نقد و بررسی
نقد Prison 77 | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندان بهمثابه آینهٔ جامعه «Prison 77» یا «Modelo 77» به کارگردانی آلبرتو رودریگز، در زندان مودلوِ بارسلونای سال ۱۹۷۷ میگذرد؛ زمانی که اسپانیا از دیکتاتوری فرانکو فاصله میگرفت و به سوی نظمی تازه حرکت میکرد. فیلم از دل این دورهٔ گذار، پرسشی روشن و در عین حال دشوار بیرون میکشد: اگر جامعه در آستانهٔ آزادی است، چرا کسانی که پشت میلهها ماندهاند باید همچنان از ابتداییترین حقوق خود محروم باشند؟
فیلم با پیوند دادن وضعیت زندان به فضای سیاسی بیرون، زندان را نه فقط محل وقوع داستان، بلکه تصویری فشرده از جامعهای میسازد که تغییر در آن وعده داده شده، اما هنوز به زندگی همه راه نیافته است. از اتهام فردی تا مطالبهای جمعی مانوئل، حسابداری جوان که در انتظار محاکمه است، با ورود به زندان با جهانی روبهرو میشود که قواعدش با زندگی بیرون تفاوت دارد.
او ابتدا میکوشد خود را از آشوب پیرامون دور نگه دارد و فقط از پسِ روزهای دشوار برآید؛ اما آشنایی با پینو، همسلولی باتجربهاش، و دیگر زندانیان نگاه او را دگرگون میکند. پیوستن مانوئل به مبارزهٔ زندانیان برای عفو و حقوق انسانی، نقطهٔ گذار داستان از یک روایت بقا به درامی اجتماعی است.
فیلم این تغییر را بهصورت جهشی ناگهانی عرضه نمیکند. مانوئل در آغاز نه قهرمانی آرمانخواه است و نه سخنگوی جنبشی سیاسی؛ او انسانی است که ابتدا میخواهد از آسیب دور بماند. همین مسیر تدریجی باعث میشود پیوند شخصی او با مبارزهٔ جمعی باورپذیرتر باشد. در عین حال، روایت بهخوبی نشان میدهد که سیاست در زندان مفهومی انتزاعی نیست: به غذا، امنیت، مجازات، امکان اعتراض و امید به آینده گره خورده است.
« فیلم این تغییر را بهصورت جهشی ناگهانی عرضه نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از افشای جزئیات فرجام داستان پرهیز میکند، اما از همان ابتدا روشن میسازد که مشارکت در چنین مبارزهای، زندگی مانوئل را در مسیری تازه قرار خواهد داد. همبستگی، نه قهرمانیِ تکنفره یکی از امتیازهای مهم فیلم، پرهیز از محدود کردن داستان به سرنوشت یک شخصیت است. زندانیان، با گذشتهها و منشهای گوناگون، بهتدریج به جمعی بدل میشوند که خواستهای مشترک دارد.
آنان در یکسو با ساختار سرکوبگر زندان روبهرو هستند و در سوی دیگر باید بر بدگمانیها، اختلافها و ترسهای میان خود غلبه کنند. فیلم از این راه، همبستگی را نه فضیلتی آماده و بیهزینه، بلکه انتخابی دشوار و شکننده تصویر میکند. رابطهٔ مانوئل و پینو نیز در همین بستر معنا مییابد. پینو از تجربهٔ زیستن در زندان برخوردار است و مانوئل تازهواردی است که هنوز معنای واقعی مناسبات قدرت در آنجا را نمیداند.
فاصلهٔ میان این دو، زمینهای برای شکلگیری رابطهای پیچیده فراهم میکند؛ رابطهای که بیش از آنکه بر گفتوگوهای توضیحی تکیه داشته باشد، از موقعیتها، سکوتها و واکنشهایشان نیرو میگیرد. اجرای میگل هرّان در نقش مانوئل، آسیبپذیری و دگرگونی او را ملموس میکند و خاویر گوتیئرز نیز به پینو سرسختی و لایههای انسانی میبخشد.
