نقد و بررسی
نقد The Fortune Cookie | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای که از یک تصادف آغاز میشود «The Fortune Cookie» ساختهٔ بیلی وایلدر، کمدیای است که از رویدادی کوچک، زنجیرهای از تصمیمهای بزرگ و اخلاقاً مسئلهدار میسازد. هری هینکل، تصویربردار تلویزیونی، در جریان فیلمبرداری از یک مسابقهٔ فوتبال آسیب میبیند؛ اما پیش از آنکه ماجرا فرصتی برای فروکشکردن پیدا کند، ویلی گینگریچ، شوهرخواهر و وکیل فرصتطلب او، آن را به پروندهای برای دریافت غرامتی هنگفت بدل میکند.
پیشنهاد ویلی ساده به نظر میرسد: آسیب را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهند و از شرکت بیمه پول بگیرند. ولی فیلم از همان ابتدا روشن میکند که مسئله تنها یک ادعای ساختگی نیست؛ این طرح قرار است هری را در برابر پرسشی قرار دهد که پاسخدادن به آن آسان نیست: آدم تا کجا حاضر است برای پول، آسودگی یا بازگشت به زندگی گذشتهاش از خودش چشم بپوشد؟
وایلدر و همکار نویسندهاش، آی. ای. ال. دایموند، موقعیت را چون ماشینی کمدی به حرکت درمیآورند. هر گام در نقشهٔ ویلی، بهانهای برای نقشهای تازه میشود و هر کوششی برای حفظ ظاهر، هری را بیشتر در شبکهای از دروغها گرفتار میکند. بااینحال، جذابیت فیلم فقط در پیچوخمهای پرونده نیست.
آنچه این سازوکار را زنده نگه میدارد، آگاهی از فاصلهٔ میان آن چیزی است که شخصیتها میگویند و آن چیزی که واقعاً میخواهند. در این فاصله، خنده شکل میگیرد؛ و گاه، پشت خنده، تلخیای آرام سر برمیآورد. وایلدر و طنزِ مناسبات روزمره طنز وایلدر معمولاً به جای آنکه از شخصیتهایی عجیب و دور از دسترس برخیزد، ضعفهای آشنای آدمها را هدف میگیرد: حرص، خودفریبی، ترس از شکست و میل به توجیه انتخابهای نادرست.
« پیشنهاد ویلی ساده به نظر میرسد: آسیب را بزرگتر از آنچه هست جلوه دهند و از شرکت بیمه پول بگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«The Fortune Cookie» نیز فساد را صرفاً در قامت یک تبهکار بزرگ نشان نمیدهد؛ در دل تصمیمهایی میجوید که ممکن است در ابتدا کوچک، موجه یا حتی بیضرر جلوه کنند. هری با خود میاندیشد که این پرونده شاید فقط فرصتی مالی باشد؛ ویلی نیز چنان با اطمینان از قواعد بازی حرف میزند که انگار اخلاق چیزی جز مانعی دستوپاگیر در مسیر مهارت حرفهای نیست.
این نگاه، فیلم را از یک هجو حقوقی ساده فراتر میبرد. شرکت بیمه، وکیل، پزشک و اطرافیان هر یک درگیر محاسبهٔ سود و زیاناند؛ اما هری است که باید پیامدهای انسانی نقشه را در زندگی خود حمل کند. فیلم از او قهرمانی پاکدامن نمیسازد و همین انتخاب اهمیت دارد: او در برابر اغوا آسیبپذیر است، برای بازگشت زنی از گذشته امید میبندد و گاهی میکوشد رفتار خود را با دلایل مصلحتآمیز توجیه کند.
این ضعفها شخصیتش را باورپذیرتر میکنند و داوری دربارهٔ او را دشوارتر. جک لمون و والتر ماتائو: دو سوی یک بازی بخش بزرگی از نیروی فیلم از تقابل جک لمون و والتر ماتائو میآید. لمون در نقش هری، مردی را میسازد که درماندگیاش هم خندهآور است و هم اندکی اندوهبار. واکنشهای چهره، مکثها و تردیدهای او نشان میدهند که هری از یک سو دلش میخواهد از گرفتاری پیشآمده سود ببرد و از سوی دیگر هنوز کاملاً نتوانسته وجدانش را خاموش کند.
