نقد و بررسی
نقد بیخوابی (Sleepless) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به قلمرو جالو «Sleepless» ساختهٔ داریو آرجنتو، بازگشتی آگاهانه به ژانری است که بیش از هر چیز با نام او پیوند خورده است: جالو؛ تریلر جناییِ آمیخته با وحشت، معما و نمایش پرزرقوبرق خشونت. فیلم از فرضی ساده اما پربار آغاز میشود: پس از هفده سال آرامش، قتلهایی در تورین از سر گرفته میشوند و کارآگاه بازنشستهای که زمانی پروندهٔ مشابهی را بررسی کرده بود، بار دیگر به دل ماجرا کشیده میشود.
او همراه جوانی کنجکاو در پی یافتن قاتل است؛ جستوجویی که گذشته را نه همچون خاطره، بلکه بهصورت تهدیدی زنده و حاضر به زمان حال بازمیگرداند. «Sleepless» محصول ۲۰۰۱ و ساختهٔ آرجنتو است و ماکس فون سیدو و استفانو دیونیسی در نقشهای اصلی آن حضور دارند. گذشتهای که از خواب برمیخیزد هستهٔ روایی فیلم تنها در تعقیب یک قاتل خلاصه نمیشود.
فاصلهٔ هفدهساله میان جنایتهای پیشین و قتلهای تازه، به داستان کیفیتی شبحوار میبخشد: گویی پروندهای که باید بسته میماند، از زیر لایههای فراموشی بیرون آمده و زندگی کسانی را که زمانی با آن روبهرو بودهاند دوباره مختل میکند. این فاصله، هم منبع تعلیق است و هم چارچوبی برای پرسشهایی دربارهٔ حافظه، خطای انسانی و دوام زخمهای قدیمی.
آرجنتو اطلاعات را قطرهچکانی عرضه میکند و تماشاگر را وامیدارد تا نشانهها را کنار هم بگذارد و دربارهٔ هویت قاتل حدس بزند. سرنخها، خاطرات پراکنده و بازگشت به پروندهٔ گذشته، معما را پیش میبرند؛ اما فیلم همیشه به یک اندازه به منطق شخصیتها و منطق طراحی معما وفادار نمیماند. گاه احساس میشود پیچش روایی بیش از آنکه از رفتار و انگیزهٔ آدمها بجوشد، برای آن ساخته شده که ناگهان مسیر حدس تماشاگر را عوض کند.
« Sleepless» محصول ۲۰۰۱ و ساختهٔ آرجنتو است و ماکس فون سیدو و استفانو دیونیسی در نقشهای اصلی آن حضور دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب ممکن است برای دوستداران بازیهای معمایی جذاب باشد، ولی از استحکام درونی قصه میکاهد. دو نسل در یک پرونده یکی از امتیازهای فیلم، پیوند میان کارآگاه سالخورده و همراه جوان اوست. این دو صرفاً دو بازوی تحقیقاتی نیستند؛ اختلاف تجربه، شیوهٔ نگاه و نسبتشان با گذشته، به روایت بُعدی انسانی میدهد.
کارآگاه بازنشسته با احتیاط و فرسودگیِ کسی پیش میرود که میداند حافظهاش ممکن است کامل نباشد و هر سرنخ میتواند خاطرهای ناآرام را زنده کند. در سوی دیگر، جوان کنجکاو با نیروی پرسشگری و بیقراریاش، تحقیق را از سکون بیرون میکشد. ماکس فون سیدو حضوری کنترلشده و متین دارد. بازی او به شخصیت وزن میبخشد، بیآنکه او را به قهرمانی شکستناپذیر بدل کند.
خستگی و تردید در اجرای او محسوس است و همین، مواجههٔ دوبارهٔ کارآگاه با پروندهای قدیمی را باورپذیرتر میسازد. استفانو دیونیسی نیز در مقام همراه جوان، انرژی متفاوتی به صحنههای تحقیق میآورد. رابطهٔ این دو در بهترین لحظاتش نه بر پایهٔ صمیمیتی فوری، بلکه بر اصطکاک و همکاری تدریجی شکل میگیرد؛ تضادی که گفتوگوها را زنده میکند و مانع میشود فیلم به رشتهای از سرنخها و تعقیبها تقلیل یابد.
