نقد و بررسی
نقد Only the Brave | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاهی کلی «Only the Brave» ساختهٔ جوزف کوشینسکی، درام زندگینامهای دربارهٔ گروه آتشنشانان گرانیت ماونتن هاتشاتس است؛ گروهی که برای مقابله با آتشسوزیهای گستردهٔ جنگلی در آریزونا آموزش دیدهاند. فیلم از همان آغاز، آتش را صرفاً نیرویی برای ساختن صحنههای پرهیجان نمیگیرد، بلکه آن را حضوری ناپایدار و هراسآور میسازد؛ خطری که در حاشیهٔ زندگی روزمره کمین کرده و با تغییر جهت باد یا یک تصمیم نادرست میتواند همهچیز را دگرگون کند.
بااینحال، مرکز ثقل روایت نه خود آتش، بلکه آدمهاییاند که در برابر آن میایستند: همکارانی که بهتدریج به خانوادهای انتخابشده بدل میشوند. فیلم در سنت درامهای قهرمانمحورِ مبتنی بر رویدادهای واقعی قرار میگیرد و از بسیاری از قواعد آشنای آن نیز پیروی میکند. امتیازش نه در گریز کامل از این الگو، بلکه در جدیتی است که برای ترسیم کار روزمره، روابط گروهی و بهای عاطفیِ انتخابهای قهرمانان به خرج میدهد.
حاصل، اثری است که شاید همیشه از نظر روایی تازه نباشد، اما در لحظههای مهم توان برقراری ارتباطی مستقیم و اثرگذار با تماشاگر را دارد. آتش، فضا و تعلیق یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، کیفیت بصری و صوتی صحنههای آتشسوزی است. شعلهها همچون منظرهای زیبا و دوردست عرضه نمیشوند؛ صدای غرش، دود غلیظ، نور نارنجی و سرعت تغییر شرایط، حس ناپایداری محیط را به تماشاگر منتقل میکنند.
آتش در اینجا دشمنی با ارادهای انسانی نیست، اما همین بیاعتناییاش به خواستههای آدمها آن را هولناکتر میکند. گروه میتواند آموزش دیده باشد، نقشه داشته باشد و به یکدیگر اعتماد کند؛ بااینهمه، طبیعت تابع برنامهٔ آنان نیست. کوشینسکی در صحنههای عملیاتی، تعلیق را از راه نمایش خطر ملموس میسازد، نه با اتکا به شگردهای پرزرقوبرق.
« آتش، فضا و تعلیق یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، کیفیت بصری و صوتی صحنههای آتشسوزی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر همواره میداند که یک اشتباه کوچک ممکن است پیامدی بزرگ داشته باشد. این رویکرد، فیلم را در لحظات پرتنش قانعکننده میکند و میان تماشای یک عملیات نفسگیر و درک دشواریهای حرفهٔ آتشنشانی پیوند برقرار میسازد. البته فیلم گاهی مجال اندکی برای توضیح جزئیات فنی این کار میدهد؛ ازاینرو، کسانی که انتظار تصویری گستردهتر از تاکتیکها و تصمیمگیریهای عملیاتی دارند، ممکن است احساس کنند بخشی از تجربهٔ این حرفه بیرون از قاب باقی مانده است.
قصهای دربارهٔ ساختهشدن یک گروه روایت، مسیر شکلگیری و رشد گروه را دنبال میکند و بهجای آنکه اعضا را از ابتدا قهرمانانی کامل نشان دهد، بر انضباط، آزمون و پذیرش متقابل تأکید میگذارد. یکی از نیروهای تازهوارد، برندان مکدونو، در جایگاه فردی قرار میگیرد که باید اعتماد دیگران را به دست آورد و با گذشته و آشفتگیهای شخصی خود روبهرو شود.
این مسیر به فیلم امکان میدهد میان داستان حرفهای گروه و تجربهٔ فردی او رفتوآمد کند. این دو خط روایی در بخشهایی بهخوبی یکدیگر را تکمیل میکنند: کار گروهی به شخصیتها معنا میبخشد و دشواریهای شخصی، آنان را از چهرههایی صرفاً قهرمانانه فراتر میبرد. بااینحال، روایت گاهی از فرمولهای آشنا پیروی میکند؛ ورود فرد مسئلهدار به جمع، مقاومت اولیه، آزمودن تواناییها و سپس پذیرفتهشدن، مسیری است که مخاطب در آثار مشابه بارها دیده است.