او نه آدمی کاملاً سادهلوح است و نه کلاهبرداری تمامعیار؛ میان این دو جایگاه معلق میماند. ماتائو در نقش ویلی، در برابر او شخصیتی آرام، حسابگر و چیرهدست میآفریند. ویلی برای هر اعتراض پاسخی آماده دارد و هر بار که هری در تردید فرو میرود، میکوشد آن را به فرصتی تازه تبدیل کند. لحن مطمئن و نگاه خشک او به موقعیت، بخشی از شوخی است؛ خنده از اینجا میآید که آدمی با چنین وجدان انعطافپذیری، کار خود را نه تقلب، که نوعی مهارت حرفهای جلوه میدهد.
« این نگاه، فیلم را از یک هجو حقوقی ساده فراتر میبرد. »
شخصیتها و اجرا
همکاری لمون و ماتائو، که نخستین همراهی سینمایی آن دو بود، به فیلم ضرباهنگی دوگانه میدهد: یکی دائماً از نقشه جا میماند و دیگری گویی پیشاپیش چند حرکت بعد را دیده است. صداقت، عزتنفس و هزینهٔ دروغ در ظاهر، هدف اصلی نقشهٔ ویلی پول است؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که دروغ فقط یک ابزار برای بهدستآوردن پول نیست.
هری باید نقش بیماری را بازی کند و این نقش، مرز میان وانمودکردن و باورکردن را کمرنگ میسازد. هرچه مدت بیشتری در این وضعیت میماند، دشوارتر میشود که خود را بیرون از آن ببیند. دروغ، به جای آنکه صرفاً حقیقت را از دیگران پنهان کند، به تدریج بر تصویری که هری از خودش دارد نیز سایه میاندازد.
در برابر این معاملهٔ ظاهراً خصوصی، حضور فوتبالیستی که در حادثه دخیل بوده، بُعد انسانی ماجرا را پررنگتر میکند. این شخصیت، برخلاف طرح خشک و حسابگرانهٔ ویلی، با نگرانی و احساس مسئولیت واکنش نشان میدهد. همین تضاد، هری را با پیامدهایی روبهرو میکند که نمیتوان بهسادگی در صورتحساب مالی جا داد.
فیلم در این نقطه از موعظهگری فاصله میگیرد: به جای آنکه شخصیتها را به دو گروه روشنِ خوب و بد تقسیم کند، میپرسد چه زمانی منفعتطلبی از یک بازی بیضرر به آسیبی واقعی بدل میشود. عشق، بازگشت و انگیزههای پنهان بازگشت همسر سابق هری، لایهای عاطفی به ماجرا میافزاید. هری در کنار فکر پول و پرونده، امید دارد که شاید بتواند رابطهٔ ازدسترفته را از نو بسازد.
« هری باید نقش بیماری را بازی کند و این نقش، مرز میان وانمودکردن و باورکردن را کمرنگ میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این امید، انگیزهٔ او را پیچیدهتر میکند: آیا او به نقشه تن میدهد چون واقعاً آن را پذیرفته، یا چون میپندارد وضع تازه میتواند او را خواستنیتر و زندگیاش را پربسامانتر نشان دهد؟ فیلم به این پرسش پاسخ سرراستی نمیدهد، اما پیوند میان میل عاطفی و منفعت مادی را آشکار میسازد. این خط داستانی گاهی از مسیر اصلی فاصله میگیرد.
