نقد و بررسی
نقد Fritz the Cat | 1972
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
انیمیشنِ بیرونزده از قاب «Fritz the Cat» فیلمی است که از همان ابتدا میخواهد مرز میان انیمیشن و سینمای بزرگسالان را بههم بریزد. ساختهٔ Ralph Bakshi در سال ۱۹۷۲، بر پایهٔ شخصیتهای Robert Crumb، مخاطب را به نیویورکی آکنده از خیابانهای شلوغ، اعتراض، مواد مخدر، میل جنسی و بیاعتمادی سیاسی میبرد.
انتخاب حیوانات انسانوار برای روایت این جهان، به فیلم امکان میدهد هم از قراردادهای کارتون کودکانه فاصله بگیرد و هم با اغراق، مناسبات اجتماعی را به نمایش بگذارد. این اثر از نخستین فیلمهای بلند انیمیشن آمریکایی بود که با ردهبندی بزرگسالانهٔ سختگیرانه روبهرو شد؛ اما اهمیتش تنها در جنجالهای زمانهاش نیست، بلکه در پافشاری بر این ایده است که انیمیشن میتواند زبانی برای روایت زندگی شهری و نقد اجتماعی باشد.
شهری که نفس میکشد یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن فضایی شهری است که به پسزمینهای تزئینی تقلیل نمییابد. نیویورکِ «Fritz the Cat» زنده، متراکم و فرسوده است؛ خیابانها و مکانهای عمومی انگار پیش از ورود شخصیتها نیز سرشار از صدا، تنش و رفتوآمد بودهاند. این حسِ ازدحام به فیلم هویتی ویژه میدهد و آن را از جهانهای تمیز و خیالپردازانهٔ انیمیشن جریان اصلی دور میکند.
شهر در اینجا هم میدان تجربههای شخصی فریتز است و هم صحنهٔ برخورد گروهها و نیروهای اجتماعی متفاوت. گاه تماشاگر بیش از آنکه به مقصد قصه دل ببندد، مجذوب همین جزئیات محیطی میشود؛ از همین رو، فضای فیلم در حافظه میماند، حتی وقتی روایت انسجام خود را از دست میدهد. جسارت بصری و زیباییِ ناهموار انیمیشن فیلم نه صیقلی است و نه در پیِ ظرافتی کلاسیک.
« شهر در اینجا هم میدان تجربههای شخصی فریتز است و هم صحنهٔ برخورد گروهها و نیروهای اجتماعی متفاوت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طراحیها شلوغ، رنگها تند و خطوط گاه ناآراماند؛ گویی خود تصویر نیز در حال مقاومت در برابر نظم و تمیزیِ متعارف است. این ناهمواری با جهان فیلم تناسب دارد: شهری پرتنش و شخصیتی که از یک تجربه به تجربهای دیگر میلغزد. گاهی تغییر حالوهوا و شکل بصری صحنهها به فیلم آزادی و سرزندگی میبخشد؛ گاهی هم کمبود پرداخت و یکدستی، آن را ناپخته جلوه میدهد.
بااینحال، همین بیقاعدگی بخشی از جذابیت اثر است. «Fritz the Cat» بهجای آنکه حرکت و تصویر را در خدمت زیباییِ بینقص بگیرد، از آنها برای خلق حسِ آشوب و بیقراری بهره میبرد. فیلمسازان آن را آگاهانه در برابر تصور رایجِ انیمیشنِ خانوادگی قرار میدادند و میخواستند ظرفیتهای بزرگسالانهٔ این رسانه را نشان دهند.
فریتز؛ قهرمانی که قرار نیست دوستداشتنی باشد فریتز مرکز روایت است، اما دشوار میتوان او را قهرمانی ستودنی دانست. او خودبین، هوسران و آمادهٔ آن است که موقعیتها را به سود خود تعبیر کند. کنجکاوی و بیقراریاش او را به حرکت درمیآورد، ولی این حرکت الزاماً به شناخت یا بلوغ نمیانجامد.