بااینحال، این ظرفیت انسانی بیشتر در زوج مرکزی متمرکز میماند. شمار زیادی از شخصیتهای پیرامونی، با وجود نقششان در فضای رازآلود داستان، مجال چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند. در نتیجه، واکنشهای بعضی از آنان بیش از آنکه از شخصیتپردازی روشن سرچشمه بگیرد، تابع نیازهای معما به نظر میرسد.
« این انتخاب ممکن است برای دوستداران بازیهای معمایی جذاب باشد، ولی از استحکام درونی قصه میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
تورین؛ شهر سرد و ناآرام تورین در «Sleepless» فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ شهر به بخشی از دستگاه تعلیق بدل میشود. فضاهای سرد، خیابانهای خلوت و معماری فرسوده، احساس ناامنی را تقویت میکنند و به داستان هویتی مشخص میدهند. آرجنتو شهر را همچون محیطی میبیند که در آن هر راهرو، پنجره یا گوشهٔ تاریک میتواند محل ظهور تهدید باشد.
از همین رو، جغرافیای فیلم در شکلدادن به اضطراب سهمی جدی دارد، حتی اگر خود شهر در مقام یک شخصیت مستقل، چندان عمیق کاویده نشود. فیلمبرداریِ رونی تیلور میان مشاهدهٔ نسبتاً سرد فضا و ترکیببندیهای نمایشی در رفتوآمد است. میزانسنها اغلب بر فاصله، قابهای تنگ و دیدهای ناقص تکیه میکنند؛ گویی تماشاگر نیز مانند شخصیتها از همهٔ محیط خبر ندارد.
این محدودکردن میدان دید، با ساختار معمایی فیلم سازگار است و به صحنههای تعقیب یا انتظار نیرویی تهدیدآمیز میدهد. فیلم در لحظاتی که اجازه میدهد فضا پیش از حادثه در سکوت نفس بکشد، مؤثرتر است؛ زیرا هراس از دل انتظار سر برمیآورد، نه فقط از خود خشونت. موسیقی و خشونتِ سبکپردازیشده موسیقی گروه گابلین، که پیشتر با جهان سینمایی آرجنتو پیوندی دیرینه داشته، در «Sleepless» نقش مهمی در تثبیت حالوهوا دارد.
ضرباهنگ پرتنش و رنگآمیزی صوتیِ گاه نامتعارف، حس خطر را در صحنهها تشدید میکند و گاه بهجای آنکه صرفاً همراه تصویر باشد، در ساختن اضطراب پیشقدم میشود. موسیقی یادآور آن است که این اثر بیش از آنکه بخواهد واقعگرایی پلیسیِ خالص عرضه کند، به تجربهای حسی و سبکپردازانه نظر دارد. خشونت نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
« تورین؛ شهر سرد و ناآرام تورین در «Sleepless» فقط محل وقوع ماجرا نیست؛ شهر به بخشی از دستگاه تعلیق بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
قتلها و موقعیتهای خطرناک با تأکید بر تصویر و شوک طراحی شدهاند؛ آرجنتو از تماشاگر نمیخواهد تنها علت و معلول را دنبال کند، بلکه میخواهد او را در برابر لحظهٔ بصریِ تهدید قرار دهد. گاهی این رویکرد به خلق صحنههایی بهیادماندنی میانجامد و گاهی به اغراق یا تصنع نزدیک میشود. فیلم میان وحشت، معما و نمایشِ خشن در نوسان است و این نوسان برای مخاطبی که از قواعد جالو لذت میبرد بخشی از جذابیت آن است؛ برای تماشاگری که پیوستگی واقعگرایانه میطلبد، ممکن است فاصلهساز باشد.
