نقد و بررسی
نقد ردپا (Spoor) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی جنایی در دل طبیعت «اسپور» بهجای آنکه در قالب یک معمای جنایی متعارف محصور بماند، از قتلهای مرموز برای گشودن پرسشی گستردهتر بهره میگیرد: چه کسی حق دارد دربارهٔ مرزهای زندگی و مرگ تصمیم بگیرد، و چرا رنج بعضی موجودات را میتوان نادیده گرفت؟ فیلم در درهٔ کوودزکو، میان جنگلها و سکونتگاههای پراکنده، یانینا دوشیکو را دنبال میکند؛ زنی سالخورده که با طبیعت پیوندی عمیق دارد و از همان آغاز، سخنانش دربارهٔ حیوانات و خشونت انسانی جدی گرفته نمیشود.
با پیدا شدن قربانیان، حدسهای او به مرکز روایت راه مییابند، اما فیلم نه شتاب میکند تا معما را حل کند و نه آن را به بازی سادهٔ یافتن مجرم تقلیل میدهد. این انتخاب، هم امتیاز اصلی اثر است و هم منشأ دشواری آن. تماشاگر با یک داستان جنایی روبهروست، اما فیلم پیوسته از قواعد آشنای این گونه فاصله میگیرد و توجه را از «چه کسی؟» به «چرا چنین خشونتی عادی شده است؟» میکشاند.
در این مسیر، طبیعت نه پسزمینهای تزئینی، بلکه نیرویی حاضر در جهان داستان است؛ نیرویی که آدمها میکوشند آن را مهار کنند، مصرف کنند یا از دیدرس بیرون ببرند. یانینا؛ قهرمانی ناسازگار با نظم پیرامون جذابیت فیلم بیش از هر چیز در شخصیت یانینا ریشه دارد. او سرسخت، حساس و نامتعارف است؛ باورهایش را با لحنی قاطع بیان میکند و بهندرت میکوشد خود را مطابق پسند دیگران تغییر دهد.
علاقهاش به حیوانات و باورش به نشانههای طبیعت، در چشم اطرافیان اغراقآمیز یا حتی مضحک جلوه میکند. با این همه، فیلم از او قدیسی بینقص نمیسازد. خشم، بدبینی و تندیاش نیز بخشی از شخصیت اوست و همین تناقضها مانع از آن میشود که به نمادی یکبعدی فروکاسته شود. بازی Agnieszka Mandat این سرسختی را به حضوری ملموس بدل میکند.
« این انتخاب، هم امتیاز اصلی اثر است و هم منشأ دشواری آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در سکوتها و واکنشهای کوتاه نیز خصلتهای شخصیت را آشکار میسازد: زنی که هم از جهان اطرافش آسیب دیده و هم هنوز توان مهرورزی و دلبستگی دارد. یانینا نه صرفاً کارآگاهی غیرمتعارف است و نه فقط مدافعی آرمانگرا برای حیوانات. او انسانی تنهاست که تجربهاش از جهان با معیارهای جامعهٔ اطراف سازگار نیست؛ و از همین فاصله، نگاه او به رویدادها به فیلم امکان میدهد نظم ظاهراً طبیعی محیط را زیر سؤال ببرد.
طبیعت؛ منظرهای زیبا و میدان منازعه تصویرهای سرد و زمستانی فیلم، از نخستین لحظهها حس جدایی و انزوا را شکل میدهند. خانههای دورافتاده، جنگلهای خاموش و جادههایی که در برف محو میشوند، محیطی میسازند که هم زیباست و هم تهدیدآمیز. طبیعت در اینجا آرامشبخشی بیخطر نیست؛ زنده، رازآلود و گاه هولناک است.
فیلم با تکیه بر این کیفیت، مرز میان فضای آشنا و ناشناخته را باریک میکند. تصویربرداری بهجای آنکه تنها زیبایی منظره را به رخ بکشد، بر سردی و خاموشی آن تأکید دارد. سفیدی برف، تیرگی جنگل و سکون نماها، با تنهایی یانینا همآوا میشوند و گاه احساس میشود طبیعت چیزی را در خود پنهان کرده است.
در عین حال، این جهان طبیعی از منظر اخلاقی نیز معنا مییابد: حیوانات در داستان فقط بخشی از چشمانداز نیستند؛ موجوداتیاند که رفتار انسان با آنان، معیار سنجش نظم اجتماعی و ارزشهای آن میشود. فیلم در این زمینه صریح است، اما تصویرهایش اغلب بیش از گفتوگوها اثر میگذارند. هجو تلخ و نقد قدرت «اسپور» به فضای تیرهٔ جنایی خود لحظاتی از طنز سیاه میافزاید.
« یانینا نه صرفاً کارآگاهی غیرمتعارف است و نه فقط مدافعی آرمانگرا برای حیوانات. »
شخصیتها و اجرا
این طنز نه برای سبککردن مضمون، بلکه برای آشکارکردن تناقضهای جامعه به کار میرود: کسانی که از قانون و اخلاق سخن میگویند، ممکن است خود در برابر خشونت چشمپوشی کنند؛ و زنی که میکوشد از موجودات بیدفاع دفاع کند، بهسادگی «عجیب» یا «نامعقول» خوانده میشود. فیلم از دل همین برخوردها، رابطهٔ میان اقتدار، جنسیت و حق تعریف واقعیت را به چالش میکشد.
