نقد و بررسی
نقد قصابها: کتاب دوم، راگهورن (Butchers Book Two: Raghorn) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خشونت در نقش موتور محرک «Butchers Book Two: Raghorn» دنبالهای است که از همان ابتدا روشن میکند بیش از هر چیز به دنبال چه نوع تجربهای است: وحشتی جسمانی، بیپرده و خونآلود. تصادفی در جادهای دورافتاده، گروهی از مسافران را در موقعیتی گرفتار میکند که قواعد عادی بقا در آن کارایی چندانی ندارد.
خانوادهای از قصابان آدمخوار، که پیشتر خود شکارچی بودند، اینبار در برابر تهدیدی هولناکتر قرار میگیرند. همین جابهجایی جایگاهها، ایدهٔ مرکزی فیلم را شکل میدهد: کسانی که دیگران را طعمه میپندارند، ناگهان خود به شکار تبدیل میشوند. فیلم با این وضعیت آشنا، میدان مناسبی برای تعقیب، شکنجه و نمایش خشونت فراهم میکند، اما در ادامه کمتر میتواند آن را به طرحی واقعاً تازه بدل سازد.
دنبالهای که از نو آغاز میکند عنوان فیلم انتظار ادامهای مستقیم از قسمت نخست را به وجود میآورد، اما «Raghorn» بیش از آنکه روایت پیشین را گسترش دهد، به ساختاری مستقل و تکرارشونده نزدیک میشود. فیلم همان قلمرو آشنای جادههای خلوت، جنگلهای انبوه و آدمهای خطرناک را از نو میسازد و بار دیگر گروهی را در برابر قاتلانی بیرحم قرار میدهد.
این بازگشت به الگوی آشنا برای مخاطبی که خواهان تماشای یک فیلم ترسناک سرراست است، بیدلیل نیست؛ دنباله میکوشد بیدرنگ به فضای تهدید و بقا برسد و درگیر توضیحات طولانی دربارهٔ گذشته نشود. بااینحال، تکرار الگو با بازآفرینی آن تفاوت دارد. فیلم موقعیت آغازین جذابی دارد: شکارچیان این بار در جایگاه قربانیان قرار میگیرند و خطر از سوی آدمخوارانی میآید که از خود خانوادهٔ قصابان نیز بیرحمتر به نظر میرسند.
« خانوادهای از قصابان آدمخوار، که پیشتر خود شکارچی بودند، اینبار در برابر تهدیدی هولناکتر قرار میگیرند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما این جابهجایی بهتنهایی برای ایجاد مسیری تازه کافی نیست. بسیاری از موقعیتها و تنشها یادآور نمونههای پیشین ژانرند و فیلم کمتر میکوشد از این شباهتها معنایی تازه بیرون بکشد. بنابراین، ایدهٔ اولیه کنجکاویبرانگیز است، ولی بسط آن محدود میماند. فضای دورافتاده و حس محاصره یکی از امتیازهای فیلم، استفاده از محیط روستایی و جنگلی برای ساختن حس انزواست.
جاده و طبیعت در اینجا فقط پسزمینه نیستند؛ مرزهاییاند که شخصیتها را از کمک و امکان فرار دور میکنند. سکوت و خلوت محیط، بهجای آرامش، نوعی انتظار ناخوشایند میآفریند: هر توقف میتواند به دام بدل شود و هر برخورد اتفاقی احتمالاً پیامدی مرگبار داشته باشد. این فضای بسته و دور از دسترس، با منطق فیلمهای وحشتِ بقا سازگار است و زمینهٔ مناسبی برای تعلیق فراهم میکند.
بااینهمه، فیلم همیشه از ظرفیت این فضا بهرهٔ کامل نمیگیرد. طبیعت گاه بیشتر نقش راهروهایی برای فرار و تعقیب را دارد تا عنصری که حالوهوای روانی داستان را عمیقتر کند. میشد از تاریکی، سکوت و فاصلهٔ شخصیتها از جهان بیرون برای ساختن ترسی تدریجیتر استفاده کرد؛ اما فیلم اغلب بهجای پرورش آرام اضطراب، به سراغ رویاروییهای مستقیم و شوکهای تصویری میرود.
نتیجه، فضایی مؤثر اما نه چندان متمایز است. خشونت؛ تأثیر فوری، فرسایش تدریجی خشونت آشکارترین ابزار فیلم برای جلب توجه است و در برخی صحنهها واقعاً اثر میگذارد. چند لحظه با اتکا به طراحی خشن و بازی با انتظار تماشاگر، شوک ناگهانی ایجاد میکنند و احتمالاً برای علاقهمندان به وحشت افراطی بهیادماندنی خواهند بود.
« اما این جابهجایی بهتنهایی برای ایجاد مسیری تازه کافی نیست. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از نمایش آسیب جسمی پرهیز نمیکند و همین صراحت، آن را از آثاری که خشونت را صرفاً در حاشیه نگه میدارند جدا میسازد. گاه تماشاگر نه فقط از سرنوشت شخصیتها، بلکه از خودِ شیوهٔ نمایش آن سرنوشت دچار ناراحتی میشود. اما شدت نمایش، جایگزین تنوع یا معنا نمیشود. هرچه فیلم بیشتر بر خونریزی و شکنجه تکیه میکند، خطر آن نیز بیشتر میشود که خشونت به عادت بصری بدل شود: تصویری که ابتدا تکاندهنده است، پس از چند بار تکرار بخشی از سازوکار قابلپیشبینی فیلم میشود.