در بسیاری از لحظات، فریتز بیشتر بهدنبال لذت و توجه است تا فهمِ آدمها و شرایط اطرافش. همین ویژگی میتواند در نگاه نخست نیروی کمدی و طنز فیلم را تأمین کند؛ اما در ادامه، تکرار رفتارهای او گاه خستهکننده میشود. فیلم ظاهراً از ریاکاری و سطحینگری او فاصله میگیرد و او را بهعنوان قهرمانی معیوب عرضه میکند، اما فاصلهگذاری طنزآمیز همیشه بهقدر کافی روشن نیست.
« این ناهمواری با جهان فیلم تناسب دارد: شهری پرتنش و شخصیتی که از یک تجربه به تجربهای دیگر میلغزد. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، ممکن است برخی صحنهها بیش از آنکه شخصیت را نقد کنند، صرفاً نمایش دیگری از خودمحوری او باشند. طنزی سیاسی میان اعتراض و نمایش فیلم از شورش، جنبشهای اجتماعی، اقتدار پلیس و زبان انقلابی روزگار خود بهره میگیرد، اما نگاهش نه کاملاً جدی است و نه کاملاً بیاعتنا. «Fritz the Cat» هم مناسبات قدرت را به سخره میگیرد و هم به ادعاهای پرطمطراقِ ضداقتدار بدگمان است.
فریتز در فضای پرشور سیاسی رفتوآمد میکند، اما رفتارهایش پرسش مهمی پیش میکشد: آیا او واقعاً در پیِ تغییر است، یا از سیاست نیز همچون وسیلهای برای ماجراجویی و خودنمایی استفاده میکند؟ این پرسش ظرفیت انتقادی فیلم را بالا میبرد، ولی روایت همیشه آن را با دقت نمیپروراند. گاه رخدادهای اجتماعی چنان ناگهانی و اغراقشده پیش میروند که تأثیرشان بیشتر از منطق داستانی، از نیروی تصویر و شوک میآید.
فیلم در ثبت آشفتگی جذابتر است تا در تحلیل منسجم پیامدهای آن. زبان و ریتم: نیرویی که قصه را پیش میراند دیالوگها طبیعی و پرتحرکاند و از زبان رسمی و پرداختشدهٔ بسیاری از انیمیشنهای همدوره فاصله میگیرند. گفتوگوها با مکثها، برخوردها و تداخل صداها، به فضای خیابانی و شتابزدهٔ اثر کمک میکنند.
ریتم نیز در بخشهایی انرژی فراوان دارد: فیلم میان جمعها، موقعیتها و ماجراها جابهجا میشود و تماشاگر را در حرکت نگه میدارد. اما همین میل به تداومِ حرکت، گاه جای توسعهٔ روایی را میگیرد. داستان بیشتر به رشتهای از تجربهها و اپیزودهای ناهمگون شبیه است تا مسیری پیوسته که هر بخش، بخش بعدی را ضروری کند.
« در نتیجه، ممکن است برخی صحنهها بیش از آنکه شخصیت را نقد کنند، صرفاً نمایش دیگری از خودمحوری او باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این پراکندگی با سرگردانی فریتز تناسبی مضمونی دارد، ولی از منظر درام محدودیت ایجاد میکند: وقتی هر ماجرا بهسرعت جای خود را به موقعیتی تازه میدهد، بعضی شخصیتها و ایدهها فرصتِ ماندگارشدن پیدا نمیکنند. افراط، شوک و مرزهای تحمل «Fritz the Cat» از نمایش صریح سکس، خشونت، مواد مخدر و رفتارهای بیپروا ابایی ندارد.
این عناصر در زمانهٔ خود بخشی از حملهٔ فیلم به تصویر پاکیزه و کودکانهای بودند که بر انیمیشن آمریکایی سایه انداخته بود. امروز نیز هنوز تواناییِ شوکهکردن دارند، اما صرفِ عبور از خط قرمز، بهتنهایی ارزش هنری نمیآفریند. برخی شوخیها آنقدر بر بیپروایی تکیه میکنند که از نظر مضمونی کممایه میشوند و تکرارشان بهجای تشدید طنز، آن را فرسوده میکند.
