نقد و بررسی
نقد Jane Austen's Period Drama | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی که از یک سوءتفاهم آغاز میشود «Jane Austen’s Period Drama» کمدی کوتاهی است که عنوانش از همان ابتدا سازوکار شوخیاش را آشکار میکند: «درام دورهای» هم به قصههای عاشقانهٔ تاریخی اشاره دارد و هم به قاعدگی؛ موضوعی که در بسیاری از روایتهای آراستهٔ عصر ویکتوریایی و رمانتیک، یا ناگفته میماند یا به حاشیه رانده میشود.
فیلم با انتقال این دو معنا به یک موقعیت آشنا، بازیگوشانه فاصلهٔ میان ظاهر مؤدبانهٔ درامهای تاریخی و واقعیتهای جسمانی زندگی زنان را برجسته میکند. ماجرا در انگلستانِ ۱۸۱۳، هنگام خواستگاری آقای دیکلی از دوشیزه استروژنیا تالبوت آغاز میشود. لکهٔ خون روی لباس استروژنیا، خواستگار را به این تصور میرساند که او زخمی شده است؛ و واکنش آشفتهٔ او بهسرعت نشان میدهد که تحصیلات پرهزینهاش دربارهٔ بدن زنان چیزی به او نیاموخته.
این موقعیت، موتور اصلی طنز فیلم است: ناآگاهی مردانه در تقابل با دانشی قرار میگیرد که جامعه از بیان صریحش پرهیز کرده است. شوخی با قواعد عاشقانهٔ عصر جین آستن فیلم صرفاً لباسهای فاخر و گفتوگوهای مؤدبانهٔ رمانهای جین آستن را تقلید نمیکند؛ بلکه قراردادهای آن جهان را دستمایهٔ هجو قرار میدهد.
« ماجرا در انگلستانِ ۱۸۱۳، هنگام خواستگاری آقای دیکلی از دوشیزه استروژنیا تالبوت آغاز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خواستگاری، اضطراب دربارهٔ آبرو، نظارت خانواده و ترس از آنکه صداقت، پیوندی مطلوب را برهم بزند، همگی در قالبی فشرده و کمیک بازمیگردند. اما موضوعی که زیر این آداب پنهان شده، قاعدگی است؛ واقعیتی روزمره که در چنین جهانهایی به ندرت فرصت حضور مستقیم مییابد. این تضاد، بهترین ایدهٔ فیلم است.
بدن و ادب اجتماعی ناگهان در یک قاب کنار هم قرار میگیرند و زبان رسمی دوره، در برابر مسئلهای عینی و بیپرده، دستوپاگیر به نظر میرسد. از همین رو، کمدی اثر فقط بر نامهای بازیگوشانه یا سوءتفاهم اولیه متکی نیست؛ بخشی از خنده از دیدن شکاف میان تصویر آرمانی عشق تاریخی و ناآگاهی عملی شخصیتها برمیخیزد.
فیلم، با این حال، بیش از آنکه بازخوانی عمیقی از جهان آستن باشد، از نشانههای آشنای آن برای ساختن یک هجویهٔ سریع استفاده میکند. فیلمنامه؛ چابک، اما وابسته به ایدهٔ مرکزی فیلمنامهٔ جولیا اکس و استیو پیندر، در بهترین لحظات، از ضرباهنگ خوبی برخوردار است. موقعیت اصلی زود معرفی میشود و واکنشهای شخصیتها با سرعتی متناسب با قالب کوتاه فیلم پشت سر هم میآیند.
« موقعیت اصلی زود معرفی میشود و واکنشهای شخصیتها با سرعتی متناسب با قالب کوتاه فیلم پشت سر هم میآیند. »
شخصیتها و اجرا
سوءبرداشت دیکلی، تلاش اطرافیان برای مدیریت ماجرا و تصمیم استروژنیا برای توضیح حقیقت، هر کدام فرصتی برای شوخیهای تازه فراهم میکنند. بازی با واژگان نیز بخشی از لذت اثر است: فیلم با جدیت ظاهری و معنای دوگانهٔ عنوانش، از ابتدا اعلام میکند که قصد دارد زبان مؤدبانهٔ درامهای تاریخی را به میدان شوخی بکشاند.
با این همه، محدودیت فیلمنامه نیز از دل همین تمرکز پدید میآید. ایدهٔ محوری آنقدر روشن و بلافاصله قابلفهم است که فیلم ناچار میشود بارها به همان تضاد بازگردد: مردی ناآگاه، زنی که حقیقت را میداند و جامعهای که ترجیح میدهد دربارهٔ آن سکوت کند. این بازگشتها گاه بامزهاند، اما در میانهٔ اثر بخشی از تازگی شوخیها را کاهش میدهند.
فیلم از ظرفیت بالقوهٔ موضوع برای پرداخت شخصیتها، تفاوت تجربههای زنان یا مناسبات آموزشی و اجتماعی چندان بهره نمیگیرد؛ بیشتر ترجیح میدهد موقعیت را در همان سطح هجوآمیز و سرراست نگه دارد. بازیها و لحن اجرایی بازیگران با انرژی و آمادگی کامل وارد فضای اغراقآمیز فیلم میشوند. جولیا اکس در نقش استروژنیا، میان دستپاچگی موقعیت و عزم شخصیت برای روشن کردن واقعیت تعادل ایجاد میکند.