نقد اجتماعی اثر به شکلی ویژه از بیاعتنایی نهادها نیرو میگیرد. سخنان یانینا نه به دلیل آنکه حتماً نادرستاند، بلکه چون از دهان زنی بیرون میآیند که با معیارهای پذیرفتهشده همخوانی ندارد، کنار گذاشته میشوند. در این معنا، معمای جنایی با تجربهٔ نادیدهگرفتهشدن پیوند میخورد. فیلم نشان میدهد چگونه جامعه میتواند خشونتی را که به سود صاحبان قدرت است عادی جلوه دهد، اما اعتراض به آن را نشانهٔ آشفتگی بداند.
بااینحال، گاه پیامهای اثر آنقدر مستقیم بیان میشوند که ظرافت دراماتیک جای خود را به تأکید آشکار میدهد. روایت، ریتم و تعلیق روایت آرام فیلم با تنهایی یانینا و خلوت جغرافیایی محیط هماهنگ است. رخدادها با شتابی حسابشده کنار هم قرار میگیرند و مکثها فرصت میدهند تماشاگر فضای داستان را تجربه کند، نه آنکه صرفاً از گرهی به گرهٔ دیگر پرتاب شود.
این ریتم به شکلگیری حالوهوایی مراقبهوار کمک میکند؛ سکوت، انتظار و تکرار، بخشی از زبان فیلم میشوند. اما همین کندی ممکن است برای مخاطبی که از معمای جنایی انتظار پیشروی پیوسته دارد، خستهکننده باشد. برخی بخشها بیش از اندازه در فضای خود میمانند و تعلیق، بهجای آنکه همواره فشردهتر شود، گاهی پراکنده به نظر میرسد.
« فیلم از دل همین برخوردها، رابطهٔ میان اقتدار، جنسیت و حق تعریف واقعیت را به چالش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم چندین مسیر عاطفی و فکری را دنبال میکند و پیوند میان آنها همیشه به یک اندازه استوار نیست. در نتیجه، «اسپور» تجربهای یکدست و بینقص نیست: گاه ضرباهنگ سنجیدهاش به تعمق میانجامد و گاه حس توقف را برمیانگیزد. اقتباس و انتخابهای روایی فیلم بر پایهٔ رمان «بر استخوان مردگان شخم بزن» نوشتهٔ Olga Tokarczuk ساخته شده است.
اقتباس سینمایی، جهان داستان را به آمیزهای از معمای جنایی، درام اجتماعی و طنزی تیره تبدیل میکند؛ آمیزهای که لحن مشخص خود را دارد، اما همیشه بهآسانی در یک قالب جا نمیگیرد. این چندگانگی برای اثری که میخواهد هم قصهای رازآمیز تعریف کند و هم دربارهٔ اخلاق و سلطه پرسش بسازد، فرصتی خلاقانه است.
در عین حال، تعدد لحنها و ایدهها گاه انسجام روایت را کاهش میدهد. فیلم همچنین همهٔ نشانهها و گرههای خود را با توضیح روشن نمیبندد. این ابهام با جهانبینی یانینا و فضای رازآلود داستان تناسب دارد، اما ممکن است برای تماشاگرانی که به پاسخهای قطعی و رابطههای علّی کاملاً مشخص دل بستهاند، ناامیدکننده باشد.
اهمیت این انتخاب در آن است که ابهام را فقط به معما محدود نمیکند: تماشاگر باید دربارهٔ معنای عدالت، انتقام و همدلی نیز موضع خود را بازبینی کند. البته ابهام همیشه به عمق نمیانجامد؛ بعضی نشانهها بیش از آنکه رازآمیز و پربار باشند، ناکامل به نظر میرسند. جمعبندی «اسپور» فیلمی نامتعارف است که از دل یک رشته جنایت، به مواجههای اخلاقی با خشونت، طبیعت و بیاعتنایی اجتماعی میرسد.
« فیلم چندین مسیر عاطفی و فکری را دنبال میکند و پیوند میان آنها همیشه به یک اندازه استوار نیست. »
قوتها و کاستیها
فضاسازی زمستانی، بازی اثرگذار Agnieszka Mandat و شخصیت پیچیدهٔ یانینا، جهانی میسازند که پس از پایان نمایش نیز در ذهن میماند. فیلم بهویژه زمانی موفق است که بهجای توضیح مستقیم، سکوت و تصویر را به کار میگیرد و اجازه میدهد تنهایی شخصیت اصلی در چشمانداز سرد پیرامونش بازتاب یابد.
در مقابل، ریتم کند، ناهماهنگی گاهبهگاه میان لحنها و برخی گرههای توضیحنیافته، از نیروی اثر میکاهند. پایانبندی نیز بهجای پاسخگویی کامل، بر ابهام و تأمل تکیه میکند. بنابراین «اسپور» برای تماشاگرانی مناسبتر است که از معمای جنایی انتظار تجربهای صرفاً پرتعلیق ندارند و با روایتی آرام، پرسشمحور و سیاسی همراه میشوند.
این فیلم شاید همهٔ پرسشهایش را حل نکند، اما نیروی خود را در پرسشهایی مییابد که دربارهٔ حق شنیدهشدن، ارزش جان حیوانات و امکان عدالت باقی میگذارد.
« در مقابل، ریتم کند، ناهماهنگی گاهبهگاه میان لحنها و برخی گرههای توضیحنیافته، از نیروی اثر میکاهند. »



ثبت دیدگاه