شدتِ نمایش گاهی برای تأکید بر ابتذال و خشونت جهان فیلم به کار میرود؛ گاهی هم به نظر میرسد خودِ افراط به مقصد تبدیل شده است. همین نوسان باعث میشود واکنش تماشاگر به فیلم وابسته به میزان پذیرش لحن خشن و بیپروا و نیز علاقهاش به طنز سیاه باشد. نژاد و جنسیت؛ زخمهای ماندگار فیلم جدیترین دشواریِ مواجههٔ امروزی با فیلم، کلیشههای نژادی و نگاه زنستیزانهٔ آن است.
اثر میکوشد تنشهای نژادی و روابط میان گروههای مختلف را وارد جهان خود کند، اما بازنماییاش همیشه پیچیدگی لازم را ندارد. در مواردی، شخصیتها به نشانههایی سادهشده یا موضوع شوخی بدل میشوند و فاصلهٔ میان نقدِ تعصب و بازتولیدِ آن روشن نمیماند. تصویر زنان نیز اغلب در مدار میل و خیالپردازی فریتز شکل میگیرد؛ آنان کمتر از مردان فرصت مییابند به شخصیتهایی مستقل با خواستهها و تجربههای کامل بدل شوند.
« افراط، شوک و مرزهای تحمل «Fritz the Cat» از نمایش صریح سکس، خشونت، مواد مخدر و رفتارهای بیپروا ابایی ندارد. »
قوتها و کاستیها
این ضعفها را نمیتوان تنها با ارجاع به زمان تولید فیلم کنار گذاشت. میتوان آنها را در بستر تاریخی فهمید، اما فهمیدن با بیاثر دانستن تفاوت دارد: این عناصر همچنان آزاردهندهاند و بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم را دشوار میکنند. جایگاه تاریخی و محدودیت هنری اهمیت تاریخی «Fritz the Cat» در شکستن تصوری ریشهدار نهفته است: اینکه انیمیشن ذاتاً مناسب کودکان است.
فیلم نشان داد که این رسانه میتواند به سیاست، جنسیت، خشونت و زندگی شهری بپردازد، هرچند پرداختن به موضوعات بزرگسالانه بهخودیِ خود تضمینکنندهٔ بلوغ هنری نیست. اثرِ Bakshi در این زمینه پیشگام و تأثیرگذار است، اما دستاورد تاریخیاش را باید از کیفیت هر جزءِ فیلم جدا کرد. روایت شلخته، شخصیت اصلیِ فرساینده و گاهبهگاه اتکای بیش از حد به شوک، مانع میشوند که فیلم به اثری کاملاً یکپارچه بدل شود.
بااینحال، حتی نارساییهایش نیز بخشی از چهرهٔ آناند: فیلمی که خطر میکند، قواعد را بههم میریزد و همزمان بهای شتاب و افراط خود را میپردازد. جمعبندی «Fritz the Cat» تجربهای نامتوازن، جسور و بهیادماندنی است. نیویورکِ پرجزئیات، انیمیشنِ رنگارنگ و ناآرام، دیالوگهای زنده و انرژی سرکش آن، هنوز جذابیت دارند؛ در سوی دیگر، قصهٔ پراکنده، فریتزِ آزاردهنده و شوخیها و کلیشههای خشن، تماشای فیلم را برای بسیاری دشوار میکنند.
ارزش اصلی اثر در بینقصبودن نیست، بلکه در جاهطلبیاش برای گشودن قلمرویی تازه در انیمیشن نهفته است. فیلمی است که میتوان هم از نیروی بصری و جسارت تاریخیاش ستایش کرد و هم از محدودیتهای اخلاقی و رواییاش انتقاد داشت؛ و شاید همین تضاد، بیش از هر چیز، آن را به سندی زنده از آشوب و تناقضهای فرهنگیِ دورهٔ خود بدل میکند.
« این ضعفها را نمیتوان تنها با ارجاع به زمان تولید فیلم کنار گذاشت. »



ثبت دیدگاه