گروه بازیگران در مجموع، به جمع زندانیان هویت میدهد و مانع میشود شخصیتها صرفاً به نشانههایی برای انتقال پیام سیاسی تقلیل یابند. معماری تصویر و حس حبس فضای زندان در «Prison 77» حضوری فعال دارد. راهروها، سلولها و دیدگاههای بلند، آدمها را در نظمی هندسی محصور میکنند و پیوسته یادآور میشوند که فرد در این مکان زیر نگاه قدرت قرار دارد.
« همبستگی، نه قهرمانیِ تکنفره یکی از امتیازهای مهم فیلم، پرهیز از محدود کردن داستان به سرنوشت یک شخصیت است. »
شخصیتها و اجرا
طراحی بصری میان تاریکی فضای زیست زندانیان و نور دوردستی که از پنجرهها میتابد، تنشی مؤثر ایجاد میکند: آزادی در تصویر حاضر است، اما دسترسپذیر نیست. به این ترتیب، ساختمان صرفاً پسزمینهای تاریخی نمیشود؛ خود به یکی از نیروهای دراماتیک فیلم بدل میگردد. کارگردانی آلبرتو رودریگز نیز از تواناییاش در ساخت تعلیق و هدایت صحنههای پرتنش بهره میبرد.
جمعیت زندانیان، حرکت در راهروها و رویارویی با مأموران، اغلب با حس تهدید و بیقراری همراه است. این انتخاب، تماشاگر را به تجربهٔ جسمانی محیط نزدیک میکند: زندان در فیلم نه فقط وضعیتی حقوقی، بلکه فشاری روزمره بر بدن و روان انسانهاست. در کنار طراحی صحنه، قاببندی و نورپردازی به شکلگیری این فضای خفقانآور کمک میکنند و میل به رهایی را بیآنکه به گفتارهای طولانی نیاز باشد، در دل تصویر مینشانند.
خشونت؛ نیروی درام و محدودیت آن خشونت در فیلم کارکردی روشن دارد: نشان میدهد که کنترل زندان تنها از راه مقررات رسمی اعمال نمیشود و تنبیه جسمانی نیز بخشی از نظام قدرت است. ضربوشتم و تهدید، فاصلهٔ میان زبان قانون و واقعیت زندگی زندانیان را آشکار میکند و به مخاطب یادآور میشود که مطالبهٔ حقوق، در این فضا هزینه دارد.
از این جهت، خشونت صرفاً برای ایجاد هیجان به کار نمیرود و با مضمون اصلی فیلم پیوند دارد. با این حال، تکرار صحنههای خشن همیشه به تعمیق درام نمیانجامد. در برخی لحظهها، شدت و فراوانی ضربوشتم چنان برجسته میشود که فرصت مکث بر پیامدهای روانی و اخلاقی آن کمتر از حد انتظار است. فیلم میخواهد خشونت را بیپرده نشان دهد، اما گاه تصویرِ خشونت جای ظرافتی را میگیرد که میتوانست از راه سکوت، ترسِ پیش از واقعه یا اثر دیرپای آن بر روابط شخصیتها شکل بگیرد.
« به این ترتیب، ساختمان صرفاً پسزمینهای تاریخی نمیشود؛ خود به یکی از نیروهای دراماتیک فیلم بدل میگردد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب به اثر نیروی تکاندهنده میدهد، ولی ممکن است برای بخشی از مخاطبان تکراری یا فرساینده شود. ریتم و تراکم روایت «Prison 77» روایتی گسترده دارد و در طول مسیر، شخصیتها و رخدادهای متعددی را وارد میدان میکند. این تراکم به جهان فیلم وسعت میبخشد و اجازه میدهد مبارزهٔ زندانیان به مسئلهای فردی محدود نماند.
