نقد و بررسی
نقد Abruptio | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای که از همان آغاز جهان فیلم را کج میکند «Abruptio» با موقعیتی ساده اما بهشدت ناآرامکننده آغاز میشود: لس هَکِل، مردی درمانده و سرخورده، درمییابد وسیلهای انفجاری در گردنش کار گذاشته شده است. از آن پس، فرمانهایی دریافت میکند که سرپیچی از آنها میتواند به بهای جانش تمام شود.
این مقدمه، فیلم را به سوی یک تریلر گروگانگیری میبرد، اما «Abruptio» خیلی زود از مسیر آشنای ژانر فاصله میگیرد و به فضایی کابوسوار، نامتوازن و گاه هذیانی وارد میشود. قدرت ایده تنها در تهدید جسمانی نیست؛ فیلم از همان ابتدا پرسشی اخلاقی پیش میکشد: وقتی بقا به اطاعت از فرمانی جنایتبار گره خورده باشد، مسئولیت عمل تا کجا بر دوش عامل آن است؟
لس در جایگاهی قرار میگیرد که هر انتخابش پیامد دارد و هیچ پاسخ پاکیزهای در دسترس نیست. فیلم این پرسش را بیشتر با موقعیتهای افراطی و شوکآور پیش میبرد تا با بحثی منظم و صریح، و همین انتخاب هم منبع جذابیت آن است و هم زمینهساز آشفتگیاش. عروسکها؛ امضای تصویری و سرچشمهی اضطراب مهمترین ویژگی «Abruptio» شیوهی غیرمعمول نمایش شخصیتهاست: آدمهای فیلم با عروسکهایی تقریباً هماندازه و واقعنما جان گرفتهاند.
« از آن پس، فرمانهایی دریافت میکند که سرپیچی از آنها میتواند به بهای جانش تمام شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب صرفاً حقهای بصری برای جلب توجه نیست؛ عروسکها به جهان فیلم هویتی مستقل میدهند. چهرههای آشنا، در محیطهایی روزمره و با رفتاری انسانی، همزمان ملموس و نادرست به نظر میرسند. همین دوگانگی، حس ناآرامی را از دل تصویر بیرون میکشد: چیزی در قاب طبیعی است، اما نه آنقدر که بتوان به آن اعتماد کرد.
طراحی و اجرای عروسکها از بخشهای تحسینبرانگیز فیلم است. بافت چهرهها، لباسها و جزئیات بدنها برای باورپذیری جهان داستان اهمیت زیادی دارند و در بسیاری از صحنهها موفق میشوند چشم را به بازی خود بکشانند. در عین حال، این واقعنمایی کامل نیست و قرار هم نیست باشد؛ فاصلهی میان عروسک و انسان به بخشی از بیان اثر تبدیل میشود.
با این همه، همان فاصله در لحظههای عاطفی به محدودیتی آشکار بدل میگردد: حالتهای چهره و حرکات کمدامنه، گاه مانع انتقال کامل اندوه، ترس یا صمیمیت میشوند. خشونت؛ ابزار روایت یا نمایش افراط؟ خشونت در «Abruptio» عنصری حاشیهای نیست؛ زبان اصلی بسیاری از لحظههای آن است. فیلم با صحنههای دلخراش، بدنهای آسیبدیده و تهدیدهای بیوقفه میکوشد تماشاگر را از آسودگی بیرون بکشد.
« این انتخاب صرفاً حقهای بصری برای جلب توجه نیست؛ عروسکها به جهان فیلم هویتی مستقل میدهند. »
شخصیتها و اجرا
کنار هم قرار گرفتن این تصاویر با عروسکهایی که در نگاه نخست شاید یادآور سرگرمی یا نمایش کودکانه باشند، تضادی آزارنده میسازد. نتیجه، گاه هولناک و بهیادماندنی است؛ گاه نیز چنان بر شوک تکیه میکند که تأثیرش از معنای صحنه جلو میزند. مشکل از جایی آغاز میشود که خشونت بهجای تشدید مضمون، به مقصود مستقل تبدیل میشود.
در برخی لحظهها، فیلم بهجای آنکه پیامد روانی و اخلاقی اعمال لس را بکاود، بر غافلگیری و شدت تصویر تکیه میکند. این افراط ممکن است برای مخاطبی که سینمای وحشت تند و بیپروا میپسندد جذاب باشد، اما برای تماشاگر دیگری به تکرار و خستگی میانجامد. تضاد میان ظاهر عروسکی و محتوای خشن، ایدهای نیرومند است؛ بااینحال، فیلم همیشه نمیداند چه وقت باید از این تضاد دست بکشد.
روایتی در جستوجوی انسجام مسیر داستانی فیلم عمداً ناپایدار به نظر میرسد. لس از یک موقعیت عجیب به موقعیتی دیگر کشیده میشود و در کنار مأموریتهای خطرناک، با آدمهایی روبهرو میشود که هرکدام بخشی از این جهان غریب را نمایندگی میکنند. این ساختار، حس بیاختیاری قهرمان را به تماشاگر منتقل میکند: همانطور که لس نمیداند فرمان بعدی چیست، مخاطب نیز نمیتواند مطمئن باشد فیلم در گام بعدی چه جهتی خواهد گرفت.