برخی دیالوگها نیز بهجای آنکه شخصیتها را با ظرافت بیشتری بشناسانند، پیامهایی روشن و گاه کلیشهای دربارهٔ رفاقت، مسئولیت و فداکاری بیان میکنند. بازیها و شخصیتپردازی جاش برولین در نقش اریک مارش، ستون عاطفی و سازمانی گروه است. او فرماندهای را تصویر میکند که هم اقتدار دارد و هم فشار مسئولیتی را بر دوش میکشد که همیشه امکان تقسیمکردنش را ندارد.
« تماشاگر همواره میداند که یک اشتباه کوچک ممکن است پیامدی بزرگ داشته باشد. »
شخصیتها و اجرا
بازی برولین در لحظههایی که میان قاطعیت حرفهای و آسیبپذیری شخصی نوسان میکند، به فیلم عمق میدهد؛ شخصیت او نه بیخطاست و نه از تردید مصون، و همین ویژگی مانع از آن میشود که صرفاً به نماد رهبری بدل شود. مایلز تلر نیز در نقش برندان، ترکیبی از بیقراری و میل به تغییر را به نمایش میگذارد.
او مسیری را طی میکند که اگرچه در چارچوب آشنای رستگاری شخصی قرار دارد، با بازی کنترلشدهٔ تلر باورپذیرتر میشود. جنیفر کانلی در نقش آماندا مارش، نیروی عاطفی مهمی در زندگی اریک است و حضورش یادآور میشود که خطر شغل آتشنشانی تنها در میدان عملیات باقی نمیماند؛ خانوادهها نیز با پیامدهای آن زندگی میکنند.
جف بریجز و دیگر بازیگران مکمل نیز به جهان فیلم وزن میدهند، هرچند برخی از آنان فرصت چندانی برای شکلدادن به شخصیتهایی مستقل پیدا نمیکنند. محدودیت اصلی در این بخش، نابرابریِ پرداخت است. چند چهرهٔ محوری بهخوبی متمایز میشوند، اما بخش بزرگی از اعضای گروه بیشتر بهصورت اجزای یک جمع دیده میشوند تا شخصیتهایی با جهان درونی خاص خود.
این انتخاب تا اندازهای با ایدهٔ همبستگی گروه سازگار است، اما بهایش آن است که تماشاگر ممکن است نامها و ویژگیهای همه را به یک اندازه به خاطر نسپارد. رفاقت، وفاداری و زندگی روزمره فیلم در لحظههای میان عملیات، به شوخیها، اصطکاکها و عادتهای مشترک گروه توجه میکند. این بخشها برای ساختن حس رفاقت ضروریاند: تماشاگر باید پیش از آنکه با شخصیتها در خطر شریک شود، زندگی روزمره و شیوهٔ کنارآمدنشان با یکدیگر را بشناسد.
« مایلز تلر نیز در نقش برندان، ترکیبی از بیقراری و میل به تغییر را به نمایش میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صمیمیت میان اعضا بیش از آنکه در سخنرانیهای بزرگ شکل بگیرد، در رفتارهای کوچک و زبان مشترک آنان دیده میشود؛ در شوخیهایی که فشار کار را سبک میکند و در اعتمادی که برای انجام وظایف پرخطر لازم است. بااینحال، همین بخشها گاه ریتم فیلم را کند میکنند. در آغاز، بعضی صحنهها بیش از اندازه درنگ میکنند و مسیر رسیدن به درگیریهای جدیتر طولانی به نظر میرسد.
این مکثها قرار است زمینهٔ عاطفی بسازند، اما چون همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق نمییابند، گاهی تکرار حالوهوای رفاقت جای پیشرفت واقعی در شناخت گروه را میگیرد. فیلم در نیمههای بعدی بهتر میتواند این پیوندها را به تنشهای روایی وصل کند و اهمیت رابطهٔ میان اعضا را در دل خطر نشان دهد.
کارگردانی، موسیقی و لحن کارگردانی کوشینسکی در کنترل مقیاس صحنهها تواناست. او از یک سو به چشماندازهای وسیع و نیروهای مهارنشدنی طبیعت مجال حضور میدهد و از سوی دیگر، داستان را به تجربههای شخصی آدمها نزدیک نگه میدارد. این تعادل همیشه بینقص نیست؛ گاه فیلم میان درام خانوادگی، روایت قهرمانی و بازسازی یک حادثهٔ واقعی جابهجا میشود، بیآنکه پیوند این لحنها بهتمامی یکدست باشد.
