نقد و بررسی
نقد A Bag of Marbles | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان کودکی و تاریخ «A Bag of Marbles» یا «Un sac de billes»، ساختهٔ Christian Duguay، روایتی سینمایی از خاطرات جوزف ژوفو است؛ داستان دو برادر یهودی که در فرانسهٔ اشغالشده، ناگهان با واقعیتی روبهرو میشوند که از فهم کودکیشان بزرگتر است. موریس و ژوزف، بهترتیب دوازده و دهساله، به اجبار از خانواده جدا میشوند و راه جنوب را در پیش میگیرند؛ سفری که هدفش رسیدن به منطقهٔ آزاد و پیوستن دوباره به عزیزانشان است.
فیلم با پرهیز از بازگویی جزئیات تاریخی در قالب درسنامه، تجربهٔ این دو کودک را در مرکز توجه میگذارد: ترس، سردرگمی، دلبستگی به خانواده و تلاش برای ادامه دادن. این انتخاب، هم سرچشمهٔ نیروی عاطفی فیلم است و هم محدودیت آن. جنگ از منظر کودکانه نه مجموعهای منظم از نیروها و رویدادهای سیاسی، بلکه زنجیرهای از موقعیتهای ناامن و تصمیمهای فوری است.
جهان آشنای خانه و خیابان جای خود را به جادههایی میدهد که هر برخورد در آنها میتواند سرنوشتساز شود. فیلم نشان میدهد چگونه تاریخ، پیش از آنکه درک شود، به زندگی روزمره هجوم میآورد: در نشانههایی که باید بر لباس پوشید، در نگاه دیگران و در ضرورت پنهان کردن هویت. سفر بهمثابه ساختار روایت ساختار فیلم بر حرکت استوار است.
هر مرحله از سفر، دو برادر را با مانعی تازه روبهرو میکند و آنها را وامیدارد راهی برای عبور بیابند. این شکل جادهای به روایت ریتم و کشش میدهد و تماشاگر را در موقعیت ناپایدار شخصیتها قرار میدهد: مقصدی هست، اما رسیدن به آن تضمینشده نیست. در عین حال، تکرارِ الگوی «خطر، تدبیر، گریز» گاه داستان را به مسیری آشنا و قابلپیشبینی میکشاند.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ نیروی عاطفی فیلم است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برخی رخدادها بیش از آنکه از دگرگونی درونی شخصیتها برآیند، همچون آزمونهایی پیاپی در برابرشان قرار میگیرند. بااینحال، فیلم در بهترین لحظههایش سفر را صرفاً وسیلهای برای پیشبرد ماجرا نمیبیند. جابهجایی جغرافیایی، فاصلهٔ عاطفی دو برادر با کودکیِ امن پیشین را نیز نمایان میکند.
آنها در مسیر ناچارند چیزهایی را بیاموزند که هیچ کودکی نباید برای بقا به آنها نیاز داشته باشد: چه زمانی سکوت کنند، چگونه به غریبهها اعتماد کنند و چطور میان راستگویی و پنهانکاری مرز بگذارند. روایت، این بلوغ زودرس را با تأکید بر شکنندگی سنوسالشان همراه میکند و اجازه نمیدهد شجاعتشان به قهرمانی بینقص بدل شود.
دو برادر و بازیهای باورپذیر ستون اصلی اثر، رابطهٔ موریس و ژوزف است. تفاوت سن و منش آنها، رابطهای زنده میسازد: برادر بزرگتر معمولاً بیشتر به تصمیمگیری نزدیک است و برادر کوچکتر با واکنشهایی صریحتر و کودکانهتر، وزن موقعیت را از زاویهای دیگر نشان میدهد. همراهیشان نه بر پایهٔ گفتوگوهای توضیحی، بلکه از خلال مراقبت، اختلافهای کوچک و وابستگی ناگزیر شکل میگیرد.
همین پیوند است که سفر را از مجموعهای از اتفاقهای پراکنده به روایتی انسانی بدل میکند. Dorian Le Clech و Batyste Fleurial در نقش ژوزف و موریس، بار دشوار فیلم را با بازیهایی طبیعی و پرحس حمل میکنند. ارزش بازی آنها در این است که شخصیتها را به نشانههای سادهٔ معصومیت یا شجاعت تقلیل نمیدهند.
« برخی رخدادها بیش از آنکه از دگرگونی درونی شخصیتها برآیند، همچون آزمونهایی پیاپی در برابرشان قرار میگیرند. »
شخصیتها و اجرا
رفتارشان گاه جسورانه و زیرکانه است و گاه واکنشی خام، آمیخته به خستگی و دلتنگی. این نوسان برای فیلم اهمیت دارد: تماشاگر میبیند که توانایی بقا، کودکی را از میان نمیبرد، بلکه در کنار آن و با هزینهای عاطفی شکل میگیرد. لحن، شوخطبعی و سنگینی تاریخ «A Bag of Marbles» میکوشد میان تلخی تاریخی و گرمای رابطهٔ خانوادگی تعادل برقرار کند.
شوخیها و لحظههای بازیگوشانه، راهی برای نشان دادن تداوم زندگیاند؛ کودکان حتی در شرایط هولناک نیز همچنان کودکاند و بازی و خنده از جهانشان حذف نمیشود. عنوان فیلم نیز با یادآوری دنیای کوچک و ملموس بازی، در کنار تهدیدی بزرگ و ناملموس قرار میگیرد. این تقابل، به روایت کیفیتی عاطفی میدهد و یادآور میشود که آنچه در معرض نابودی است، فقط جان انسانها نیست، بلکه امکان یک زندگی عادی و بیهراس است.
