نقد و بررسی
نقد بدن کوچک (Small Body) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ سوگ و سفر «Small Body» یا «Piccolo corpo» ساختهٔ لائورا سامانی، فیلمی است دربارهٔ سفری که از فقدانی خصوصی آغاز میشود و آرامآرام راه خود را به سوی قلمرو افسانه، ایمان و پرسشهای دشوار دربارهٔ زندگی باز میکند. آغاتا، زنی جوان در روستایی ساحلی در شمال ایتالیا، نوزادی مرده به دنیا میآورد.
« آغاتا، زنی جوان در روستایی ساحلی در شمال ایتالیا، نوزادی مرده به دنیا میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در جهانی که سرنوشت روح کودک به آیین غسل تعمید گره خورده است، او با خبری دربارهٔ پناهگاهی دورافتاده روبهرو میشود؛ جایی که گفتهاند نوزادان مرده را برای لحظهای به زندگی بازمیگردانند تا بتوانند تعمید بگیرند. آغاتا پیکر کوچک دخترش را برمیدارد و سفری پرمخاطره را آغاز میکند. این خط داستانی ساده، بستری برای تأملی عمیقتر میشود: مادر تا کجا میتواند در برابر مرگ مقاومت کند و ایمان در چنین جهانی چه معنایی دارد؟
« آغاتا پیکر کوچک دخترش را برمیدارد و سفری پرمخاطره را آغاز میکند. »
شخصیتها و اجرا
میان تاریخ و افسانه سامانی قصه را در فضای روستایی اوایل قرن بیستم مینشاند؛ جهانی که باور دینی، آداب محلی و زندگی روزمره از یکدیگر جدا نیستند. فیلم در معرفی این فضا به توضیحهای تاریخی فراوان متکی نمیشود. بهجای آن، آیینها، خانهها، راههای دشوار و رفتار آدمها را به بخشی طبیعی از جهان داستان بدل میکند.
« فیلم در معرفی این فضا به توضیحهای تاریخی فراوان متکی نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین انتخاب به «Small Body» کیفیتی ملموس میدهد، اما در عین حال راه را برای ورود تدریجی عناصر رازآلود نیز باز میگذارد. اثر از ابتدا روشن نمیکند که باید تجربهٔ آغاتا را واقعگرایانه دید یا در چارچوب افسانهای که میان مردم جریان دارد. این دوگانگی یکی از جذابیتهای فیلم است: امر نامحتمل در کنار واقعیت روزمره قرار میگیرد، بیآنکه الزاماً به معجزهای نمایشی تبدیل شود.
قوتها و کاستیها
بااینحال، رفتوآمد میان واقعگرایی تاریخی و افسانهپردازی همیشه یکدست نیست. در بخشهایی، تغییر لحن چنان محسوس است که بهجای گسترش طبیعی جهان فیلم، اندکی گسست در آن ایجاد میکند. سوگ در سکوت سوگ در این فیلم نه با سخنرانی و نه با فورانهای عاطفی متعارف بیان میشود. اندوه آغاتا بیش از آنکه در کلام آشکار شود، در مکثها، نگاهها و حرکات کوچک او حضور دارد.
« بااینحال، رفتوآمد میان واقعگرایی تاریخی و افسانهپردازی همیشه یکدست نیست. »
جمعبندی
فیلم به تماشاگر فرصت میدهد این فقدان را از خلال بدن و رفتار شخصیت تجربه کند؛ از سنگینی باری که بر دوش میکشد تا اصراری که او را در جاده پیش میبرد. این شیوه از احساساتگرایی پرهیز میکند و از همین رو میتواند تأثیرگذارتر باشد: غم به تماشاگر تحمیل نمیشود، بلکه مجال مییابد در ذهن او تهنشین شود



ثبت دیدگاه