نقد و بررسی
نقد Summer Vacation | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی تعطیلاتی بر بستری از بحران روزمره «Summer Vacation» یا «Vacaciones de verano» ساختهٔ سانتیاگو سگورا، کمدی اسپانیاییِ سال ۲۰۲۳ است که موقعیتی ساده و آشنا را به موتور آشوبی تابستانی بدل میکند: اسکار و فلیکس، دو دوست و پدرِ جداشده، پس از ازدستدادن شغلشان در هتلی مجلل کاری موقت بهعنوان سرگرمکنندهٔ کودکان پیدا میکنند.
آنها که ناچارند همزمان از فرزندان خود نیز مراقبت کنند، بچهها را پنهانی به هتل میآورند و میکوشند نقش پدر را از نقش کارمند جدا نگه دارند. همین دوگانگی، سرچشمهٔ اصلی موقعیتهای کمیک فیلم است. فیلم در آغاز بر تضادی مؤثر دست میگذارد: فضای آراسته و کنترلشدهٔ یک اقامتگاه لوکس در برابر زندگی بینظم دو مردی که برای حفظ ظاهر شغلی و خانوادگیشان پیدرپی ناچار به بداههپردازیاند.
این تضاد بهخودیخود ظرفیت طنز دارد و به تماشاگر وعدهٔ کمدیای سبک، پرتحرک و مناسب فضای تعطیلات میدهد. «Summer Vacation» نیز در بهترین لحظههایش همین وعده را برآورده میکند؛ بیآنکه ادعای پیچیدگی روانشناختی یا نقد اجتماعی عمیق داشته باشد، موقعیتی روزمره را به بازیگوشی تصویری و کلامی تبدیل میکند.
« همین دوگانگی، سرچشمهٔ اصلی موقعیتهای کمیک فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پدر بودن در لباس مبدل هستهٔ عاطفی فیلم، بیش از آنکه خود شغل هتل باشد، رابطهٔ پدران با فرزندانشان است. اسکار و فلیکس میخواهند برای بچهها تابستانی خوش بسازند، اما راهی که انتخاب میکنند بر پنهانکاری و دورزدن مقررات استوار است. این تناقض امکان میدهد فیلم میان مهر پدرانه و خودخواهی، میان مراقبت واقعی و تصمیمهای نسنجیده، رفتوآمد کند.
پدرها از یک سو میخواهند کنار فرزندانشان باشند و از سوی دیگر، برای حفظ شغل موقتشان آنها را در موقعیتهایی قرار میدهند که کنترلشان دشوار است. این سویه میتوانست به کاوشی ظریفتر دربارهٔ مسئولیتپذیری و فرزندپروری بدل شود، اما فیلم معمولاً بهجای مکث بر پیامدهای رفتار شخصیتها، آنها را به حادثهٔ بعدی میرساند.
بنابراین، رابطهٔ خانوادگی بیشتر نقش زمینهای برای کمدی را دارد تا موضوعی که بهطور جدی تحول پیدا کند. بااینهمه، همین پیوند خانوادگی به داستان گرما میبخشد و نمیگذارد فیلم صرفاً به مجموعهای از خرابکاریهای بزرگسالان فروکاسته شود. بازیها و جذابیت اجرایی بازیها از عناصر موفق فیلماند.
« پدر بودن در لباس مبدل هستهٔ عاطفی فیلم، بیش از آنکه خود شغل هتل باشد، رابطهٔ پدران با فرزندانشان است. »
شخصیتها و اجرا
لئو هارلم در نقش اسکار و سانتیاگو سگورا در نقش فلیکس، دو شخصیت را با انرژیهایی متفاوت میسازند و تضاد میان آنها به پویایی صحنهها کمک میکند. یکی از امتیازهای اجرا این است که واکنشها غالباً طبیعی و بیتکلف به نظر میرسند؛ بازیگران بهجای آنکه هر لحظه را با تأکید اغراقآمیز به سوی خنده هل دهند، در بسیاری از صحنهها اجازه میدهند خود موقعیت کار کند.
این رویکرد، بهویژه در لحظات شلوغی و سردرگمی، به فیلم حالوهوایی سرزنده میدهد. حضور کودکان نیز برای چنین کمدیای اهمیت دارد. آنها صرفاً تزئینات صحنه نیستند؛ انرژی و واکنشهایشان به بینظمی بزرگسالان، به فضای فیلم جنبوجوش میبخشد. بااینحال، فیلم گاهی کودکان را بیشتر به محرکِ آشوب تبدیل میکند تا شخصیتهایی با خواستهها و نگاه مستقل.
در نتیجه، ظرفیت رابطههای میان نسلها بهطور کامل شکوفا نمیشود و بار اصلی کمدی همچنان بر دوش دو پدر و تصمیمهای عجولانهٔ آنها باقی میماند. ریتم روان، اما ساختار سست «Summer Vacation» از ریتمی روان برخوردار است و فضای رنگارنگ هتل، استخر و فعالیتهای تفریحی به آن حالوهوایی دلنشین میدهد.
« این رویکرد، بهویژه در لحظات شلوغی و سردرگمی، به فیلم حالوهوایی سرزنده میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم برای تماشای سبک و بیدردسر طراحی شده و معمولاً از ماندن طولانی در یک موقعیت پرهیز میکند. این حرکت پیوسته کمک میکند داستان از رخوت دور بماند و حالوهوای تعطیلاتیاش حفظ شود. تماشاگر بهسرعت وارد بازیِ حفظ رازها، اختراع بهانهها و تلاش برای جلوگیری از لو رفتن نقشه میشود. اما همین شتاب، به نقطهضعف ساختاری فیلم نیز بدل میشود.