« نتیجه، گاه هولناک و بهیادماندنی است؛ گاه نیز چنان بر شوک تکیه میکند که تأثیرش از معنای صحنه جلو میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما میان آشفتگیِ حسابشده و پراکندگیِ بیثمر مرزی وجود دارد و «Abruptio» همیشه آن را حفظ نمیکند. بعضی گذارها چنان ناگهانیاند که بیشتر به پرش میان طرحها شباهت دارند تا رشد طبیعی یک روایت. شخصیتها و رخدادها گاه پیش از آنکه فرصت معنایافتن پیدا کنند جای خود را به ایدهای تازه میدهند.
این بیقراری به فیلم نوعی نیروی غیرقابلپیشبینی میبخشد، اما در عوض پیوند عاطفی و روایی را سست میکند. بیننده ممکن است مجذوب تصاویر شود، بیآنکه همیشه بداند چرا باید برای سرنوشت آنها اهمیت قائل باشد. صداپیشگی و شخصیتپردازی با وجود محدودیتهای ظاهری عروسکها، صداپیشگی سهم مهمی در زندهکردن جهان فیلم دارد.
اجرای صوتی، بهویژه در لحظههایی که شخصیتها میان وحشت، درماندگی و شوخی تلخ جابهجا میشوند، انرژی قابلتوجهی به صحنهها میبخشد. صداها به چهرههای ثابتتر عروسکها لایهای از عاطفه میافزایند و در برخی موارد چیزی را منتقل میکنند که صورت و بدن بهتنهایی از پس آن برنمیآیند. لس در مرکز داستان، شخصیتی بینقص یا قهرمانی آرمانی نیست؛ درماندگی، ضعف و تصمیمهای مسئلهدار او بخشی از نیروی دراماتیک فیلماند.
« اما میان آشفتگیِ حسابشده و پراکندگیِ بیثمر مرزی وجود دارد و «Abruptio» همیشه آن را حفظ نمیکند. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر نه بهسادگی او را میستاید و نه میتواند بیاعتنا از کنارش بگذرد. بااینحال، چون روایت فرصت کافی برای مکث و پرداختن به روابط نمیدهد، برخی شخصیتهای پیرامونی بیشتر کارکردی داستانی پیدا میکنند تا حضوری مستقل. آنان به پیشبردن کابوس کمک میکنند، اما همیشه به چهرههایی ماندگار و چندلایه تبدیل نمیشوند.
طنز سیاه و جهانی تباهشده طنز فیلم از همان جنس شوخیهای آسوده و رهاییبخش نیست؛ بیشتر از برخورد نامنتظر امر مضحک با امر هولناک زاده میشود. حضور عروسکها، موقعیتهای عجیب و واکنشهای خشک یا نامتناسب شخصیتها، بارها لحنی عبث و تلخ پدید میآورد. این طنز سیاه میتواند ضرباهنگ فیلم را از یکنواختی خشونت بیرون بکشد و به جهان آن رنگی نامعمول بدهد.
بااینحال، شوخیها همیشه با مضمون یا شخصیتها پیوند محکمی ندارند. گاهی لحن فیلم میان هجو، وحشت، درام و خیالپردازی چنان سریع تغییر میکند که مخاطب فرصت سازگاری نمییابد. این نوسان برای اثری که میخواهد هنجارها را بههم بریزد، انتخابی قابلفهم است؛ اما وقتی پیوند میان لحنها سست شود، تجربه بهجای چندوجهیبودن، پراکنده احساس میشود.
« تماشاگر نه بهسادگی او را میستاید و نه میتواند بیاعتنا از کنارش بگذرد. »
جمعبندی
«Abruptio» در بهترین لحظههایش از این آشوب برای ساختن طنزی تلخ بهره میگیرد؛ در لحظههای کماثرتر، فقط عجیببودن را جایگزین انسجام میکند. جمعبندی «Abruptio» اثری نامتعارف و جسور است که مهمترین داراییاش را در جهان بصری خود مییابد: عروسکهایی واقعنما در موقعیتهایی خشن و کابوسوار، همراه با صداپیشگیهای پرانرژی و ایدهای که امکان یک وحشت اخلاقی متفاوت را فراهم میکند.
فیلم تماشاگر را به تجربهای آشنا و امن دعوت نمیکند؛ گاهی گیج میکند، گاهی پس میزند و گاهی با تصویر یا لحنی نامنتظر در ذهن میماند. در سوی دیگر، خشونتِ افراطی، روایت ناهماهنگ و محدودیت عاطفی عروسکها مانع میشوند که همهی ظرفیت این ایده به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. فیلم بیش از آنکه داستانی دقیق و صیقلخورده باشد، هذیانی تصویری است که از دل تناقضهایش نیرو میگیرد.
برای مخاطبی که از سینمای وحشت تجربی، طنز سیاه و فرمهای نامتعارف استقبال میکند، «Abruptio» میتواند تماشایی باشد؛ اما انتظار روایتی هموار و پیوندی عاطفیِ پیوسته، احتمالاً با آن برآورده نخواهد شد.
« فیلم بیش از آنکه داستانی دقیق و صیقلخورده باشد، هذیانی تصویری است که از دل تناقضهایش نیرو میگیرد. »



ثبت دیدگاه