بااینحال، در صحنههای اصلی، انتخابهای تصویری و میزانسن بهخوبی خطر را برجسته میکنند. موسیقی نیز در تقویت حس عاطفی فیلم نقش مهمی دارد. در لحظههای تنش، بافت صوتی به فضای آتشسوزی وزن میدهد و در لحظههای آرامتر، به روابط انسانی نزدیک میشود. گاهی این تأکید موسیقایی بیش از اندازه آشکار است و احساس را بهجای آنکه از تصویر و بازی بیرون بکشد، برای تماشاگر نشانهگذاری میکند.
« بااینحال، همین بخشها گاه ریتم فیلم را کند میکنند. »
قوتها و کاستیها
اما در مجموع، صدا و موسیقی در خدمت ساختن تجربهای منسجماند و بهویژه در صحنههایی که خطر از دور به نزدیک میآید، اثرگذاری قابلتوجهی دارند. واقعیت، قهرمانسازی و احساس «Only the Brave» بر پایهٔ رویدادهای واقعی ساخته شده و همین زمینه، بار عاطفی آن را دوچندان میکند؛ اما همزمان توقعی نیز پدید میآورد که فیلم باید میان بزرگداشت قهرمانان و پیچیدگی واقعیت تعادل برقرار کند.
اثر بیش از آنکه بخواهد تحلیلی گسترده از سیاستهای مقابله با آتشسوزی یا سازوکارهای نهادی ارائه کند، بر شجاعت، مهارت و پیوند انسانی اعضای گروه تمرکز دارد. این تمرکز به فیلم وضوح میدهد، اما گاهی زمینهٔ اجتماعی و حرفهای را محدود میکند و آدمها را به سوی نقشهای آشنای قهرمان، رهبر و تازهوارد سوق میدهد.
قدرت عاطفی فیلم از همین فاصلهٔ میان قهرمانسازی و انسانبودن سرچشمه میگیرد. شخصیتها صرفاً در مقام نمادهای شجاعت ظاهر نمیشوند؛ آنان همکار، دوست و عضو خانوادهاند، کسانی که برای کاری دشوار آموزش دیدهاند و در عین حال زندگی عادی خود را نیز دارند. فیلم در لحظههایی که این دو وجه را کنار هم میگذارد، از ملودرام صرف فاصله میگیرد.
البته ساختار کلی و نشانهگذاریهای عاطفی آن گاه آشکارند، اما بازیها و فضای جدی اثر اجازه نمیدهند این ویژگی بهتمامی به دستکاری احساسات تقلیل یابد. جمعبندی «Only the Brave» در بهترین لحظههایش همزمان فیلمی پرتنش دربارهٔ آتش و درامی انسانی دربارهٔ اعتماد است. صحنههای عملیاتی باورپذیر و نفسگیرند، بازیهای برولین و تلر به روایت نیروی عاطفی میبخشند و رابطهٔ میان اعضای گروه، هستهای گرم و تأثیرگذار برای فیلم فراهم میکند.
« قدرت عاطفی فیلم از همین فاصلهٔ میان قهرمانسازی و انسانبودن سرچشمه میگیرد. »
جمعبندی
در برابر این نقاط قوت، ریتم آغازین کند، الگوهای روایی آشنا، برخی دیالوگهای کلیشهای و پرداخت محدود شماری از شخصیتها قرار دارند. بااینهمه، فیلم بیش از آنکه به تازگی قصهاش متکی باشد، به صداقت عاطفی و جدیت اجراییاش تکیه میکند. برای مخاطبی که از درامهای مبتنی بر واقعیت انتظار شخصیتپردازی یکسان برای تمام اعضا یا تصویری عمیق از سازوکار حرفهای دارد، اثر ممکن است ناکامل بماند؛ اما برای کسی که میخواهد در کنار هیجان صحنههای آتشسوزی، رفاقت و بهای انسانیِ خدمت در شرایط خطر را ببیند، تجربهای ماندگار و اندوهبار فراهم میکند.
« بااینهمه، فیلم بیش از آنکه به تازگی قصهاش متکی باشد، به صداقت عاطفی و جدیت اجراییاش تکیه میکند. »



ثبت دیدگاه