است روی کاغذ صرفاً تیپهایی عجیب به نظر برسند، با واکنشهای کوچک، تردیدها و خواستههای ملموس انسانی میکنند. این رویکرد از کاریکاتوریشدن کامل آنها جلوگیری میکند. بااینحال، انرژی گروه گاهی به جای آنکه شوخی را دقیقتر کند، به شتابی بیش از اندازه میانجامد؛ اجراها پرجنبوجوشاند، اما همهی لحظهها به مکث و سکوتی نیاز دارند که احساسات را بنشاند.
آدمهای حاشیهای در مرکز روایت قلب عاطفی «Miracle Workers» در توجه آن به آدمهایی است که در جهان خود چندان قدرتمند یا پذیرفتهشده نیستند. شخصیتها اغلب با محدودیتهای اجتماعی و شخصی روبهرو هستند و باید میان آنچه از آنان انتظار میرود و آنچه خود میخواهند راهی پیدا کنند. سریال این کشمکش را با خطابههای سنگین بیان نمیکند؛ بیشتر، آن را در تصمیمهای کوچک، رابطههای نامطمئن و شکستهای مضحک روزمره جای میدهد.
« نکتهی دلپذیر در بازیها، جدیگرفتن موقعیتهای خندهدار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین نگاه مهربانانه سبب میشود پشت شوخیهای پرسروصدا، نوعی گرمی باقی بماند. آدمهای این مجموعه ممکن است عجیب، خودخواه یا ناشی باشند، اما معمولاً به یک شوخی ساده تقلیل نمییابند. خواستهی آنان برای عشق، امنیت یا معنای زندگی از جنس تجربههایی است که مخاطب میتواند بشناسد، حتی اگر شرایط داستانیشان بسیار دور از واقعیت او باشد.
این توانایی در بهترین لحظهها، کمدی را به همدلی نزدیک میکند، بیآنکه شیرینی آن به احساساتگرایی آشکار بدل شود. ریتم، انسجام و تفاوت کیفیت فصلها ناهمگونی فصلها فقط به تفاوت جهانها محدود نیست؛ کیفیت روایت نیز یکدست باقی نمیماند. برخی روایتها از یک ایدهی مرکزی روشن نیرو میگیرند و رابطهی میان موقعیتهای کمیک و مسیر شخصیتها را بهتر حفظ میکنند.
برخی دیگر بیشتر به رشتهای از طرحها و شوخیهای مقطعی شباهت پیدا میکنند؛ در آنها، فضای جذاب و بازیگران پرتوان همیشه برای جبران کمبود انسجام کافی نیستند. ناهمسانی ریتم نیز محسوس است: گاهی اتفاقها با شتابی زیاد پشت سر هم میآیند و گاهی شوخی یا وضعیت داستانی پیش از آنکه به نتیجه برسد، فرسوده میشود.
« همین نگاه مهربانانه سبب میشود پشت شوخیهای پرسروصدا، نوعی گرمی باقی بماند. »
قوتها و کاستیها
این مسئله بهویژه برای مجموعهای آنتولوژیک اهمیت دارد، زیرا هر فصل باید هم جهان تازهای را معرفی کند و هم در زمانی محدود به شخصیتها عمق بدهد. سریال در بعضی مقاطع میان این دو خواسته تعادل خوبی پیدا میکند؛ در مقاطعی دیگر، ایدهی جهانسازی بر تحول شخصیتها سایه میاندازد. بنابراین تجربهی تماشای آن ممکن است از فصلی به فصل دیگر تغییر کند: یک فصل میتواند از نظر عاطفی و کمدی قانعکنندهتر باشد، درحالیکه فصل دیگری بیشتر بهخاطر بازیها یا طراحی موقعیتهایش به یاد بماند.
جهانسازی، ظاهر و لحن تغییر دورهها فقط وسیلهای برای تغییر لباس و دکور نیست؛ هر جهان میدان تازهای برای آزمودن همان پرسشهای انسانی فراهم میکند. فضای اداریِ آسمانی، گذشتهی تاریخی یا آیندهی ویرانشده، هر یک زبان تصویری و امکانهای کمیک خاص خود را دارند. این تنوع از یکنواختی جلوگیری میکند و به سازندگان اجازه میدهد هر بار از زاویهای دیگر به روابط قدرت، هنجارهای اجتماعی و مفهوم پیشرفت نگاه کنند.
در عین حال، سریال به بازسازی تاریخی دقیق یا واقعگرایی تصویری متعهد نیست. جهانها بیشتر به صحنههایی برای بازی با قراردادهای ژانری شباهت دارند: عناصر آشنا حفظ میشوند، اما اغراق و نابهنگامی آنها را به قلمرو طنز میبرند. این رویکرد برای تماشاگرانی که از کمدیِ آزاد و بازیگوش استقبال میکنند، جذاب است؛ اما ممکن است برای کسانی که انسجام جهانسازی یا پرداخت تاریخیِ دقیق میخواهند، سطحی به نظر برسد.
« فضای اداریِ آسمانی، گذشتهی تاریخی یا آیندهی ویرانشده، هر یک زبان تصویری و امکانهای کمیک خاص خود را دارند. »
جمعبندی
جمعبندی «Miracle Workers» مجموعهای است که بیش از هر چیز با جسارت در تغییر مسیر، گروه بازیگران دوستداشتنی و ترکیب کمدی ابزورد با دغدغههای انسانی شناخته میشود. آزادی ساختار آنتولوژی به آن تازگی میبخشد و اجازه میدهد هر فصل جهانی مستقل و مسئلهای تازه پیش بکشد. در بهترین لحظههایش، شوخیها نه از بیرون بر شخصیتها تحمیل میشوند، بلکه تضادها و ضعفهایشان را آشکار میکنند؛ در نتیجه، خنده با نوعی همدلی همراه میشود.
اما این آزادی بهایی هم دارد: انسجام و ریتم در همهی فصلها یکسان نیست و تراکم شوخیها گاه مانع اثرگذاری لحظههای عاطفی میشود. با وجود این نوسانها، سریال جذابیتی پایدار در نگاه مهربان خود به طردشدگان و هنجارشکنان دارد. حاصل، مجموعهای نامتوازن اما سرزنده است که هر بار با جهانی تازه، همان پرسشهای دیرپا را از نو مطرح میکند: چگونه میتوان دوست داشت، باور کرد و در نظمی نابسنده جایی برای خود یافت؟
« آزادی ساختار آنتولوژی به آن تازگی میبخشد و اجازه میدهد هر فصل جهانی مستقل و مسئلهای تازه پیش بکشد. »



ثبت دیدگاه