نقد و بررسی
نقد دار و دستههای لاگوس (Gangs of Lagos) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهر بهمثابه نیرویی دراماتیک «Gangs of Lagos» بیش از آنکه صرفاً داستان چند تبهکار و رقابت میان گروههای خیابانی باشد، تلاشی است برای تبدیل لاگوس به نیرویی فعال در درام؛ شهری که خیابانهای متراکم، ترافیک، بازارها و مناسبات قدرتش بر انتخابهای شخصیتها سایه میاندازند. در محلهٔ ایساله اکو، خشونت رخدادی بیرونی و استثنایی نیست، بلکه بخشی از نظمی روزمره است؛ نظمی که در آن بقا، جاهطلبی و وفاداری بهسادگی از یکدیگر جدا نمیشوند.
فیلم در بهترین لحظههای خود این فضا را نه با توضیح، بلکه با تصویر و حرکت منتقل میکند: جمعیت، ازدحام و بیقراری محیط، حسِ محصوربودن شخصیتها را میسازند. این تأکید بر جغرافیای شهری به اثر هویتی متمایز میبخشد. لاگوس در اینجا پسزمینهای خنثی برای ماجرا نیست؛ خیابانها حافظهٔ جمعی و قواعد نانوشتهٔ خود را دارند و هر شخصیت در نسبت با آنها تعریف میشود.
بااینحال، فیلم گاهی برای برانگیختن هیجان به تصویرهای آشنای ژانر جنایی تکیه میکند و از پیچیدگی اجتماعی محیطی که ساخته، فاصله میگیرد. دوستی در سایهٔ سرنوشت هستهٔ عاطفی فیلم، پیوند سه دوست دوران کودکی است: اوبالولا، گِفت و ایفای. آنان در محیطی بزرگ میشوند که فرصتهای محدود و خطرهای فراوان، آینده را از همان ابتدا به مسئلهای دشوار بدل میکند.
« این تأکید بر جغرافیای شهری به اثر هویتی متمایز میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوستی برایشان تنها خاطرهای شیرین نیست؛ پناهگاهی است در برابر جهانی که مدام میکوشد آنها را به ابزار بازی قدرت دیگران تبدیل کند. هر یک رؤیا و خلقوخوی جداگانهای دارد، اما مسیرهایشان در گذر زمان به شکلی دردناک به هم گره میخورد. فیلم در بخشهای آغازین، کودکی را با توجهی ملموس به وابستگیها و پیمانهای میان این شخصیتها تصویر میکند.
این بنیاد عاطفی اهمیت دارد، زیرا مخاطب باید باور کند که وفاداریشان میتواند هم نیروی نجاتبخش باشد و هم سرچشمهٔ انتخابهای ویرانگر. دشواری زمانی پدیدار میشود که داستان از سالهای کودکی به بزرگسالی میرسد: شیمی میان بازیگران بزرگسال به استحکام پیوندهای اولیه نیست و گاه احساس میشود رابطهها بیش از آنکه از کنش و گفتوگو شکل بگیرند، به خاطرهٔ آنچه در گذشته بوده متکیاند.
میراث خشونت و انتخاب فردی اوبالولا در مرکز روایتی قرار دارد که پیوسته میان تقدیر و اختیار نوسان میکند. او در جهانی رشد میکند که قدرت خیابانی، نفوذ سیاسی و خشونت به یکدیگر راه دارند؛ محیطی که در آن ورود به شبکهٔ تبهکاری ممکن است در آغاز راهی برای امنیت یا پیشرفت به نظر برسد، اما بهتدریج هزینهٔ اخلاقی خود را آشکار میکند.
« هر یک رؤیا و خلقوخوی جداگانهای دارد، اما مسیرهایشان در گذر زمان به شکلی دردناک به هم گره میخورد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم از این مسیر میپرسد آیا میتوان در نظمی آلوده به خشونت، راهی مستقل یافت یا هر انتخاب تازه سرانجام به بازتولید همان چرخه میانجامد. این پرسش ظرفیت فکری مهمی به اثر میدهد، اما پاسخها همیشه به همان اندازه عمیق نیستند. برخی از موقعیتها به سوی الگوهای آشنا میروند: جوانی بااستعداد وارد جهان جرم میشود، زیر نفوذ چهرهای قدرتمند قرار میگیرد و میان وفاداری و رهایی گرفتار میماند.
آشنایی با این الگوها بهخودیخود عیب نیست؛ مسئله آن است که فیلم گاهی بهجای پیچیدهکردن آنها، از همان قواعد معمول برای پیشبردن تنش بهره میگیرد. در نتیجه، چند چرخش روایی بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، قابل حدس به نظر میرسند. سیاست و جهان زیرزمینی یکی از جنبههای جذابتر فیلم، پیوند میان قدرت سیاسی و خشونت خیابانی است.
دنیای گروههای تبهکار در این روایت، حاشیهای جدا از سیاست رسمی نیست؛ شبکهای است که در آن منافع خیابان و صاحبان قدرت میتوانند به هم برسند. این پیوند، داستان را از سطح رقابتهای شخصی فراتر میبرد و تصویری تلخ از جامعهای میسازد که در آن جوانان کمبرخوردار ممکن است هزینهٔ نزاعهایی را بپردازند که تصمیمگیرندگان اصلی از پیامدهایش دور ماندهاند.
