نقد و بررسی
نقد شهر اشباح (Spirited Away) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیالپردازی در آستانهی بلوغ «شهر اشباح» بیش از آنکه قصهی سفری به جهانی جادویی باشد، روایت ورود ناخواستهی کودکی معمولی به مرحلهای تازه از زندگی است. چیهیرو در آغاز دختری دلنگران و وابسته است که تغییر خانه را با بیمیلی میپذیرد؛ اما آنچه در جهان ارواح بر او میگذرد، ناگهان او را وادار میکند مسئولیت تصمیمهایش را بپذیرد.
فیلم این دگرگونی را نه با جهشی ناگهانی به سوی قهرمانی، بلکه با گامهایی کوچک و گاه دشوار میسازد: پذیرفتن کار، آموختن قواعد ناآشنا، کنار آمدن با ترس و کمککردن به دیگران، حتی هنگامی که هنوز از سرنوشت خود مطمئن نیست. همین تدریجیبودن، قلب عاطفی اثر را شکل میدهد. چیهیرو هیچگاه به قهرمانی شکستناپذیر بدل نمیشود؛ تردید و هراس در او باقی است، اما رفتهرفته درمییابد که میتواند با وجود آنها عمل کند.
این تصویر از شجاعت، صادقانه و باورپذیر است: بلوغ نه حذف ترس، بلکه توانِ پیشرفتن در حضور آن است. پیوند او با خانواده، انگیزهی سفرش را روشن نگه میدارد، بیآنکه فیلم به احساساتگرایی آسان پناه ببرد. جهانی با قواعد ناپیدا یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن جهانی است که همزمان افسونگر و ناآرامکننده به نظر میرسد.
« همین تدریجیبودن، قلب عاطفی اثر را شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سرزمین ارواح با توضیحهای فراوان معرفی نمیشود؛ تماشاگر، درست مانند چیهیرو، باید نشانهها را ببیند، از رفتار ساکنانش چیزی بیاموزد و کمکم بفهمد چه چیزی در این مکان پذیرفتنی یا خطرناک است. این پرهیز از شرح مستقیم، به جهان فیلم حس استقلال میدهد: گویی زندگی آن پیش از ورود قهرمان آغاز شده و پس از خروج او نیز ادامه خواهد داشت.
حمامگاه ارواح کانون اصلی این جهان است؛ مکانی پررفتوآمد با سلسلهمراتب، آداب، کار و کشمکشهای خاص خودش. جزئیات محیطی تنها برای زیبایی به کار نمیروند، بلکه قواعد اجتماعی و مناسبات قدرت را نیز به چشم میآورند. هر راهرو، اتاق یا موجود تازه میتواند دریچهای به عادتها و خواستههایی باشد که چیهیرو هنوز نمیشناسد.
همین حسِ ناآشنایی، بخش مهمی از تعلیق فیلم را پدید میآورد: ما اغلب نمیدانیم اتفاق بعدی چه خواهد بود، اما درمییابیم که باید به محیط و رفتار آدمهایش دقیق نگاه کنیم. انیمیشن؛ هنرِ جانبخشیدن به جزئیات تصویرپردازی فیلم از خیالپردازی پرشور و مشاهدهی دقیق جهان واقعی نیرو میگیرد. حرکتهای کوچک، از مکث و نگاه گرفته تا شیوهی راهرفتن شخصیتها، به آنها وزن و شخصیت میدهد.
« حمامگاه ارواح کانون اصلی این جهان است؛ مکانی پررفتوآمد با سلسلهمراتب، آداب، کار و کشمکشهای خاص خودش. »
شخصیتها و اجرا
محیطها نیز صرفاً پسزمینهی ماجرا نیستند؛ بخار، نور، آب، چوب و ازدحام جمعیت، حس مادی و ملموسی به جهانی میبخشند که در بنیادش فراطبیعی است. نتیجه، فضایی است که میتوان آن را هم رؤیایی دانست و هم بهطرزی غریب باور کرد. تنوع طراحی موجودات، از شگفتیهای همیشگی فیلم است. آنها نه همگی تهدیدند و نه همگی دوست؛ هرکدام حضوری ویژه دارند و گاه تنها با چند لحظه حضور، خاطرهای ماندگار میسازند.
این تنوع از نگاه فیلم به امر ناشناخته میآید: ناآشنایی الزاماً به معنای شرارت نیست، اما بیخطر هم نیست. تماشاگر باید با چیهیرو پیش برود و از روی رفتارها، نه صرفاً ظاهرها، دربارهی هر موجود داوری کند. صدا و موسیقی؛ سکوت میان شگفتیها موسیقی جو هیسایشی به فیلم شکوه میبخشد، اما کارکرد آن تنها همراهی با لحظههای بزرگ نیست.
ملودیهای آرام و گاه اندوهگین، برای مکثها و گذرهای میان رویدادها فضا میسازند. موسیقی به مخاطب مجال میدهد تا حسِ تنهایی، حیرت یا خستگی چیهیرو را دریابد، بیآنکه فیلم ناچار شود آن را با گفتوگو توضیح دهد. سکوت نیز به همین اندازه اهمیت دارد؛ گاهی نبودِ موسیقی، گستردگی و رازآلودگی محیط را پررنگتر میکند.