« با این همه، محدودیت فیلمنامه نیز از دل همین تمرکز پدید میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او قهرمانی را میسازد که نه صرفاً قربانی سوءتفاهم است و نه فقط وسیلهای برای پیشبرد لطیفهها؛ در لحظاتی که باید میان انتظارهای اجتماعی و میل به صراحت یکی را برگزیند، نوعی استقلال و قاطعیت از خود نشان میدهد. تائیموا نیز ناآگاهی دیکلی را با جدیتی کمیک اجرا میکند. جذابیت نقش در این است که شخصیت، با وجود خطاهایش، الزاماً شرور یا تحقیرکننده نیست؛ او واقعاً نمیداند و همین ندانستن، هم سرچشمهٔ طنز است و هم موضوع انتقاد فیلم.
نقشآفرینیهای اطرافیان، بهویژه خواهران استروژنیا، به شلوغی نمایشی اثر میافزاید و فضای خانواده را به نوعی گروه کمدی بدل میکند. البته این انرژی گاه از مرز تعادل عبور میکند. تأکید مداوم بر اداها و واکنشهای بزرگ، به همراه شیوهٔ بازیای که پیوسته به تماشاگر یادآوری میکند همه در حال اجرای یک شوخیاند، باورپذیری جهان داستان را محدود میسازد.
این انتخاب با لحن هجو سازگار است، اما ممکن است برای مخاطبی که خواهان طنزی ظریفتر یا شخصیتهایی طبیعیتر است، خستهکننده شود. طراحی بصری و بازآفرینی دوره یکی از امتیازهای چشمگیر فیلم، جدیت بصری آن در برابر سبکسری موقعیت داستانی است. لباسها، فضاهای داخلی و حالوهوای انگلستان قرن نوزدهم، جهانی منسجم و تماشایی میسازند.
« تائیموا نیز ناآگاهی دیکلی را با جدیتی کمیک اجرا میکند. »
قوتها و کاستیها
این دقت صرفاً تزئینی نیست: هرچه تصویر بیشتر به یک درام تاریخی آراسته شباهت پیدا میکند، برخورد آن با موضوعی که چنین آثاری معمولاً از آن میگریزند خندهآورتر میشود. تضاد میان قاب باشکوه و آشفتگی روزمره، بخشی از شوخی سینمایی اثر را شکل میدهد. کارگردانی نیز از امکانات بصری و بدنی برای همراهی با شوخیهای کلامی بهره میگیرد.
جابهجایی شخصیتها در فضا و رفتارهای پرتحرک، اجازه نمیدهد فیلم به گفتوگویی ایستا محدود شود. موسیقی و طراحی تولید نیز به ساختن تصویری آشنا از یک ملودرام تاریخی کمک میکنند، اما این تصویر را با لحنی عمداً بازیگوشانه از مسیر معمول خارج میسازند. در نتیجه، ظاهر فیلم از محتوای کمدی آن عقب نمیماند و به آن شکل و قوام میدهد.
قاعدگی؛ موضوع آموزشی یا ابزار شوخی؟ فیلم با ورود قاعدگی به مرکز یک داستان عاشقانه، به سکوتی اجتماعی اشاره میکند که حتی در جهان داستان نیز به ناآگاهی مردانه انجامیده است. لحظههایی که استروژنیا ناچار میشود موضوع را روشن کند، بالقوه وجهی آموزشی دارند: فیلم نشان میدهد چیزی که برای بخشی از جامعه امری عادی است، میتواند برای دیگران به معمایی هراسآور تبدیل شود، آن هم نه به دلیل پیچیدگی ذاتیاش، بلکه به سبب نبود گفتوگو.
« تضاد میان قاب باشکوه و آشفتگی روزمره، بخشی از شوخی سینمایی اثر را شکل میدهد. »
جمعبندی
با این حال، اثر بیشتر به شوخی و بازی با کلمات تکیه دارد تا کاوشی چندلایه در تجربهٔ زیستهٔ زنان. صراحت آن ارزشمند است، اما صراحت بهتنهایی معادل عمق نیست. فیلم کمتر به پیامدهای اجتماعی و عاطفی تابو میپردازد و از ظرفیت موضوع برای ایجاد همدلی یا تنش جدی استفادهٔ محدودتری میکند. حاصل، کمدیای است که موضوع را از سکوت بیرون میآورد، اما غالباً آن را در محدودهٔ لطیفه نگه میدارد.
جمعبندی «Jane Austen’s Period Drama» یک کمدی کوتاه و پرجنبوجوش است که با کنار هم گذاشتن آداب عاشقانهٔ عصر جین آستن و واقعیتی جسمانی که آن آداب پنهان میکنند، به ایدهای فوری و سرگرمکننده میرسد. فیلمنامهٔ چابک، بازیهای سرزنده و طراحی بصری چشمنواز، به شوخی مرکزی جان میبخشند و فیلم را از یک طرح لفظیِ صرف فراتر میبرند.
در سوی دیگر، تکرار ایدهٔ اصلی، اغراق اجرایی و پرداخت نسبتاً سطحی موضوع، دامنهٔ اثر را محدود میکند. فیلم در قالب کوتاهش میداند چه میخواهد: نه بازسازی جدی عصر آستن، بلکه هجو آن با زبانی آشکار و لحنی بازیگوشانه. همین تمرکز، هم سرچشمهٔ موفقیت آن است و هم مرز آن. تماشاگرانی که از کمدی پررنگ، بازی با واژهها و وارونهکردن قراردادهای درام تاریخی لذت میبرند، احتمالاً از آن استقبال خواهند کرد؛ اما کسانی که به ظرافت روانشناختی یا طنزی کماغراقتر نیاز دارند، ممکن است احساس کنند ایده زودتر از خود فیلم به پایان میرسد.
« با این حال، اثر بیشتر به شوخی و بازی با کلمات تکیه دارد تا کاوشی چندلایه در تجربهٔ زیستهٔ زنان. »



ثبت دیدگاه