« این پرسش ظرفیت فکری مهمی به اثر میدهد، اما پاسخها همیشه به همان اندازه عمیق نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، این لایهٔ اجتماعی در همهٔ بخشهای فیلم به یک اندازه پرورده نمیشود. اثر گاه به مسئلهای جدی اشاره میکند و سپس دوباره به کشمکشهای گروهی و صحنههای پرهیجان بازمیگردد، بیآنکه پیوند میان این دو را همیشه با ظرافت کافی گسترش دهد. همین امر باعث میشود نقد سیاسی فیلم در لحظههایی نافذ باشد، اما در لحظههایی دیگر بیشتر حکم زمینهای برای درام داشته باشد تا نیرویی که ساختار روایت را شکل میدهد.
بازیگری و شخصیتپردازی گروه بازیگران، بهویژه در نقشهای مکمل، به فیلم انرژی میبخشد. شخصیتهایی که در نگاه نخست ممکن است تنها کارکردی روایی داشته باشند، گاه بهواسطهٔ حضور بازیگرشان وزن و پیچیدگی بیشتری پیدا میکنند. بازیهای مکمل در ایجاد حس خطر، اقتدار و سوگ مؤثرند و به جهان فیلم بافتی انسانی میدهند.
در این میان، نقشهای مادرانه و چهرههای بانفوذ اطراف شخصیتهای جوان، ظرفیت عاطفی قابلتوجهی به روایت میافزایند. در مقابل، عملکرد همهٔ بازیگران بزرگسال به یک اندازه قانعکننده نیست. برخی لحظههای عاطفی بهجای آنکه از تنش درونی شخصیتها بجوشند، با تأکید آشکار بر اندوه یا خشم عرضه میشوند.
« بااینهمه، این لایهٔ اجتماعی در همهٔ بخشهای فیلم به یک اندازه پرورده نمیشود. »
قوتها و کاستیها
اوبالولا نیز با وجود جایگاه محوریاش، همیشه از عمق درونی لازم برخوردار نیست؛ گاهی کنشهایش روشنتر از انگیزههایشاند. این فاصله میان اهمیت شخصیت و میزان پرداخت روانی او، بهخصوص در نیمهٔ دوم، از قدرت عاطفی چند صحنه میکاهد. ریتم، تعلیق و خشونت «Gangs of Lagos» در آغاز بهسرعت مخاطب را وارد جهان خود میکند.
روایت پرحادثه است و تقابل میان دوستی، جاهطلبی و خشونت، تماشاگر را به دنبالکردن سرنوشت شخصیتها وامیدارد. صحنههای درگیری نیز به فیلم ضربآهنگی دیداری میدهند و در بهترین نمونهها، آشفتگی محیط را به بخشی از تجربهٔ تماشاگر تبدیل میکنند. اما این شتاب در سراسر فیلم حفظ نمیشود. در نیمهٔ دوم، انباشت رخدادها و گرههای داستانی گاه بهجای افزایش تعلیق، حرکت روایت را سنگین میکند.
بعضی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند، درحالیکه برخی تغییرهای مهم فرصت کافی برای اثرگذاری عاطفی ندارند. حاصل، ریتمی نابرابر است: فیلم میان فورانهای خشونت و توقفهای طولانی در نوسان میماند و همیشه نمیتواند این دو را به ضربآهنگی پیوسته بدل کند. خشونت، با وجود نقش محوریاش، گاهی آنقدر بر جلوهٔ صحنه تکیه دارد که پیامد انسانی آن به حاشیه میرود.
« این فاصله میان اهمیت شخصیت و میزان پرداخت روانی او، بهخصوص در نیمهٔ دوم، از قدرت عاطفی چند صحنه میکاهد. »
جمعبندی
جمعبندی «Gangs of Lagos» اثری پرانرژی و جاهطلبانه است که در ساختن فضای زندهٔ لاگوس و نمایش پیوند میان خیابان، سیاست و جهان تبهکاری توانایی نشان میدهد. حضور بازیگران مکمل، فضای پرتنش و روایتِ دوستیهایی که زیر فشار قدرت و خشونت شکل تازهای مییابند، از مهمترین امتیازهای آن است.
فیلم همچنین میکوشد فراتر از یک داستان جنایی، دربارهٔ میراث خشونت و محدودیت انتخاب در محیطی نابرابر سخن بگوید. بااینحال، روایت در بخشهایی به الگوهای آشنا و قابلپیشبینی نزدیک میشود؛ ریتم نیمهٔ دوم افت میکند و رابطهٔ میان شخصیتهای اصلی در بزرگسالی همیشه قانعکننده نیست. ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی همهٔ پیچشهای داستانی باشد، در فضاسازی و در لحظههایی است که تجربهٔ زیستهٔ محله و فشار ساختارهای قدرت را به تصویر تبدیل میکند.
حاصل، فیلمی نابرابر اما دیدنی است که در بهترین لحظههایش جهان خاص خود را میسازد و در ضعیفترین لحظهها زیر بار قواعد معمول ژانر فرو میماند.
« فیلم همچنین میکوشد فراتر از یک داستان جنایی، دربارهٔ میراث خشونت و محدودیت انتخاب در محیطی نابرابر سخن بگوید. »



ثبت دیدگاه