اما تغییر لحن همیشه یکدست نیست. در بعضی بخشها، شوخطبعی و سبکبالبودن چنان پررنگ میشود که فاصلهای ناخواسته با سنگینی موضوع پدید میآورد. این مسئله لزوماً به معنای نادرستیِ استفاده از طنز نیست؛ دشواری در چگونگیِ گذار میان لحظههای سبک و خطرهای واقعی است. گاهی فیلم بهجای آنکه اجازه دهد اضطراب در سکوت یا مکث رسوب کند، زود به حرکت بعدی بازمیگردد.
در نتیجه، برخی موقعیتها اثر عاطفی عمیقی میگذارند و برخی دیگر پیش از آنکه مجال ماندگاری بیابند، جای خود را به حادثهای تازه میدهند. تصویر و بازسازی جهان اشغالشده فضای بصری فیلم بر تضاد میان زیبایی محیط و ناامنیِ تجربهٔ شخصیتها تکیه دارد. جادهها، شهرها و مناظر جنوب فرانسه میتوانند دلنشین و روشن باشند، اما این زیبایی بهمعنای آسودگی نیست.
« رفتارشان گاه جسورانه و زیرکانه است و گاه واکنشی خام، آمیخته به خستگی و دلتنگی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نگاه فیلم به محیط، آن را همزمان پناهگاه و فضای تهدید میسازد: مکانهایی که ممکن است برای لحظهای امکان نفس کشیدن بدهند، اما امنیتشان همواره موقت است. این دوگانگی، تجربهٔ کودکانی را بازتاب میدهد که ناچارند در دل منظرهای ظاهراً عادی، خطر را جستوجو کنند. در طراحی جهان تاریخی، اثر به بازسازی پرجزئیات و نمایشیِ خشونت متکی نیست؛ تمرکزش بیشتر بر نشانههای روزمرهٔ اشغال و پیامدهای آن برای زندگی مردم است.
از این نظر، فیلم بهجای آنکه رنج را به نمایش پرهیاهو بدل کند، آن را در رفتار شخصیتها و محدود شدن انتخابهایشان جای میدهد. بااینحال، تدوینِ بعضی صحنهها شتابزده است. مکثهای کوتاهی که میتوانستند ترس، سوگ یا دلبستگی را در ذهن تماشاگر تثبیت کنند، گاه زود قطع میشوند و ریتم روایی فرصت تأمل را از بین میبرد.
خانواده، هویت و بقا فاصله گرفتن از خانواده، قلب عاطفی داستان است. هرچند دو برادر در مرکز روایتاند، حضور پدر و مادر و برادران بزرگتر در تصمیمهایشان استمرار دارد. خانواده برای آنها فقط مقصدی جغرافیایی نیست؛ معیاری است برای آنکه بدانند در دل آشفتگی چه چیزی را باید حفظ کنند. تلاش برای پیوستن دوباره به عزیزان، به سفر معنایی فراتر از گریز میدهد و آن را به حرکتی در جهت بازسازی پیوندهایی بدل میکند که جنگ قصد گسستنشان را دارد.
هویت نیز در فیلم موضوعی صرفاً انتزاعی نیست. در جهان داستان، یهودی بودن به واقعیتی تحمیلی تبدیل میشود که دیگران بر اساس آن دربارهٔ امنیت و امکان زندگی شخصیتها تصمیم میگیرند. کودکان باید با این حقیقت روبهرو شوند که نشانهای بیرونی میتواند آنان را از دیگران جدا کند؛ و در همان حال، برای زنده ماندن، گاه ناچارند بخشی از خود را پنهان کنند.
« این دوگانگی، تجربهٔ کودکانی را بازتاب میدهد که ناچارند در دل منظرهای ظاهراً عادی، خطر را جستوجو کنند. »
قوتها و کاستیها
فیلم این تناقض را به زبان تجربهٔ روزمره درمیآورد: هویت، چیزی شخصی و خانوادگی است، اما در دوران آزار، به موضوعی تبدیل میشود که قدرت سیاسی آن را هدف میگیرد. جمعبندی «A Bag of Marbles» اثری صمیمی و تأثیرگذار دربارهٔ دو کودک است که در دل جنگ، ناچار میشوند از محدودهٔ امن کودکی بیرون بروند.
بازیهای باورپذیر دو بازیگر جوان، پیوند برادرانه و نگاه نزدیک به تجربهٔ روزمرهٔ آوارگی، به فیلم نیرویی انسانی میبخشند. در مقابل، پیشبینیپذیری بعضی گرههای روایی، شتاب تدوین و نوسان میان طنز و تلخی، مانع از آن میشود که همهٔ لحظههایش به یک اندازه رسوخ کنند. با وجود این ناهمواریها، فیلم در یادآوریِ آسیبپذیری کودکان در برابر تاریخ توفیق دارد.
اثر نه شجاعت را انکار میکند و نه آن را با آسودگی اشتباه میگیرد: شجاعت موریس و ژوزف در دل ترس معنا پیدا میکند، نه بیرون از آن. حاصل، روایتی است دربارهٔ بقا، خانواده و حفظِ روزنهای از امید؛ روایتی که بدون آشکار کردن فرجام مسیر، نشان میدهد گاهی پیوند میان دو انسان همان نیرویی است که حرکت را ممکن میکند.
« با وجود این ناهمواریها، فیلم در یادآوریِ آسیبپذیری کودکان در برابر تاریخ توفیق دارد. »



ثبت دیدگاه