ریتمی ناهموار و معمایی پُرپیچوخم «Sleepless» در آغاز با انرژی و فوریت پیش میرود، اما حفظ همان ضرباهنگ در سراسر روایت آسان نیست. در بخشهایی، گفتوگوها و تعقیبها بیش از اندازه امتداد مییابند و فیلم برای رساندن شخصیتها به سرنخ بعدی مکث میکند. این کندی همیشه فرصتی برای تعمیق فضا نیست؛ گاه صرفاً حس تکرار میآفریند و از فشار تعلیق میکاهد.
بهویژه وقتی روایت چند بار بر رازآلودگیِ یک سرنخ تأکید میکند، بیآنکه در همان اندازه به واکنش عاطفی یا انگیزهٔ شخصیتها بپردازد، کشش داستان افت میکند. در مقابل، ساختار معمایی همچنان نیروی محرکهٔ مؤثری دارد. تماشاگر به حدسزدن دعوت میشود و فیلم با پنهانکردن بخشی از اطلاعات، مسیرهای احتمالی را باز نگه میدارد.
مسئله آن است که همهٔ غافلگیریها به یک اندازه قانعکننده نیستند. بعضی پیچشها پس از وقوع، بیش از آنکه روشن کنند چرا شخصیتها چنین رفتار کردهاند، صرفاً نشان میدهند روایت قصد داشته تماشاگر را غافلگیر کند. همین فاصله میان شگفتی و اقناع، مهمترین محدودیت فیلمنامه است. جایگاه فیلم در جهان آرجنتو «Sleepless» را میتوان اثری دانست که با آگاهی از میراث جالو ساخته شده و به نشانههای آشنای این سنت وفادار میماند: قاتل ناشناس، سرنخهای دیداری و صوتی، اضطراب شهری، خشونت صریح و بازی با انتظارات مخاطب.
« گاهی این رویکرد به خلق صحنههایی بهیادماندنی میانجامد و گاهی به اغراق یا تصنع نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم بهجای آنکه ژانر را از بنیاد دگرگون کند، از ابزارهای شناختهشدهاش بهره میبرد و میکوشد آنها را در قالب معمایی تازه به کار گیرد. از همین رو، ارزش آن تا حد زیادی به میزان علاقهٔ مخاطب به جهان آرجنتو و قراردادهای جالو وابسته است. اثر در بخشهایی به زیباییشناسیِ اغراقآمیز خود اعتماد دارد و همین اعتماد به آن شخصیت میدهد؛ اما هرجا که تصویر و موسیقی جای منطق روایی را میگیرند، فیلم آسیب میبیند.
بازگشت قاتل پس از سالها، فضای سرد شهر و همراهی دو کارآگاه با جهان بصری و صوتی اثر همافزایی دارند، ولی شخصیتهای فرعیِ کمپرداخته و پیچشهای نهچندان طبیعی مانع میشوند این عناصر به کلیتی کاملاً یکدست بدل شوند. جمعبندی «Sleepless» تریلری جنایی و هراسآلود است که بیش از هر چیز با فضای رازآلود، تعلیقِ برخاسته از گذشته و تضاد میان کارآگاه فرسوده و همراه جوانش در ذهن میماند.
فیلم در خلق حالوهوای سرد و ناآرام تورین، طراحی لحظات پرتنش و بهرهگیری از موسیقی گابلین دستاوردهای چشمگیری دارد. در برابر، ریتم ناهموار، شخصیتپردازی محدودِ نقشهای فرعی و پیچشهایی که گاه بهجای منطق رفتاری بر غافلگیری تکیه میکنند، از انسجام آن میکاهند. با وجود این کاستیها، اثر برای مخاطبی که به جالو و سینمای سبکپردازانهٔ آرجنتو علاقه دارد، تجربهای جذاب و پُرکشش فراهم میکند؛ فیلمی که گذشته را به شکلی تهدیدآمیز به اکنون بازمیگرداند و تا پایان، حس ناآرامی را در پسِ معمای خود زنده نگه میدارد.
« از همین رو، ارزش آن تا حد زیادی به میزان علاقهٔ مخاطب به جهان آرجنتو و قراردادهای جالو وابسته است. »



ثبت دیدگاه