برای بخشی از مخاطبان، همین زیادهروی سرچشمهٔ لذت ژانری است؛ برای دیگران، بهویژه کسانی که با صحنههای دلخراش راحت نیستند، ممکن است تجربهای آزاردهنده و خستهکننده باشد. فیلم در این زمینه مرز روشنی میان تنش و انزجار نمیگذارد و گاهی دومی را بهجای اولی مینشاند. ریتم و کشش روایی روایت در لحظات پرتحرک، کشش قابلقبولی پیدا میکند.
خطر ملموس است و تماشاگر میخواهد بداند شخصیتها چگونه از موقعیت گرفتارکننده بیرون خواهند آمد. این کنجکاوی، همراه با چند صحنهٔ غافلگیرکننده، به فیلم نیروی پیشبرنده میدهد. بااینحال، ضرباهنگ در سراسر اثر یکدست نیست. بخشهایی از میانهٔ فیلم بیش از اندازه مکث میکنند، بیآنکه این مکثها به شناخت عمیقتر شخصیتها یا افزایش معنادار اضطراب بینجامند.
به همین دلیل، انتظار برای رخداد بعدی گاه از تنش سازنده فاصله میگیرد و به احساس کشآمدن زمان تبدیل میشود. این کندی بهخصوص زمانی برجسته میشود که فیلم میخواهد میان صحنههای خشونتآمیز فاصله بیندازد. مکث در فیلم ترسناک میتواند فرصتی برای نفسکشیدن ظاهری و انباشتهشدن ترس باشد، اما چنین مکثی زمانی کار میکند که جزئیات تازهای به وضعیت بیفزاید.
« گاه تماشاگر نه فقط از سرنوشت شخصیتها، بلکه از خودِ شیوهٔ نمایش آن سرنوشت دچار ناراحتی میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در «Raghorn» این تعادل همیشه برقرار نیست. در نتیجه، بعضی صحنهها تماشاگر را میخکوب میکنند، اما پیوند میان آنها به اندازهٔ کافی فشرده نیست تا انرژی فیلم پیوسته باقی بماند. شخصیتها و بازیها شخصیتپردازی فیلم در خدمت وضعیت اضطراری قرار دارد و چندان از الگوهای شناختهشدهٔ این گونه فاصله نمیگیرد.
بیشتر آدمها ابتدا بر پایهٔ نقش خود در بازی بقا معرفی میشوند: قربانی، تهدید یا کسی که شاید بتواند در لحظهای تعیینکننده اوضاع را تغییر دهد. چنین رویکردی با فیلمی که بر تعقیب و خشونت تمرکز دارد تناسب دارد، اما فرصت چندانی برای ساختن شخصیتهایی پیچیده یا رابطههایی ماندگار باقی نمیگذارد.
در نتیجه، تهدیدها اغلب از خود آدمها برجستهتر میشوند. بازیها در مجموع به فضای خشن و اغراقآمیز اثر کمک میکنند. بازیگران موقعیتهای افراطی را جدی میگیرند و واکنشهایشان مانع از آن میشود که همهٔ لحظات به نمایشهایی بیروح از خون و فریاد فروکاسته شوند. بااینحال، محدودیت فیلمنامه اجازه نمیدهد بازیها همیشه به شخصیتها عمق بیشتری ببخشند.
وقتی انگیزهها و ویژگیهای فردی کمرنگاند، حتی اجرای قابلقبول نیز نمیتواند خلأ درام را بهتمامی جبران کند. فیلم در این بخش بیش از آنکه بر تحول شخصیتها تکیه کند، از حضور و رفتار تهدیدآمیز بازیگران سود میبرد. جایگاه فیلم در وحشت افراطی «Butchers Book Two: Raghorn» برای مخاطبی ساخته شده که از خشونت صریح، بدنآزاری و موقعیتهای ناخوشایند رویگردان نیست.
« در «Raghorn» این تعادل همیشه برقرار نیست. »
قوتها و کاستیها
از این نظر، فیلم تکلیف خود را روشن میکند و بهجای آنکه وحشت را به رمز و اشاره محدود سازد، آن را در قالبی جسمانی و مستقیم عرضه میکند. هواداران این زیرگونه ممکن است از چند صحنهٔ پرقدرت و از جهان بیرحمانهٔ فیلم لذت ببرند؛ بهخصوص اگر انتظارشان تجربهای تند، چرک و بیملاحظه باشد.
اما برای تماشاگرانی که از فیلم ترسناک انتظار نوآوری روایی، شخصیتپردازی دقیق یا تعلیقی پیوسته دارند، اثر رضایتبخشتر نخواهد بود. فیلم در استفاده از عناصر آشنا تردید ندارد، ولی کمتر میکوشد آنها را از نو معنا کند. خشونت میتواند لحظهای مخاطب را شوکه کند؛ تکرار و کندی، در مقابل، مانع میشوند که آن شوک به تجربهای منسجم و ماندگار تبدیل شود.
جمعبندی «Butchers Book Two: Raghorn» دنبالهای است که در فضای آشنای وحشتِ روستایی و آدمخواری حرکت میکند و بیشترین توان خود را در چند لحظهٔ خشن و شوکهکننده نشان میدهد. ایدهٔ وارونهشدن جایگاه شکارچی و شکار ظرفیت جذابی دارد، بازیها با فضای فیلم هماهنگاند و محیط دورافتاده به حس محاصره کمک میکند.
در سوی دیگر، روایت از تکرار الگوهای ژانری فراتر نمیرود، ریتم در بخشهایی افت میکند و خشونت گاه چنان برجسته میشود که جای تعلیق و بسط درام را میگیرد. حاصل، فیلمی مناسب برای علاقهمندان به وحشت خونآلود و افراطی است، اما نه اثری که با تازگی داستان یا ظرافت روایی خود در ذهن بماند.
« فیلم در استفاده از عناصر آشنا تردید ندارد، ولی کمتر میکوشد آنها را از نو معنا کند. »



ثبت دیدگاه