« نتیجه، فضایی است که میتوان آن را هم رؤیایی دانست و هم بهطرزی غریب باور کرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ترکیب صداهای محیطی، موسیقی و تصویر، ریتمی خاص میآفریند که با الگوی ماجراجوییِ پرشتاب تفاوت دارد. فیلم همیشه در پی رساندن تماشاگر از یک حادثه به حادثهی بعدی نیست؛ گاه اجازه میدهد صحنهای طولانیتر بماند تا حسوحال مکان در ذهن تهنشین شود. این انتخاب، به تجربهی تماشای فیلم کیفیتی مراقبهوار میدهد و بر جنبهی رؤیایی آن میافزاید.
شخصیتها و معنای کار چیهیرو در جهانی گرفتار میشود که ارزش انسانها را گاه با سودمندی و اطاعت میسنجد. کار در این فضا تنها وسیلهای برای گذران روز نیست؛ راهی است برای بهدستآوردن جایگاه، شناخت دیگران و حفظ استقلال. فیلم از این طریق، بلوغ را با مسئولیتپذیری پیوند میزند. چیهیرو برای پیشرفتن ناچار است بیاموزد، تلاش کند و در برابر فشارهای محیط از هویت خود دست نکشد.
شخصیتهای پیرامونی نیز به دوگانههای ساده تن نمیدهند. برخی در آغاز ترسناک یا سرد به نظر میرسند، اما رفتارشان پیچیدگی بیشتری نشان میدهد؛ برخی دیگر، با وجود ظاهر دلنشین، خواستههایی نگرانکننده دارند. ورود ناگهانی بعضی چهرهها یا رویدادها ممکن است برای مخاطبی که انتظار توضیح روشن و پیشینهی کامل دارد، کمی گیجکننده باشد.
« ترکیب صداهای محیطی، موسیقی و تصویر، ریتمی خاص میآفریند که با الگوی ماجراجوییِ پرشتاب تفاوت دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، این ابهام بخشی از منطق جهان فیلم است: چیهیرو قرار نیست همهچیز را بداند، و تماشاگر نیز همواره به دانشی بیش از او دسترسی ندارد. ریتم و ابهام روایی ساختار فیلم بیشتر بر تجربهی پیوستهی یک جهان تکیه دارد تا بر زنجیرهای فشرده از علتها و معلولهای کاملاً توضیحدادهشده. همین رویکرد، به اثر آزادی و حالوهوایی افسانهگون میبخشد؛ اما گاهی در بخشهای میانی، رفتوآمد میان برخوردها و ماجراها پراکنده به نظر میرسد.
بعضی صحنهها بیش از آنکه داستان را مستقیماً به پیش ببرند، بر غنای جهان و احساس حضور در آن میافزایند. برای تماشاگر شیفتهی کشف جزئیات، این مکثها دلپذیرند؛ برای کسی که انتظار پیشروی پیوسته دارد، ممکن است کندی ایجاد کنند. همچنین برخی قواعد و اتفاقها روشنسازی کاملی نمییابند. فیلم بهجای آنکه هر رمز را به توضیحی قطعی بدل کند، بخشی از راز را دستنخورده باقی میگذارد.
این انتخاب با فضای افسانهای اثر سازگار است، هرچند گاه سبب میشود پیوند میان بعضی رخدادها یا سرنوشت برخی شخصیتها شتابزده و مبهم احساس شود. بااینهمه، مسیر احساسی چیهیرو همچنان راهنمای مخاطب است و کمک میکند در میان نمادها و رخدادهای نامعمول، رشتهی اصلی داستان گم نشود. جمعبندی «شهر اشباح» اثری است که تخیل را نه بهعنوان گریز از واقعیت، بلکه بهمثابه راهی برای دیدن آن به کار میگیرد.
« بعضی صحنهها بیش از آنکه داستان را مستقیماً به پیش ببرند، بر غنای جهان و احساس حضور در آن میافزایند. »
جمعبندی
سفر چیهیرو، با همهی موجودات عجیب و موقعیتهای نامنتظرهاش، دربارهی رشد، مسئولیت و حفظ هویت در محیطی است که قواعدش هنوز شناختهشده نیست. انیمیشن پرجزئیات، موسیقی سنجیده و شخصیتهای رنگارنگ، جهانی زنده میسازند که از دل آن، داستانی انسانی و صمیمی سر برمیآورد. پراکندگیِ بعضی بخشها و ابهام برخی گرهها ممکن است از انسجام روایی فیلم بکاهد، اما رازآلودگیاش نیز بخشی از جاذبهی آن است.
فیلم به مخاطب اعتماد میکند تا همهچیز را فوراً نفهمد و اجازه میدهد حسها، تصویرها و رفتار شخصیتها معنای صحنهها را بهتدریج آشکار کنند. حاصل، قصهای خیالانگیز و ماندگار است که شگفتیاش از جهان نامعمول و اثرگذاریاش از رشد آرام و باورپذیر دختری سرچشمه میگیرد که ناچار میشود تواناییهای نهفتهی خود را کشف کند.



ثبت دیدگاه