رابطهٔ هری و همسر سابقش فرصتهایی برای فهمیدن تنهایی و ناامنی او فراهم میکند، اما پیوند این بخش با هستهٔ کمدی حقوقی همیشه به یک اندازه محکم نیست. در برخی لحظهها، فیلم ناچار میشود از شتاب نقشه فاصله بگیرد تا به زندگی خصوصی هری بپردازد؛ جابهجاییای که به شخصیت عمق میدهد، ولی ممکن است تمرکز روایی را نیز اندکی پراکنده کند.
ریتم، تصویر و جهان فیلم فیلم با زمان اجرایی بیش از دو ساعت، فضای کافی برای گسترش شخصیتها و نمایش پیامدهای نقشه دارد؛ بااینحال، همین فرصت گاه به کشآمدن بعضی موقعیتها میانجامد. شوخیهایی که در آغاز با تازگی و غافلگیری اثر میگذارند، ممکن است در ادامه بیش از اندازه امتداد یابند.
افزون بر این، مسیر کلی داستان از نیمههای راه چندان رازآلود نیست و تماشاگر معمولاً میتواند جهت حرکت آن را حدس بزند. بنابراین کشش فیلم بیشتر از نتیجهٔ نهایی، از تماشای رفتار شخصیتها و تغییر رابطهٔ آنان با دروغ سرچشمه میگیرد. تصویربرداری سیاهوسفید، با فضای واقعگرایانه و سرد خود، به طنز تلخ اثر تناسب دارد.
« فیلم به این پرسش پاسخ سرراستی نمیدهد، اما پیوند میان میل عاطفی و منفعت مادی را آشکار میسازد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در صحنههای بیرونی و محیطهای کاری، زندگی را از شکوه نمایشی دور میکند؛ جهانش بیشتر از آنکه صحنهٔ حادثهای عظیم باشد، عرصهٔ چانهزنی، انتظار و حسابگری است. حضور بازیکن فوتبال و خانوادهاش نیز دامنهٔ داستان را از نقشهٔ شخصی هری و ویلی فراتر میبرد و یادآوری میکند که فریب، حتی وقتی در قالب شوخی یا حقهای مالی عرضه شود، ممکن است بر کسانی اثر بگذارد که در طراحی آن نقشی نداشتهاند.
فیلم همچنین مسئلهٔ نژاد را وارد جهان کمدی خود میکند؛ عنصری که به ماجرا بُعد اجتماعی میدهد، هرچند پرداخت آن را میتوان از منظر امروز محل بحث دانست. جمعبندی «The Fortune Cookie» کمدیای دربارهٔ آدمهایی است که میکوشند منفعتطلبی خود را معقول جلوه دهند؛ فیلمی که از یک حادثهٔ ساده، بازی پیچیدهای میان حقیقت و نقشآفرینی میسازد.
جک لمون به هری تردید و آسیبپذیری میبخشد و والتر ماتائو با خونسردی حسابگرانهٔ ویلی، موتور طنز را به حرکت درمیآورد. نتیجه، اثری است که در بهترین لحظاتش همزمان میخنداند و آسودهخاطر نمیگذارد: زیرا شوخیهایش از موقعیتی آشنا نیرو میگیرند، موقعیتی که در آن آدمها میکوشند با دروغی کوچک، زندگی را به سود خود تغییر دهند.
کندی مقطعی ریتم، قابلپیشبینیشدن مسیر کلی و فاصلهگرفتن گاهبهگاه از خط اصلی، مانع از آن است که فیلم در همهٔ لحظات یکدست بماند. بااینهمه، تواناییاش در پیوندزدن کمدی با پرسشهای اخلاقی، آن را ماندگار میکند. این اثر بیش از آنکه دربارهٔ یک پروندهٔ غرامت باشد، دربارهٔ بهای شخصیِ تبدیلکردن انسان به نقش است؛ نقشی که شاید در آغاز سودآور به نظر برسد، اما کمکم از بازیگرش میخواهد هزینهای فراتر از پول بپردازد.
« بااینهمه، تواناییاش در پیوندزدن کمدی با پرسشهای اخلاقی، آن را ماندگار میکند. »



ثبت دیدگاه