بااینحال، همین گستردگی گاهی به کندی میانجامد. برخی بخشها در حالی ادامه مییابند که کشمکش اصلی برای مدتی پیشرفت چندانی نمیکند؛ در نتیجه، فیلم با وجود موقعیتهای پرتنش، در مقاطعی طولانیتر از نیاز دراماتیک خود به نظر میرسد. تکرار موقعیتهای سرکوب و جابهجایی میان بحرانهای زندان نیز میتواند از اثرگذاری بعضی لحظهها بکاهد.
هر بار که خشونت یا فشار دوباره بازمیگردد، انتظار میرود معنا یا چشمانداز تازهای به داستان افزوده شود؛ اما این انتظار همیشه برآورده نمیشود. با وجود این، ریتم کلی فیلم چنان است که پیوند میان ماجرای مانوئل و مبارزهٔ جمعی از دست نمیرود و تماشاگر میتواند مسیر تحول شخصیتها را دنبال کند.
مسئله بیشتر در میزان فشردگی روایت است تا در ناتوانی فیلم از حفظ توجه مخاطب. تاریخ، گذار سیاسی و مخاطب امروز بخش مهمی از نیروی فیلم از زمینهٔ تاریخی آن سرچشمه میگیرد. «Prison 77» به دورهای میپردازد که تغییر سیاسی در اسپانیا آغاز شده بود، اما پیامدهای آن هنوز در زندگی روزمرهٔ بسیاری از مردم محسوس نبود.
« این انتخاب به اثر نیروی تکاندهنده میدهد، ولی ممکن است برای بخشی از مخاطبان تکراری یا فرساینده شود. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان وعدهٔ دموکراسی در بیرون و استمرار مناسبات اقتدارگرایانه در زندان تضادی معنادار میسازد. مبارزهٔ زندانیان برای عفو و حقوق، از این منظر فقط اعتراض به شرایط یک نهاد نیست؛ پرسشی دربارهٔ دامنه و معنای آزادی در جامعهای در حال دگرگونی است. این لایهٔ سیاسی برای مخاطبی که با تاریخ اسپانیا آشناست، میتواند وزن بیشتری پیدا کند؛ اما فیلم همهچیز را به پیشزمینهٔ تاریخی وابسته نمیسازد.
محرومیت، نابرابری در برابر قانون و دشواریِ همبستگی، مضامینیاند که بدون آگاهی تخصصی نیز قابل درک هستند. در مقابل، ظرافتهای گذار سیاسی و جایگاه گروههای مختلف زندانیان ممکن است برای تماشاگر ناآشنا به آن دوره کاملاً روشن نباشد. اثر گاهی بیش از آنکه زمینه را بهتفصیل توضیح دهد، بر تجربهٔ احساسی و موقعیتهای دراماتیک تکیه میکند؛ انتخابی که روایت را زنده نگه میدارد، اما بخشی از پیچیدگی تاریخی را در حاشیه میگذارد.
جمعبندی «Prison 77» درامی تاریخی و زندانمحور است که از تجربهٔ حبس برای طرح پرسشهایی بزرگتر دربارهٔ عدالت، آزادی و مسئولیت جمعی بهره میگیرد. بازیهای پرقدرت، فضای بصری حسابشده و تمرکز بر شکلگیری همبستگی، از مهمترین قوتهای آناند. در برابر، کند شدن ریتم در بخشهایی از روایت، تکرار بعضی موقعیتها و اتکای گاه بیش از اندازه به خشونت، از ظرافت و فشردگی اثر میکاهد.
با این همه، فیلم تصویری اثرگذار از لحظهای میسازد که تغییر سیاسی در بیرون آغاز شده، اما دیوارهای زندان هنوز آن را به رسمیت نمیشناسند. ارزش اصلی اثر در همین شکاف نهفته است: در نشان دادن اینکه آزادی، صرفاً وعدهای بیرونی نیست و باید در رفتار نهادها و در زندگی کسانی که کمترین امکان دفاع از خود را دارند نیز تحقق یابد.
« فیلم میان وعدهٔ دموکراسی در بیرون و استمرار مناسبات اقتدارگرایانه در زندان تضادی معنادار میسازد. »



ثبت دیدگاه