داستان بارها به دروغی تازه و بحرانی تازه متکی است، بیآنکه همیشه میان این موقعیتها پیوندی محکم یا پیشرفتی معنادار شکل بگیرد. در نتیجه، بخشی از صحنهها بهجای آنکه اجزای یک مسیر روایی منسجم باشند، همچون قطعاتی جداگانه کنار هم قرار میگیرند. فیلم میداند چگونه فضای شلوغ بسازد، اما همیشه نمیداند چگونه آن را به اوجی کمیک و رضایتبخش هدایت کند.
از همین رو، ریتم تند آن در بعضی لحظهها به پراکندگی میرسد. شوخیهایی که تاریخ مصرفشان گذشته است محدودکنندهترین ایراد فیلم، نوعی از شوخی است که به کلیشههای نژادی و جنسیتی تکیه میکند. بهویژه لحظههایی که شخصیتها میکوشند با تقلید از چینیها خود را از چشم دیگران پنهان کنند، نه فقط از نظر اخلاقی آزاردهندهاند، بلکه از نظر کمدی نیز کممایه و ناموفق از کار درمیآیند.
« فیلم برای تماشای سبک و بیدردسر طراحی شده و معمولاً از ماندن طولانی در یک موقعیت پرهیز میکند. »
قوتها و کاستیها
این شوخیها بر مشاهدهٔ دقیق شخصیت یا وارونگی هوشمندانهٔ موقعیت بنا نشدهاند؛ خنده را از بازتولید نشانههایی کلیشهای طلب میکنند که پیشاپیش بار تحقیرآمیز دارند. مشکل فقط کهنهبودن این نوع شوخی نیست؛ مسئله آن است که فیلم ظاهراً فاصلهٔ انتقادی روشنی از رفتار شخصیتها نمیگیرد. وقتی رفتار مسئلهدار صرفاً بهانهای برای خنده باشد و روایت به پیامد یا معنای آن نپردازد، طنز بهجای آنکه کلیشه را افشا کند، آن را دوباره مصرف میکند.
همین امر در شوخیهای جنسیتزده نیز دیده میشود: زنان اغلب در حاشیهٔ ماجراهای مردان قرار میگیرند و فیلم کمتر به آنها مجال میدهد تا از چارچوب نقشهای آشنای کمدی فراتر بروند. آشوب بهجای کمدیِ انباشتی کمدیِ مبتنی بر دروغ، پنهانکاری و سوءتفاهم میتواند مؤثر باشد، بهشرط آنکه هر انتخاب شخصیت پیامد تازهای بسازد و فشار موقعیت به شکلی سنجیده افزایش یابد.
«Summer Vacation» بارها به همین سازوکار روی میآورد، اما تکرار آن بهتدریج از تازگیاش میکاهد. شخصیتها بهجای آنکه از اشتباهاتشان چیزی بیاموزند یا راهبرد تازهای پیدا کنند، غالباً با دروغی دیگر از مخمصه بیرون میروند؛ و این راهحل موقت، بحران بعدی را فرا میخواند. چنین الگویی به فیلم انرژی میدهد، اما جایگزین طراحی دقیق شوخی نمیشود.
« Summer Vacation» بارها به همین سازوکار روی میآورد، اما تکرار آن بهتدریج از تازگیاش میکاهد. »
جمعبندی
برخی صحنهها از شلوغی و واکنشهای سریع نیرو میگیرند، ولی خندهٔ واقعی بهندرت از دل موقعیت بهصورت طبیعی و انباشتی شکل میگیرد. حاصل، اثری است که لحظههای سرگرمکننده دارد، اما کمتر به یک کمدی منسجم و ماندگار تبدیل میشود. بهبیان دیگر، فیلم بیش از آنکه بر ساختن یک خط طنزِ پیوسته تکیه کند، به تعداد موقعیتهای آشفته و میزان سر و صدا متکی است.
جمعبندی «Summer Vacation» کمدیای سرزنده و خوشتماشا است که از فضای تعطیلاتی، بازیهای باورپذیر و موقعیت مرکزیِ ساده اما پربازده سود میبرد. رابطهٔ پدرها و فرزندان، تضاد میان محیط لوکس هتل و زندگی آشفتهٔ شخصیتها، و ریتم روان فیلم، آن را برای تماشایی سبک و بیتکلف مناسب میکند. بااینحال، تکیهٔ مکرر بر دروغ و سوءتفاهم، پراکندگی روایی و استفاده از شوخیهای نژادپرستانه و جنسیتزده، مانع میشود این سرگرمی به کمدیای واقعاً منسجم و هوشمند بدل شود.
فیلم در لحظههای ساده و پرجنبوجوشش دلنشین است، اما هرگاه به کلیشههای فرسوده پناه میبرد یا آشوب را جایگزین پرداخت دقیق میکند، از توان بالقوهٔ خود فاصله میگیرد. حاصل، اثری ناهموار است: نه بیجاذبه و نه کاملاً موفق؛ کمدیای که گاه لبخند میآورد، اما در مجموع بیش از آنکه بهواسطهٔ ساختار یا طنزش در خاطر بماند، با فرصتهایی که برای شوخی سنجیدهتر و نگاهی دقیقتر به خانواده از دست میدهد شناخته میشود.
« حاصل، اثری است که لحظههای سرگرمکننده دارد، اما کمتر به یک کمدی منسجم و ماندگار تبدیل میشود. »



ثبت دیدگاه